یک دادگاه تجدیدنظر در آلمان در حکمی مهم اعلام کرد که تبدیل یک عکس دارای حق نشر به تصویری کارتونی با استفاده از هوش مصنوعی، در همه موارد به معنای نقض حقوق عکاس نیست. این رأی می‌تواند در آینده بر پرونده‌های مرتبط با هوش مصنوعی، کپی‌رایت و حقوق عکاسان در اروپا تأثیرگذار باشد.

رأی مهم دادگاه آلمان درباره تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی

دادگاه عالی منطقه‌ای دوسلدورف (Higher Regional Court of Düsseldorf) در حکمی که توجه بسیاری از کارشناسان حقوقی و فعالان حوزه هوش مصنوعی را به خود جلب کرده است، اعلام کرد تولید یک تصویر کمیک با استفاده از هوش مصنوعی بر پایه یک عکس دارای حق نشر، الزاماً به معنای نقض کپی‌رایت نیست.

این پرونده از اختلاف میان یک عکاس حرفه‌ای حیوانات و مدیر یک مدرسه آموزش سگ‌ها شکل گرفت؛ دو طرفی که پیش‌تر با یکدیگر همکاری تجاری داشتند.

ماجرا از کجا آغاز شد؟

عکاس این پرونده در زمینه ثبت پرتره‌های زیر آب از سگ‌ها فعالیت می‌کند و تصاویر خود را به‌صورت تجاری عرضه می‌کند.

به گفته او، شریک سابقش یکی از عکس‌های دارای حق نشر را وارد یک نرم‌افزار هوش مصنوعی کرده و با ارائه دستور (Prompt)، تصویری جدید با سبک کمیک و کارتونی تولید کرده است.

سپس این تصویر جدید در وب‌سایت مدرسه آموزش سگ منتشر شد.

پس از آنکه اخطار رسمی برای حذف تصویر نتیجه‌ای نداشت، عکاس با درخواست صدور دستور موقت به دادگاه مراجعه کرد.

چرا دادگاه حکم به نقض نشدن کپی‌رایت داد؟

دادگاه بدوی این تصویر را نمونه‌ای از اقتباس آزاد (Free Adaptation) دانسته بود.

اما دادگاه تجدیدنظر با این استدلال موافق نبود.

با این حال، قضات در نهایت باز هم به این نتیجه رسیدند که نقض مستقیم حق مؤلف رخ نداده است.

تفاوت عکس اصلی و تصویر هوش مصنوعی چه بود؟

در عکس اصلی:

  • سگ در زیر آب دیده می‌شد.
  • تنها سر حیوان و اسباب‌بازی قرمز رنگ آن کاملاً مشخص بود.
  • بدنه سگ به دلیل زاویه دوربین، عمق میدان کم و تاری تصویر تقریباً دیده نمی‌شد.
  • ترکیب‌بندی، نورپردازی و بازی میان وضوح و حرکت، مهم‌ترین جنبه خلاقانه اثر محسوب می‌شد.

اما در تصویر تولیدشده با هوش مصنوعی:

  • کل بدن سگ به‌صورت کارتونی نمایش داده شده بود.
  • دست‌ها و پنجه‌ها به شکلی اغراق‌آمیز طراحی شده بودند.
  • تصویر کاملاً دوبعدی و کمیک‌گونه بود.
  • ترکیب‌بندی، نور، زاویه دید و عمق میدان با عکس اصلی تفاوت داشت.

ایده قابل حمایت نیست؛ شیوه بیان قابل حمایت است

یکی از مهم‌ترین نکات حقوقی این پرونده، تفکیک میان ایده و بیان خلاقانه است.

دادگاه تأکید کرد که:

«یک سگ که زیر آب به دنبال اسباب‌بازی خود می‌رود، به‌عنوان یک ایده یا سوژه، مشمول حمایت حق مؤلف نیست.»

به بیان دیگر، آنچه قانون از آن حمایت می‌کند، شیوه ثبت تصویر است؛ نه خود سوژه.

از دیدگاه دادگاه، هوش مصنوعی هرچند همان سگ و همان موقعیت را بازآفرینی کرده، اما عناصر خلاقانه اصلی عکاس مانند:

  • قاب‌بندی
  • زاویه دید
  • نورپردازی
  • عمق میدان
  • نحوه نمایش حرکت

را به شکل قابل‌توجهی تغییر داده است.

بنابراین صرف قابل شناسایی بودن سوژه برای اثبات کپی‌برداری کافی نیست.

این رأی در کنار پرونده مشهور LAION چه معنایی دارد؟

این نخستین پرونده مهم آلمان درباره رابطه هوش مصنوعی و عکاسی نیست.

پیش‌تر عکاس آلمانی رابرت کنشکه (Robert Kneschke) علیه شرکت LAION شکایت کرده بود؛ زیرا تصاویر او در مجموعه داده مورد استفاده برای آموزش مدل‌های هوش مصنوعی قرار گرفته بود.

در آن پرونده نیز دادگاه عالی منطقه‌ای هامبورگ اعلام کرد که ایجاد پایگاه داده LAION-5B ناقض قوانین کپی‌رایت نیست.

تفاوت این دو پرونده در موضوع آن‌هاست:

  • پرونده LAION درباره استفاده از تصاویر برای آموزش هوش مصنوعی بود.
  • پرونده اخیر درباره خروجی تولیدشده توسط هوش مصنوعی است.

اما هر دو رأی یک پیام مشترک دارند:

دادگاه‌های آلمان تاکنون تمایل چندانی به گسترش تفسیر قوانین سنتی کپی‌رایت برای محدود کردن فناوری‌های هوش مصنوعی نشان نداده‌اند.

پیام این رأی برای عکاسان حرفه‌ای

این حکم به معنای آن نیست که هوش مصنوعی آزادانه می‌تواند آثار عکاسان را کپی کند.

بلکه دادگاه تأکید کرده است که در قوانین آلمان و اتحادیه اروپا، آنچه حمایت می‌شود «بیان خلاقانه» اثر است، نه صرفاً موضوع آن.

به همین دلیل:

  • شخص دیگری می‌تواند از همان سگ عکس بگیرد.
  • همان اسباب‌بازی را استفاده کند.
  • همان ایده را اجرا کند.

و اکنون، حتی یک سامانه هوش مصنوعی نیز ممکن است با دریافت یک دستور متنی، تصویری با همان مضمون تولید کند؛ مشروط بر اینکه عناصر خلاقانه اختصاصی عکاس را بازتولید نکند.

عکاسان چگونه از آثار خود محافظت کنند؟

کارشناسان حقوقی معتقدند این پرونده نشان می‌دهد اتکای صرف به قوانین کپی‌رایت ممکن است برای حفاظت از آثار در عصر هوش مصنوعی کافی نباشد.

به‌ویژه برای عکاسانی که سبک کاری منحصربه‌فرد یا پروژه‌های تجاری تکرارشونده دارند، استفاده از ابزارهای مکمل اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ از جمله:

  • قراردادهای دقیق همکاری
  • مجوزهای استفاده از تصاویر (Licensing)
  • محدود کردن دسترسی به فایل‌های اصلی
  • تعیین حقوق بهره‌برداری در قراردادهای تجاری

جالب آنکه در همین پرونده نیز ماجرا از دسترسی شریک سابق عکاس به فایل‌های اصلی آغاز شده بود.

آیا این رأی یک قانون جهانی است؟

خیر.

این تصمیم مربوط به یک دادگاه تجدیدنظر در آلمان است و هنوز به معنای رویه قطعی در سطح اروپا یا جهان نیست.

همچنین پرونده LAION نیز امکان ارجاع به دیوان عالی فدرال آلمان را دارد و ممکن است در آینده احکام بالاتر، مرزهای تازه‌ای برای حقوق مؤلف در عصر هوش مصنوعی ترسیم کنند.

با این حال، این رأی یکی از مهم‌ترین نشانه‌ها از چالش‌های حقوقی موجود در زمینه تنظیم قوانین کپی‌رایت برای آثار تولیدشده با هوش مصنوعی به شمار می‌رود.

جمع‌بندی

حکم جدید دادگاه دوسلدورف نشان می‌دهد که در نظام حقوقی آلمان، شباهت در سوژه یا ایده به‌تنهایی برای اثبات نقض حق مؤلف کافی نیست و آنچه مورد حمایت قرار می‌گیرد، نحوه بیان خلاقانه و عناصر هنری اثر است.

این تصمیم می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر آینده اختلافات حقوقی میان عکاسان، شرکت‌های هوش مصنوعی و توسعه‌دهندگان ابزارهای تولید تصویر داشته باشد؛ هرچند هنوز نمی‌توان آن را به‌عنوان رویه نهایی یا استاندارد جهانی تلقی کرد.

منبع: https://fstoppers.com/

مترجم: نازنین مالکی