پرتره‌نگاری ساختارزدوده» با نفی فردگرایی روان‌شناختی و زیبایی‌شناسی رمانتیک، تصویر را به ابزاری برای واکاوی مناسبات قدرت بدل می‌کند

عنوان: جان برجر -شیوه‌های دیدن -نقش ایدئولوژی و قدرت در نگاه به تصویر (واکاوی در عکاسی پرتره نگاری ساختار زدوده)

نمونه مورد مطالعه: عکس های آگوست زاندر

نویسنده: ریحانه تقی یاری

 

 

 

چکیده
دیدن، کنشی صرفاً فیزیولوژیک یا حسی ناب نیست؛ بلکه سازوکاری مفصل‌بندی‌شده، تاریخی، و به‌شدت آمیخته با ساختارهای قدرت، طبقه اجتماعی و گفتمان‌های مسلط است. جان برجر در اثر بنیادین خود، شیوه‌های دیدن (1972)، با به چالش کشیدن رویکردهای فرمالیستی و خنثی‌پندارانه تاریخ هنر بورژوایی، تصویر را به مثابه کانون بازتولید ایدئولوژی تعریف می‌کند. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین سازوکارهایی است که از طریق آن‌ها روابط طبقاتی، جنسیت‌زدگی و منطق کالایی سرمایه‌داری، ساختار بینایی و تفسیر تصویر را مشروط می‌سازند. برای فهم انضمامی این دستگاه انتقادی، این مقاله به سراغ «پرتره‌نگاری ساختارزدوده» به عنوان یک سبک عکاسی متعهد اجتماعی می‌رود. این سبک، با نفی فردگرایی روان‌شناختی و زیبایی‌شناسی رمانتیک، تصویر را به ابزاری برای واکاوی مناسبات قدرت بدل می‌کند. به عنوان نمونه مورد مطالعه، پروژه دوران‌ساز آگوست زاندر، مردمان قرن بیستم، کالبدشکافی می‌شود. روش‌شناسی این پژوهش، تحلیل کیفی متنی-انتقادی با تکیه بر چارچوب نظری ماتریالیسم فرهنگی برجر است. یافته‌ها نشان می‌دهد که زاندر، با ابداع یک دستور زبان بصری مبتنی بر برابری فرمال و تمرکز بر ابزار تولید، دقیقاً همان کاری را با مدیوم عکاسی انجام می‌دهد که برجر در نقد نقاشی رنگ‌روغن به دنبال آن بود: او فرایند «رمزآلودسازی» طبقاتی را متوقف ساخته، سوژه را از جایگاه «ملکِ دیداری» خارج کرده و با پیوند زدن چهره به تداوم آگاهی تاریخی و کار مادی، بر ازخودبیگانگی تحمیل‌شده توسط سرمایه‌داری تصویری غلبه می‌کند.

کلیدواژه‌ها: جان برجر، شیوه‌های دیدن، ایدئولوژی، پرتره‌نگاری ساختارزدوده، آگوست زاندر، رئالیسم اجتماعی، ماتریالیسم تصویری، رمزآلودسازی، نگاه مردانه.

 

۱. مقدمه و بیان مسئله

تصویر در سپهر مطالعات فرهنگی و تاریخ هنر معاصر دیگر نه به عنوان یک بازتاب عینی از واقعیت بیرونی و نه به عنوان یک تجربه زیبایی‌شناختی محض و فارغ از زمینه اجتماعی تلقی می‌شود. در تاریخ‌نگاری کلاسیک و بورژوایی هنر—که توسط چهره‌هایی نظیر کنت کلارک هدایت می‌شد—هنر و تصاویر تاریخی به عنوان تجلی نبوغ فردی و کمال فرمال واکاوی می‌شدند (Clark, 1956). این رویکرد، ساختارهای طبقاتی و شرایط مادی تولید را از تحلیل تاریخ هنر طرد می‌کرد؛ فرآیندی که جان برجر آن را «رمزآلودسازی» (Mystification) تاریخ هنر می‌نامد (Berger, 1972: 11).

مسئله محوری این پژوهش آن است که چگونه «دیدن» به عنوان یک عمل شناختی، توسط گفتمان‌های ایدئولوژیک ساختار یافته است و نقش سازوکارهای انباشت سرمایه و سلطه در جهت‌دهی به «نگاه» چیست؟ انتشار کتاب و مجموعه تلویزیونی *شیوه‌های دیدن* توسط جان برجر در سال ۱۹۷۲، گسستی رادیکال از سنت نقد فرمالیستی را پدید آورد. برجر این گزاره بنیادین را مطرح کرد که دیدن پیش از سخن گفتن می‌آید، اما هیچ‌گاه دیدن ناب یا خنثی وجود ندارد؛ ما همواره آنچه را می‌بینیم در پرتو دانش، قراردادها و موقعیت طبقاتی خود ادراک می‌کنیم.

برای فهم بهتر این دستگاه انتقادی، این مقاله استدلال می‌کند که سبک عکاسی پرتره‌نگاری ساختارزدوده (Deconstructed Portraiture) به عنوان یکی از شاخه‌های رئالیسم اجتماعی، میدانی بی‌نظیر برای مشاهده عملی نظریات برجر فراهم می‌آورد. این سبک با کنار گذاشتن پرتره‌نگاری سنتی که در خدمت بازتولید فخر خانوادگی و فردیت بورژوایی بود، تلاش می‌کند تا انسان را به عنوان گره‌گاه نیروهای مادی، اقتصادی و نهادی به تصویر بکشد.

از این رو، این پژوهش در پی آن است تا ابتدا مؤلفه‌های کلیدی نظریه انتقادی جان برجر را تبیین کرده و سپس با معرفی سبک پرتره‌نگاری ساختارزدوده، نشان دهد که چگونه پروژه عظیم عکاسی آگوست زاندر (August Sander) با عنوان مردمان قرن بیستم، به مثابه یک کالبدشکافی بصری از ساختار طبقاتی، ایده‌های برجر را در عمل متجسم می‌سازد. پرسش این است: چگونه می‌توان پرتره انسانی را از زمینه ایدئولوژیک حاکم تهی ساخت و آن را به ابزاری برای افشای همان مناسبات بدل کرد؟

 

۲. چارچوب نظری: شیوه‌های دیدن و برساخت ایدئولوژیک نگاه جان برجر

آرای جان برجر بر چند ستون مفهومی استوار است که برای تحلیل هر نوع تصویر، از نقاشی کلاسیک تا عکاسی مدرن، ضروری می‌نماید.

۲.۱. رژیم دیداری، رمزآلودسازی و تخریب هاله قدسی

نخستین مرحله از تحلیلاً فیزیولوژیک یا حسی ناب نیست؛ بلکه سازوکاری مفصل‌بندی‌شده، تاریخی، و به‌شدت آمیخته با ساختارهای قدرت، طبقه اجتماعی و گفتمان‌های مسلط است. جان برجر در اثر بنیادین خود، شیوه‌های دیدن (1972)، با به چالش کشیدن رویکردهای فرمالیستی و خنثی‌پندارانه تاریخ هنر بورژوایی، تصویر را به مثابه کانون بازتولید ایدئولوژی تعریف می‌کند. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین سازوکارهایی است که از طریق آن‌ها روابط طبقاتی، جنسیت‌زدگی و منطق کالایی سرمایه‌داری، ساختار بینایی و تفسیر تصویر را مشروط می‌سازند. برای فهم انضمامی این دستگاه انتقادی، این مقاله به سراغ «پرتره‌نگاری ساختارزدوده» به عنوان یک سبک عکاسی متعهد اجتماعی می‌رود. این سبک، با نفی فردگرایی روان‌شناختی و زیبایی‌شناسی رمانتیک، تصویر را به ابزاری برای واکاوی مناسبات قدرت بدل می‌کند. به عنوان نمونه مورد مطالعه، پروژه دوران‌ساز آگوست زاندر، مردمان قرن بیستم، کالبدشکافی می‌شود. روش‌شناسی این پژوهش، تحلیل کیفی متنی-انتقادی با تکیه بر چارچوب نظری ماتریالیسم فرهنگی برجر است. یافته‌ها نشان می‌دهد که زاندر، با ابداع یک دستور زبان بصری مبتنی بر برابری فرمال و تمرکز بر ابزار تولید، دقیقاً همان کاری را با مدیوم عکاسی انجام می‌دهد که برجر در نقد نقاشی رنگ‌روغن به دنبال آن بود: او فرایند «رمزآلودسازی» طبقاتی را متوقف ساخته، سوژه را از جایگاه «ملکِ دیداری» خارج کرده و با پیوند زدن چهره به تداوم آگاهی تاریخی و کار مادی، بر ازخودبیگانگی تحمیل‌شده توسط سرمایه‌داری تصویری غلبه می‌کند.

 

 

۱. مقدمه و بیان مسئله

تصویر در سپهر مطالعات فرهنگی و تاریخ هنر معاصر دیگر نه به عنوان یک بازتاب عینی از واقعیت بیرونی و نه به عنوان یک تجربه زیبایی‌شناختی محض و فارغ از زمینه اجتماعی تلقی می‌شود. در تاریخ‌نگاری کلاسیک و بورژوایی هنر—که توسط چهره‌هایی نظیر کنت کلارک هدایت می‌شد—هنر و تصاویر تاریخی به عنوان تجلی نبوغ فردی و کمال فرمال واکاوی می‌شدند (Clark, 1956). این رویکرد، ساختارهای طبقاتی و شرایط مادی تولید را از تحلیل تاریخ هنر طرد می‌کرد؛ فرآیندی که جان برجر آن را «رمزآلودسازی» (Mystification) تاریخ هنر می‌نامد (Berger, 1972: 11).

مسئله محوری این پژوهش آن است که چگونه «دیدن» به عنوان یک عمل شناختی، توسط گفتمان‌های ایدئولوژیک ساختار یافته است و نقش سازوکارهای انباشت سرمایه و سلطه در جهت‌دهی به «نگاه» چیست؟ انتشار کتاب و مجموعه تلویزیونی شیوه‌های دیدن توسط جان برجر در سال ۱۹۷۲، گسستی رادیکال از سنت نقد فرمالیستی را پدید آورد. برجر این گزاره بنیادین را مطرح کرد که دیدن پیش از سخن گفتن می‌آید، اما هیچ‌گاه دیدن ناب یا خنثی وجود ندارد؛ ما همواره آنچه را می‌بینیم در پرتو دانش، قراردادها و موقعیت طبقاتی خود ادراک می‌کنیم.

برای فهم بهتر این دستگاه انتقادی، این مقاله استدلال می‌کند که سبک عکاسی پرتره‌نگاری ساختارزدوده (Deconstructed Portraiture) به عنوان یکی از شاخه‌های رئالیسم اجتماعی، میدانی بی‌نظیر برای مشاهده عملی نظریات برجر فراهم می‌آورد. این سبک با کنار گذاشتن پرتره‌نگاری سنتی که در خدمت بازتولید فخر خانوادگی و فردیت بورژوایی بود، تلاش می‌کند تا انسان را به عنوان گره‌گاه نیروهای مادی، اقتصادی و نهادی به تصویر بکشد.

از این رو، این پژوهش در پی آن است تا ابتدا مؤلفه‌های کلیدی نظریه انتقادی جان برجر را تبیین کرده و سپس با معرفی سبک پرتره‌نگاری ساختارزدوده، نشان دهد که چگونه پروژه عظیم عکاسی آگوست زاندر (August Sander) با عنوان مردمان قرن بیستم، به مثابه یک کالبدشکافی بصری از ساختار طبقاتی، ایده‌های برجر را در عمل متجسم می‌سازد. پرسش این است: چگونه می‌توان پرتره انسانی را از زمینه ایدئولوژیک حاکم تهی ساخت و آن را به ابزاری برای افشای همان مناسبات بدل کرد؟

 

۲. چارچوب نظری: شیوه‌های دیدن و برساخت ایدئولوژیک نگاه جان برجر

آرای جان برجر بر چند ستون مفهومی استوار است که برای تحلیل هر نوع تصویر، از نقاشی کلاسیک تا عکاسی مدرن، ضروری می‌نماید.

۲.۱. رژیم دیداری، رمزآلودسازی و تخریب هاله قدسی

نخستین مرحله از تحلیل نشانه‌هایی از جایگاه طبقاتی خوانش می‌شوند.
ویرانی استودیو: عکاس، استودیوی آراسته را ویران کرده و سوژه را در محیط کار، در برابر دیوارهای عریان، یا در بافت روزمره مستقر می‌سازد.

این رویکرد، انسان را نه به عنوان یک روح مستقل، بلکه به عنوان یک  تیپ اجتماعی که در تقسیم کار جای گرفته است، به تصویر می‌کشد. شاخص‌ترین و نظام‌مندترین تجسم این رهیافت، در پروژه دوران‌ساز عکاس آلمانی، آگوست زاندر، تبلور یافت.

 

۴. نمونه مورد مطالعه: آناتومی طبقاتی آگوست زاندر در «مردمان قرن بیستم»

پروژه دوران‌ساز آگوست زاندر (August Sander) تحت عنوان «مردمان قرن بیستم» (Menschen des 20. Jahrhunderts)، فراتر از یک مستندنگاری، یک آناتومی بصری از صورت‌بندی طبقاتی جمهوری وایمار آلمان است. زاندر جامعه را به هفت گروه اصلی تقسیم کرد: از دهقانان، افزارمندان، و پرولتاریا تا نخبگان فکری و طردشدگان اجتماعی (Sander, 1980: 12-15). تحلیل کار او از منظر نظریات برجر، تطابق شگفت‌انگیزی را آشکار می‌سازد.

۴.۱. واژگونی نمادهای تملک: از هولباین تا زاندر

همان‌طور که ذکر شد، جان برجر در تحلیل تابلوی مشهور سفرا اثر هولباین استدلال می‌کند که پرتره سنتی اشرافی، سازوکاری برای نمایش استیلا بر منابع مادی بود. دو سفیر در میان ابزارهای دقیق دریانوردی و کره‌های جغرافیا احاطه شده‌اند؛ اشیاء به گونه‌ای بازنمایی شده‌اند که جهان ماده را قابل تملک، استعمار و خرید نشان دهند (Berger, 1972: 90-93).

زاندر در پروژه خود دقیقاً همین ساختار را با یک وارونگی ماتریالیستی رادیکال فرامی‌خواند. در پرتره معروف کارگر کوره آجرپزی (1928) یا پرتره‌های پیشه‌وران، ابزارهای کار (ماله، قالب آجر، داس) دیگر «اشیای لوکس برای فخرفروشی» نیستند؛ بلکه ابزار تولید و شاخص‌های فرسایش جسمانی ناشی از کار مزدی‌اند. اگر در سنت مورد نقد برجر، نقاشی رنگ‌روغن کار بدنی را پنهان می‌کرد، زاندر دستان سنگین، پوست چرم‌گونه و شانه‌های افتاده طبقه کارگر را در کانون اپتیکی عکس می‌نشاند. در اینجا، فردیت سوژه از دل پیوند مادی او با جایگاهش در چرخه تولید متولد می‌گردد.

۴.۲. برابری رادیکال فرم و افشای رمزآلودسازی

برجر تأکید می‌کند که تصاویر مسلط، فرم‌های نمادین را طبیعی جلوه می‌دهند تا تداوم اقتدار حاکمان ازلی به نظر برسد. زاندر با ابداع یک دستور زبان بصری دقیق، هر دو شیوه رمزآلودسازی را منهدم کرد:

1. پرهیز از رقت‌انگیزی و احساسات‌گرایی: زاندر از زوایای دوربین دراماتیک، سایه‌روشن‌های اغراق‌آمیز و شکار لحظه‌ایِ ژست‌های ترحم‌برانگیز پرهیز می‌کرد. لنز او به صورت تراز، با نوری تخت و شفاف کار می‌کرد. او سوژه را به «ابژه خیریه بصری» برای طبقه متوسط تبدیل نمی‌کرد.
2. برابری رادیکال در دستور زبان بصری: زاندر یک نجیب‌زاده، یک بانکدار و یک کارگر تخلیه زباله را با یک فرمولبندی اپتیکی یکسان عکاسی می‌کرد. این برابری در فرم، توهم «برتری ذاتی یا فیزیولوژیک» اشرافیت را برملا می‌ساخت. هنگامی که یک اشراف‌زاده با همان نور، زاویه و وضوحی دیده می‌شود که یک انقلابی چپ‌گرا دیده شده است، مشخص می‌گردد که تمایز آن‌ها نه در جوهره فردی، بلکه صرفاً در توزیع نابرابر قدرت و سرمایه است. نگاه خیره سوژه‌های زاندر به عدسی دوربین، نگاهی مستقیم و بی‌پرواست که ساختار یک‌سویه «تماشاگر-مالک» را به حالت تعلیق درمی‌آورد.

شاید قطعی‌ترین سندی که اثبات می‌کند پروژه زاندر منطبق بر افشای ایدئولوژیِ مورد نظر برجر بوده است، واکنش حزب نازی به اثر او باشد. در سال ۱۹۳۶، حکومت نازی کتاب او را توقیف و پلیت‌های آن را تخریب کرد (Sander, 1980: 9). علت واضح بود: دوربین زاندر نشان می‌داد که آلمان نه یک پیکره نژادی یکپارچه، بلکه جامعه‌ای به‌شدت شقه شده بر اساس منافع طبقاتی است. او با متصل کردن چهره‌ها به واقعیت مادی کار، «اسطوره نژادی» را به نفع «تحلیل طبقاتی» باطل کرد.

۴.۳. گسست از زمان منجمد: زمینه و تداوم تاریخی در عکاسی

جان برجر در کتاب شیوه‌ای دیگر برای گفتن (Berger & Mohr, 1982) استدلال می‌کند که عکاسی ذاتا یک برش ناپیوسته از زمان ایجاد می‌کند و یک لحظه را از جریان زندگی جدا می‌سازد. اگر زمینه و تداوم تاریخی آن بازسازی نشود، تصویر توسط ایدئولوژی مسلط مصادره می‌گردد.

عکاسی متعهد اجتماعی و به‌ویژه پروژه زاندر، این مشکل را با دو راهکار حل می‌کند:

1. استفاده از رویکرد مجموعه‌محور و آرشیوی: زاندر هرگز به یک تک‌عکس تکیه نکرد. معنا در شبکه روابط میان پرتره‌ها شکل می‌گیرد. تقابل پرتره یک دهقان در کنار پرتره یک افسر، بافت طبقاتی و روند تاریخی را قابل دیدن می‌سازد.
2. پیوند عکس و متن انتقادی: هرچند زاندر بیشتر بر قدرت آرشیو تکیه داشت، اما سنت رئالیسم اجتماعی (مانند کارهای خود برجر با ژان مور در کتاب یک مرد هفتم) نشان داد که ترکیب عکس با روایت نوشتاری، آمار و صدای درونی سوژه‌ها، مانع از آن می‌شود که رنج سوژه به یک کالای احساسی مبدل گردد.

آگوست زاندر، با تبدیل دوربین به ابزار ثبت جامعه‌شناختی ماتریالیستی، نشان می‌دهد که دیدن واقعی، همواره مستلزم دیدنِ تاریخ مادی انسان است.

 

۵. نتیجه‌گیری

تحلیل انتقادی آرای جان برجر در شیوه‌های دیدن اثبات می‌کند که تصویر، قلمرویی مستقل از مبارزات اجتماعی و گفتمان‌های سلطه نیست. برجر با شکستن قداست تصنعی تاریخ هنر محافظه‌کار، سازوکارهای پنهان ایدئولوژی را در متن فرم‌های بصری آشکار ساخت. دیدن، عملی مشروط، گفتمانی و گره‌خورده به جایگاه سوژه در هندسه قدرت است.

این مقاله نشان داد که پرتره‌نگاری ساختارزدوده و به طور مشخص پروژه «مردمان قرن بیستم» آگوست زاندر، تجسمی انضمامی و قدرتمند از دستگاه نظری برجر است. زاندر با ابداع یک دستور زبان بصری متعهد، رسالت هنر انتقادی را به انجام رساند. او با:

1. زدودن هاله تقدس کاذب و افشای رمزآلودگی بورژوایی از طریق نمایش بی‌پرده واقعیت طبقاتی؛
2. جایگزین کردن نگاه خیره و مقاوم سوژه به جای نگاه مطیع و تملک‌پذیرکه در نقاشی سنتی وجود داشت؛
3. بازگرداندن بدن و اشیاء به بافتار مادی تولید به جای ابژه‌سازی اروتیک یا نمایش تملک؛
4. تثبیت پیوند دیالکتیکی میان لحظه فریز شده عکس و تداوم آگاهی تاریخی از طریق ساختار آرشیوی،

دستگاه نظری برجر را در ساختار تصویر متجسم کرد. در عصر بمباران تصاویر دیجیتال و الگوریتم‌های بینایی ماشینی، دستگاه تحلیلی جان برجر و نمونه‌های عملی همچون کار آگوست زاندر، ضرورت رادیکال خود را حفظ کرده‌اند: رهایی از انقیاد بصری، نیازمند واسازی ایدئولوژی نهفته در زاویه دید و احیای مجدد پیوند میان نگاه، تاریخ و مناسبات مادی است.

 

 

منابع و مآخذ


 درک عکس، جان برجر،مترجم: کریم متقی. انتشارات زبان تصویر، ۱۳۹۳.
 شیوه‌های دیدن، جان برجر، مترجم: زیبا مغربی. انتشارات شورآفرین، ۱۳۹۳.

دربارهٔ نگریستن، جان برجر، مترجم: فیروزه مهاجر. انتشارات آگاه، ۱۳۷۷.

– Althusser, L. (1971). Lenin and Philosophy and Other Essays. Translated by B. Brewster. London: New Left Books- Benjamin, W. (1968). “The Work of Art in the Age of Mechanical Reproduction”. In: Illuminations, edited by H. Arendt, translated by H. Zohn. New York: Schocken Books, pp. 217-251
– Benjamin, W. (1999). “Little History of Photography”. In: Selected Writings: Volume 2, Part 2, 1931–1934. Cambridge, MA: The Belknap Press of Harvard University Press, pp. 507–530
– Berger, J. (1972). Ways of Seeing. London: Penguin Books / BBC
– Berger, J., & Mohr, J. (1982). Another Way of Telling. New York: Pantheon Books
– Bourdieu, P. (1984). Distinction: A Social Critique of the Judgement of Taste. Cambridge, MA: Harvard University Press
– Clark, K. (1956). The Nude: A Study in Ideal Form. New York: Pantheon Books
– Gombrich, E. H. (1960). Art and Illusion: A Study in the Psychology of Pictorial Representation. Princeton: Princeton University Press
– Kracauer, S. (1995). “Photography”. In: The Mass Ornament: Weimar Essays. Cambridge, MA: Harvard University Press, pp. 47–64
– Mulvey, L. (1975). “Visual Pleasure and Narrative Cinema”. Screen, 16(3), 6–18- Rosler, M. (1981). “In, Around, and Afterthoughts (On Documentary Photography)”. In: 3 Works, Halifax: The Press of the Nova Scotia College of Art and Design, pp. 303-341
– Sander, A. (1980). Citizens of the Twentieth Century: Portrait Photographs 1892–1952. Edited by G. Sander, text by U. Keller. Cambridge, MA: The MIT Press
– Tagg, J. (1988). The Burden of Representation: Essays on Photographies and Histories. Amherst: University of Massachusetts Press
– Williams, R. (1977). Marxism and Literature. Oxford: Oxford University Press