نمایشگاه نقاشی «دیوانه است آنکه نرقصد» با آثاری از فاطمه حقدار، جمعه ۱۶ مردادماه در گالری ثالث گشایش یافت. این مجموعه که با تلفیق قلم فلزی و رنگ روغن خلق شده، روایتی تازه از پیکره‌های زنانه، عمق وجودی و رقص با تاریکی‌های درون ارائه کرده است و تا ۲۷ مردادماه، همه روزه از ساعت ۱۶ تا ۲۲، پذیرای علاقه‌مندان به هنرهای تجسمی خواهد بود

به گزارش اتاق روشن پرس، گالری ثالث، جمعه ۱۶ مردادماه، میزبان آیین گشایش نمایشگاه نقاشی «دیوانه است آنکه نرقصد» بود؛ مجموعه‌ای از تازه‌ترین آثار فاطمه حقدار، نقاش فیگوراتیوی که با تلفیق قلم فلزی و رنگ روغن، روایتی تازه از پیکر زنانه و عمق وجودی آن ارائه کرده است. این نمایشگاه که با استقبال گسترده هنردوستان همراه بود، فضایی برای تأمل درباره رابطه انسان با تاریکی‌ها، زخم‌ها و بخش‌های ناشناخته وجود فراهم آورده است.

از مهندسی صنایع غذایی تا فیگورهای رقصان

فاطمه حقدار، هنرمندی که مسیرش از رشته صنایع غذایی به کارگاه‌های نقاشی کشیده شده، تحصیلات آکادمیک خود را در مقطع کارشناسی مهندسی صنایع غذایی به پایان رسانده، اما دل در گرو خط و نقش داشته است. از سال ۱۳۸۶، طراحی با قلم فلزی را آغاز می‌کند و نزدیک به یک دهه در این حوزه به تمرین و تکاپو می‌پردازد. اما نقطه عطف کار او، حدود سال ۱۳۹۴ است که دست به قلم مو می‌برد و به تدریج، سنگینی و غنای رنگ روغن را بر بوم‌ها تجربه می‌کند.

او خود معتقد است که از سال ۱۳۹۸ بود که کارش پرکارتر و جدی‌تر شد و توانست به زبانی بصری دست یابد که سال‌ها در جست‌وجویش بود. حقدار درباره ویژگی کارش می‌گوید: «طراحی‌ها را همیشه با قلم فلزی انجام می‌دادم. دلم می‌خواست این خطوط تیز و هاشورهای پرفشار را در نقاشی‌هایم هم داشته باشم. حدود یک سال روی این ایده تمرکز کردم و در نهایت توانستم این دو متریال را در کنار هم به کار گیرم.»

زن؛ سوژه‌ای بکر و بی‌پایان

انتخاب سوژه در آثار فاطمه حقدار، ریشه در زیست شخصی او دارد. او که خود را در جایگاه یک زن می‌بیند، به درکی عمیق‌تر از فرم، احساسات و لایه‌های پنهان وجود زنانه دست یافته است. از نگاه او: «من خودم یک زنم و لطافت زن‌ها را بهتر درک می‌کنم. به نظرم درک درستی از عمق وجود یک زن دارم و نمی‌توانستم این فرم‌های زنانه را برای یک مرد تعریف کنم.»

تمام پرسوناژهای آثارش، زنانی هستند که در فضایی اغلب خنثی و یکدست، گاه با لباس، گاه با فرم بدن، گاه با مو یا حالت صورت، تمام روایت را به دوش می‌کشند. حقدار این پیکره‌های زنانه را همچون تک‌پرسوناژهایی با بک‌گراندی صاف و مینیمال به تصویر کشیده است تا همه تمرکز بر همان یک وجود متمرکز شود و مخاطب بی‌واسطه با آن روبه‌رو شود.

رقص در تاریکی؛ نامی از دل استیتمنت

عنوان نمایشگاه «دیوانه است آنکه نرقصد»، برگرفته از متنی است که هنرمند به عنوان استیتمنت مجموعه خود نوشته است. این متن که در واپسین روزهای شکل‌گیری آثار، به عنوان بیانیهٔ مفهومی نمایشگاه منتشر شده، به رابطهٔ انسان با تاریکی‌ها، زخم‌ها و بخش‌های ناشناختهٔ وجودش می‌پردازد:

«ما از تاریکی می‌گریزیم، از زخم‌ها، ترس‌ها و بخش‌هایی از خودمان که بینشان هستیم. اما شاید رهایی زمانی آغاز می‌شود که به جای جنگیدن با سایه‌هایمان، با آنها برقصیم. تاریکی دشمن نور نیست؛ شریک آن است. همان‌طور که سکوت، موسیقی را ممکن می‌کند و فقدان به حضور معنا می‌بخشد. خراش‌ها نیز همچون تاریکی، نه نشانی از فروپاشی، بلکه اثری از حرکت هستند و شاید انسان باید اجازه دهد که نیمهٔ تاریکش نفس بکشد، حرکت کند و برقصد. زیرا دیوانه است آنکه همیشه منتظر موسیقی ماند، دیوانه است آنکه در سکوت، رقصیدن را فراموش می‌کند.»

پیامی برای تعبیر مخاطب

حقدار در آثارش از تحمیل یک پیام واحد به مخاطب پرهیز می‌کند. او معتقد است که هنر باید زمینه‌ساز دریافت‌های گوناگون باشد. از زبان او: «من دوست دارم پیامی را خود مخاطب برداشت کند. خیلی از کسانی که کارهایم را دیدند، گفتند که این فرم‌ها، شاید عمق وجودی یک انسان را نشان می‌دهد. هر کسی برداشت خودش را داشت. من سعی نکردم چیزی را به مخاطب نشان بدهم.»

همین ویژگی، آثار او را از انحصار یک تفسیر خاص رها کرده و امکان مواجهه‌های آزاد و چندوجهی با هر تابلو را فراهم می‌آورد. هر مخاطب می‌تواند بر اساس تجربه شخصی خود، با این پیکره‌های رقصان ارتباط برقرار کند و روایت خود را از آنها استخراج کند.

  • نویسنده : فاطمه جعفری ادیب