همان‌گونه که آب، زمین را تازه می‌کند، نگاهِ آگاه و آرام نیز می‌تواند جهانِ بصری ما را شفاف‌تر و زلال‌تر کند

در تقویم کهن ایرانی «خردادروز» در ماه خرداد، روز جشن «خردادگان» است؛ جشنی که با نام امشاسپند «خُرداد» پیوند دارد؛ نمادی از کمال، تندرستی، سرسبزی و نگهبانی آب‌ها. در این آیین، انسان در کنار آبِ روان می‌ایستاد، به پاکیِ تن و جان می‌اندیشید و کمال را نه به‌عنوان مفهومی انتزاعی، بلکه به‌عنوان «شیوه‌ی بودن در جهان» جشن می‌گرفت.

اگر از زاویه‌ی عکاسی به خردادگان بنگریم، این روز یادآور سه مفهوم بنیادین برای عکاس است: نور، آب و کمال نگاه.

آب در سنت ایرانی مظهر پاکی و زندگی است؛ سطح شفاف، انعکاس‌ها و موج‌های ظریف، همگی یادآور سیال بودن جهان‌اند. عکاس وقتی کنار رودخانه، در حاشیه‌ی دریا یا کنار حوضی ساده می‌ایستد، فقط با یک «موضوع» روبه‌رو نیست؛ با عنصری مواجه است که تصاویر را تکثیر می‌کند، شکل‌ها را در هم می‌شکند و جهان را در قاب‌های تازه‌ای متجلی می‌سازد.

از سوی دیگر، خردادگان می‌تواند فرصتی باشد تا دوباره به نسبت میان کمال و عکاسی بیندیشیم. کمال در تصویر، الزاماً به معنای بی‌نقصی تکنیکی نیست؛ گاهی نوری ناقص، سایه‌ای بلند یا کادری ناتمام، صادقانه‌تر از تصویری بی‌خط‌وخش با ما سخن می‌گوید. شاید امروز کمالِ عکاسی، بیشتر از آنکه در تنظیم دقیق پیکسل‌ها باشد، در صداقت نگاه عکاس و نسبت او با جهان نهفته است.

در چنین روزی، می‌توان عکاسی را نوعی «جشن خردادگانِ دیدن» دانست؛ جایی که عکاس به جای ثبت شتاب‌زده‌ی لحظه‌ها، تأمل می‌کند، جهان را می‌نگرد، آب و نور و سایه را می‌سنجد و می‌کوشد تصویری خلق کند که نه‌فقط زیبا، بلکه سرشار از حسِ زندگی، تندرستی و هم‌آوایی با طبیعت باشد.

خردادگان به یادمان می‌آورد که:

همان‌گونه که آب، زمین را تازه می‌کند، نگاهِ آگاه و آرام نیز می‌تواند جهانِ بصری ما را شفاف‌تر و زلال‌تر کند. شاید بهترین بزرگداشت این روز برای عکاسان، بازگشت مجدد به خودِ «دیدن» باشد پیش از هر شاتر و لنز و ابزار و تکنیکی.

 

 

نویسنده: ریحانه تقی یاری