در این مصاحبه چگونگی شکل‌گیری این ساختار مفهومی و ظرفیت گسترش‌پذیری معنایی آن از آسیب‌پذیری زیستی تا بحران‌های پیرامونی تشریح شده است.

نمایشگاه گروهی «صدای پای آب» تا ۱۵ مهرماه—هم‌زمان با زادروز سهراب سپهری—در گالری «خانه دوست» میزبان علاقه‌مندان به هنرهای تجسمی است. مریم شریفی شوریجه، مجسمه‌ساز، با اثر مفهومی «اولویت با امنیت» در این رویداد حضور دارد؛ اثری از مجموعه‌ای پیوسته که با جابه‌جایی عامدانه کارکرد اشیای آشنا نظیر لباس و میخ، غیاب کالبد انسانی و تقابل ماده سخت و فرم ارگانیک را برجسته می‌سازد.

گفت‌وگوی اختصاصی «اتاق روشن پرس» با مریم شریفی شوریجه:

«اولویت با امنیت»؛ جایی که لباس، غیاب انسان را روایت می‌کند

مریم شریفی شوریجه، مجسمه‌ساز حاضر در نمایشگاه گروهی «صدای پای آب» در گالری خانه دوست، در این نمایشگاه اثری را ارائه کرده است که برخلاف انتظار اولیه، مستقیماً با مفهوم آب یا شعر «صدای پای آب» سهراب سپهری شکل نگرفته است. او تأکید می‌کند که این اثر پیش از شکل‌گیری نمایشگاه ساخته شده و بخشی از مجموعه شخصی اوست که همچنان روی آن کار می‌کند.

این هنرمند درباره نسبت اثرش با عنوان نمایشگاه می‌گوید که اثر با عنوان «اولویت با امنیت» شکل گرفته و از ابتدا برای نمایشگاه «صدای پای آب» ساخته نشده است؛ بنابراین ممکن است در نگاه نخست ارتباط مستقیمی میان این اثر، شعر سهراب سپهری یا حتی نام گالری «خانه دوست» وجود نداشته باشد. با این حال، به اعتقاد او، در یک اثر مفهومی امکان گسترش معنا و تعمیم آن به زمینه‌های مختلف وجود دارد. از همین منظر، می‌توان این اثر را با مفهوم «صدای پای آب» نیز مرتبط دانست؛ از جمله با مسئله کمبود آب که یکی از مشکلات کشور است و می‌تواند زمینه‌ای برای خوانش‌های گسترده‌تر اثر باشد.

شریفی شوریجه در توضیح ایده اصلی مجسمه، به یکی از پیکره‌های این مجموعه اشاره می‌کند؛ پیکره‌ای که در آن، لباس جایگزین بدن انسان شده است. در این اثر، لباس برخلاف انتظار معمول، از میخ آویزان نیست، بلکه میخ را با خود حمل می‌کند. لباس در عین آنکه یک شیء روزمره و آشناست، فرم انسانی پیدا کرده و به‌تنهایی روایتی را شکل می‌دهد. در وضعیت معمول، میخ نقش تکیه‌گاه لباس را دارد، اما در اینجا این رابطه معکوس شده است: تیزی میخ به جای آنکه در دیوار فرو برود، وارد لباس شده و آن را سوراخ کرده است. به این ترتیب، میخ به جای انتخاب دیوار به‌عنوان محل استقرار، لباس را انتخاب کرده و جای خود را در آن پیدا کرده است.

این جابه‌جایی در کارکرد اشیا، بخشی از منطق مفهومی اثر را شکل می‌دهد. هنرمند با تغییر رابطه‌ای آشنا میان «لباس»، «میخ» و «تکیه‌گاه»، موقعیتی ایجاد کرده که در آن اشیای معمولی از کاربرد روزمره خود فاصله می‌گیرند و به عناصر حامل معنا تبدیل می‌شوند.

در بخش دیگری از اثر، تقابل میان ماده سخت و فرم انسانی اهمیت پیدا می‌کند. شریفی شوریجه درباره استفاده از فلز در نقطه‌ای که معمولاً بیشترین ارتباط را با هویت و فردیت انسان دارد، توضیح می‌دهد که این انتخاب با هدف ایجاد تضاد میان دو جنس و دو کیفیت متفاوت صورت گرفته است. او می‌گوید یک عنصر فلزی سخت درون چوب قرار داده شده و اگرچه در اینجا می‌توان جنس آن را پارچه نیز تصور کرد، اما اساس ایده بر استفاده از همین تقابل شکل گرفته است؛ تقابلی میان ماده‌ای سخت و صنعتی و عنصری که با بدن و پوشش انسان پیوند دارد.

یکی دیگر از وجوه مهم این اثر، مواجهه مخاطب با پیکره‌ای انسانی است که در واقع بدن ندارد. هنرمند معتقد است مخاطب با دقت در مجسمه متوجه می‌شود که آنچه در برابر او قرار گرفته، در حقیقت لباس یک انسان است؛ انسانی که بدنش غایب است، اما فرم و حتی احساسات انسانی در این لباس باقی مانده است. شریفی شوریجه می‌گوید هدف او از این بیان، انتقال همین مفهوم بوده است؛ اینکه لباس بتواند در غیاب بدن، همچنان نشانه‌ای از انسان و وضعیت انسانی باشد.

در این میان، ماده نیز برای هنرمند صرفاً یک ابزار اجرایی نیست. فلز، چوب و لباس هر یک با ویژگی‌های فیزیکی خود در شکل‌گیری معنای اثر نقش دارند. شریفی شوریجه تأکید می‌کند که ماده می‌تواند حامل معنا باشد و در این اثر نیز فلزی بودن میخ، بخشی از بیان هنری است. او می‌خواهد سختی و ماهیت فلزی میخ در مواجهه با لباس و پیکره انسانی دیده و احساس شود.

به گفته این هنرمند، هر دو عنصر، یعنی لباس و میخ، در نهایت مصنوعات ساخت بشر هستند؛ اما قرار گرفتن آنها در کنار یکدیگر و ایجاد تقابل میان ویژگی‌هایشان، امکان انتقال حس و معنا را فراهم می‌کند. از این منظر، اثر «اولویت با امنیت» بیش از آنکه بخواهد روایتی مستقیم ارائه دهد، مخاطب را با مجموعه‌ای از تضادها مواجه می‌کند: حضور و غیاب انسان، نرمی و سختی، بدن و ماده، تکیه‌گاه و آسیب، و در نهایت، شیء آشنا و معنایی که از کاربرد معمول آن فاصله گرفته است.

«اولویت با امنیت» اگرچه برای نمایشگاه «صدای پای آب» ساخته نشده، اما ماهیت مفهومی آن امکان خوانش‌های متفاوت و پیوند با زمینه‌های گوناگون را فراهم می‌کند؛ خوانش‌هایی که می‌توانند از تجربه فردی و وضعیت انسانی تا مسائل اجتماعی و حتی بحران‌هایی مانند کمبود آب امتداد پیدا کنند.

 

 

مصاحبه و عکس : نازنین حیدرزاده