در دنیایی غرق در تصاویرِ بی‌شمار، جایی که هر کلیک، هزاران عکس را به ما عرضه می‌کند، بازخوانیِ نظریاتِ رولان بارت – فیلسوفی که عکاسی را از یک «تکنیک» به «مسئله‌ای وجودی» بدل کرد – نه یک انتخابِ آکادمیک، که ضرورتی حیاتی است. در آغازین شماره از بخش «کُدِ بارت» در «اتاق روشن پرس»، به قلبِ «اتاقِ روشن» او سفر می‌کنیم تا دریابیم چرا مفاهیمِ «این-بوده-است»، «پونکتوم» و «تئاترِ مردگان»، هنوز کلیدهایی قدرتمند برای فهمِ حقیقتِ نهفته در پسِ هر قابِ عکس، و حتی در تصاویرِ مجازیِ امروز، محسوب می‌شوند.

 

 

 کُدِ بارت؛ رمزگشایی از حقیقتِ تصویر در اتاق روشن

 

رولان بارت

 

«چرا باید کُدِ بارت را بازخوانی کرد؟؛ از اتاق تاریک عکاسی تا اتاق روشنِ فلسفه»

امروز، در آستانه‌ی قرن بیست و یکم، جایی که میلیون‌ها عکس در هر ثانیه از دریچه‌ی گوشی‌های هوشمند و لنزهای دیجیتال به جهان پرتاب می‌شوند، شاید کمتر کسی به یاد آورد که روزگاری، عکاسی تنها یک «تکنیک» نبود؛ بلکه «مسئله‌ای وجودی» بود. روزگاری که رولان بارت، فیلسوف و نشانه‌شناس فرانسوی، قلم در دست گرفت و در «اتاق روشن» خود، نه تنها تصویری از مادر از دست رفته‌اش، که تصویری نو از خودِ عکاسی را ترسیم کرد. اکنون، در «اتاق روشن پرس»، ما در بخش ویژه‌ی **«کُدِ بارت»**، قصد داریم تا این میراثِ گران‌بها را نه به عنوان یک متنِ آکادمیکِ خشک، که به مثابه مجموعه‌ای از «کُدها» – رمزهایی برای درک عمیق‌ترِ دنیای تصاویر – بازخوانی کنیم.

چرا بارت؟ چرا امروز؟

جهانِ ما، جهانی انباشته از تصویر است. از بنرهای تبلیغاتی که بر نمای ساختمان‌ها زُل زده‌اند، تا سلفی‌های بی‌شماری که هویت مجازی ما را تعریف می‌کنند، ما در اقیانوسی از نور و سایه غوطه‌وریم. اما آیا این تصاویر، که به وفور در دسترسند، توانسته‌اند ما را به «حقیقت» نزدیک‌تر کنند؟ آیا آن‌ها «روشن» شده‌اند، یا ما را در تاریکیِ وفورِشان گم کرده‌اند؟

رولان بارت، در اواخر عمر، با نگارش شاهکار خود، «اتاق روشن (La Chambre Claire)»، راهی را آغاز کرد که پیش از او کمتر کسی به این جسارت قدم در آن نهاده بود. او عکاسی را نه از منظرِ زیبایی‌شناسیِ صرف، نه از منظرِ تاریخی، و نه حتی از منظرِ فنی، بلکه از منظرِ **تجربه‌ی زیسته‌ی انسان** با تصویر، مورد کنکاش قرار داد. او دریافت که عکس، فراتر از یک بازنماییِ ساده، قادر است حسی عمیق و گاه دردناک از «حضور» را منتقل کند؛ حسی که او آن را «این-بوده-است» (This-has-been) نامید.

این «کُدِ بارت»، برای ما، پاسخی است به بحرانِ هویتِ تصویریِ امروز. در جهانی که هر کس برای خود «هویتِ تصویری» می‌سازد و آن را در معرضِ دیدِ همگان قرار می‌دهد، بارت به ما یادآوری می‌کند که در پسِ هر لبخندِ عکسی، یا هر ژستِ خاصی، «حقیقتِ» پیچیده‌تری نهفته است. او به ما می‌آموزد که چگونه از «استودیوم» (آنچه به سادگی در عکس می‌بینیم و درک می‌کنیم) فراتر رفته و به «پونکتوم» (آن جزئیاتِ ناگهانی، گاه آزاردهنده، که قلبِ ما را می‌خراشد) برسیم.

«اتاق روشن»؛ وصیت‌نامه‌ای برای مادر، مانیفستی برای عکاسی

کتاب «اتاق روشن»، حاصلِ سوگِ بارت بر مرگ مادرش است. او در میانِ عکس‌های خانوادگی، به دنبالِ تصویری می‌گردد که مادرِ زنده را به او بازگرداند. اما آنچه می‌یابد، چیزی فراتر از یک عکسِ معمولی است. او در تک‌تکِ خطوطِ چهره‌ی مادر، در جزئیاتِ لباس، در پس‌زمینه، «حقیقتی» را کشف می‌کند که خودِ او نیز تا پیش از این قادر به درکش نبوده است.

این کتاب، صرفاً یک تحلیلِ فرهنگی یا فلسفی نیست؛ بلکه یک «جستارِ پدیدارشناختی» است. بارت تجربه‌ی شخصیِ خود را با نظریه‌هایِ پیچیده‌یِ عکاسی درهم می‌آمیزد و به ما نشان می‌دهد که چگونه یک عکسِ ساده می‌تواند دریچه‌ای باشد به سویِ خاطره، مرگ، و حتی خودِ حضور. او در «اتاق روشن»، عکاسی را به «هنرِ مرگ» تشبیه می‌کند؛ چرا که عکس، همان‌طور که حضورِ فرد را ثبت می‌کند، بر غیابِ همیشگیِ او نیز صحه می‌گذارد.

«کُدِ بارت»؛ چرا این نام را انتخاب کردیم؟

ما بخش «کُدِ بارت» را راه‌اندازی کرده‌ایم، چرا که بارت، در واقع، مجموعه‌ای از «کُدها» را به ما آموخت:
کُدِ «این-بوده-است»: هر عکس، گواهیِ ناگسستنی بر «حضورِ» چیزی در گذشته است.
کُدِ «پونکتوم»: نقطه یزخم‌زننده‌ی عکس که از لایه‌های فرهنگی و اجتماعی فراتر رفته و مستقیماً به قلبِ بیننده شلیک می‌کند.
کُدِ «تئاترِ مردگان»: عکاسی، با ثبتِ چهره‌ی انسان، او را به صحنه‌ی نمایشی از مرگ تبدیل می‌کند.
کُدِ «اپراتور»: عکاس، نه خالقِ اثر، بلکه «اپراتورِ» یا ناظرِ حضورِ سوژه است.
کُدِ «ماجرا»: عکاسی، فراتر از ثبتِ لحظه، یک «ماجراجویی» در دلِ واقعیت است.

در این بخش، ما قصد داریم این کُدها را نه فقط معرفی کنیم، بلکه آن‌ها را در بسترِ جهانِ امروز، در میانِ تصاویرِ بی‌شماری که ما را احاطه کرده‌اند، «رمزگشایی» کنیم.

تطبیق با سانتاگ؛ زخم یا سلاح؟

بارت، در «اتاق روشن»، نگاهی بسیار شخصی و عاطفی به عکاسی دارد. او عکس را منبعی برای «سوگ» و «خاطره» می‌بیند. این در حالی است که سوزان سانتاگ، هم‌عصر و هم‌رشته‌ی بارت، در کتابِ اثرگذارِ « (On Photography)»، نگاهی اجتماعی‌تر و گاه انتقادی‌تر به عکاسی دارد. سانتاگ، عکس را «سلاحی» می‌داند که واقعیت را تکه‌تکه کرده و آن را به مجموعه‌ای از تصاویرِ بی‌ارتباط تبدیل می‌کند.

در بخش «کُدِ بارت»، ما این دو نگاهِ متفاوت را به چالش خواهیم کشید. آیا عکس، «زخم» است که عواطفِ پنهانِ ما را آشکار می‌کند، یا «سلاحی» که جهان را برای ما قابلِ فهم‌تر (و شاید قابلِ کنترل‌تر) می‌سازد؟

میراث بارت؛ در عصرِ هوشِ مصنوعی

شاید بزرگترین سوال این باشد: اگر بارت امروز زنده بود و با پدیده‌ی «عکس‌هایِ تولید شده توسط هوشِ مصنوعی» (AI-generated images) روبرو می‌شد، چه می‌گفت؟ آیا «کُدِ این-بوده-است» او هنوز اعتبار داشت؟ آیا «پونکتومی» در تصویری که هیچ‌گاه «حضورِ واقعی» نداشته، یافت می‌شد؟

این‌ها سوالاتی است که در بخش «کُدِ بارت» به آن‌ها خواهیم پرداخت. ما قصد داریم تا با شما، خوانندگانِ «اتاق روشن پرس»، در این سفرِ عمیقِ بازخوانیِ نظریاتِ بارت، همراه شویم. ما می‌خواهیم «کُدِ بارت» را نه فقط بفهمیم، بلکه آن را در زندگیِ روزمره‌ی خود، در مواجهه با تصاویرِ بی‌شماری که ما را احاطه کرده‌اند، به کار ببندیم.

 

به «کُدِ بارت» خوش آمدید. جایی که هر عکس، داستانی ناگفته دارد و هر نگاه، دروازه‌ای به سویِ حقیقتی عمیق‌تر است.

با کلیک بر تصویر زیر به اولین جستار از این سری ده گانه دسترسی خواهید داشت:

 

ریحانه تقی یاری