گالری ۳۳ در ادامه پروژه «پروژه‌های ۳۳» این هفته میزبان آثار فاطمه بوجار، هنرمند نقاش، بود؛ هنرمندی که در مجموعه «در میان هجوم اتفاق‌ها و تلخی لحظه‌ها» تلاش کرده است بازتابی صادقانه از زیست معاصر، تجربه‌های شخصی و لحظه‌های مشترک انسانی را در قالب نقاشی به تصویر بکشد.

گالری ۳۳ در ادامه برنامه «پروژه‌های ۳۳» این هفته میزبان آثار فاطمه بوجار، هنرمند نقاش، بود. پروژه‌ای که هر هفته به آثار یکی از هنرمندان جوان اختصاص دارد و با تمرکز بر مفهوم «زیبایی» تلاش می‌کند در روزهای پرتنش، فضایی برای تأمل، آرامش و ارتباط دوباره مخاطب با هنر فراهم کند. به همین مناسبت «اتاق روشن پرس» با فاطمه بوجار درباره آثار این نمایشگاه گفت‌وگو کرده است.

سؤال: خانم فاطمه بوجار، ابتدا خودتان را معرفی کنید و از هدف آثاری که در این نمایشگاه ارائه کرده‌اید بگویید.

فاطمه بوجار:

سلام، من فاطمه بوجار هستم، متولد ۱۳۶۶. گرافیک خواندم و چند سالی در حوزه تصویرگری، به‌ویژه تصویرگری کتاب کودک، فعالیت می‌کردم. از یک مقطعی تصمیم گرفتم تصویرگری را کنار بگذارم و به شکل تخصصی‌تر روی نقاشی تمرکز کنم. مدتی را به آموزش، تجربه کردن و کار کردن اختصاص دادم و به مرور مجموعه‌هایم شکل گرفت.

شکل‌گیری این آثار بسیار به زمانه و جغرافیایی که در آن زندگی می‌کنیم مرتبط است؛ چه در قالب پرتره، چه فیگور و چه فضا. در هر کاری که انجام می‌دهم سعی می‌کنم نوعی صداقت از دوران معاصر در آن وجود داشته باشد و هر اثر داستانی در خود داشته باشد. برای من فرم و محتوا به یک اندازه اهمیت دارند؛ یعنی همان‌قدر که به فرم توجه دارم، محتوای اثر هم برایم مهم است. دوست ندارم آثار صرفاً برای تزیین روی دیوار باشند. ترجیح می‌دهم کارهایم بخشی از تاریخ باشند و بعدها نشان‌دهنده زمانه‌ای باشند که در آن زندگی می‌کنیم.

سؤال: درباره این دو اثری که در نمایشگاه ارائه شده‌اند بیشتر توضیح می‌دهید و علت انتخاب آن‌ها چه بوده است؟

فاطمه بوجار:

این آثار بخشی از یک مجموعه تقریباً دوازده‌تایی هستند. این دو اثر هم از همان مجموعه انتخاب شده‌اند. در این کارها به نوعی آمیختگی زندگی شخصی آدم‌ها با فضا و روزگار پرداخته‌ام.

آدم‌ها معمولاً می‌نشینند و درباره زندگی‌شان صحبت می‌کنند و در جریان این گفت‌وگوها به لحظه‌ای می‌رسند که همه چیز ناگهان واقعی می‌شود و شکل واقعی خودش را نشان می‌دهد. تلاش کرده‌ام این لحظه را بیشتر در نگاه شخصیت‌ها نشان بدهم. این مجموعه صرفاً پرتره یا فیگور نیست؛ فضا هم می‌تواند در آن حضور داشته باشد، اما در نهایت همه چیز درباره واقعیتی است که در زندگی ما در حال اتفاق افتادن است.

 

سؤال: درباره استیتمنت نمایشگاه هم توضیح می‌دهید؟

فاطمه بوجار:

قبل از اینکه ایده «آب‌نبات» به ذهنم برسد، این موضوع در زندگی خودم به شکل واقعی اتفاق افتاد. مدتی دچار حملات پنیک می‌شدم و پزشکم به من توصیه کرد وقتی آب‌نبات می‌خورم استرسم کاهش پیدا می‌کند و کمک می‌کند بتوانم آن لحظه‌ها را سریع‌تر پشت سر بگذارم.

به نوعی می‌توان گفت این ایده یک شوخی با تلخی دورانم است؛ یک شوخی تلخ. چیزی شبیه یک «شیرینی تلخ». این آب‌نبات‌ها برای من تبدیل به چیزی شدند که می‌توانستند کمی از تلخی آن لحظه‌ها را قابل تحمل‌تر کنند.

سؤال: در استیتمنت شما عبارت «لحظه‌ای مشترک» به‌کار رفته است. درباره این مفهوم توضیح می‌دهید؟

فاطمه بوجار:

امروز اتفاق‌های زیادی وجود دارد که همه ما با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کنیم. علاوه بر این‌ها، زندگی شخصی و خصوصی هر کدام از ما هم پر از فراز و نشیب است. اما در میان این تجربه‌ها، لحظه‌هایی هم وجود دارد که میان همه آدم‌ها مشترک است.

در زندگی هر آدمی یک لحظه‌ای هست که همه ما شبیه هم می‌شویم؛ زمانی که انباشت تجربه‌ها، به‌خصوص تجربه‌های تلخی که نمی‌توانیم بیانشان کنیم، آن‌قدر زیاد می‌شود که کلمات دیگر کافی نیستند. شاید دیده باشید وقتی درباره موضوعی صحبت می‌کنیم، از یک جایی به بعد دیگر نمی‌توانیم ادامه بدهیم. انگار کلمه‌ها تمام می‌شوند. نمی‌دانم اسمش را باید بغض گذاشت یا سکوت سنگین؛ فقط نگاه می‌کنیم و حرف قطع می‌شود.

در عکاسی از مدل‌ها همیشه به دنبال همین لحظه هستم. با آدم‌ها صحبت می‌کنم تا خود واقعی‌شان را نشان بدهند. آن‌ها حرف می‌زنند و حرف می‌زنند تا به نقطه‌ای می‌رسند که دیگر نمی‌توانند ادامه دهند. به نظرم این همان لحظه‌ای است که بین همه ما مشترک است؛ لحظه‌ای که کلمات تمام می‌شود و فقط ادامه می‌دهیم. شاید سخت‌ترین لحظه برای انسان همین باشد.

سؤال: اشاره کردید که علاوه بر نقاشی، عکاسی هم می‌کنید. آیا در این حوزه به‌صورت تخصصی فعالیت دارید؟

فاطمه بوجار:

عکاسی را به‌صورت تخصصی دنبال نمی‌کنم، اما از سوژه‌ها خودم عکاسی می‌کنم و از آن‌ها برای کارهایم استفاده می‌کنم.

  • نویسنده : محسن پروازی