مهرگان تنها ورق زدن یک برگ از گاه‌شماری باستانی نیست؛ بازخوانی سنتی است که در آن، کار انسان، گردش فصل‌ها و پیمان‌های اخلاقی جامعه به هم گره می‌خورند. این جشن در آغاز پاییز، یادآور رابطه‌ای کهن میان زیست انسانی و بارآوری زمین است.

پاییز در سنت ایرانی با آغاز بازگشت زمین به آرامش و هنگام برداشت دسترنج کشاورزان آغاز می‌شود. مهرگان در چنین بستری شکل گرفت؛ نقطه‌ای در سال که انسان کار روی زمین را پایان‌یافته می‌دید، حاصل رنج خود را گرد می‌آورد و پیش از فرا رسیدن سرما، به ستایش تداوم زندگی می‌نشست.

مهر؛ پیمان، نور و همبستگی

در باورهای کهن ایرانی، «مهر» فراتر از محبت عاطفیِ صرف، تجسم پیمان، وفاداری به عهد و نیروی پیونددهنده اعضای یک جامعه بود. مهرگان، جشن بازآفرینی این عهد جمعی است. در گاه‌شماری‌های کهن، شانزدهمین روز ماه مهر (مهرروز) و در سنت‌های متأخر دهم مهرماه به عنوان زمان برگزاری این جشن ثبت شده است. این پیوستگی چندصدساله نشان می‌دهد که جوامع ایرانی فارغ از تغییر نظام‌های تقویمی، هسته معنایی مهرگان را که همان پاسداشت عهد و راستی است، زنده نگاه داشته‌اند.

مکث در شتاب روزمرگی

مهرگان را می‌توان آیین «ایستادن و دیدن» دانست. در اقتصاد کشاورزی سنتی، این جشن مجالی بود تا انسان از چرخه بی‌وقفه کار فاصله بگیرد، باروری خاک را به رسمیت بشناسد و سهم دیگران را از نعمت‌های موجود به یاد آورد.

ثبت جهانی «جشن مهرگان» در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو در سال ۲۰۲۴ (به‌صورت پرونده مشترک ایران و تاجیکستان)، بر همین بعد زیسته تأکید دارد؛ سنتی زنده و جاری در میان مردمان حوزه فرهنگ ایرانی، نه یک پدیده موزه‌ای و ایستا.

ضرورت بازخوانی مهرگان برای انسان معاصر

امروزه بخش بزرگی از ارتباط روزمره ما با ریتم فصل‌ها و چرخه طبیعی حیات قطع شده است. زیست شهری و اتکای تام به ابزارهای دیجیتال، انسان را در شتابی پایان‌ناپذیر گرفتار کرده است.

بازخوانی مهرگان در روزگار ما دعوتی است به بازسازی رابطه با طبیعت و بازتعریف همبستگی انسانی. مهرگان یادآوری می‌کند که بقای یک جامعه نه فقط در گرو توسعه ابزارها، بلکه وابسته به پاسداشت پیوندها، وفاداری به پیمان‌های جمعی و احترام به جهانی است که در آن زندگی می‌کنیم.

۱۰ مهر، جشن مهرگان گرامی باد.

ریحانه تقی یاری