به گزارش اختصاصی «اتاق روشن پرس»، آیین یادبود زندهیاد یحیی دهقانپور با مروری بر زندگی و منش این هنرمند و معلم بزرگ همراه بود. در آغاز این مراسم، برادر مرحوم با بیان خاطراتی از کودکی و دورههای مختلف زندگی استاد، تصویری خانوادگی و نزدیک از دهقانپور ارائه کرد و از سالهای شکلگیری شخصیت او تا مسیر حرفهایاش سخن گفت.

عکاس: امیر حسنی پارسا
حمید سوری: دهقانپور مصداق «زیستن در دایره حقیقت» بود
پس از سخنان خانواده، حمید سوری استاد دانشگاه، با اشاره به مفهوم «طغیان» در اندیشه واتسلاو هاول، این مفهوم را به زیست هنری دهقانپور پیوند زد و گفت:
«از نظر او طغیان خارج شدن از چنبره زیستن در دروغ است… طغیان تلاشی برای زیستن در دایره حقیقت است.»
سوری با تأکید بر نقش هنر در همین «زیستن در دایره حقیقت» افزود:
«برای من عجیب است که هاول در این کتاب به جز یکی اشاره به هنر نمیپردازد؛ در صورتی که بخش مهمی از هنر مصداق همین زیستن در دایره حقیقت است.»
او در توصیف جایگاه آموزشی دهقانپور خاطرنشان کرد:
«به انگلیسی میگویند بعضیها معلم به دنیا میآیند؛ برای من دهقانپور تجسم این جمله است.»
و ادامه داد دهقانپور در کنار ایجاد «عشق و شور» نسبت به عکاسی، «نگاه انتقادی و عادتستیزی» را نیز پرورش میداد، بیآنکه به «ایدئولوژی» یا «هنجارگریزی عصبی» بلغزد.
این استاد دانشگاه همچنین ویژگیهای دهقانپور را در نفی سلسلهمراتب مرسوم توصیف کرد و گفت او با «مخالفت با استاد-شاگردی مرسوم و نفی هرگونه سلسله مراتب به صورت عملی» و همچنین با «یافتن وجوهی از دلالتگری در عکس دانشجویان» که در نگاه اول به چشم نمیآمد، به معلمی یگانه بدل شد.
سوری درباره نگرش دهقانپور به عکاسی نیز گفت:
«عکاسی برایش زندگی بوده… تعریف گستردهای از عکاسی داشته… و دغدغههای اجتماعی و فرهنگی نمیتوانسته مدنظرش نباشد.»
او در ادامه، پیوند ویژه تصویر و متن در آثار دهقانپور را از ویژگیهای درخشان او دانست و افزود:
«شعر برای چاشنی عکس نیست، عکس هم تصویرسازی شعر نیست؛ ترکیب این دو، عرصه جدید و معنایی تازه میآفریند.»

عکاس: رومینا لیاقت
دکتر محمد مترجمزاده: حضور و غیاب نمیکرد، اما هیچوقت غایب نبود
در ادامه، دکتر محمد مترجمزاده عکاس و استاد دانشگاه و از دانشجویان سابق دهقانپور، از تجربه شناخت خود از استاد سخن گفت و تأکید کرد این شناخت از سال ۱۳۶۳ آغاز شده و «هر روز بیشتر شده است». وی با اشاره به کتاب «پنج نگاه به خاک» گفت:
«این کتاب یکی از مهمترین سندهای عکاسی معماری دهه ۵۰ ماست… اما در دوران انقلاب و جنگ زیر سایه عکاسی مستند روز جامعه شناخته نشد.»
مترجمزاده یکی از وجوه مهم دهقانپور را آشنا کردن دانشجویان با جریانهای جهانی دانست:
«یک وجهش این بود که خیلی از عکاسهای مطرح دنیا را با کتاب و اسلاید به ما معرفی میکرد… و به ما دیدگاه میداد.»
او همچنین بر جنبه کمتر گفتهشده تعهد فنی دهقانپور تأکید کرد:
«در حوزه فنی هم بسیار احساس تعهد و مسئولیت میکرد… در لابراتوار دانشگاه کنار شاگردانش فیلم ظاهر میکرد، با پینهول عکس میگرفت… و حتی فرآیندهایی مثل دای ترانسفر را با ابزار و کاغذ معرفی میکرد.»
این استاد دانشگاه در توصیف منش کاری دهقانپور گفت:
«دهقانپور حضور و غیاب نمیکرد ولی هیچوقت غایب نبود… نظم را از ایشون یاد گرفتم… وقتی صحبت کار میشد از سختگیری دریغ نمیکرد.»
و افزود: دهقانپور «بهشدت مخالفِ بهفرموده» بود و «زیر بارِ بهفرمودهگی نمیرفت.»
مترجمزاده به ریشههای ادبی دهقانپور نیز اشاره کرد و گفت او دانشجویان را به خواندن رمان و ادبیات تشویق میکرد تا «فضای ذهن» آنها برای عکاسی بازتر شود؛ و بعدتر روشن شد که او «لیسانس ادبیات دانشگاه تهران» داشته است.

عکاس: رومینا لیاقت
فرهاد فخریان: با فوتش هم آدمها را دور هم جمع کرد
پس از آن، فرهاد فخریان عکاس و عضو هیئت علمی دانشگاه و از شاگردان دهقانپور، با اشاره به تاثیر اجتماعی و انسانی او گفت:
«الان میبینی دیگه… با فوتش هم آدما رو دور هم جمع کرد.»
فخریان از سالهای آغازین رشته عکاسی در دانشگاه و شکلگیری کلاسهای پرجمعیت استاد یاد کرد و افزود:
«برای اولین بار دیدیم کلاسهای عکاسی با ۶۰-۷۰ نفر تشکیل میشه… فهمیدیم این عده بیشتر از دو دانشگاه دیگه هم میاومدن… هرجا کلاس داشت میرفتن.»
او دهقانپور را «انسان کمیاب» خواند و درباره بیان خاص استاد گفت:
«همه چیزهای بسیار جدی رو با لحنی از شوخی تبدیل میکرد به چیزی دریافتشونده… لحنش بسیار جذاب و بسیار گزنده بود.»
فخریان با اشاره به حافظه و طنازی دهقانپور افزود:
«چنان گنجینهای از اشعار در ذهنش داشت… برای هر مسئلهای میتونست بلافاصله یک بیت یا ضربالمثل پیدا کنه.»
وی همچنین بر تداوم خلاقیت دهقانپور در سالهای پایانی عمر تأکید کرد و گفت:
«این انسان شریف… هیچ وقت از عکاسی دست برنداشت… با دوربین موبایل و نمایشگاه “سیب سوم” چه آثاری خلق کرد… و وقتی میگفت دارم با نوه بزرگم عکاسی کار میکنم انگار جون دوباره میگرفت.»
فخریان دهقانپور را «عکاس و معلم به دنیا آمده» دانست که «هیچ وقت دست از نو شدن برنداشت».

عکاس: رومینا لیاقت
مهران مهاجر: عکسهای یحیی در قاب تنگ دوربین نمیگنجند
در بخش پایانی، مهران مهاجر عکاس و استاد دانشگاه، با خواندن ابیاتی از شعر «شبگیر» احمد شاملو، فضای مراسم را به یاد استاد آمیخته با ادبیات کرد. او سپس از دشواری سخن گفتن درباره معلمی که «۴۰ سال» همراه و آموزگار بوده سخن گفت و یادآور شد:
«جای خیلیها اینجا خالیه… سخت است گفتن درباره کسی که ۴۰ سال معلمت بوده…»
مهاجر با اشاره به تجربه آموزشی دهقانپور گفت:
«۴۰ سال پیش… حلقههای اسلاید به بغل میآمد و ما همراه او به اتاق سبز یحیی میرفتیم… آنجا با تمرین و آزادی عکاسی را برایمان معنا میکرد.»
او رویکرد دهقانپور را گشودن مرزهای قاب دانست و افزود:
«عکسهای یحیی انگار در قاب تنگ دوربین نمیگنجند و میخواهند… بندها را بردارند… هر تکهای از عکس میخواهد از هر گوشهای بیرون بجهد و ما را هم با خود از این چهارچوب تنگ برهاند.»
مهاجر همچنین از منش اجتماعی و استقلال دهقانپور گفت و تأکید کرد:
«با قدرت سر سازش نداشت… و این نکته را همه ما دیدیم؛ جویی همیشه آمیخته به طنزی تیزبینانه و ظریف.»
او در پایان، دهقانپور را معلمی دانست که «سه نسل از عکاسان ایران» را هم با ادبیات ایران پیوند زد و هم به جریان عکاسی جهان متصل کرد؛ و گفت دهقانپور به شاگردانش آموخت چگونه از «انباره خلاقانه» ادبیات و فرهنگ در «بافت بومی» بهره بگیرند. مهاجر سخنان خود را با این تصویر به پایان رساند:
«دریا و آسمان را میدید و نگاهش به خاک بود… خیال میکنم اگر اینجا بود میگفت: یک دست جام باد و یک دست زلف یار…»
- نویسنده : ریحانه تقی یاری










Monday, 8 June , 2026