معرفی کتاب «عکسها چه میکنند؟ ساختن و بازساختن فرهنگهای موزهای»
عنوان اصلی: What Photographs Do: The Making and Remaking of Museum Cultures
ویراستاران: الیزابت ادواردز و الا راویلیوس
ناشر: UCL Press، ۲۰۲۲
تعداد صفحات: ۳۵۴ صفحه
این کتاب به نقش عکاسی در شکلگیری فرهنگ موزهها میپردازد؛ نقشی که فراتر از ثبت و مستندسازی آثار است. عکسها در موزهها به تولید دانش، بازنمایی تاریخ، شکلگیری ارزشهای فرهنگی و تعیین شیوههای نگاهکردن به اشیا کمک میکنند. نویسندگان با بررسی نمونههایی از مجموعهها و فعالیتهای موزه ویکتوریا و آلبرت لندن، به عکسهای آشکار و پنهانی توجه میکنند که در آرشیوها، اسناد، فهرستها و فرایندهای روزمره موزه حضور دارند.
این اثر برای پژوهشگران عکاسی، موزهداری، تاریخ هنر و مطالعات تصویر، دریچهای تازه به رابطه میان عکس، دانش، حافظه و نهادهای فرهنگی میگشاید.
فهرست مطالب
۱. نشانههای کوچک مالکیت: کارتپستالهای عکاسانه و فرهنگ موزه، ۱۹۱۳ تا ۱۹۳۹ — الیزابت ادواردز
۲. موزه و کارخانه تصویر: موزه ساوت کنزینگتون، برادران دالزیل و تولید فهرستهای موزهای در عصر ویکتوریا — بتان استیونز
۳. تصویر بهمثابه دارایی — تام ویندروس
۴. عکاس رسمی موزه: ایزابل اگنس کاپر — اریکا لیدرمن
۵. عکاسی از محفظه یادگارهای التنبِرگ — کن جکسون
۶. عکاسی از تئاتر و اجرا — گراهام براندون
۷. گردآوری هند: عکسها، آموزش و قدرت — دیویا پاتل
۸. دفترهای نگاتیو و تصاویر دیجیتالیشده: روایتی دیگر — استیو وودهاوس
۹. گزارش وضعیت: پیوندزدن اجزا به یکدیگر — سایمون فلوری
۱۰. بازخوانی عکسهای کِی. اِی. سی. کرِسول از معماری اسلامی — امنیه عبدالبر
۱۱. سهبعدی در میان دوبعدیها: عکاسی موزهای در تالارهای بازسازیشده دادگاههای گچبری ویکتوریا و آلبرت — آنگوس پترسون
۱۲. مجموعهای مدفون: عکسها در کتابخانه ملی هنر، ۱۸۵۳ تا ۱۹۷۷ — الا راویلیوس
۱۳. احیای پژوهش: افول و بازگشت مجموعه تصاویر مبلمان — کیت هی
۱۴. در استودیوی عکاسی — ریچارد دیویس
۱۵. پشتِ اشیا — جورج اکستس
۱۶. محاسبات و پیچیدگیها: نظامهای ارزشگذاری در عکاسی نهادی — کاترین ترویانو
مشخصات و دسترسی به کتاب:
مقدمه کتاب: فرهنگهای عکاسی در موزه: مقدمهای بر موضوع کتاب
عنوان اصلی: Museum Cultures of Photography: An Introduction
نویسندگان: الیزابت ادواردز (Elizabeth Edwards) و الا راویلیوس (Ella Ravilious)
صفحات: ۱ تا ۳۰
عکسها در موزه چه میکنند؟
ادواردز و راویلیوس بحث خود را با تغییر یک پرسش آغاز میکنند. بهجای آنکه تنها بپرسیم عکسهای موزه چه چیزی را نشان میدهند، باید بپرسیم این عکسها در ساختار موزه چه کارکردی دارند و چگونه در فعالیتهای آن مشارکت میکنند.
موزهها فقط محل نگهداری اشیای تاریخی و آثار هنری نیستند. آنها شبکههایی از پژوهش، مستندسازی، حفاظت، طبقهبندی، نمایش و انتشار اطلاعاتاند. در تمام این فعالیتها، عکسها نقشی اساسی دارند: از ثبت وضعیت یک اثر و مستندسازی مراحل مرمت گرفته تا تهیه کاتالوگ، آموزش، تبلیغات و معرفی مجموعهها به مخاطبان.
بااینحال، بسیاری از این تصاویر بهعنوان آثار مستقل در مجموعه رسمی موزه ثبت نشدهاند. آنها ممکن است در پروندههای اداری، آرشیوهای کاری، پوشههای پژوهشی یا سامانههای اطلاعاتی نگهداری شوند. این تصاویر بهظاهر در حاشیه قرار دارند، اما بدون آنها بخش مهمی از کار موزه مختل میشود. نویسندگان این وضعیت را نوعی حضور همزمان آشکار و پنهان توصیف میکنند: عکسها در موزه حضور دارند، اما لزوماً بهعنوان بخشی از مجموعه رسمی آن شناخته نمیشوند.
مفهوم «مجموعههای نامرئی»
یکی از مهمترین مفاهیم مقدمه، تمایز میان مجموعه رسمی موزه و انبوه تصاویری است که بیرون از ساختار رسمی مجموعه باقی میمانند.
موزه ممکن است آثار هنری، عکسهای تاریخی و اسناد تصویری مشخصی را بهطور رسمی ثبت کند؛ اما در کنار آنها، هزاران تصویر دیگر وجود دارند که برای شناسایی، بررسی، مقایسه، حفاظت یا معرفی آثار به کار میروند.
این تصاویر ممکن است در زمان تولید ارزش کاربردی زیادی داشته باشند، اما با تغییر نیازهای موزه به حاشیه بروند یا فراموش شوند. برخی نیز سالها بعد دوباره مورد توجه قرار میگیرند و ارزش پژوهشی تازهای پیدا میکنند.
نکته مهم آن است که نامرئیبودن یک عکس لزوماً به معنای بیاهمیتبودن آن نیست. گاهی عکسی که هرگز روی دیوار نمایشگاه قرار نمیگیرد، در شکلگیری شناخت ما از یک اثر نقش بیشتری از تصویر نمایشی آن دارد.
این نگاه، تعریف رایج مجموعه موزهای را به پرسش میکشد: آیا ارزش یک تصویر فقط به ثبت رسمی آن، جایگاهش در نمایشگاه یا شهرتش بهعنوان یک اثر هنری وابسته است؟
عکسها چگونه ارزش و دانش تولید میکنند؟
در برداشت معمول، عکس تصویری از یک واقعیت بیرونی است که میتواند اطلاعاتی درباره آن در اختیار ما قرار دهد. اما مقدمه کتاب نشان میدهد که عکسها فقط اطلاعات را منتقل نمیکنند؛ آنها در فرایند انتخاب، سازماندهی و تثبیت دانش نیز مشارکت دارند.
برای مثال، هنگامی که از یک شیء تاریخی عکاسی میشود، انتخاب زاویه، نور، پسزمینه و جزئیات قابل مشاهده میتواند بر شناخت پژوهشگر از آن شیء تأثیر بگذارد. وقتی همان عکس وارد پرونده موزه، کاتالوگ یا سامانه دیجیتال میشود، به بخشی از شبکه اطلاعاتی تبدیل میشود که ارزش و هویت آن شیء را تعریف میکند.
این فرایند صرفاً فنی نیست. تصمیمهای عکاس، پژوهشگر، متصدی موزه و مدیر مجموعه در کنار هم تعیین میکنند چه چیزی برجسته شود، چه اطلاعاتی ثبت شود و چه تصویری به مخاطب برسد.
از این منظر، عکسها در تولید نظامهای دانایی و ارزشگذاری فرهنگی نقش دارند؛ نظامهایی که ممکن است بهتدریج طبیعی و بدیهی به نظر برسند، درحالیکه حاصل مجموعهای از انتخابهای انسانی و نهادیاند.
موزه بهمثابه یک زیستبوم عکاسانه
مفهوم کلیدی دیگر در مقدمه، «زیستبوم عکاسانه» است. نویسندگان از این مفهوم برای توضیح شبکهای از فعالیتها، تصاویر، افراد، ابزارها و ارزشها استفاده میکنند که در ارتباط با یکدیگر عمل میکنند.
در چنین زیستبومی، عکاسی در استودیو، ثبت آثار در مخزن، مدیریت مجموعهها، پژوهش، مرمت و انتشار تصاویر، فعالیتهایی جدا از هم نیستند. هرکدام بر دیگری تأثیر میگذارند و در عین حال ممکن است اهداف و معیارهای متفاوتی داشته باشند.
برای نمونه، تصویری که عکاس موزه برای نشاندادن دقیق ویژگیهای یک شیء تهیه میکند، ممکن است در بخش انتشارات برای جذابیت بصری بازپردازی شود. همان تصویر در یک سامانه پژوهشی ممکن است بهعنوان سندی برای مقایسه تاریخی استفاده شود. در هر مرحله، کارکرد و معنای عکس تغییر میکند.
بنابراین، برای فهم نقش عکاسی در موزه نمیتوان فقط به تصویر نهایی توجه کرد. باید مسیر تولید، انتخاب، ثبت، استفاده و گردش آن را نیز بررسی کرد.
این زیستبوم از نظر نویسندگان، یکی از عوامل سازماندهنده موزه است؛ زیرا در شکلگیری ارزشها، سلسلهمراتب و نظامهای دانشی آن مشارکت میکند.
رابطه عکاسی، قدرت و سلسلهمراتب فرهنگی
مقدمه همچنین نشان میدهد که شیوههای عکاسی موزهای میتوانند ارزشها و سلسلهمراتب فرهنگی را بازتولید کنند.
وقتی موزه تصمیم میگیرد از چه چیزی عکاسی کند، کدام تصاویر را نگه دارد، چه عکسهایی را منتشر کند و چه تصاویری را در دسترس پژوهشگران قرار دهد، درواقع در تعیین محدوده دیدهشدن آثار و روایتهای تاریخی مشارکت میکند.
این مسئله در بررسی مجموعههای تاریخی و استعماری اهمیت بیشتری پیدا میکند. عکسها ممکن است در گذشته برای اهداف آموزشی، طبقهبندی یا مستندسازی تولید شده باشند، اما امروزه در زمینهای متفاوت خوانده شوند و پرسشهایی درباره نگاه عکاس، قدرت نهادها و جایگاه افرادی که در تصاویر حضور دارند، ایجاد کنند.
به این ترتیب، عکاسی نهادی فقط موضوعی درباره فناوری یا ثبت آثار نیست؛ با سیاست دانش، حافظه تاریخی و شیوههای نمایش فرهنگ نیز ارتباط دارد.
چرا این بحث در عصر دیجیتال اهمیت دارد؟
ممکن است تصور کنیم با دیجیتالیشدن موزهها و انتشار گسترده تصاویر در اینترنت، اهمیت عکسهای نهادی به گذشته تعلق دارد. نویسندگان برخلاف این تصور، بر تداوم نقش عکاسی تأکید میکنند.
تصاویر دیجیتال همچنان باید تولید، انتخاب، توصیف، دستهبندی و مدیریت شوند. دسترسی آنلاین نیز بهخودیخود تضمین نمیکند که تمام تصاویر به یک اندازه دیده شوند یا اطلاعات همراه آنها کامل و قابل اعتماد باشد.
حتی در محیط دیجیتال، تصمیمهای نهادی درباره انتخاب و سازماندهی تصاویر میتوانند تعیین کنند چه چیزی قابل جستوجو باشد، کدام آثار بیشتر دیده شوند و چه نوع دانشی از طریق سامانههای موزهای در دسترس قرار گیرد.
بنابراین، دیجیتالیشدن را نباید پایان تاریخ عکاسی موزهای دانست؛ بلکه باید آن را مرحلهای تازه در تحول شیوههای تولید، گردش و ارزشگذاری تصاویر در نظر گرفت.
مقدمه کتاب What Photographs Do شیوه نگاه ما به رابطه عکاسی و موزه را تغییر میدهد. عکس در اینجا صرفاً تصویری از یک اثر نیست، بلکه بخشی فعال از فرایندهای پژوهش، حفاظت، طبقهبندی، نمایش و تولید دانش است.
اهمیت این رویکرد در آن است که توجه را از عکسهای مشهور و آثار نمایشگاهی به تصاویر روزمره و کمتر دیدهشده نیز گسترش میدهد؛ تصاویری که ممکن است در حاشیه آرشیوها قرار گرفته باشند، اما در شکلگیری تاریخ و هویت یک نهاد نقش داشتهاند.
از این منظر، برای شناخت فرهنگ عکاسی یک موزه باید نهفقط آثار موجود در مجموعه، بلکه تمام شبکه تصویری پیرامون آن را مطالعه کرد: عکسهایی که تولید میشوند، انتخاب میشوند، کنار گذاشته میشوند، دوباره کشف میشوند و در موقعیتهای تازه معنایی متفاوت پیدا میکنند.
مقاله اول: نشانههای کوچک مالکیت
عنوان اصلی: Little Marks of Ownership: Photographic Postcards and the Culture of the Museum, 1913–39
نویسنده: الیزابت ادواردز
صفحات: ۳۲ تا ۵۴
کتاب: What Photographs Do: The Making and Remaking of Museum Cultures، ۲۰۲۲.
الیزابت ادواردز در این مقاله به بررسی کارتپستالهای عکاسانه موزه ویکتوریا و آلبرت لندن میپردازد و نشان میدهد که چگونه تصویر یک اثر موزهای، با انتشار در قالب کارتپستال، از فضای رسمی موزه خارج میشود و وارد زندگی روزمره مردم میگردد. ایده تولید کارتپستالهای تصویری از آثار مجموعه موزه در سالهای ۱۹۱۲ و ۱۹۱۳ مطرح شد و نخستین نمونهها در سال ۱۹۲۰ برای فروش عرضه شدند. این کارتها به مخاطبان امکان میدادند تصاویر آثار را بخرند، نگه دارند یا برای دیگران بفرستند و به این ترتیب، رابطهای شخصی با میراث فرهنگی برقرار کنند. عنوان مقاله به همین احساس تعلق اشاره دارد: فرد مالک خود اثر نیست، اما با در اختیار داشتن تصویر آن، نوعی مالکیت نمادین پیدا میکند. نویسنده همچنین نشان میدهد که انتخاب تصاویر و شیوه انتشار آنها بر نحوه معرفی مجموعه موزه اثر میگذارد و کارتپستال را به بخشی از رابطه میان موزه و مخاطبان تبدیل میکند. از این منظر، عکس صرفاً بازنمایی یک شیء نیست؛ رسانهای است که جابهجایی معنا، گسترش دسترسی و شکلگیری پیوندهای تازه میان تصویر، حافظه و زندگی روزمره را ممکن میسازد.
مقاله دوم: موزه و کارخانه تصویر: موزه ساوت کنزینگتون، برادران دالزیل و تولید فهرستهای موزهای در عصر ویکتوریا
عنوان اصلی: The Museum and the Image Factory: The South Kensington Museum, the Brothers Dalziel, and the Making of Victorian Museum Catalogues
نویسنده: بتان استیونز (Bethan Stevens)
صفحات در کتاب اصلی: ۵۵ تا ۶۹
بتان استیونز در این مقاله به بررسی شیوه تولید تصاویر برای فهرستهای موزه ساوت کنزینگتون در دهه ۱۸۷۰ میپردازد و نشان میدهد که بازنمایی آثار موزهای در آن دوره حاصل همکاری عکاسی با فنون چاپ و حکاکی روی چوب بود. با وجود گسترش عکاسی، حکاکی همچنان یکی از مهمترین روشهای تکثیر انبوه تصویر به شمار میرفت و امکان میداد تصاویر اشیای گوناگون در فهرستهای موزه منتشر شوند. همکاری موزه با برادران دالزیل، از فعالان حرفهای حکاکی و چاپ، نمونهای از پیوند میان نهاد فرهنگی و صنعت تصویرسازی است. مقاله نشان میدهد که تصویر چاپشده نسخهای کاملاً مستقیم و بیواسطه از شیء نبود؛ بلکه از مراحل فنی و انتخابهای انسانی میگذشت که بر شکل نهایی بازنمایی اثر تأثیر میگذاشتند. از این منظر، فهرست موزهای فقط ابزاری برای معرفی آثار نبود، بلکه رسانهای بود که از طریق فناوریهای بازتولید تصویر، دانش موزه را سازماندهی و در دسترس مخاطبان قرار میداد.
مقاله سوم: «تصویر بهمثابه دارایی»
عنوان اصلی: The Image as Asset
نویسنده: تام ویندروس (Tom Windross)
صفحات در کتاب اصلی: ۷۰ تا ۷۸.
تام ویندروس در این مقاله نشان میدهد که عکس در موزه صرفاً تصویری برای نمایش یک اثر نیست، بلکه داراییای است که برای استفادههای گوناگون باید سازماندهی، پردازش و منتشر شود. او با تمرکز بر فعالیتهای گروه رسانههای دیجیتال و انتشارات موزه ویکتوریا و آلبرت توضیح میدهد که کارکنان این بخش معمولاً خودشان عکسها را تولید نمیکنند؛ بلکه تصاویر را از منابع مختلف دریافت میکنند، اطلاعات و زمینههای مرتبط با آنها را سامان میدهند، کیفیت و کاربردشان را بررسی میکنند و سپس برای انتشار آماده میسازند. از این منظر، ارزش یک تصویر تنها به کیفیت عکاسانه یا موضوع آن وابسته نیست، بلکه به امکان دسترسی، نحوه مدیریت، اطلاعات همراه و ظرفیت استفاده مجدد آن نیز بستگی دارد. مقاله توجه را از لحظه ثبت عکس به چرخه زندگی آن در یک نهاد فرهنگی منتقل میکند و نشان میدهد که مدیریت تصویر بخشی اساسی از تولید و انتقال دانش موزهای است.
مقاله چهارم: عکاس رسمی موزه؛ ایزابل اگنس کاپر
عنوان اصلی: The Official Museum Photographer: Isabel Agnes Cowper
نویسنده: اریکا لیدرمن (Erika Lederman)
صفحات در کتاب اصلی: ۸۰ تا ۱۰۷.
اریکا لیدرمن در این مقاله به زندگی حرفهای ایزابل اگنس کاپر، نخستین عکاس رسمی زن موزه ویکتوریا و آلبرت لندن، میپردازد که از سال ۱۸۶۸ تا ۱۸۹۱ مدیریت خدمات عکاسی موزه را بر عهده داشت. نویسنده با بازخوانی آرشیو موزه و بررسی عکسهای کاپر، داستانی کمتر شناختهشده از تاریخ عکاسی نهادی را آشکار میکند؛ تاریخی که نقش زنان در شکلگیری آن تا مدتها نادیده مانده بود. عکسبرداری از اشیای موزه در کار کاپر صرفاً ثبت ظاهری آثار نبود، بلکه بخشی از فرایند مستندسازی و گسترش دسترسی آموزشی به مجموعهها محسوب میشد؛ تصاویر او در نشریات و انتشارات موزه نیز بازنشر میشدند و به گردش دانش فراتر از فضای موزه کمک میکردند. مقاله نشان میدهد که بازکشف آثار کاپر فقط به بازشناسی یک عکاس فراموششده محدود نیست، بلکه روایتهای تثبیتشده درباره تاریخ عکاسی و نقش زنان در نهادهای فرهنگی را نیز به پرسش میکشد.
مقاله پنجم: عکاسی از محفظه یادگارهای التنبِرگ
عنوان اصلی: Photographing the Eltenberg Reliquary
نویسنده: کن جکسون (Ken Jackson)
صفحات در کتاب اصلی: ۱۰۸ تا ۱۲۱.
کن جکسون در این مقاله بررسی میکند که چگونه عکاسیِ پیدرپی از یک شیء موزهای، بهتدریج بر نحوه دیدهشدن و درک آن اثر میگذارد. او با تمرکز بر محفظه یادگارهای التنبِرگ در موزه ویکتوریا و آلبرت نشان میدهد که عکسها صرفاً ظاهر شیء را ثبت نمیکنند؛ بلکه انتخاب زاویه دید، نورپردازی، جزئیات برجستهشده و شیوه ارائه تصویر، بر برداشت مخاطب از اهمیت و ویژگیهای اثر تأثیر میگذارند. تغییر شیوههای عکاسی نیز بازتابی از تحولات فناوری و تغییر اولویتهای موزه در معرفی و مطالعه مجموعههایش است. بنابراین، عکسهای یک اثر را نباید بازنماییهایی کاملاً خنثی و یکسان دانست؛ آنها در طول زمان، جنبههای خاصی از شیء را برجسته میکنند و در شکلگیری معنای موزهای آن سهم دارند. مقاله در نهایت نشان میدهد که عکاسی بخشی فعال از فرایند شناخت و ارزشگذاری آثار است، نه صرفاً ابزاری برای مستندسازی آنها.
مقاله ششم: عکاسی از تئاتر و اجرا
عنوان اصلی: Photographing Theatre and Performance
نویسنده: گراهام براندون (Graham Brandon)
صفحات در کتاب اصلی: ۱۲۲ تا ۱۳۴.
گراهام براندون در این مقاله به نقش عکاسی در ثبت و حفظ هنرهای اجرایی میپردازد؛ هنرهایی مانند تئاتر و اجرا که با پایانیافتنشان، خود رویداد نیز از میان میرود. عکس میتواند نشانهای از اجرای گذشته را حفظ کند، اما هرگز نمیتواند تمام تجربه زنده تماشاگر را بازسازی کند. عکاس با انتخاب لحظه، زاویه دید و فاصله از اجرا، بخشی از رویداد را برجسته میکند و در نتیجه، تصویر نه ثبت کاملاً خنثی، بلکه نوعی تفسیر از اجراست. براندون عکسهای آرشیوی را به یادداشتهایی از یک اجرا تشبیه میکند؛ تصاویری که به مخاطب کمک میکنند حالوهوا و ویژگیهای رویدادی غایب را تصور کند. مقاله همچنین بر نقش عکسها بهعنوان «اشیای مرزی» تأکید دارد؛ یعنی واسطههایی که میان اجراگران، اشیا، آرشیو، پژوهشگران و مخاطبان ارتباط برقرار میکنند. بدینترتیب، عکس تئاتر هم سندی از گذشته است و هم ابزاری برای تفسیر و شکلگیری حافظه فرهنگی؛ ابزاری که با وجود تواناییاش در حفظ ردّ یک اجرا، نمیتواند جایگزین خود تجربه زنده شود.
مقاله هفتم: گردآوری هند؛ عکسها، آموزش و قدرت
عنوان اصلی: Collecting India: Photographs, Pedagogy and Power
نویسنده: دیویا پاتل (Divia Patel)
صفحات در کتاب اصلی: ۱۳۶ تا ۱۶۱.
دیویا پاتل به مجموعهای از حدود ۶۰ هزار عکس در بخش آسیایی موزه ویکتوریا و آلبرت میپردازد که بخش عمده آنها تصاویری از معماری و چشماندازهای جنوب آسیا در قرن نوزدهم هستند. مقاله بررسی میکند که عکسها چگونه در موزه برای آموزش، مطالعه و نمایش فرهنگ هند به کار گرفته شدند و چگونه این کاربردها با مناسبات قدرت استعماری پیوند داشتند. تصاویر برای اهداف متفاوتی گردآوری میشدند: موزه به آنها بهعنوان منابعی برای شناخت معماری و هنر نگاه میکرد، درحالیکه نهادهای استعماری نیز از عکاسی برای ثبت و شناخت سرزمینهای تحت سلطه بهره میبردند. پاتل نشان میدهد که ارزش این عکسها در طول زمان ثابت نمانده است؛ آنها دورههایی از توجه و مطالعه را پشت سر گذاشتهاند و سپس به حاشیه رفته یا فراموش شدهاند. از این منظر، معنای یک عکس فقط به محتوای بصری آن وابسته نیست، بلکه به شرایط گردآوری، طبقهبندی، نمایش و نگهداری آن نیز بستگی دارد. مقاله در نهایت نشان میدهد که مجموعههای عکاسی موزهای نهتنها تاریخ تصویر، بلکه تاریخ دانش و قدرت را نیز در خود ثبت کردهاند.
مقاله هشتم: دفترهای ثبت تصاویر دیجیتالیشده؛ روایتی دیگر
عنوان اصلی: The Digitised Guard Books: Another History
نویسنده: استیو وودهاوس (Steve Woodhouse)
صفحات در کتاب اصلی: ۱۶۲ تا ۱۷۲.
استیو وودهاوس در این مقاله به دفترهای ثبت تصاویر موزه ویکتوریا و آلبرت میپردازد؛ مجموعههایی که عکسهای آثار، اطلاعات مربوط به آنها و ردپای فعالیتهای روزمره موزه را در خود گرد آوردهاند. این دفترها صرفاً ابزارهایی برای ثبت و بایگانی تصاویر نیستند، بلکه شبکهای از اطلاعات را شکل میدهند که از دل آن، اسناد مجموعهها، کارتپستالها، پروندههای بخشهای مختلف و بخشی از تاریخ موزه پدید آمده است. نویسنده با بررسی فرایند دیجیتالیکردن و گردآوری این منابع نشان میدهد که عکسهای آرشیوی، حتی زمانی که در نگاه نخست اسنادی اداری و کماهمیت به نظر میرسند، میتوانند روایتهای تازهای از گذشته آشکار کنند. دیجیتالیشدن نیز صرفاً انتقال تصاویر از کاغذ به صفحه نمایش نیست؛ این فرایند امکان پیوند دوباره اطلاعات پراکنده و بازخوانی تاریخ موزه را فراهم میکند و در عین حال، اهمیت کارهای روزمره و کمتر دیدهشده کارکنان در تولید و سازماندهی دانش را آشکار میسازد.
مقاله نهم: گزارش وضعیت؛ پیوندزدن اجزا به یکدیگر
عنوان اصلی: Condition Report: Drawing Things Together
نویسنده: سایمون فلوری (Simon Fleury)
صفحات در کتاب اصلی: ۱۷۴ تا ۲۰۰.
سایمون فلوری در این مقاله به نقش عکس در ثبت وضعیت آثار هنری و مستندسازی تغییرات و آسیبهای آنها میپردازد. بحث با نمونهای تاریخی از سال ۱۸۶۴ آغاز میشود؛ زمانی که ریچارد ردگریو، از مسئولان موزه ساوت کنزینگتون، از عکس برای ثبت وضعیت یکی از آثار مرتبط با رافائل استفاده کرد و توضیحات و نشانههایی را روی تصویر افزود. این نمونه نشان میدهد که عکس چگونه میتواند به سندی برای مقایسه، تشخیص تغییرات و تصمیمگیری درباره نگهداری اثر تبدیل شود؛ هرچند ثبت همه جزئیات آسیب، بهویژه خراشها و تغییرات بسیار ظریف سطح، با محدودیتهایی روبهرو بود. فلوری نشان میدهد که عکس در گزارش وضعیت، صرفاً تصویر همراه یک سند نوشتاری نیست، بلکه وسیلهای برای گردآوردن مشاهدهها، اطلاعات و ارزیابیهای تخصصی است. با پیوندخوردن تصویر و یادداشتهای کارشناسی، اثر هنری به موضوعی قابل بررسی در طول زمان تبدیل میشود و عکس در حفظ تاریخ مادی آن نقشی اساسی پیدا میکند.
مقاله دهم: بازخوانی عکسهای کِی. اِی. سی. کرِسول از معماری اسلامی
عنوان اصلی: Revisiting the K. A. C. Creswell Photographs of Islamic Architecture
نویسنده: امنیه عبدالبر (Omniya Abdel Barr)
صفحات در کتاب اصلی: ۲۰۱ تا ۲۱۲.
امنیه عبدالبر در این مقاله به بازخوانی مجموعه عکسهای کِی. اِی. سی. کرِسول، پژوهشگر پیشگام معماری اسلامی، در موزه ویکتوریا و آلبرت میپردازد. این مجموعه که از سال ۱۹۲۱ وارد موزه شد، سالها تا حد زیادی از نظرها پنهان مانده بود؛ اما بازشناسی دوباره عکسها و اطلاعات مربوط به منشأ آنها، امکان نگاهی تازه به ارزش آرشیو را فراهم کرد. نویسنده نشان میدهد که عکسهایی که ابتدا برای مستندسازی معماری و استفاده پژوهشگران گردآوری شده بودند، امروزه میتوانند اطلاعاتی فراتر از هدف اولیهشان آشکار کنند؛ از جمله جزئیات بناها و نشانههایی از گذشته که ممکن است در گذر زمان تغییر کرده یا از میان رفته باشند. نمونهای از مقاله، عکسی تاریخی از دری در خانه بیتالرزاز در قاهره است که جزئیات نقشونگارهایی از دو شیر را ثبت کرده بود؛ جزئیاتی که بعدها از بین رفتند. مقاله تأکید میکند که معنای آرشیو عکاسی ثابت نیست: با بازنگری در تصاویر، اطلاعات همراه و زمینه تاریخی آنها، مجموعهای که زمانی صرفاً منبعی تخصصی به شمار میرفت، میتواند به منبعی تازه برای شناخت تاریخ معماری، حفاظت از میراث و فهم گذشته تبدیل شود.
مقاله یازدهم: دو بُعد در میان سه بُعد؛ عکاسی موزهای در تالارهای بازسازیشده قالبگیری موزه ویکتوریا و آلبرت
عنوان اصلی: Two Dimensions Among Three: Museum Photography in the V&A’s Refurbished Cast Courts
نویسنده: آنگوس پترسون (Angus Patterson)
صفحات در کتاب اصلی: ۲۱۳ تا ۲۲۸.
آنگوس پترسون در این مقاله به رابطه میان عکاسی و اشیای سهبعدی در تالارهای قالبگیری موزه ویکتوریا و آلبرت میپردازد؛ فضایی که در آن نسخههای قالبگیریشده از آثار معماری و مجسمهسازی در کنار یکدیگر به نمایش درآمدهاند. مسئله اصلی این است که عکس چگونه میتواند ویژگیهای یک شیء سهبعدی، مانند حجم، بافت، جزئیات و رابطه آن با فضای پیرامون را در سطحی دوبعدی بازنمایی کند. نویسنده با بررسی تصاویر تاریخی موزه نشان میدهد که عکاسی از آثار نه فقط به ثبت خود شیء، بلکه به انتخاب زاویه دید، نور، پسزمینه و نحوه نمایش آن وابسته است. برای نمونه، یکی از عکسهای اولیه موزه که چارلز ترستون تامپسون گرفته، تصویر عکاس را در آینهای ونیزی متعلق به قرن هفدهم بازتاب میدهد؛ جزئیاتی که نشان میدهد عکس میتواند همزمان ویژگیهای اثر و رابطه آن با محیط را آشکار کند. مقاله تأکید میکند که عکسهای موزهای صرفاً اسنادی از اشیای نمایشدادهشده نیستند؛ آنها بر چگونگی دیدهشدن آثار و درک مخاطب از فضای موزه نیز اثر میگذارند.
مقاله دوازدهم: مجموعهای مدفون؛ عکسها در کتابخانه ملی هنر، ۱۸۵۳ تا ۱۹۷۷
عنوان اصلی: A Submerged Collection: Photographs in the National Art Library, 1853–1977
نویسنده: الا راویلیوس (Ella Ravilious)
صفحات در کتاب اصلی: ۲۳۰ تا ۲۵۴.
الا راویلیوس در این مقاله به مجموعههایی از عکسهای کتابخانه ملی هنر موزه ویکتوریا و آلبرت میپردازد که با وجود ارزش تاریخی و پژوهشی، بهتدریج از توجه دور ماندهاند. این عکسها زمانی گردآوری و ثبت شده بودند، اما بعدها در انبارها و بخشهای کمتر شناختهشده قرار گرفتند، ارتباطشان با اطلاعات اولیه از میان رفت و حتی دیگر بهعنوان مجموعهای مستقل شناخته نمیشدند. نویسنده این وضعیت را نوعی «مدفونشدن» میداند؛ نه لزوماً نابودی فیزیکی عکسها، بلکه پنهانماندن آنها در ساختار اداری و آرشیوی موزه. مقاله نشان میدهد که ارزش یک مجموعه عکاسی صرفاً به محتوای تصاویر وابسته نیست، بلکه به شیوه نگهداری، طبقهبندی، ثبت اطلاعات و امکان دسترسی به آنها نیز بستگی دارد. بازشناسی این مجموعهها میتواند روایتهای فراموششدهای از تاریخ موزه و شیوههای گردآوری تصویر را آشکار کند و نشان دهد که گاهی آنچه از تاریخ عکاسی نادیده میماند، نه تصاویر ازدسترفته، بلکه عکسهایی است که همچنان وجود دارند، اما پیوندشان با حافظه و دانش نهادی گسسته شده است.
مقاله سیزدهم: احیای پژوهش؛ افول و بازگشت مجموعه تصاویر مبلمان
عنوان اصلی: Revitalising Research: The Fall and Rise of the Furniture Image Collection
نویسنده: کیت هی (Kate Hay)
صفحات در کتاب اصلی: ۲۵۵ تا ۲۶۹.
کیت هی در این مقاله تاریخ مجموعه تصاویر مبلمان موزه ویکتوریا و آلبرت را بررسی میکند؛ آرشیوی که از اوایل دهه ۱۹۶۰ تا دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت و حدود ۸۵ هزار تصویر را در بر میگرفت. این مجموعه که برای مطالعه و پژوهش درباره تاریخ مبلمان گردآوری و بر اساس نوع مبلمان و تاریخ طبقهبندی شده بود، با گذشت زمان و تغییر شیوههای جستوجوی تصویری، بیش از بیست سال تقریباً از استفاده خارج شد. نویسنده نشان میدهد که ارزش آرشیو تصویری همیشگی و ثابت نیست؛ مجموعهای که در دورهای ابزاری مهم برای پژوهشگران به شمار میرفت، ممکن است بر اثر تغییر فناوریها و نیازهای پژوهشی به حاشیه برود، بیآنکه اهمیت محتوای آن از میان رفته باشد. بازنگری در این آرشیو امکان بازیابی ظرفیت پژوهشی تصاویر را فراهم میکند و نشان میدهد که احیای یک مجموعه تنها به حفظ فیزیکی عکسها وابسته نیست، بلکه مستلزم بازشناسی کاربردهای آن و ایجاد راههایی تازه برای دسترسی و استفاده از اطلاعات تصویری است.
مقاله چهاردهم: در استودیوی عکاسی
عنوان اصلی: In the Photographic Studio
نویسنده: ریچارد دیویس (Richard Davis)
صفحات در کتاب اصلی: ۲۷۱ تا ۲۸۳.
ریچارد دیویس در این مقاله به نقش استودیوی عکاسی در فعالیتهای روزمره موزه میپردازد و نشان میدهد که عکسهای موزهای حاصل فرایندی تخصصیاند که در آن مهارت عکاس، نیازهای پژوهشی و تصمیمهای کارشناسان موزه به یکدیگر پیوند میخورند. عکاسی از آثار برای انتشار در کتابها و فهرستها صرفاً ثبت ظاهر اشیا نیست؛ نورپردازی، انتخاب زاویه، نمایش جزئیات و کیفیت نهایی تصویر بر چگونگی معرفی و تفسیر اثر تأثیر میگذارند. مقاله همچنین توجه را به کار عکاسانی جلب میکند که نقششان در تولید دانش و بازنمایی مجموعههای موزهای ممکن است پشت تصاویر نهایی پنهان بماند. از این منظر، استودیوی عکاسی نه فضایی صرفاً فنی، بلکه بخشی از ساختار تولید دانش موزه است؛ جایی که تصمیمهای تصویری بر آنچه از آثار دیده و شناخته میشود، اثر میگذارند.
مقاله پانزدهم: پشتِ اشیا
عنوان اصلی: The Backs of Things
نویسنده: جورج اکستس (George Eksts)
صفحات در کتاب اصلی: ۲۸۴ تا ۲۹۲.
جورج اکستس در این مقاله توجه را از روی آثار هنری به پشت آنها معطوف میکند؛ سطحی که معمولاً از دید مخاطب پنهان میماند و در عکاسی و نمایش موزهای کمتر مورد توجه قرار میگیرد. او با عکاسی از پشت آثار کاغذی موجود در مجموعه موزه ویکتوریا و آلبرت، نشانههایی مانند یادداشتها، طرحهای اولیه، لکهها، آثار فرسودگی و ردّ استفادههای پیشین را آشکار میکند. این جزئیات گاه اطلاعاتی درباره فرایند خلق اثر، سازنده، مالکیت و تاریخ جابهجایی آن به دست میدهند؛ اطلاعاتی که با نگاهکردن به روی اثر قابل مشاهده نیستند. مقاله با بهچالشکشیدن عادت همیشگی ما به دیدن سطح اصلی اثر، نشان میدهد که شیء هنری را نباید صرفاً تصویری دوبعدی یا سطحی برای نمایش دانست؛ پشت اثر نیز بخشی از تاریخ مادی و زندگی آن است. عکاسی در اینجا ابزاری برای آشکارکردن امر نادیده و گسترش شیوههای مشاهده است؛ رویکردی که مرز میان سند آرشیوی و اثر شایسته توجه را نیز مورد پرسش قرار میدهد.
مقاله شانزدهم: محاسبات و پیچیدگیها؛ نظامهای ارزشگذاری در عکاسی نهادی
عنوان اصلی: Computations and Complications: Value Systems of Institutional Photography
نویسنده: کاترین ترویانو (Catherine Troiano)
صفحات در کتاب اصلی: ۲۹۳ تا ۳۱۸.
کاترین ترویانو در این مقاله بررسی میکند که موزهها چگونه به عکسها ارزش میدهند و چه معیارهایی تعیین میکنند که کدام تصاویر در معرض دید قرار بگیرند و کدامیک در حاشیه بمانند. نویسنده بحث را با گشایش نخستین بخش مرکز عکاسی موزه ویکتوریا و آلبرت در سال ۲۰۱۸ پیوند میدهد؛ فضایی که در آن عکسها در قالب نمایشگاهی تاریخی از داگرئوتیپ تا تصویر دیجیتال ارائه شدند. مقاله نشان میدهد که ارزش یک عکس صرفاً به کیفیت بصری، قدمت یا اهمیت تاریخی آن وابسته نیست، بلکه سیاستهای گردآوری، شیوههای طبقهبندی، امکانات دیجیتال، تصمیمهای نمایشگاهی و اولویتهای نهادی نیز در تعیین جایگاه آن نقش دارند. در نتیجه، عکسها در موزه با نظامی از انتخابها و ارزیابیها روبهرو هستند که برخی تصاویر را به بخشی برجسته از تاریخ عکاسی تبدیل میکند و برخی دیگر را کمتر قابل مشاهده میسازد. ترویانو با طرح این مسئله، توجه را به سازوکارهایی جلب میکند که پشت نمایش ظاهراً منظم مجموعهها قرار دارند و نشان میدهد موزه نهتنها عکسها را حفظ و نمایش میدهد، بلکه از طریق تصمیمهای خود در شکلگیری ارزش و روایت تاریخی آنها نیز مشارکت میکند.
بخش پایانی
عنوان اصلی: Afterword
نویسنده: دانکن فوربس (Duncan Forbes)
صفحات در کتاب اصلی: ۳۱۹ تا ۳۲۵.
دانکن فوربس در این پسگفتار به تجربه خود در کار با مجموعههای عکاسی موزهای میپردازد و نشان میدهد که مجموعههای عکس صرفاً آرشیوهایی منظم و بیحاشیه نیستند؛ بلکه میتوانند محل اختلافنظر درباره منشأ، ارزش، مالکیت و شیوه روایت تاریخ عکاسی باشند. او با تکیه بر تجربه حرفهای خود در گالریهای ملی اسکاتلند، به دشواریهای کار با مجموعههایی اشاره میکند که افراد و گروههای مختلف درباره اهمیت و چگونگی نگهداری آنها دیدگاههای متفاوتی دارند. این نگاه، بحث اصلی کتاب را تکمیل میکند: عکسها در موزه فقط حفظ و نمایش داده نمیشوند، بلکه از طریق تصمیمهای کارشناسی، سیاستهای مجموعهداری و روایتهای تاریخی، پیوسته بازتعریف میشوند. پسگفتار یادآور میشود که شناخت تاریخ عکاسی مستلزم توجه به خود تصاویر و نیز به نهادها و انسانهایی است که ارزش و معنای آنها را شکل میدهند.
- نویسنده : ریحانه تقی یاری







Sunday, 25 October , 2026