گفتوگو با سارا ساسانی
۱. به نظر شما چرا در یک جامعه مشخص، برخی تصاویر به چشم میآیند و دیده میشوند، در حالی که تصاویر دیگر نادیده میمانند؟
سارا ساسانی در پاسخ به این پرسش گفت: «عوامل مختلفی در این زمینه دخیلاند و به گمان من مهمترین عامل، سلیقه بصری یا به عبارتی جریانی بصری است که در جامعه شکل میگیرد و آن نیز بر اساس محتوایی که تولید میشود و محتوایی که در رسانهها و شبکههای اجتماعی وجود دارد، سامان مییابد. مجموعه این عوامل، یک سلیقه یا یک جریان بصری را شکل میدهد و سبب میشود مخاطبان مختلف هنر، نسبت به برخی تصاویر استقبال بیشتری داشته باشند و برخی تصاویر دیگر از چشمشان پنهان بماند یا کماهمیت تلقی شود. در این زمینه، نقش شبکههای اجتماعی و رسانه را نیز نباید نادیده گرفت.»
۲. چگونه ممکن است عکسی با نقصهای فنی بر مخاطب اثر بگذارد، اما عکسی با دقت و کیفیت بالا هیچ واکنشی برنیانگیزد؟
او در پاسخ به این پرسش توضیح داد: «آنچه اهمیت خود را از دست داده، دقت بصری یا کیفیت بسیار بالای تصویر نیست؛ نمیتوانم بگویم تمام جامعه مخاطبان دیگر دنبال این موضوع نیستند، نه، بسیاری هنوز به آن توجه دارند و کیفیت و دقت را میطلبند. اما چون ما در اینجا درباره یک جمعیت و یک اکثریت صحبت میکنیم، در مجموع آنچه در هنر، بهویژه در هنر مدرن و پساپستمدرن، اهمیت یافته است، موضوعات تکنیکی و کیفیت بالای عکسها نیست.»
ساسانی افزود: «آنچه در سالهای اخیر اهمیت بیشتری پیدا کرده است، دغدغه هنرمند و دانش، اندیشه و بینشی است که پشت عکس قرار دارد و مسئلهای که هنرمند میخواهد با آن تصویر یا اثر هنری بیان کند؛ این مسئله بسیار مهمتر از کیفیت عکس است. بهویژه در هنر عکاسی، در سالهای اخیر نرمافزارها و ابزارهای مختلفی برای ویرایش عکس پدید آمدهاند و همین امر سبب شده موضوع تکنیکی عکس اهمیت کمتری پیدا کند، زیرا ابزاری در اختیار همگان قرار دارد و همه میتوانند با تسلط بر آن، کیفیت عکس خود را بهبود بخشند. آنچه اهمیت بیشتری یافته، مباحث زیباییشناسی و از همه مهمتر، دغدغههای خالق اثر است.»
۳. در یک دوره تاریخی، چه دلایلی سبب میشود بعضی الگوهای دیدن مقبول شوند و بعضی دیگر طرد یا فراموش گردند؟
ساسانی با اشاره به نظریه میدان پیر بوردیو گفت: «در هر دورهای از تاریخ هنر، جریانهای مختلف هنری در قالب سبک یا مکتب وجود داشتهاند. این جریانها بهشدت بر یکدیگر و بر الگوهای بصری تأثیر میگذارند و با تداوم و تولید متکثر خود از سوی هنرمندان مختلف، سبب میشوند این الگوها در دورهای به الگوهایی جاافتاده و مورد توجه تبدیل شوند. در میدان هنر، قواعدی برای بازی وجود دارد که یکی از آنها همین جریانهای هنری است. اگر بتوانید با این جریانها و قواعد بازی اثر خلق کنید و مخاطب نیز بتواند با در نظر گرفتن همان قواعد با اثر مواجه شود، آن اثر میتواند در میدان هنر باقی بماند. اما اگر این قواعد نادیده گرفته شوند، اثر بهزودی از میدان هنر بیرون رانده میشود.»
۴. به نظر شما چه معیارهایی یک تصویر را در زمره هنر قرار میدهد؟
او در پاسخ به این پرسش گفت: «یک سری نمادهای هنر وجود دارند که به اثر خلقشده مشروعیت میدهند و آن را در زمره هنر قرار میدهند. از مهمترین این نهادها میتوانم «مکعب سفید» یا همان گالریها را مثال بزنم؛ گالریها از نخستین نهادهایی هستند که با نمایش یک اثر در فضای خود، به آن اثر وجه هنری میدهند. پس از گالریها میتوان به منتقدان یا مخاطبانی اشاره کرد که دریافتهای مختلفی دارند و بهویژه در شبکههای اجتماعی، مخاطب عادی نیز میتواند با بازنشر و همرسانی یک تصویر یا نوشتن درباره آن، آن اثر را در زمره اثر هنری قرار دهد. پس از آن، از نهادهای هنری که مشروعیت میبخشند، میتوان موزهها، فستیوالها و انتشاراتی را نام برد.»

گفتوگو با سعید محمودی ازناوه
۱. به نظر شما چرا ضعف در تکنیک همیشه مانع تأثیرگذاری نیست، و در مقابل بینقصی فنی گاه به بیاثری میرسد؟
سعید محمودی ازناوه در پاسخ به این پرسش گفت: «تفاوت صنعت و هنر — که جاهایی بسیار به هم نزدیک میشوند و جاهایی فاصله میگیرند — بخش عمدهاش با این پرسش تطبیق پیدا میکند؛ یعنی تفاوت یک هنرمند با یک صنعتگر شاید در همین باشد. تکنیک میتواند بسیاری از مواقع از صنعت بهره بگیرد و به بیان بهتر کمک کند، ولی همیشه کافی نبوده است. شاید بسیاری از مواقع، با داشتن بسیاری از تکنیکها هم نتوانیم به یک اثر هنری قابل برسیم. یک هنر بسیاری از مواقع آنجا اثرگذار است که خلاقیتی به دنبال دارد و شاید با کمترین وسایل و امکانات و تکنیکها هم بتوان به آن نتیجه رسید. ممکن است از امکانات خوب و تکنیک بسیار خوب بهرهمند شویم و آشنایی با تکنیک خودش بسیار مهم است؛ ولی در عمل، چون خلاقیت وجود ندارد، نتیجه ممکن است بیاثر باشد.»
۲. چه میشود که یک عکس در زمینه فرهنگی خود معنایی دارد، اما در زمینهای دیگر معنای آن دگرگون یا معکوس میشود؟
او در پاسخ گفت: «عکسی که قرار است یک بیانیه یا یک گفتوگوی فرهنگی داشته باشد، زمینه فرهنگیاش دامنهای بسیار گسترده دارد؛ یعنی شاخههای بسیار زیادی از عکاسی در حوزه فرهنگ داریم که خود تعریفی بسیار گسترده را در بر میگیرد. اگر از من بپرسید، شاید اکثر عکسها میتوانند بیانی فرهنگی داشته باشند؛ حتی یک عکس صنعتی، حتی عکسی که در حوزه طبیعت است. ولی اینکه معنایش چگونه دگرگون میشود، شاید نوع استفاده از آن بیشتر میتواند معنا را دگرگون کند؛ اینکه این عکس در چه جایگاهی استفاده شود، ممکن است آن را به شکلی دگرگون کند.»
۳. چرا در هر عصر، برخی شیوههای مشاهده مشروعیت پیدا میکنند و برخی دیگر از گردونه خارج میشوند؟
محمودی ازناوه توضیح داد: «این پرسش به روایتهایی بازمیگردد که در هر جامعه از عکاسی وجود دارد. با توجه به امکاناتی که در حال گسترش است و تفاوتهایی که طی حدود دویست سال گذشته وجود داشته، و ضمن اینکه تجربههای انسان هم گسترش پیدا کرده است، سبکهای جدیدی در عکاسی پیش آمده و موضوعات بسیاری تغییر کرده است. به همین دلیل، شیوه مشاهده هم میتواند تغییر کند و نگاه انسان در کل تغییر میکند. برای مثال، زمانی در تاریکخانه میتوانستیم کارهایی انجام دهیم تا خلاقیتی در عکسهایمان ایجاد کنیم؛ حال با فیلترگذاری یا با نرمافزاری مثل فتوشاپ میتوانید از شیوههای مختلف برای بیان تصویری خود استفاده کنید و بیان تازهای داشته باشید. این هم به نوعی میتواند به آن نگاه مشروعیت بدهد.»
۴. ابزارهای تصویری و تحولات دوربین چگونه بر الگوهای ادراک بصری ما اثر میگذارند؟
او در پاسخ به این پرسش گفت: «ما روزبهروز با تحولات صنعتی، ابزارهای بهتری داشتهایم؛ از عکاسی آنالوگ به عکاسی دیجیتال رسیدیم که امکان بسیاری از ثبتهایی را که قبلاً نداشتیم به ما میدهد. با تحولاتی که در خود سیستم ثبت تصویر رخ داد، این تصاویر اکنون دارای رنج دینامیک بالایی هستند که دوربینها الآن دارند و قبلاً نداشتند. همینطور ابزارهای لابراتوار که الآن بهصورت دیجیتال در کامپیوترهای ما قرار گرفتهاند، هر کدام به ما اجازه خلق یا درک بصری متفاوتی میدهند. این به معنای آن است که میتوانیم تصویرهایی ارائه کنیم که پیش از این شاید اصلاً ارائهشان ممکن نبود. من فکر میکنم تفاوت گذشته و حال با تغییر همین ابزارها و تحولات دوربینها امکانپذیر شده و این یک فرصت بسیار مغتنم است.»
درباره هوش مصنوعی و آینده عکاسی
محمودی ازناوه در بخش پایانی سخنان خود درباره تأثیر هوش مصنوعی بر عکاسی گفت: «هرچند من تکنولوژی را همیشه استقبال کردهام، ولی بیشتر تصور من از هوش مصنوعی در عکاسی، تحول در ذات و آن غایت عکاسی است؛ چون ما تا به امروز قائل به این بودیم که هر آنچه هست را ثبت میکنیم. بسیاری از عکسهای مستند اجتماعی هم که میبینید و به ظاهر در لحظه گرفته شدهاند، بسیاریشان تحت تأثیر حضور آن عکاس و آن دوربین ممکن است تغییراتی در آنها حاصل شده باشد. این تغییر در زمان آنالوگ به شکلی بود، در زمانی که عکاسی دیجیتال و فتوشاپ آمد به گونهای دیگر دگرگون شد، و الآن که هوش مصنوعی آمده، دیگر ذاتاً به شکل دیگری تغییر خواهد کرد. خودبهخود میبینم که این ابزارها و تکنیکها این تغییرات را به همراه دارند و اجتنابناپذیر است؛ مگر آنکه ما قائل به اصولی باشیم و بر اساس همان اصول بخواهیم کار عکاسی را پیش ببریم.»

درباره نمایشگاه:
نمایشگاه گروهی عکس «درون کادر» با آثاری از کوروش ادیم، مهدیه افشار، هوفر حقیقی، بابک حقی، حمید جبلی، یحیی دهقانپور، نرگس رنجبر، سارا ساسانی، شقایق سعیدی، آزاده شهریاریفر، نازلی عباسی، سعید محمودی ازناوه و سروش میلانیزاده، از ۲۷ شهریور تا ۷ مهر ۱۴۰۵ در باغ موزه هنر ایرانی برگزار میشود.
جزئیات بازدید از نمایشگاه:
-
زمان: ۲۷ شهریور تا ۷ مهر ۱۴۰۵
-
ساعات بازدید: شنبه تا چهارشنبه ۱۵ تا ۱۹ | پنجشنبه و جمعه ۱۶ تا ۱۹
-
مکان: تهران، خیابان ولیعصر، بالاتر از پارکوی، خیابان فیاضی، خیابان بوسنی هرزگوین، رسیده به سهراه دکتر حسابی، باغ موزه هنر ایرانی
-
ورود: برای عموم آزاد است
- نویسنده : امیر حسنی پارسا







Wednesday, 14 October , 2026