معلمی در نگاه سقراط، فرایندی شبیه مامایی است. ماما کودک را نمیآفریند؛ فقط کمک میکند آنچه بالقوه وجود دارد، به فعلیت برسد. او راه را میگشاید، شرایط را مهیا میکند و همراه مادر است تا آن «تولد» به شکلی سالم و کامل رخ دهد.
این فلسفه سالهاست که الهامبخش حوزههای مختلف آموزش شده؛ از فلسفه گرفته تا هنر. اما شاید ارتباط آن با آموزش عکاسی از همه روشنتر باشد.
در کلاسهای عکاسی، نخستین مرحله همانند آمادهسازیهای مادر برای زایمان است: معلم ابزار، تکنیک، قواعد و استانداردهای حرفهای را آموزش میدهد. دانشجو در این مرحله نور، ترکیببندی، کار با دوربین و زبان بصری را میآموزد؛ درست مانند آشنایی اولیه با بدن و توانمندیها.
اما درواقع، بخش اصلی کار معلم از همینجا آغاز میشود. او باید آنچه را سقراط «زایندگی» مینامد در دانشجو بیدار کند. معلمِ عکاسی با پرسش، نقد، گفتوگو و هدایت آرام و هدفمند، دانشجویش را به سفری درونی میبرد؛ سفری برای کشف آنچه در عمق نگاه شخصیاش وجود دارد اما هنوز متولد نشده است.
دانشجو کمکم درمییابد که عکاسی فقط «مهارت» نیست بلکه نوعی بازتابِ جهانِ درونی است. در این مرحله، معلم مانند ماما، نه پیشداوری میکند نه تحمیل. او مراقبت و همراهی میکند و اجازه میدهد دانشجو بهتدریج سبک شخصی، بیان فردی و امضای بصری خود را پیدا کند.
در نهایت، عکسهایی که خلق میشوند، مانند نوزادانیاند که هریک منحصربهفردند؛ حاصل ترکیب دانش، تأمل، تجربه و آن «زایش درونی» که بدون روش مامایی سقراطی هرگز به سرانجام نمیرسید.
روز مامایی فرصتی است برای یادآوری اینکه معلمان عکاسی نیز، هر روز در کلاسهایشان شاهد میلاد نگاهها و جهانهای تازهاند؛ تولدهایی که شاید تأثیرشان سالها در فرهنگ بصری این سرزمین باقی بماند.

- نویسنده : ریحانه تقی یاری










Monday, 8 June , 2026