در سالهای اخیر، مسئلهای آرام اما عمیق، فضای کار رسانهای را در ایران تحتتأثیر قرار داده است: سخت شدن—و سخت تر شدن—فرآیند دریافت مجوز عکاسی برای خبرنگاران و عکاسان حرفهای. آنچه در ظاهر یک روند اداری ساده به نظر میرسد، در عمل به مانعی جدی برای تولید تصویر، ثبت واقعیت و انجام وظیفه حرفهای تبدیل شده است.
گرفتن مجوز امروز امری است بشدت زمان گیر. فرآیندها طولانی است. نتیجه این وضعیت بسیار روشن است: عکاسان و خبرنگاران انگیزه کمتری برای حضور میدانی و ثبت لحظات دارند.
عکاسی خبری یک کار پشتمیزی نیست. عکاس باید در میدان باشد، نزدیک اتفاق. اما وقتی برای ورود به یک مکان، پوشش یک مراسم یا ثبت سادهترین رویداد، هر بار باید ساعتها درگیر پیگیری و اخذ مجوز شد، عمل خلاقه، مستقل و چابکِ عکاسی ناگهان جای خود را به دوندگی فرسایندهی اداری میدهد. این فرسایش انگیزه، نهتنها بر کیفیت خروجی تأثیر میگذارد، بلکه بر روح حرفهای این حوزه نیز سایه میاندازد.
نباید فراموش کنیم: عکس خوب محصول حضور بهموقع است؛ محصول اعتماد، دسترسی و امکان فعالیت آزادانه. هیچ عکاس خبری نمیتواند در حالی که پشت درهای بسته متوقف شده، «لحظه» را ثبت کند. «لحظه»، با کسی تعارف ندارد؛ میآید و میگذرد.
سختیهای مجوزها فقط عکاس را محدود نمیکند؛ جامعه را از دیدن واقعیت محروم میکند. در غیاب تصویر واقعی، روایتها ناقص میشوند، حافظه بصری جمعی خسارت میبیند و رسانهها ناچارند از تصاویر تکراری و آرشیوی استفاده کنند. این روند بهتدریج، کیفیت اطلاعرسانی را پایین میآورد و اعتماد عمومی را نیز تضعیف میکند.
از سوی دیگر، بسیاری از جوانان مستعد که میخواهند وارد این حرفه شوند، از همان ابتدا با این دیوار نامرئی روبهرو میشوند. برای آنها عکاسی خبری، قبل از یادگیری تکنیک و روایت، تبدیل به مبارزهای فرساینده با محدودیتها میشود. چه چیز باقی میماند جز دلسردی؟
این امر حتا دامن گیر دانشجویان عکاسی،برای انجام پروژه های دانشجویی نیز شده است و بعضا پس از مرحله ی دریافت معرفی نامه از دانشگاه و سپس ارائه ی آن به واحد مربوطه، بازهم موفق به دریافت موافقت نامه برای انجام عکاسی نمی شوند.
واقعیت این است که عکاسی خبری نه تهدید است و نه مزاحم؛ بخشی از حیات رسانهای سالم است. ثبت دقیق و مستقل رویدادها، شفافیت را افزایش میدهد و به درک بهتر جامعه از آنچه میگذرد کمک میکند. هیچ رسانهای بدون تصویر، کامل نیست.
سؤال اصلی این است:
چگونه میتوان از خبرنگاران و عکاسان انتظار حرفهایگری داشت، وقتی ابزار اولیه کارشان—یعنی امکان حضور در صحنه—بهسادگی در اختیارشان قرار نمیگیرد؟
امروز بیش از هر زمان دیگری، ضرورت دارد که نهادهای مسئول در سیاستگذاری و مدیریت رویدادها، فرآیندهای صدور مجوز را شفاف، قابل پیشبینی و سریع کنند. این حمایت نه لطف است و نه امتیاز؛ تضمین کیفیت کار رسانهای و حق جامعه برای دیدن واقعیت است.
تا زمانی که مجوز عکاسی یک مانع غیرقابل عبور باشد، نه تنها خبرنگار و عکاس حرفهای آسیب میبیند، بلکه تصویری که به جامعه میرسد نیز دچار نقصان خواهد شد.

- نویسنده : ریحانه تقی یاری










Monday, 8 June , 2026