در این مصاحبه نسبت میان احساس و منطق بصری، استقلال تاویل مخاطب و امتداد نمادین آب در حافظه زیستی واکاوی شده است.

نمایشگاه گروهی «صدای پای آب» تا ۱۵ مهرماه—هم‌زمان با زادروز سهراب سپهری—در گالری «خانه دوست» در حال برگزاری است. رضا ستایش جمالی، هنرمند حاضر در این رویداد، حضور در این نمایشگاه را به‌مثابه «برافروختن چراغی» برای یادآوری مسیر فکری و تجسمی سپهری می‌داند؛ رویکردی که در اثر او نه به‌صورت گرته‌برداری مستقیم، بلکه از مجرای ژرف‌نمایی طبیعت، ظرافت‌های ساختاری نگارگری ایرانی و ایهام‌های تصویری بازتاب یافته است.

گفت‌وگوی اختصاصی «اتاق روشن پرس» با رضا ستایش جمالی:

رضا ستایش جمالی؛ «صدای پای آب» نجوايی کهن و آغشته به رمزهای پنهان

در نمایشگاه گروهی «صدای پای آب» در گالری خانه دوست، عنوان نمایشگاه بیش از آنکه صرفاً نامی برای یک مجموعه آثار باشد، یادآور جهان شعری سهراب سپهری و مواجهه او با طبیعت، انسان و زیستن است؛ با این حال، نسبت هر یک از آثار حاضر در نمایشگاه با این جهان، یکسان و مستقیم نیست.

رضا ستایش جمالی، هنرمند حاضر در این نمایشگاه، درباره نسبت خود با عنوان «صدای پای آب» معتقد است حضور در این نمایشگاه، پیش از آنکه تلاشی برای بازتاب مستقیم نگاه سهراب سپهری به جهان پیرامون باشد، نوعی «برافروختن چراغ» برای یادآوری حضور و مسیر این شاعر و هنرمند است؛ چراغی که به تعبیر او می‌تواند یاد سهراب را در ذهن مخاطب روشن نگه دارد.

ستایش جمالی تأکید می‌کند که اثر او ارتباطی خطی و مستقیم با جهان فکری سپهری ندارد و آن را نمی‌توان صرفاً بر اساس شعر یا نگاه سهراب به طبیعت خوانش کرد. از منظر او، عنوان نمایشگاه بیشتر بستری برای یادآوری و بازخوانی جایگاه سپهری است و هر اثر می‌تواند مسیر مستقل خود را در مواجهه با مخاطب دنبال کند.

این نگاه مستقل به اثر هنری، در دیدگاه او درباره چگونگی شکل‌گیری ارتباط میان اثر و مخاطب نیز دیده می‌شود. ستایش جمالی معتقد است نقطه آغاز مواجهه با هر اثر هنری می‌تواند در جهان‌بینی شخصی مخاطب شکل بگیرد و سپس در مواجهه با اثر، ترجمه و شناسه‌ای تصویری پیدا کند. از این منظر، معنای اثر هنری امری کاملاً از پیش تعیین‌شده نیست و بخشی از حقیقت آن، در فرایند مواجهه مخاطب با اثر شکل می‌گیرد.

او در توضیح این دیدگاه می‌گوید حقیقت هر اثر هنری تنها در بطن وجود هنرمند باقی نمی‌ماند، بلکه در مواجهه با جهان ذهنی مخاطب نیز امکان ظهور پیدا می‌کند؛ بنابراین، اثر هنری می‌تواند برای هر مخاطب مسیری متفاوت برای ادراک و تفسیر ایجاد کند.

یکی از وجوه مهم نگاه ستایش جمالی، توجه او به نگارگری ایرانی و ظرفیت‌های نمادین و بصری این هنر است. او معتقد است میان نگاه نمادین نگارگری ایرانی و نگاه شاعرانه سهراب سپهری به طبیعت می‌توان پیوندهایی برقرار کرد؛ پیوندی که در آثار خودش نیز به شکل نشانه‌ها، نمادها و ایهام‌های بصری نمود پیدا می‌کند.

به گفته او، ظرافت در اجرا، هماهنگی خطوط و عناصر بصری از ویژگی‌هایی است که در هنر نگارگری اهمیت ویژه‌ای دارند و همین مؤلفه‌ها در بسیاری از آثار او نیز به‌عنوان بخشی از شاکله و ساختار اثر حضور پیدا کرده‌اند.

ستایش جمالی در ادامه، درباره مرز میان بازنمایی طبیعت و رسیدن به بیان شخصی هنرمند، بر عبور از بازتاب صرف و سطحی طبیعت تأکید می‌کند. از نگاه او، زمانی که بازتاب‌های آینه‌وار از طبیعت جای خود را به «ژرف‌نمایی و بازنمایی حقیقت عناصر» می‌دهند، هنرمند از بازنمایی صرف عبور کرده و به بیان شخصی نزدیک می‌شود.

او در پاسخ به این پرسش که آیا عناصر طبیعی در آثارش پیش از دیده شدن باید احساس شوند، بر نسبی بودن این تجربه تأکید دارد و معتقد است نمی‌توان برای خلق یا دریافت اثر هنری، بایدهای قطعی تعیین کرد. به باور او، در مسیر شکل‌گیری یک اثر هنری، گاهی احساس و گاهی منطق بصری از یکدیگر پیشی می‌گیرند و همین امر در مواجهه مخاطبان مختلف با اثر نیز رخ می‌دهد.

در نگاه ستایش جمالی، بنابراین، نه احساس و نه منطق بصری به تنهایی تعیین‌کننده معنای اثر نیستند؛ بلکه اثر هنری می‌تواند در نقطه‌ای میان این دو، و در مواجهه با جهان ذهنی هنرمند و مخاطب، معنا پیدا کند.

با این همه، نسبت شخصی او با «صدای پای آب» بیش از هر چیز به تجربه‌ای دیرپا از جهان سهراب سپهری بازمی‌گردد. ستایش جمالی که می‌گوید از دوران نوجوانی با آثار ادبی و تجسمی سپهری زندگی کرده است، این عنوان را برای خود واجد کیفیتی فراتر از یک عبارت شاعرانه می‌داند.

او «صدای پای آب» را در جهان شخصی و هنری خود، نجوایی کهن و آغشته به رمزهای پنهان توصیف می‌کند؛ نجوايی که به گفته او، در وجودش جاری شده و همچنان با او پیوسته است.

از این منظر، حضور رضا ستایش جمالی در نمایشگاه «صدای پای آب» را می‌توان مواجهه‌ای میان دو جهان دانست: از یک سو، خاطره و تأثیر دیرپای سهراب سپهری و از سوی دیگر، زبان شخصی هنرمند که با تکیه بر ظرفیت‌های نگارگری ایرانی، نمادها، نشانه‌ها و ایهام‌های بصری، مسیر مستقلی برای بیان هنری خود دنبال می‌کند. در این میان، «آب» نه الزاماً عنصری برای بازنمایی، بلکه صدایی است که می‌تواند در لایه‌های پنهان اثر و در ذهن مخاطب، به شکل یک خاطره، احساس یا نجوا ادامه پیدا کند.

 

مصاحبه و عکس: نازنین حیدرزاده