در «اتاق روشن پرس» ، ما همواره به بررسی ژانرهای مختلف عکاسی، بهویژه عکاسی خیابانی (Street Photography)، میپردازیم. در جریان فعالیتهای ژورنالیستی، همیشه مجذوب عکاسانی بودهایم که فراتر از کلیشهها عمل میکنند. یکی از این چهرههای تاثیرگذار، «جاشوا لارنس» (Joshua Lawrence) است؛ کسی که در طول روز به عنوان عکاس مد (Fashion Photographer) فعالیت میکند، اما قلب تپندهاش در میان شلوغیهای خیابان و ثبت لحظات واقعی میتپد. او همواره معتقد است که عکاسی خیابانی، فراتر از هر ژانر دیگری، به زندگی معنا میبخشد.

این گزارش که بر اساس آرشیو «فوبلاگرافی» (The Phoblographer) تنظیم شده، یادآور این نکته مهم است که بسیاری از عکاسان، تصاویر خود را برای جلب توجه در شبکههای اجتماعی نمیسازند. در واقع، تولید محتوا صرفاً ابزاری برای جذب مخاطب است، اما عکاسی حقیقی، فرآیندی است که در آن هنرمند برای “خودش” تصویر خلق میکند.
وقتی عکاسی مد، ملالآور میشود
این عکاس در بخشی از تجربیات خود میگوید: «من برای کار، عکاسی تجاری (Commercial Photography) و مد انجام میدهم و صادقانه بگویم، این کار گاهی اوقات بهشدت کسلکننده است. بنابراین در زمان شخصیام، عاشق عکاسی از انسانیت هستم. میخواهم دنیای روزمره را به چیزی زیبا تبدیل کنم. فکر میکنم این کار به من کمک میکند با زندگی کنار بیایم و امر عادی را به امری خارقالعاده تبدیل کنم. من یک دوربین «لایکا کیو» (Leica Q) دارم و هر زمان که برای پیادهروی با سگم بیرون میروم، آن را همراه خود میبرم.»
او میافزاید: «در دوران مدرسه دوست داشتم نقاشیهای واقعگرایانه بکشم، اما در این کار افتضاح بودم، بنابراین فهمیدم که میتوانم بهجای آن عکس بگیرم. واقعاً از این کار لذت بردم و نتیجه کار چنان هیجانی به من داد که هرگز متوقف نشدم.»

تأثیرگذاران و چرایی عکاسی
او درباره بزرگترین الهامبخشان خود میگوید: «جیمی هاکسورث (Jamie Hawkesworth) برای استفاده از رنگ و احساس، ویلیام اگلستون (William Eggleston) برای تواناییاش در مشاهده دقیق لحظات، و الکس وب (Alex Webb) برای ترکیببندیهای خیرهکنندهاش، همگی بر سبک من تأثیر گذاشتهاند.»
او که از ۱۶ یا ۱۷ سالگی عکاسی را آغاز کرده، درباره اهمیت این هنر در زندگیاش توضیح میدهد: «من در مدرسه و یادگیری دانشآموز چندان موفقی نبودم؛ داشتن یک هدف و مسیری برای تلاش، و مهمتر از آن، یافتن کاری که در آن استعداد داشتم، تقریباً زندگی مرا نجات داد.»
خالق یا مستندساز؟
این عکاس در پاسخ به اینکه آیا خود را یک خالق (Creator) میداند یا مستندساز (Documenter)، میگوید: «این سوال نقطه عطفی در زندگی اخیر من بوده است. من با میل به خلق کردن شروع کردم، اما وقتی پروژههایی با رویکرد صرفاً خلاقانه و انتزاعی انجام میدهم، احساس بیچارگی میکنم. مستندسازی از زندگی واقعی و لحظات حقیقی، تنها چیزی است که برایم اهمیت دارد. من هیچوقت به اندازهای که وقتی یک لحظه واقعی را ثبت میکنم و میتوانم آن حس را از طریق عکس به دیگری منتقل کنم، خوشحال نیستم.»
فرآیند ذهنی و مکانیکی خلق تصویر
او درباره نحوه کارش توضیح میدهد: «من دوست دارم فقط قدم بزنم. من عکاسی نیستم که یک نقطه را پیدا کند و در آنجا بماند؛ همیشه در حرکتم. من به دنبال عکس نمیگردم، بلکه اجازه میدهم عکس مرا پیدا کند. چیزی، شخصیتی، رنگی یا شکلی را میبینم و نمیخواهم خودم را محدود کنم. مغزم فرمان میدهد که عکس بگیرم و بدنم آن را انجام میدهد. من هرگز یک صحنه را به اصطلاح “کار نمیکنم” (کارگردانی نمیکنم)، چون لحظهای که دکمه شاتر را فشار میدهم، آن لحظه دیگر گذشته است.»

تکنیکهای پردازش و ابزارها
او درباره فرآیند پس از عکاسی میگوید: «دوست دارم بعد از پیادهروی به خانه بیایم، نوشیدنیای بنوشم و پشت کامپیوترم بنشینم تا ببینم چه چیزی شکار کردهام. من با ویزور (Viewfinder) تنظیمشده روی حالت سیاه و سفید عکاسی میکنم، زیرا تشخیص تنالیته و نور در این حالت برایم آسانتر است؛ بنابراین دیدن تصاویر در حالت رنگی روی صفحه نمایش بزرگ، همیشه جذاب است. سپس تصویر را آنطور که حس و حال آن صحنه را بازتاب دهد، ویرایش میکنم. فکر میکنم فراتر از آن احساس، کار بیهوده است و کمتر از آن هم، حق مطلب را درباره آن لحظه ادا نمیکند.»
این هنرمند درباره تجهیزات خود میگوید: «قبلاً از دوربین «فوجیفیلم ایکس ۱۰۰» (Fujifilm X100) استفاده میکردم و آن را دوست داشتم، اما همیشه حس دوربینهای فولفریم (Full-frame) در کارهای حرفهایام را کم داشتم. سنسورهای «ایپیاس» (APS) کیفیت مشابهی نداشتند. پس از پسانداز بسیار، دوربین لایکا کیو را خریدم و صادقانه بگویم، زندگیام را تغییر داد. من اکنون ۱۰ برابر بیشتر از قبل عکاسی میکنم چون این دوربین مرا به سمت خودش میخواند. این یک دوربین جادویی است.»
کلام آخر
او در پایان میگوید: «من فکر میکنم فقط یک آدم معمولی هستم که سعی میکند کارهای خوب انجام دهد و از افراد خوب در مکانهای خوب، عکسهای خوب بگیرد. این کاری است که در آن مهارت دارم و فکر میکنم هرچه پیرتر شوم، در آن بهتر و بهتر خواهم شد؛ این موضوع مرا هیجانزده میکند و به پیش میراند. عاشق این هستم که اشتیاق خود را با دیگران به اشتراک بگذارم و امیدوارم روزی الهامبخش کسی باشم!»
منبع: https://www.thephoblographer.com/
مترجم: نازنین مالکی







Wednesday, 14 October , 2026