بندک لامپرت، عکاس شناخته‌شده مجارستانی، در تازه‌ترین مجموعه عکس مفهومی خود با عنوان «طبیعتی که جایگزینش کردیم»، زیستگاه حیوانات را با همان موادی بازسازی کرده است که عامل نابودی آن‌ها هستند؛ از جنگل بامبوی ساخته‌شده با نی‌های پلاستیکی گرفته تا اقیانوس‌هایی از تورهای ماهیگیری و یخ‌های قطبی ساخته‌شده از کیسه‌های پلاستیکی. این پروژه هنری، روایتی تأثیرگذار از بحران آلودگی محیط‌زیست و تخریب اکوسیستم‌های طبیعی ارائه می‌دهد.

عکاس مجارستانی بندک لامپرت (Benedek Lampert) که پیش‌تر با ساخت صحنه‌های فوق‌العاده واقع‌گرایانه از آجرهای لگو شهرت جهانی پیدا کرده بود، این بار مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. او در مجموعه جدید خود با عنوان «The Nature We Replaced» یا «طبیعتی که جایگزینش کردیم»، به‌جای استفاده از لگو، از زباله‌ها و مواد مصرفی روزمره بهره گرفته تا مخاطبان را با یکی از مهم‌ترین بحران‌های قرن حاضر، یعنی تخریب محیط‌زیست، روبه‌رو کند.

قطب شمالی که ما ساختیم. (خرس قطبی)
قطب شمال با سرعتی نزدیک به چهار برابر میانگین جهانی در حال گرم شدن است. با ذوب شدن یخ‌های دریایی، خرس‌های قطبی سکوهای یخی منجمدی را که برای شکار فُک‌ها، جابه‌جایی در زیستگاه و پرورش توله‌های خود به آن وابسته هستند، از دست می‌دهند. دانشمندان پیش‌بینی می‌کنند اگر انتشار گازهای گلخانه‌ای همچنان در سطوح بالا ادامه یابد، جمعیت خرس‌های قطبی نیز به روند کاهشی خود ادامه خواهد داد. قطب شمالی که در این تصویر دیده می‌شود، به‌طور کامل از کیسه‌های پلاستیکی ساخته شده است؛ نمادی از جهانی که به‌تدریج طبیعت را با زباله و پسماندهای انسانی جایگزین می‌کند.
بندک لامپرت

 

لامپرت در سال‌های گذشته با خلق آثاری مانند ماکت برج ایفل، کشتی تاریخی اندورنس متعلق به سر ارنست شکلتون و پیست مسابقات فرمول یک، مرز میان واقعیت و ماکت را از بین برده بود؛ به‌گونه‌ای که بیننده در نگاه نخست به‌سختی می‌توانست تشخیص دهد با یک منظره واقعی روبه‌رو است یا یک صحنه ساخته‌شده از قطعات لگو.

اما این بار هدف او متفاوت است. تصاویر مجموعه جدید نه‌تنها قصد ندارند واقعی به نظر برسند، بلکه کاملاً آشکار است که از زباله و مواد مصنوعی ساخته شده‌اند. همین ویژگی، پیام اصلی پروژه را قدرتمندتر می‌کند.

لامپرت درباره انگیزه شکل‌گیری این مجموعه می‌گوید:

«طبیعت، حیات‌وحش و روایتگری محیط‌زیستی همیشه برای من اهمیت ویژه‌ای داشته‌اند و فکر نمی‌کنم موضوعی فراگیرتر از آینده سیاره‌ای که همه ما در آن زندگی می‌کنیم وجود داشته باشد.»

این پروژه شامل هشت عکس مفهومی مینیاتوری است که هر یک رابطه پیچیده انسان و طبیعت را از زاویه‌ای متفاوت بررسی می‌کنند. برخلاف بسیاری از پروژه‌های مستند محیط‌زیستی که تنها به ثبت پیامدهای آلودگی یا تخریب طبیعت می‌پردازند، لامپرت تصمیم گرفته است خودِ زیستگاه‌ها را با موادی بازسازی کند که عامل نابودی آن‌ها هستند؛ رویکردی که بار معنایی آثار را چند برابر کرده است.

**غول‌هایی که خاموش کردیم. (فیل آفریقایی)**
قاچاق غیرقانونی حیات‌وحش همچنان یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها برای فیل‌ها و کرگدن‌های آفریقا به شمار می‌رود. هزاران فیل تنها به‌دلیل عاج و هزاران کرگدن به‌خاطر شاخ خود، در نتیجه تقاضای گسترده بازارهای بین‌المللی و فعالیت شبکه‌های سازمان‌یافته شکار غیرقانونی، جان خود را از دست داده‌اند. چشم‌اندازی که در این تصویر دیده می‌شود، به‌طور کامل از **پوکه‌های مصرف‌شده گلوله** ساخته شده است؛ عناصری که نمادی از بقایای یک شکار هستند و نشان می‌دهند چگونه یک اکوسیستم کامل می‌تواند به شواهد خاموش خشونت انسان علیه طبیعت تقلیل یابد.
بندک لامپرت

 

 

او درباره شیوه خلق این آثار توضیح می‌دهد:

«به‌جای آنکه طبیعت را بازسازی کنم، هر زیستگاه را دقیقاً با همان موادی ساختم که آن را تهدید می‌کنند. کیسه‌های پلاستیکی به یخ‌های قطبی تبدیل شدند، تورهای ماهیگیری نقش اقیانوس‌ها را ایفا کردند، محصولات چوبی به جنگل تبدیل شدند و نی‌های پلاستیکی جای جنگل‌های بامبو را گرفتند. در واقع هر منظره از زباله‌های روزمره یا اشیایی ساخته شده است که به نوعی با نابودی همان اکوسیستم ارتباط دارند.»

یکی از شاخص‌ترین تصاویر این مجموعه، جنگل بامبویی است که به‌طور کامل از نی‌های پلاستیکی نوشیدنی ساخته شده است. در این تصویر، یک پاندا در میان انبوهی از نی‌های سبزرنگ قرار گرفته؛ صحنه‌ای که در نگاه اول شبیه یک زیستگاه طبیعی به نظر می‌رسد، اما با کمی دقت مشخص می‌شود که تمام عناصر آن مصنوعی هستند. همین تضاد، پیام اثر را به شکلی مستقیم و تأثیرگذار منتقل می‌کند.

جنگلی که سوزاندیم. (ببر)
آتش‌سوزی‌های گسترده جنگلی، جنگل‌زدایی و تکه‌تکه شدن زیستگاه‌ها همچنان وسعت جنگل‌هایی را که بسیاری از جمعیت‌های ببر برای بقا به آن وابسته‌اند، کاهش می‌دهد. اگرچه بخشی از آتش‌سوزی‌ها منشأ طبیعی دارند، اما بسیاری از آن‌ها نتیجه مستقیم پاک‌سازی اراضی توسط انسان و گسترش فعالیت‌های کشاورزی هستند. در این تصویر، **زغال‌های سوخته و کبریت‌های مصرف‌شده** جای کف جنگل را گرفته‌اند و تصویری نمادین از اکوسیستمی را به نمایش می‌گذارند که در آتش مداخلات انسانی سوخته و نابود شده است.
بندک لامپرت

 

لامپرت می‌گوید ایده این مجموعه از یک پروژه کوچک آغاز شد؛ پروژه‌ای که در آن داستانی وایرال درباره یک پنگوئن را با استفاده از یک فیگور مینیاتوری بازسازی کرده بود.

او در این‌باره توضیح می‌دهد:

«همان پروژه باعث شد احساس کنم می‌توانم در حوزه عکاسی حیات‌وحش کار بزرگ‌تری انجام دهم، اما هرچه بیشتر فکر کردم، بیشتر به این نتیجه رسیدم که مجموعه نباید فقط از نظر بصری جذاب باشد، بلکه باید مفهوم عمیق‌تری را منتقل کند. همان زمان ایده ساخت زیستگاه‌ها با موادی که آن‌ها را نابود می‌کنند شکل گرفت.»

از دیگر تصاویر شاخص این مجموعه می‌توان به اثری با عنوان «جنگلی که سوزاندیم» اشاره کرد؛ تصویری که دو ببر اسباب‌بازی را در میان جنگلی سوخته نشان می‌دهد. کف جنگل از زغال، خاکستر و کبریت‌های سوخته ساخته شده و دود در پس‌زمینه فضای تلخ و سنگینی ایجاد کرده است.

این اثر به بحران جهانی آتش‌سوزی جنگل‌ها، جنگل‌زدایی و نابودی زیستگاه ببرها اشاره دارد. اگرچه بخشی از آتش‌سوزی‌های جنگلی منشأ طبیعی دارند، اما بخش بزرگی از آن‌ها نتیجه مستقیم فعالیت‌های انسانی، توسعه زمین‌های کشاورزی و تخریب جنگل‌ها است.

اقیانوسی که به اسارت کشیدیم. (لاک‌پشت‌های دریایی)
هر سال صدها هزار **لاک‌پشت دریایی** به‌طور ناخواسته در تورها و ادوات صیادی گرفتار می‌شوند. «تورهای سرگردان» یا **تورهای شبح** که پس از گم شدن یا رها شدن در دریا باقی می‌مانند، حتی برای دهه‌ها نیز به دام انداختن آبزیان و سایر جانوران دریایی ادامه می‌دهند و خسارت‌های جبران‌ناپذیری به اکوسیستم‌های دریایی وارد می‌کنند. در این تصویر، خود **اقیانوس از تور ماهیگیری ساخته شده است**؛ استعاره‌ای قدرتمند که نشان می‌دهد چگونه زیستگاه طبیعی لاک‌پشت‌های دریایی به تله‌ای تبدیل شده که راه گریزی از آن وجود ندارد.
بندک لامپرت

لامپرت تأکید می‌کند که هدف او بازسازی دقیق واقعیت نبوده است، بلکه قصد داشته با اندکی اغراق، مخاطب را وادار به اندیشیدن کند.

او می‌گوید:

«این تصاویر قرار نیست واقعیت را دقیقاً همان‌گونه که هست نشان دهند، بلکه می‌خواهند آن را کمی اغراق‌آمیز نمایش دهند تا مخاطب لحظه‌ای مکث کند و درباره سرنوشت این زیستگاه‌ها و گونه‌های جانوری بیندیشد.»

برای خلق این مجموعه، لامپرت با شرکت آلمانی اشلایش (Schleich) همکاری کرده است؛ شرکتی که به تولید فیگورهای بسیار واقع‌گرایانه حیوانات شهرت دارد.

او درباره دلیل این همکاری توضیح می‌دهد:

«فیگورهای اشلایش از نظر کیفیت و جزئیات در سطح فوق‌العاده‌ای قرار دارند. اگر از مدل‌هایی با کیفیت پایین‌تر استفاده می‌کردم، تأثیر احساسی تصاویر و باورپذیری آن‌ها تا حد زیادی از بین می‌رفت.»

توجه این عکاس به جزئیات حتی در انتخاب نام آثار نیز دیده می‌شود. تمام عنوان‌های این مجموعه با نقطه پایان می‌یابند؛ نشانه‌ای که از نگاه او نماد بخشی از خسارت‌هایی است که دیگر قابل بازگشت نیست.

جنگلی که معامله کردیم. (اورانگوتان)
در دهه‌های گذشته، بخش‌های وسیعی از جنگل‌های بارانی جنوب‌شرق آسیا برای بهره‌برداری از چوب، توسعه مزارع نخل روغنی و گسترش فعالیت‌های کشاورزی نابود شده‌اند. از بین رفتن زیستگاه طبیعی همچنان بزرگ‌ترین تهدید برای بقای **اورانگوتان‌های وحشی** به شمار می‌رود. در این تصویر، جنگل از **قطعات و اجزای ماشین‌آلات صنعتی** بازسازی شده است؛ نمادی تأمل‌برانگیز از این واقعیت که جنگل‌های کهن و ارزشمند، بیش از هر زمان دیگری در ازای منافع و سود اقتصادی قربانی و معامله می‌شوند.
بندک لامپرت

با این حال، لامپرت نگاه کاملاً ناامیدانه‌ای ندارد. او معتقد است هنوز فرصت برای حفاظت از طبیعت وجود دارد و تلاش‌های جهانی در حوزه حفاظت از گونه‌های جانوری و احیای زیستگاه‌ها در بسیاری از موارد نتایج موفقیت‌آمیزی به همراه داشته است.

او در پایان می‌گوید:

«آن نقطه، پایان چیزی است که دیگر قابل جبران نیست؛ اما هرگز به معنای پایان چیزهایی نیست که هنوز می‌توان آن‌ها را نجات داد.»

مجموعه «طبیعتی که جایگزینش کردیم» نمونه‌ای موفق از پیوند عکاسی مفهومی، هنر محیط‌زیست، روایت بصری و آگاهی‌بخشی اجتماعی است؛ پروژه‌ای که نشان می‌دهد گاهی یک تصویر ساخته‌شده از زباله، می‌تواند بیش از هزاران آمار و گزارش، مخاطب را نسبت به آینده زمین حساس کند.

منبع: https://www.dpreview.com/

مترجم: ریحانه تقی یاری