به گزارش اتاق روشن پرس، علی صوفی، عکاس، هنرمند و بنیانگذار خانه و مدرسه عکاسی صوفی، با تأکید بر اینکه عکاسی فراتر از ثبت مکانیکی واقعیت است، نگاه شخصی، سواد بصری و توانایی طرح پرسش را از مهمترین مؤلفههای شکلگیری یک عکاس صاحبنگاه دانست.
در جریان برنامه «دویست سال عکاسی؛ بازدید و بررسی آثار عکاسی از گنجینه موزه هنرهای معاصر» که روز جمعه ۱۷ مهرماه ۱۴۰۵ در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد، علی صوفی در گفتوگویی با اتاق روشن پرس، به بررسی نسبت عکاسی با زمان و حافظه، مسئولیت هنرمند در بازنمایی واقعیت، تأثیر رسانههای مختلف بر زبان تصویر و ضرورت بازنگری در شیوه آموزش عکاسی پرداخت.
این عکاس در حاشیه بازدید از نمایشگاه «این صورت باقی»، عکاسی را رسانهای دانست که همزمان با ثبت لحظه، به گذر زمان و فقدان آنچه دیگر به همان شکل وجود ندارد، اشاره میکند؛ رسانهای که از نگاه او، نهتنها امکان حفظ تصویر یک لحظه را فراهم میسازد، بلکه مخاطب را با محدودیتهای بازنمایی واقعیت نیز مواجه میکند.

عکاسی؛ مواجهه با زمان، حافظه و غیاب
صوفی در تفسیر عنوان «این صورت باقی» اظهار کرد که عکاسی از آغاز با تناقضی اساسی همراه بوده است؛ از یک سو میکوشد چیزی را برای همیشه حفظ کند و از سوی دیگر، گذرا بودن لحظات و ناپایداری جهان را یادآوری میکند.
او در این باره گفت: «عکس، صورتِ چیزی است که دیگر دقیقاً به همان شکل وجود ندارد. لحظهای که ثبت شده، گذشته است؛ اما تصویرش باقی مانده.»
به اعتقاد این هنرمند، عکاسی صرفاً به معنای ثبت یک لحظه نیست، بلکه با مفاهیمی همچون زمان، حافظه و غیاب پیوند دارد. هر عکس بخشی از واقعیت را حفظ میکند، اما در عین حال، بخشهایی از آن را بیرون از قاب باقی میگذارد؛ ازاینرو، تصویر را نمیتوان معادل تمام حقیقت دانست.
صوفی با تأکید بر اهمیت نگاه عکاس افزود که پیش از ساختن قاب، باید جهان را شناخت و درک کرد. از نظر او، آنچه در نهایت از یک هنرمند و زمانه او باقی میماند، تنها مجموعه عکسهای ثبتشده نیست، بلکه نوع نگاه او به جهان نیز بخشی از این میراث است.

از بازنمایی رنج تا ساختن پرسشهای هنری
این عکاس در بخش دیگری از گفتوگو، با اشاره به مجموعه «پرنسسهای کوره»، بر ضرورت تفکیک میان عکاسی مستند اجتماعی و پروژههای فاینآرت تأکید کرد. به گفته او، این مجموعه را نمیتوان در چارچوب متعارف عکاسی مستند اجتماعی تعریف کرد؛ چراکه با صحنهپردازی شکل گرفته و هنرمند در ساختن موقعیت تصویری آن نقش داشته است.
صوفی توضیح داد که در عکاسی مستند، نسبت عکاس با واقعیت بیرونی و نحوه شهادت دادن به آن اهمیت ویژهای دارد، درحالیکه در فاینآرت، هنرمند میتواند از واقعیت اجتماعی آغاز کند و آن را به استعاره، موقعیت تصویری یا پرسشی هنری تبدیل کند.
او درباره هدف خود از خلق مجموعه «پرنسسهای کوره» گفت که قصدش صرفاً نمایش فقر یا برانگیختن ترحم مخاطب نبوده، بلکه تلاش کرده است با تغییر موقعیت تصویری دختران حاضر در این مجموعه، کلیشههای رایج درباره آنان را به چالش بکشد.
از نگاه صوفی، عنوان «پرنسسها» نیز بخشی از همین رویکرد است؛ تلاشی برای ایجاد فاصله میان تصویری که جامعه از این دختران انتظار دارد ببیند و امکانی که اثر هنری برای بازاندیشی در آن تصویر فراهم میکند.
او در ادامه، مجموعه «شوالیهها» را نیز پروژهای در حوزه فاینآرت معرفی کرد که در آن از نمادها، اشیا و موقعیتهای ساختهشده برای طرح پرسشهایی درباره قدرت، ایدئولوژی، جنگ و کودکی استفاده شده است.
صوفی در توضیح این مجموعه، توجه خود را معطوف به تأثیر جنگ بر ذهن و تخیل کودکان دانست و به تناقض میان وعدههای باشکوه قدرت و پیامدهای واقعی آن اشاره کرد. به گفته او، گاهی پیش از آنکه کودکان فرصت تصور آینده خود را پیدا کنند، دیگران آینده آنان را تعیین کردهاند.
این هنرمند تأکید کرد که ترجیح میدهد بهجای ارائه پاسخهای سیاسی آماده، موقعیتی تصویری خلق کند که تناقضهای درونی خود را آشکار سازد؛ زیرا گاهی یک تصویر میتواند پرسشی ایجاد کند که شعارهای متعدد از ایجاد آن ناتواناند.
مرز میان عکاسی و دیگر هنرهای تجسمی
صوفی که در حوزه نقاشی و گرافیک نیز فعالیت دارد، تجربه نقاشی را از عوامل مؤثر در شکلگیری نگاه خود به عکاسی دانست. به گفته او، نقاشی موجب شده است که تصویر را صرفاً سندی از واقعیت نبیند، بلکه آن را امکانی برای تفسیر، ساختن و بیان جهان شخصی بداند.
او توضیح داد که تجربه نقاشی، شناخت او را از نقش رنگ، نور، بافت، فرم و روابط میان اجزای تصویر گسترش داده و فعالیت در حوزه گرافیک نیز درک او را از سازماندهی عناصر بصری و هدایت نگاه مخاطب تقویت کرده است.
صوفی با اشاره به اینکه برخی مخاطبان آثارش را با نقاشی اشتباه میگیرند، این موضوع را نشانهای از سیال بودن مرزهای میان رسانههای هنری دانست. بااینحال، از نظر او، ارزش هنری یک عکس به میزان شباهت آن به نقاشی وابسته نیست، بلکه مسئله اصلی شکلگیری زبان شخصی هنرمند در تصویر است.
او تأکید کرد که عکاسی میتواند از واقعیت آغاز شود و به جهانی برسد که حاصل تجربه، حافظه، تخیل و نگاه هنرمند است؛ بیآنکه استقلال خود را بهعنوان یک رسانه هنری از دست بدهد.
در عصر هوش مصنوعی، صداقت تصویری اهمیت بیشتری دارد
این عکاس در ادامه، با اشاره به گسترش تصاویر دیجیتال و ابزارهای هوش مصنوعی، بر ضرورت تفکیک میان ساختن یک بیان هنری و ارائه تصویری ساختگی بهعنوان سندی از واقعیت بیرونی تأکید کرد.
صوفی معتقد است هنرمند میتواند واقعیت را تغییر دهد، بازسازی کند یا از عناصر خیالی بهره ببرد؛ مشروط بر آنکه نسبت اثر با واقعیت و ادعایی که درباره آن مطرح میشود، روشن باشد. از دیدگاه او، مسئله اصلی صرفاً میزان دستکاری تصویر نیست، بلکه صداقت در شیوه ارائه آن اهمیت دارد.
او با اشاره به حساسیت بیشتر این موضوع در عکاسی مستند و خبری گفت که مخاطب معمولاً به عکس بهعنوان شاهدی از یک واقعه اعتماد میکند؛ درحالیکه در هنر، تغییر واقعیت میتواند بخشی از زبان اثر باشد.
صوفی همچنین بر ضرورت تقویت سواد بصری مخاطبان تأکید کرد و یادآور شد که در مواجهه با تصاویر، تنها پرسیدن درباره زیبایی یا محتوای آنها کافی نیست. مخاطب باید درباره سازنده تصویر، هدف از تولید آن، آنچه تصویر به او القا میکند و جزئیاتی که بیرون از قاب باقی ماندهاند نیز پرسش کند.
به اعتقاد این هنرمند، سواد بصری دیگر مهارتی جانبی نیست، بلکه ضرورتی برای زندگی در جهانی است که تصویر در آن میتواند هم ابزار شناخت باشد و هم ابزاری برای فریب.
آموزش عکاسی؛ از مهارت فنی تا پرورش نگاه مستقل
صوفی در بخش پایانی این گفتوگو، یکی از چالشهای آموزش عکاسی را اشتباه گرفتن یادگیری ابزار و تکنیک با یادگیری خود عکاسی دانست. به گفته او، شناخت دوربین، نوردهی، نورپردازی و ویرایش تصویر از ضروریات این حرفه است، اما تسلط فنی بهتنهایی از فرد یک عکاس صاحبنگاه نمیسازد.
او با اشاره به تجربه تدریس خود در خانه و مدرسه عکاسی صوفی، بر اهمیت پرسشهایی فراتر از چگونگی ثبت تصویر تأکید کرد؛ پرسشهایی درباره چرایی انتخاب موضوع، نسبت عکاس با سوژه و ضرورت وجود یک تصویر.
صوفی در این باره اظهار کرد که آموزش عکاسی باید به دانشجویان کمک کند جهان را دقیقتر ببینند، درباره آن پرسش کنند و نسبت خود را با جامعه، تاریخ، انسان و محیط پیرامون بشناسند.
از نظر او، دانشجوی عکاسی باید بتواند میان عکس زیبا، عکس تأثیرگذار و عکس معنادار تمایز قائل شود؛ هرچند این ویژگیها ممکن است در یک اثر واحد جمع شوند. همچنین آموزش باید بهجای تشویق به تقلید از سبک استادان یا تکرار نمونههای موفق، زمینه شکلگیری زبان شخصی هر دانشجو را فراهم کند؛ زبانی که از تجربه زیسته، شناخت بصری، مطالعه و مواجهه جدی با جهان شکل میگیرد.
او در جمعبندی دیدگاه خود، عکاسی را نه صرفاً یک مهارت، بلکه شیوهای برای فهمیدن توصیف کرد و هدف نهایی آموزش این هنر را پرورش انسانی صاحبنگاه دانست؛ کسی که نهتنها توانایی ثبت تصاویر زیبا، بلکه قدرت اندیشیدن به چرایی و معنای آنها را نیز داشته باشد.
صوفی در پایان، بر نقش پرسشگری در هنر تأکید کرد و دیدگاه خود را در جملهای کوتاه بیان کرد: «هنر؛ پاسخ نمیدهد، سؤال میکند.»
از مجموعه شوالیه این هنرمند:

گزارش و تصاویر: آرمان روشن







Wednesday, 14 October , 2026