کمتر هنرمندی در تاریخ عکاسی توانسته است با یک هدیه تصادفی در ۴۸ سالگی، مسیر یک رسانه را برای همیشه تغییر دهد. «جولیا مارگارت کامرون» نه تنها یک عکاس، که یک ساختارشکنِ تمام‌عیار در عصر ویکتوریا بود؛ زنی که با طرد قواعد خشک شیمیایی و تکنیکیِ زمانه، «فوکوس نرم» را به مثابهِ امضای هنری خود بر پیکره‌ی عکاسی حک کرد. در نخستین بخش از سلسله‌جستارهای دکتر مهدی نوری‌مقدم، زیست‌شناسی هنری و روان‌شناختی کامرون از کلکته تا لیتل‌هالند‌هاوس واکاوی شده است؛ روایتی از گذارِ «استعداد» از میان تقابل‌های زیبایی و نبوغ، تا رسیدن به قله‌های تاریخ هنر.

 

جولیا مارگارت کامرون

قسمت اول:  از خاور دور تا آتلیه‌ی انگلستان؛ زیست‌شناسی هنری و تکوین نگاه جولیا مارگارت کامرون

دکتر مهدی نوری مقدم

  • تضادهای درونی کودکی و تکوین روان‌شناختی در کلکته

تاریخ عکاسی معاصر در بررسی بنیان‌گذاران خویش، غالباً با چهره‌هایی مواجه می‌شود که مسیر حرفه‌ای خود را از دوران جوانی و در چارچوب ساختارهای آکادمیک آغاز کرده‌اند، اما پرونده‌ی زیست‌شناختی جولیا مارگارت کامرون نقض آشکار این قاعده‌ی معهود است. او در ۱۱ ژوئن ۱۸۱۵ در کلکته هند دیده به جهان گشود. پدرش جیمز پاتل، از صاحب‌منصبان برجسته‌ی کمپانی هند شرقی بریتانیا، و مادرش ادلاین دو لتانگ، فرزند اشراف‌زادگان فرانسوی بود. آمیزه‌ی تبار آریستوکراتیک و زیست در مستعمره‌ی پهناور هند، پیش‌زمینه‌ی فرهنگی ویژه‌ای برای وی فراهم آورد.

با این حال، آنچه در تحلیل روان‌شناختی نگاه هنری کامرون حائز اهمیت کلیدی است، موقعیت او در ساختار خانواده‌ی پاتل است. خواهران کامرون همگی به زیبایی خیره‌کننده و آراستگی‌های ظاهر در جوامع اشرافی شهرت داشتند، تا آن‌جا که هر یک در محافل اجتماعی با عنوانی تمثیلی شناخته می‌شدند. در این میان، جولیا که از معیار‌های زیبایی ظاهری عصر خویش فاصله داشت، در قیاس با خواهران به جوجه‌اردک زشت خانواده تشبیه می‌شد. جامعه‌ی اطراف به خواهران او لقب زیبایی داده بودند، اما جولیا را با عنوان استعداد خطاب می‌کردند. این تقابل مفهومی میان زیبایی ظاهری و استعداد درونی، نخستین جرقه‌های ذهنی را در وجود او برافروخت و دغدغه‌ی جست‌وجوی زیبایی آرمانی و روحی را در اعماق اندیشه‌اش نهادینه ساخت؛ دغدغه‌ای که سال‌ها بعد در قالب شیشه و چسب و لنز فوران کرد.

  • زیست در محافل نخبگان و ورود به دنیای حرفه‌ای

جولیا پس از طی مراحل آموزشی در فرانسه، در سال ۱۸۳۸ به هند بازگشت و با چارلز های کامرون ازدواج کرد؛ حقوق‌دانی برجسته و عضو کمیسیون قانون‌گذاری کلکته که بیست سال از او مسن‌تر بود. این پیوند نه تنها ثبات اقتصادی و پایگاه اجتماعی والایی برای او به ارمغان آورد، بلکه وی را در تماس مستقیم با حلقه‌های مدیریتی و اندیشه‌‌ورز مستعمراتی قرار داد. با بازنشستگی همسرش در سال ۱۸۴۸، خانواده‌ی کامرون به لندن نقل‌مکان کردند و فصلی نو در زیست فرهنگی آنان آغاز شد.

 

در این دوران، سارا پرینسِپ، خواهر جولیا، در محله‌ی کنزینگتون لندن و در اقامتگاه لیتل هالند هاوس، سالنی هنری و پررونق دایر کرده بود. این سالون به یکی از مهم‌ترین کانون‌های تجمع نخبگان ادبی، نقاشان پیشارافائلی، دانشمندان و فیلسوفان عصر ویکتوریا بدل شد. رفت‌وآمد مداوم به این محفل، ذائقه‌ی بصری و زیباشناختی کامرون را به شدت ارتقا داد. در سال ۱۸۶۰، کامرون از ملک آلفرد لرد تنیسون، شاعر بزرگ بریتانیا، در جزیره‌ی وایت دیدن کرد و شیفته‌ی محیط آرام و طبیعت سرکش آن دیار شد. خانواده کامرون اندکی بعد ملکی در آن جزیره خریداری کردند و آن را به یاد املاک کشاورزی خود در سری‌لانکا، دیمبولا لاج نامیدند.

 

  • چرخش ۴۸ سالگی؛ هدیه‌ای که مسیر تاریخ هنر را تغییر داد

ورود کامرون به دنیای عکاسی در سال ۱۸۶۳ و در سن ۴۸ سالگی رخ داد؛ زمانی که دختر و دامادش به عنوان هدیه و برای رهایی او از تنهایی و افسردگی ناشی از سفر همسرش، یک دوربین عکاسی چوبی و سنگین به او اهدا کردند. این هدیه، جرقه‌ای بر باروت اشتیاق خفته‌ی او بود. او مرغ‌دانی قدیمی اقامتگاه دیمبولا لاج را به آتلیه‌ی عکاسی و زغال‌دان را به تاریکخانه تبدیل کرد.

کامرون بدون طی دوره‌های آموزشی رسمی عکاسی و تنها ظرف مدت یک سال، به عضویت انجمن‌های عکاسی معتبر لندن و اسکاتلند درآمد. هدف او از عکاسی ثبت محض واقعیت نبود، بلکه دستیابی به جوهر زیبایی بود. او در یادداشت‌های شخصی خویش در این باره نوشت: «مشتاق ثبت تمامی زیبایی‌هایی بودم که از برابرم می‌گذشتند و سرانجام این اشتیاق جامه عمل پوشید».

 

  • مبارزه با تکنیک‌های خشک؛ اصالت خودانگیختگی در برابر قواعد عصر

عکاسی در دهه‌ی ۱۸۶۰ صنعتی کاملاً مردانه، متکی بر محاسبات دقیق شیمیایی، و پیرو قواعد سخت‌گیرانه‌ی تکنیکی بود. عکاسان هم‌دوران کامرون بر وضوح کامل عکس، نورپردازی تخت و ژست‌های کاملاً ایستا تأکید می‌ورزیدند. اما کامرون راهی کاملاً متفاوت در پیش گرفت. او با بهره‌گیری از لنزهای خاص و دستکاری عمدی در فاصله‌ی فوکوس، تکنیک فوکوس نرم (Soft Focus) را ابداع نمود.

آلفرد لرد تنیسون، همسایه و دوست صمیمی او در جزیره‌ی وایت، مدام متفکران، دانشمندان و هنرمندان نامدار را به آتلیه‌ی کوچک او هدایت می‌کرد. اشتیاق بی‌حد و جنون‌آمیز کامرون به ثبت تصویر سبب می‌شد سوژه‌ها و حتی فرزندانش از نشست‌های طولانی‌مدت و ماندن زیر نور شدید آفتاب خسته شوند. روند کار با امولسیون کلودیون تر ( Wet-Collodion Process)نیازمند سرعت عمل بالای عکاس در تاریکخانه بود و کامرون پیچیدگی و بی‌ثباتی فرآیندهای شیمیایی نادقیق و آلوده شدن مدام دست‌هایش به نیترات نقره، دست از کار نمی‌کشید. همین ایستادگی و سرپیچی از قواعد خشک زمانه موجب شد که یکی از بی‌نظیرترین آرشیوهای تصویری تاریخ از نخبگان عصر ویکتوریا خلق شود.

 

  • هوشمندی اقتصادی و مدیریت کپی‌رایت در بازار اولیه عکاسی

برخلاف این تصور عمومی که کامرون تنها بانویی آماتور و فارغ از دغدغه‌های مادی بوده است، بررسی اسناد تاریخی نشان می‌دهد که او هشیاری کاملی نسبت به ساختار اقتصادی هنر نوپای عکاسی داشته است. کامرون تمامی عکس‌های خود را بلافاصله پس از تولید در اداره‌ی کپی‌رایت بریتانیا به ثبت می‌رساند و اسناد دقیق مالی و مالکیت معنوی آن‌ها را حفظ می‌کرد.

او آثار خود را از طریق گالری‌های مطرح لندن نظیر گالری کولناگی به فروش می‌رساند و عکس‌هایش را در نمایشگاه‌های بین‌المللی به رقابت می‌گذاشت. این هوشمندی در ثبت اسناد و نگاه سرمایه‌ای به عکس، نقشی کلیدی در ماندگاری و حفاظت از مجموعه آثار او ایفا کرد؛ به‌طوری‌که امروزه پرتره‌های ثبت‌شده توسط او، نه تنها شاهکارهای هنری، بلکه تنها اسناد تصویری موجود از برخی شخصیت‌های تاریخی برجسته‌ی جهان به شمار می‌روند.