نمایشگاه گروهی «صدای پای آب» از ۱۰ مهرماه در گالری «خانه دوست» گشایش یافته و تا ۱۵ مهرماه—همزمان با زادروز سهراب سپهری، نقاش و شاعر معاصر—میزبان مخاطبان است. در این رویداد، طوفان ارفع بهعنوان مدیر هنری و یکی از هنرمندان حاضر، با تلفیق ارجاع به تابلوی «جیغ» ادوارد مونک و بازنمایی اضطرابهای زیست معاصر پس از جنگ ۱۲روزه، مرز میان عنصر بصری و «صدای ذهنی» را به چالش کشیده است.

گفتوگوی اختصاصی «اتاق روشن پرس» با طوفان ارفع:
طوفان ارفع: «صدای پای آب» برای من تداعیکننده سهراب سپهری و ادای احترام به اوست
در نمایشگاه گروهی «صدای پای آب» در گالری خانه دوست، آب تنها یک عنصر طبیعی نیست؛ بلکه بهانهای برای شکلگیری مواجهههای متفاوت هنرمندان با مفاهیمی چون صدا، تجربه، خاطره، رنج و زیست معاصر است. طوفان ارفع، مدیر هنری و یکی از هنرمندان این نمایشگاه، در اثر خود بخشی از «جیغ» ادوارد مونش را در کنار چهرهای فریادزن قرار داده و از این طریق، تجربهای شخصی و معاصر را با یکی از شناختهشدهترین تصاویر تاریخ هنر پیوند زده است.
ارفع درباره انتخاب عنوان نمایشگاه میگوید این عنوان از ابتدا با ارجاعی آگاهانه به سهراب سپهری انتخاب شده است: «انتخاب عنوان “صدای پای آب” تصادفی نیست. به دلیل ارادت و علاقهای که به سهراب سپهری داشتیم و همچنین همزمانی نمایشگاه با تولد ایشان، این عنوان را انتخاب کردیم تا یادآور شخصیت و آثار او باشد و نوعی بزرگداشت برای او محسوب شود. سپهری علاوه بر اینکه شاعر بزرگی بود، نقاش بزرگی نیز بود.»
با این حال، ارفع معتقد است معنای یک اثر هنری الزاماً نباید در محدوده نیت اولیه هنرمند باقی بماند. به باور او، مخاطب در مواجهه با اثر از آزادی برخوردار است و میتواند خوانشی متفاوت از آنچه هنرمند هنگام خلق اثر در ذهن داشته، ارائه دهد: «اینکه مخاطب به مفهومی که آرتیست هنگام خلق اثر داشته نزدیک شود یا نه، چندان مهم نیست. مخاطب حق دارد برداشت آزاد خودش را از آثار هنری داشته باشد. هر فرد میتواند با یک اثر ارتباطی برقرار کند و برداشتی از آن دریافت کند که ممکن است با نظر خالق اثر یکسان یا متفاوت باشد؛ حتی ممکن است مخاطب به موضوعی برسد که هنرمند هنگام خلق اثر اصلاً به آن فکر نکرده باشد.»

او درباره فرآیند شکلگیری اثر خود نیز تأکید میکند که از ایده اولیه فاصله نگرفته است: «من از آنچه مورد نظرم بود فاصله نگرفتم. روی ایدهام کار کردم و تلاش کردم به همان چیزی برسم که میخواستم. به نظر خودم، با استفاده از موضوع و فرم، توانستم به معنایی که مدنظر داشتم برسم.»
اما یکی از مهمترین عناصر این اثر، حضور بخشی از «جیغ» ادوارد مونش است؛ تصویری که در طول بیش از یک قرن، بارها مورد بازخوانی و تفسیر قرار گرفته است. ارفع درباره انتخاب این تصویر میگوید: «در اثر من بخشی از اثر ادوارد مونش با عنوان “جیغ” را کار کردم و بخش دیگری را با ذهنیت خودم در کنار آن قرار دادم. این دو بخش در کنار یکدیگر میتوانند نوعی ارتباط ایجاد کنند؛ ارتباطی که به مفهوم جیغ یا فریاد بازمیگردد.»
او این اثر را نخستین تجربه خود پس از جنگ ۱۲روزه میداند و میگوید شرایط آن دوره، بهویژه حضورش در تهران، در شکلگیری فضای ذهنی اثر تأثیرگذار بوده است: «این نخستین کار من پس از جنگ ۱۲روزه بود. تمام آن مدت با آن شرایط در تهران بودم و ذهنیت من بهگونهای بود که تلاش کردم آن چیزی را که در درونم اتفاق میافتاد در این اثر منعکس کنم.»
از نگاه ارفع، شباهت میان اثر مونش و اثر او به معنای برقراری یک ارتباط مستقیم میان دو اثر نیست. او تفاوت تاریخی و شرایط شکلگیری این دو اثر را مهم میداند: «مونش در زمان خودش و با توجه به شرایط زمانه و فشارهایی که متحمل میشد، آن اثر را خلق کرد. اما اثر من حدود ۱۱۰ تا ۱۱۵ سال بعد و پس از جنگ ۱۲روزه شکل گرفت؛ دورهای که فشار زیادی بر تمام شهروندان و همچنین بر من وارد شد. بنابراین ارتباط مستقیمی میان این دو اثر وجود ندارد، اما بهصورت غیرمستقیم میتوان دید که تحمل سختیها، حتی اگر دلایل متفاوتی داشته باشند و در شرایط زمانی و مکانی متفاوتی رخ دهند، در نهایت میتواند به یک برونریزی مشابه منجر شود.»
او در ادامه، این «برونریزی» را نقطه مشترک میان دو تجربه میداند؛ تجربههایی که با وجود فاصله تاریخی و تفاوت در زمینههای اجتماعی و شخصی، میتوانند در سطح بیان هنری به خروجی مشابهی برسند.
از سوی دیگر، انتخاب مفهوم «صدا» در عنوان نمایشگاه، برای ارفع به معنای تلاش برای عبور از بیان صرفاً بصری و ایجاد نوعی صدای ذهنی در اثر است. او توضیح میدهد: «هنرهای تجسمی اساساً از طریق دیدن و ویژگیهای بصری میتوانند پیام خود را منتقل کنند، اما من با در نظر گرفتن جیغ و فرعیات اثر میخواستم نوعی صدا در آن وجود داشته باشد؛ صدایی که بتواند با “صدای پای آب” ارتباط پیدا کند.»
با وجود این، ارفع در نهایت تأکید میکند که قرار نیست مخاطب برای رسیدن به معنای اثر، الزاماً به یک تفسیر مشخص هدایت شود. او بار دیگر بر استقلال مخاطب در مواجهه با اثر هنری تأکید میکند: «همانطور که گفتم، مخاطب آزاد است که برداشت شخصی خودش را داشته باشد و نظر تمام مخاطبان قابل احترام است.»
در این نگاه، «صدای پای آب» برای طوفان ارفع بیش از آنکه صرفاً ارجاعی به یک تصویر یا مفهوم مشخص باشد، نقطهای برای شکلگیری گفتوگویی میان اثر، هنرمند و مخاطب است؛ گفتوگویی که در آن «جیغ» مونش، تجربه شخصی هنرمند پس از جنگ و مفهوم صدا، در کنار یکدیگر قرار میگیرند، اما معنای نهایی اثر را به مخاطب واگذار میکنند.
مصاحبه و عکس: نازنین حیدرزاده







Wednesday, 14 October , 2026