اوژن اَتژه
دکتر مهدی نوری مقدم
بخش اول: از هستیشناسی قاب تا تاریخچه زندگی اوژن اتژه
۱. مقدمه: چیستی کادر، مرز تکنیک و الهام هنری
درک فضای کادر و قابلیتهای بصری آن، نخستین گامی است که عکاس را از یک اپراتور ابزار به آفرینشگری صاحب اندیشه تبدیل میکند. شناسایی محدودهی عمل خلاقانه، خاستگاه پیدایش روایت در عکاسی است. امروزه بسیارند افرادی که از طریق ثبت تصاویر و کار با ابزارهای نوین عکاسی در مشاغل گوناگون به فعالیت و امرار معاش مشغولاند؛ اما به دلیل عدم آگاهی از ماهیت بنیانی «قاب» و «کادربندی»، ناتوان از گذر از مرز پیشهوری هستند. هرچند گاه همین پیشهوران بهصورت تصادفی تصاویری ثبت میکنند که از ارزشهای بصری بالایی برخوردار است، اما این رویدادهای اتفاقی را نمیتوان پیالوده به تفکر هنری آگاهانه دانست.
تسلط بر تکنیک و بخش سختافزاری عکاسی، شرط لازم برای دستگرفتن دوربین است، اما بههیچوجه شرط کافی برای «هنرمند» نامیده شدن نیست. دانش فنی و تکنیک صرفاً کمبودهای علمی و اجرایی عکاس را جبران میکند، اما توانایی خلق حس، شهود و الهام هنری را ندارد. در سوی دیگر این معادله، خطری به همان اندازه آسیبزا وجود دارد: دارا بودن حس و انگیزهی هنری بدون تجهیز به دانش تکنیکی و شناخت ابزار. هنرمند در عین همسو بودن با جریان آفرینش هنری، باید بر کارکرد ابزار خود مسلط باشد تا ذهنش از دغدغههای اجرایی آزاد شده و در میدان خلاقیت جولان دهد. هدف این نوشتار، نقد هر دو نگاه تقلیلگرایانه (تکنیکزدگی تهی از ذوق، و ذوقزدگی عاری از دانش) و تبیین عکاسی بهعنوان تلفیقی از اندیشه و ساختار است.
در ادامهی سلسله مقالات دربارهی زندگی و سبکشناسی عکاسان بزرگ جهان، در این نوبت به بررسی حیات و آثار عکاس بزرگ، بیادعا و خاموش فرانسوی، اوژن اتژه (Eugène Atget) میپردازیم.
۲. اوژن اتژه؛ سندنگار خاموش پاریس
اتژه عکاس ساکت و بیادعایی بود که نزدیک به سه دهه از تمام زوایای پاریس، معماری، خیابانها و ساکنان آن عکسبرداری کرد، بدون آنکه هیاهو یا جنجالی در جامعهی هنری پیرامون خود به پا کند. این پیرمرد تنها هیچگاه تصور نمیکرد روزی هنرمندان پیشرو و جامعهی هنری پاریس، او را بهعنوان یکی از پیشگامان عکاسی مدرن و حتی نخستین عکاس سوررئالیست به جهان معرفی کنند.
پیش و پس از آنکه سوررئالیستهایی چون «مَن ری» (Man Ray) و «بِرِنیس ابوت» (Berenice Abbott) ارزشهای والای بصری آثار او را کشف کنند، اتژه همواره تاکید داشت که کار او صرفاً «ایجاد سند» (Document) است. او فرآیند عکاسی خود را فعالیتی در راستای گردآوری اسناد بصری از محیط پیرامون و هنر فرانسوی تعبیر میکرد. پس از مرگ او در سال ۱۹۲۷، بیش از ۲۰۰۰ قطعه نگاتیو شیشهای بزرگ (عمدتاً در ابعاد ۱۸ در ۲۴ سانتیمتر) و هزاران نسخهی چاپشده از وی به جای ماند. بخش عمدهای از نگاتیوهای شیشهای او امروزه در آرشیوهای ملی فرانسه از جمله «کتابخانه ملی» و سازمانهای حفظ آثار تاریخی نگهداری میشود که از شگفتانگیزترین آرشیوهای عکاسی جهان به شمار میروند.
۳. زیستنامه و فراز و نشیبهای زندگی
ژان-اوژن-اوگوست اتژه (Jean-Eugène-Auguste Atget) در سال ۱۸۵۷ در شهر لیبورن (در نزدیکی بوردو) به دنیا آمد. در دوران کودکی پدر و مادر خود را از دست داد و تحت سرپرستی پدربزرگ و عموی خود قرار گرفت. پس از پایان تحصیلات مقدماتی، به دریانوردی پرداخت و بهعنوان ملوان و شاگرد در کشتیهای باری مشغول به کار شد. تجربیات حاصل از سفرهای دریایی در آغاز جوانسالی، تأثیرات عمیقی بر روحیهی انزواجوی او گذاشت و شیوهی نگرش او را به جهان پیرامون شکل داد. او سالها بعد داستانهای شگرفی از وقایعی که در دریا دیده بود برای معدود دوستانش تعریف میکرد.
اتژه در سالهای پایانی دههی ۱۸۷۰ به پاریس آمد تا راهی برای امرار معاش بیابد. او به هنر نمایش و تئاتر علاقهمند شد و وارد کنسرواتوار هنرهای دراماتیک گردید. با این حال، به دلیل وضعیت ظاهری و عدم موفقیت در نقشهای اصلی، تنها توانست در گروههای سیار تئاتری درجه دوم بازی کند. پس از سالها تلاش ناامیدکننده در عرصهی بازیگری، در اوایل دههی ۱۸۸۰ تئاتر را رها کرد. او مدتی شانس خود را در نقاشی آزمود و سعی کرد طرحها و نقاشیهایی خلق کند، اما بهسرعت دریافت که در این رشته نیز توانایی خارقالعادهای ندارد. با این وجود، عشق به جریانات هنری و نشست و برخاست با عکاسان و نقاشان باعث شد تا با تمرینهای مداوم، درک بصری خود را ارتقا دهد.
۴. چرخشی تاریخی: ورود به دنیای عکاسی
پس از کشمکشهای روحی فراوان، اتژه در حدود سال ۱۸۸۸ و در سنین بالای ۳۰ سالگی، تصمیم گرفت پیشهی عکاسی را انتخاب کند. انگیزهی ثبت تصویری آثار، ابنیهی تاریخی و مناظر رو به زوال پاریس، ذهنش را تسخیر کرده بود. پاریس در آن دوران تحت اصلاحات ساختاری شهری (پروژههای بارون هوسمان) در حال تغییر چهره بود و بخشهای زیادی از پاریس قدیم در حال تخریب بودند. اتژه این نیاز را احساس کرد که باید اسنادی ماندگار از این فرهنگ شهری ثبت کند.
او تمام وسایل سنگین و ابتدایی عکاسی را فراهم کرد و بر روی در آتلیهی کوچک خود تابلویی با این مضمون نصب کرد: «اسناد برای هنرمندان» (Documents pour artistes). او عکسهای خود را بهعنوان الگویی برای نقاشان، طراحان صحنه، معماران و مجسمهسازان به فروش میرساند. بدین ترتیب، یک مستندنگاری زیباییشناسانه و پروژهای زیستشناختی-شهری به مدت نزدیک به سی سال آغاز شد.
۵. مستندنگاری زیباییشناسانه در برابر عکاسی هنری سنتی
در اینجا لازم است مفهوم «عکاسی هنری» و «مستندنگاری زیباییشناسانه» در کار اتژه واکاوی شود. اتژه هیچگاه خود را «عکاس هنری» (به معنای رایج زمانه یعنی پیکتوریالیسم یا شبیهسازی عکس به نقاشی) نمیدانست. دغدغهی نخستین او خلق اثری نبود که زیبایی ظاهری آن بر وضوح معنایی و اسنادیاش غلبه کند. او حتی پس از آنکه جنبشهای هنری نوظهور، عکسهایش را واجد سبکی انحصاری و متمایز دانستند، از پذیرش عنوان هنرمند طفره رفت و خود را صرفاً یک وقایعنگار نامید.
با این حال، هنر اتژه ریشه در تسلط بینظیر او بر ابزار عکاسی و توانایی این رسانه در بازنمایی زاویه دید عکاس داشت. دید هنرمندانهی او توسط روان، اندیشه و حس انتخاب قویاش پشتیبانی میشد؛ حسی که صراحت و خلوص بصری را بر دستکاریهای فنی ترجیح میداد. نبوغ او دقیقاً در همین نكته نهفته بود: عدم تقلید از سایر هنرها و اعتماد به قدرت ذاتی دوربین عکاسی.
۶. تحولات کاری و مواجهه با جنگ جهانی اول
اتژه برای تهیه عکس، هر روز صبح زود با دوربین سنگین و آکاردئونی خود به نقاط مختلف پاریس و حومهی آن سفر میکرد تا از بناها، کوچهها و فضاهایی که رو به نابودی بودند عکسبرداری کند. این جستجوهای مداوم، تسلط او بر نور و ترکیببندی را روزبهروز افزایش میداد.
در این میان، افرادی چون «لوک-الیویه مرسون» (نقاش فرانسوی) و «ویکتورین ساردو» (نمایشنامه نویس) به استعداد و ارزش کار او پی بردند. ساردو و برخی نهادهای دولتی مانند «موزه کارناوالت» و «کمیسیون آثار تاریخی» سفارشهایی به او دادند تا از ابنیهی در معرض تخریب عکس بگیرد. پیش از آغاز جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸)، اتژه توانسته بود ثبات مالی نسبی پیدا کند. اما با وقوع جنگ، فعالیتهای او به شدت دچار افت شد. در دوران جنگ، عکاسی در خیابانهای پاریس محدود شد و مردم که از رفتارهای این پیرمرد دوربینبهدست سردرنمیآوردند، گاه او را با جاسوسان اشتباه میگرفتند. پس از پایان جنگ، فروش عکسهای او کاهش یافت و اتژه در سالهای پایانی عمر در فقر نسبی و انزوا زندگی میکرد، هرچند آتلیهاش همچنان پذیرای مشتاقان اندک آثارش بود.
۷. مواجهه با سوررئالیستها و کشف دوبارهی اتژه
یکی از رویدادهای مهم در سالهای پایانی زندگی اتژه، توجه سوررئالیستها به آثار او بود. در سال ۱۹۲۶، «مَن ری» که در همسایگی اتژه آتلیه داشت، متوجه کیفیت رمزآلود و غریب عکسهای او شد. یکی از عکسهای معروف او (ثبتِ تجمع مردم برای تماشای خورشیدگرفتگی سال ۱۹۱۲) مورد توجه قرار گرفت. سوررئالیستها از اتژه اجازه خواستند تا این عکس را روی جلد مجلهی «انقلاب سوررئالیستی» (La Révolution surréaliste) چاپ کنند.

«کسوف سال ۱۹۱۲»
اتژه با چاپ عکس موافقت کرد، اما شرط گذاشت که نامش بهعنوان عکاس ذکر نشود و تاکید کرد: «اینها فقط سند هستند.» سوررئالیستها عکسهای او را به علت حضور مانکنهای پشت ویترین، خیابانهای خالی و حس تعلیق، آثاری سوررئالیستی قلمداد کرده و ستودند. اما اتژه همواره از این هیاهوها گریزان بود. او ترجیح میداد به جای نشستن در کافههای مجلل و بحثهای تئوریک، همراه با دوربین سنگینش به میان مردم عادی کوچه و خیابان، دستفروشان و باربرها رفته، از زندگی واقعی آنها عکاسی کند.
اوژن اتژه سرانجام در اوت ۱۹۲۷ در تنهایی و درحالیکه مردم عادی هنوز از اهمیت تاریخی آثارش مطلع نبود، درگذشت. پس از مرگ او، «بِرنیس ابوت» عکاس برجستهی آمریکایی با همکاری «جولین لوی»، بخش عظیمی از آرشیو و نگاتیوهای او را خریداری کرد و به آمریکا برد و با برگزاری نمایشگاهها و انتشار کتاب، نام اتژه را در تاریخ عکاسی جهان جاودانه ساخت.
پایان قسمت اول
- نویسنده : مهدی نوری مقدم















Wednesday, 14 October , 2026