عکاسی، پیش از آنکه هنرِ به دست آوردن باشد، هنرِ «واگذاشتن» است

در آیین‌های کهن، «قربانی» نمادی از رها کردن چیزی عزیز برای رسیدن به حقیقتی بزرگ‌تر است؛ نوعی گذشتن از تعلقات برای رسیدن به یگانگی. اما در ساحت هنر و به‌ویژه عکاسی، این مفهوم معنایی دیگر می‌یابد. عکاس نیز برای رسیدن به «تصویرِ راستین»، نیازمند نوعی ایثار است؛ ایثارِ «منِ خویش».

عکاسی، پیش از آنکه هنرِ به دست آوردن باشد، هنرِ «واگذاشتن» است. عکاس باید از پیش‌فرض‌هایش، از نگاه‌های عادت‌زده و از تمایلِ همیشگی به تحمیلِ دیدگاهش بر واقعیت، بگذرد. عید قربان، روزِ نبرد با همین «منِ» سرکش است. عکاسِ قربان‌گونه، کسی است که دوربینش را نه برای تصاحبِ جهان، بلکه برای قربانی کردنِ نگاهِ ساده‌انگارانه‌اش به کار می‌برد تا حقیقتِ پنهانِ سوژه، مجالِ ظهور یابد.

در این روز، وقتی به آیین‌ها، چهره‌ها و لحظه‌ها می‌نگریم، فرصتی برای بازبینیِ نگاهمان خواهیم داشت. آیا همچنان از دریچه‌ی عادت می‌بینیم یا توانسته‌ایم از بندِ نگاه‌های تکراری رهایی یابیم؟

قربان، عیدِ گسستن از پیوندهای ظاهری برای اتصال به لایه‌های عمیق‌تر هستی است. برای عکاس، این موضوع به معنای گذشتن از «ثبتِ آسان» و رسیدن به «تأملِ دشوار» است. هر تصویری که در آن، عکاس خویشتن را فراموش کرده و اجازه داده تا سوژه، خود را به تمامی عیان کند، نوعی قربانی است؛ قربانی کردنِ خودپسندی در پایِ حقیقتِ نور و تصویر.

امروز، روزِ آن است که دوربین را همچون آیینه‌ای پاک به سوی جهان بگیریم و بیاموزیم که چگونه با نگاهی فارغ از منیت، جهان را در قابِ لحظه به شکلی تازه و سرشار از معنا بازآفرینی کنیم. باشد که نگاه‌هایمان در این روز، زلال‌تر و جان‌هایمان در دیدن، گشوده‌تر شود.

 

ریحانه تقی یاری