افسانه کامران، پژوهشگر حوزه عکاسی و فرهنگ دیداری، در مصاحبه اختصاصی با اتاق روشن پرس، با تأکید بر اهمیت شناخت سرگذشت عکس‌ها و آلبوم‌های تاریخی گفت: تاریخ عکاسی را باید فراتر از اختراعات فنی و تحولات هنری، در بستر گردش تصاویر، مناسبات فرهنگی و کاربردهای اجتماعی آن‌ها بررسی کرد.

به گزارش اتاق روشن پرس، نمایشگاه «این صورت باقی» در موزه هنرهای معاصر تهران، که به مناسبت دویستمین سالگرد ثبت نخستین عکس در جهان برپا شده، فرصتی برای بازاندیشی در تاریخ عکاسی، بررسی جایگاه تصویر در حافظه جمعی و شناخت مناسبات فرهنگی و اجتماعی شکل‌گرفته پیرامون عکس فراهم کرده است؛ نمایشگاهی که با گردآوری آثار پیشگامان عکاسی جهان و آلبوم‌های تاریخی متعلق به دوره‌های مختلف، از جمله قاجار، عثمانی و ژاپن، مخاطبان را به تأملی فراتر از زیبایی‌شناسی و تاریخ فناوری دعوت می‌کند.

افسانه کامران، پژوهشگر حوزه عکاسی و فرهنگ دیداری، در گفت‌وگو با آرمان روشن در حاشیه این نمایشگاه، با اشاره به اهمیت بازخوانی مجموعه‌های تاریخی عکاسی، تأکید کرد که مطالعه تاریخ تصویر نباید صرفاً به تحولات فنی، اختراع ابزارهای عکاسی یا جریان‌های هنری محدود شود، زیرا مسیر تولید، توزیع، مبادله، نگهداری و استفاده از عکس‌ها نیز بخش مهمی از تاریخ فرهنگی و اجتماعی جوامع را شکل می‌دهد.

 

آلبوم‌های تاریخی؛ روایتگر مناسبات فرهنگی و اجتماعی جوامع

کامران با اشاره به آلبوم‌های تاریخی به نمایش درآمده در موزه هنرهای معاصر تهران توضیح داد که این مجموعه‌ها، افزون بر ارزش تاریخی و هنری، منابعی ارزشمند برای مطالعه فرهنگ دیداری، مناسبات اجتماعی و شیوه بازنمایی جوامع مختلف به شمار می‌روند و می‌توان از طریق بررسی نشانه‌شناختی تصاویر، تفاوت‌های فرهنگی، ساختارهای اجتماعی و الگوهای حضور افراد در فضای عمومی را شناسایی کرد.

او در تشریح این موضوع، به تفاوت محتوایی آلبوم محصلان اعزامی ایران به فرنگ و نمونه‌هایی از آلبوم‌های تاریخی فرانسه اشاره کرد و گفت که در مجموعه مربوط به دانشجویان ایرانی، تصاویر مردان حضوری غالب دارند، درحالی‌که در آلبوم فرانسوی، زنان شناخته‌شده و فعال در حوزه فرهنگ نیز در قاب عکس دیده می‌شوند؛ تفاوتی که می‌تواند نقطه آغاز پژوهشی درباره جایگاه اجتماعی زنان، الگوهای بازنمایی و مناسبات فرهنگی در جوامع آن روزگار باشد.

این پژوهشگر همچنین آلبوم‌های یوکوهاما (Yokohama Albums) را نمونه‌ای شاخص از کاربرد تجاری و فرهنگی عکاسی در دوره میجی ژاپن (Meiji Period) معرفی کرد و توضیح داد که این مجموعه‌ها، با عکس‌های دست‌رنگ‌شده و تصاویری از زندگی روزمره، مناظر طبیعی، مشاغل و آداب‌ورسوم ژاپنی، عمدتاً برای گردشگران و مسافران خارجی تهیه می‌شدند و در معرفی فرهنگ و هویت تصویری ژاپن به مخاطبان بین‌المللی نقش داشتند.

به اعتقاد کامران، کارکرد این آلبوم‌ها را می‌توان با تولیدات تصویری تبلیغاتی و گردشگری در جهان امروز مقایسه کرد، زیرا عکس در آن دوران نیز همچون عصر شبکه‌های اجتماعی، ابزاری برای معرفی مکان‌ها، انتقال تجربه‌های فرهنگی و شکل‌دهی به تصور مخاطبان از سرزمین‌ها و جوامع دیگر بود؛ هرچند ابزارهای انتشار و شیوه‌های گردش تصویر با فناوری‌های ارتباطی امروز تفاوت اساسی داشت.

او افزود که عکس در چنین مناسباتی صرفاً یک اثر هنری یا سند تاریخی نبود، بلکه می‌توانست هم‌زمان در جایگاه هدیه، یادگاری، سوغات، کالای تجاری و وسیله ارتباط میان فرهنگ‌ها ایفای نقش کند.

سرگذشت آلبوم‌ها؛ پرسش‌هایی درباره مالکیت و حافظه موزه‌ای

کامران در ادامه، با اشاره به آلبوم مرتبط با عثمان‌پاشا و حضور آن در گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران، موضوع چگونگی انتقال مجموعه‌های تاریخی میان کشورها و نهادهای فرهنگی را یکی از زمینه‌های مهم پژوهش در تاریخ عکاسی دانست.

او با یادآوری روایت تاریخی سفر عثمان‌پاشا به ژاپن و حادثه گرفتارشدن کشتی او در طوفان هنگام بازگشت به عثمانی، اظهار کرد که هنوز پرسش‌هایی درباره مسیر انتقال آلبوم مرتبط با این واقعه و چگونگی ورود آن به مجموعه موزه هنرهای معاصر تهران وجود دارد؛ پرسش‌هایی که پاسخ به آن‌ها می‌تواند ابعاد کمتر شناخته‌شده‌ای از تاریخ گردش عکس و مناسبات فرهنگی میان کشورها را روشن کند.

این پژوهشگر تأکید کرد که بررسی آلبوم‌های تاریخی نباید تنها به نمایش عمومی یا تحلیل محتوای تصاویر محدود شود، بلکه مطالعه سابقه مالکیت، مسیر انتقال، شیوه نگهداری و تغییرات احتمالی مجموعه‌ها نیز باید در دستور کار پژوهشگران قرار گیرد.

از نگاه او، جزئیاتی مانند نوع صحافی، ترتیب قرارگیری عکس‌ها، یادداشت‌های ثبت‌شده، نام مالکان و واسطه‌های انتقال، اطلاعات ارزشمندی درباره تاریخ اجتماعی آلبوم‌ها در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهد و می‌تواند به بازسازی بخشی از مناسبات فرهنگی و اقتصادی گذشته کمک کند.

کامران با بیان اینکه مطالعه دقیق و بلندمدت این مجموعه‌ها مستلزم همکاری پژوهشگران حوزه‌های مختلف است، انتشار کتابی جامع شامل تصاویر آلبوم‌ها، اطلاعات تاریخی و مقاله‌های تخصصی را اقدامی مؤثر در شناخت و معرفی بخش‌هایی از فرهنگ دیداری ایران دانست که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

زندگی‌نامه اشیا؛ هر عکس تاریخی حامل چندین روایت است

یکی دیگر از محورهای گفت‌وگو با افسانه کامران، مفهوم «زندگی‌نامه اشیا» (Object Biography) و اهمیت آن در مطالعه آثار عکاسی بود؛ رویکردی که بر اساس آن، یک شیء فرهنگی در طول حیات خود می‌تواند کارکردها، معانی و جایگاه‌های متفاوتی پیدا کند.

کامران توضیح داد که یک عکس ممکن است در زمان تولید، یادگاری خانوادگی یا هدیه‌ای شخصی بوده باشد، در مرحله‌ای دیگر به‌عنوان سند تاریخی مورد استفاده قرار گیرد و سرانجام با انتقال به مجموعه‌ای عمومی، جایگاه یک اثر موزه‌ای را پیدا کند؛ بنابراین، ورود تصویر به موزه پایان سرگذشت آن نیست، بلکه مرحله تازه‌ای از زندگی فرهنگی و تاریخی اثر محسوب می‌شود.

او معتقد است که برای شناخت کامل یک عکس تاریخی، علاوه بر آنچه در قاب تصویر دیده می‌شود، باید به زمینه تولید، مالکیت اولیه، شیوه خریدوفروش، مسیر انتقال و شرایط نگهداری آن نیز توجه کرد، زیرا این اطلاعات در شکل‌گیری معنای فرهنگی و تاریخی اثر نقش اساسی دارند.

این پژوهشگر همچنین به ظرفیت فناوری‌های نوین، به‌ویژه واقعیت افزوده (Augmented Reality)، برای توسعه شیوه‌های روایتگری در موزه‌ها اشاره کرد و گفت که چنین فناوری‌هایی می‌توانند امکان آشنایی تعاملی بازدیدکنندگان با تاریخچه آثار، فرایندهای مرمت، شیوه نگهداری و روایت‌های پنهان پیرامون اشیای موزه‌ای را فراهم کنند.

بااین‌حال، کامران هشدار داد که افزایش بی‌ضابطه حجم اطلاعات ممکن است به سنگین‌شدن بار شناختی مخاطب منجر شود و کیفیت تجربه بازدید را کاهش دهد؛ ازاین‌رو، استفاده از فناوری باید با طراحی دقیق محتوای آموزشی و توجه به نیازها و توانایی‌های مخاطبان همراه باشد.

تاریخ تصویر در ایران تنها بر دیوار موزه‌ها نوشته نشده است

کامران در بخش دیگری از این گفت‌وگو، با تأکید بر ضرورت گسترش مفهوم فرهنگ دیداری (Visual Culture)، خواستار توجه بیشتر نهادهای فرهنگی و موزه‌ها به تصاویر و اشیایی شد که در زندگی روزمره مردم حضور داشته‌اند، اما به دلیل نداشتن جایگاه تثبیت‌شده در تاریخ هنر یا ارزش اقتصادی بالا، کمتر موضوع نمایشگاه‌ها و پژوهش‌های تخصصی قرار گرفته‌اند.

او برای تبیین این دیدگاه، به نمونه‌هایی از اشیای تصویری در فرهنگ ایرانی اشاره کرد؛ از سینی‌های قلمکاری با نقش سی‌وسه‌پل و بشقاب‌های ملامینی مزین به تصویرگری‌های محمد تجویدی از رباعیات خیام گرفته تا پتوهای مخمل کاشان، کارت‌پستال‌های قدیمی، فرش‌ها و قالیچه‌های تصویری که هرکدام بخشی از تجربه دیداری نسل‌های مختلف جامعه ایرانی را در خود حفظ کرده‌اند.

به گفته این پژوهشگر، چنین اشیایی در بسیاری از خانه‌های ایرانی حضور داشته‌اند و از طریق آن‌ها، تصاویر تاریخی، ادبی، مذهبی، شهری و فرهنگی وارد زندگی روزمره مردم شده است؛ بااین‌وجود، تاریخ هنر رسمی کمتر به نقش این محصولات در شکل‌دهی به حافظه تصویری و سلیقه بصری جامعه پرداخته است.

کامران معتقد است که مطالعه تاریخ اجتماعی تصویر، بدون توجه به این آثار و کاربردهای روزمره آن‌ها، نمی‌تواند تصویری جامع از فرهنگ دیداری یک جامعه ارائه دهد، زیرا بخش مهمی از تجربه تاریخی مردم نه در مجموعه‌های هنری شاخص، بلکه در اشیای معمولی و محصولات مصرفی بازتاب یافته است.

او همچنین بر ضرورت بازنگری در روایت‌های رایج موزه‌ای و توجه به گروه‌ها و موضوعاتی تأکید کرد که در تاریخ رسمی تصویر کمتر دیده شده‌اند؛ از جمله زنان، مهاجران، اقلیت‌ها، مناسبات استعماری و روایت‌هایی که در فرایندهای تاریخی دچار حذف، حاشیه‌نشینی یا فراموشی شده‌اند.

از نگاه کامران، توجه به این بخش‌های مغفول می‌تواند به شکل‌گیری روایت‌هایی فراگیرتر و عادلانه‌تر از تاریخ تصویر کمک کند و زمینه بازتعریف جایگاه آثار و تجربه‌های دیداری گروه‌های مختلف جامعه را فراهم آورد.

وی در همین ارتباط، به نشست تخصصی «عکاسی و فرهنگ دیداری در جامعه ایرانی» اشاره کرد که در چارچوب برنامه‌های نمایشگاه «این صورت باقی» برگزار شد و فرصتی برای طرح بخشی از این موضوعات فراهم آورد.

عکاسی آنالوگ و بازاندیشی درباره اصالت تصویر در عصر هوش مصنوعی

برگزاری نمایشگاه «این صورت باقی» در دوره‌ای که تولید و انتشار تصاویر دیجیتال به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره تبدیل شده و فناوری هوش مصنوعی مولد (Generative AI) مرزهای سنتی میان عکاسی و تصویرسازی را با پرسش‌های تازه‌ای مواجه کرده است، اهمیت دیگری نیز به نمایش آثار تاریخی عکاسی بخشیده است.

در گفت‌وگوهای مطرح‌شده پیرامون دستاوردهای نمایشگاه، بر این موضوع تأکید شد که با وجود گسترش ابزارهای دیجیتال و افزایش بی‌سابقه حجم تصاویر، تجربه مواجهه مستقیم با عکس‌های تاریخی همچنان برای مخاطبان جذابیت دارد و می‌تواند توجه آنان را به جنبه‌های مادی و فرایندی عکاسی جلب کند.

در این دیدگاه‌ها، استقبال بازدیدکنندگان و علاقه‌مندان به عکاسی، به‌ویژه توجه آنان به جزئیاتی مانند بافت سطح عکس، کیفیت چاپ و دامنه خاکستری‌ها، نشانه‌ای از اهمیت تجربه مستقیم آثار در فضایی فراتر از نمایشگرهای دیجیتال توصیف شد.

همچنین فرایندهای عکاسی آنالوگ، از نوردهی و ظهور نگاتیو تا چاپ در تاریکخانه، به‌عنوان بخشی از تجربه تاریخی تولید عکس مورد توجه قرار گرفت؛ تجربه‌ای که در بسیاری از فناوری‌های جدید، با خودکارشدن و فشرده‌شدن مراحل تولید تصویر، شکل متفاوتی یافته است.

از این منظر، نمایشگاه «این صورت باقی» تنها مروری بر گذشته عکاسی نیست، بلکه با پرداختن به موضوعاتی چون پرتره، منظره، ثبت زمان، عکاسی به‌مثابه هنر و نسبت تصویر عکاسانه با هنر معاصر، امکان طرح پرسش‌هایی درباره اصالت تصویر، ماهیت عکس و جایگاه فرایند آفرینش هنری در دوران هوش مصنوعی را فراهم می‌کند.

گنجینه عکاسی موزه هنرهای معاصر باید برای پژوهشگران دسترس‌پذیر شود

افسانه کامران در بخش پایانی گفت‌وگو، با تأکید بر ظرفیت تاریخی و پژوهشی گنجینه عکاسی موزه هنرهای معاصر تهران، خواستار توسعه مستندسازی علمی، انتشار اطلاعات آثار و فراهم‌شدن امکان دسترسی گسترده‌تر پژوهشگران و علاقه‌مندان به مجموعه‌های عکاسی شد.

او پیشنهاد کرد که تصاویر آثار عکاسان خارجی موجود در گنجینه، همراه با اطلاعات دقیق و توضیحات تفصیلی به زبان‌های فارسی و انگلیسی، در وب‌سایت موزه منتشر شود تا پژوهش‌های انجام‌شده در جریان آماده‌سازی نمایشگاه، به منبعی ماندگار و قابل استفاده برای جامعه علمی و مخاطبان عمومی تبدیل شود.

کامران همچنین بر ضرورت تداوم پژوهش درباره مجموعه‌های تاریخی و طراحی برنامه‌هایی با رویکرد بینارسانه‌ای تأکید کرد؛ برنامه‌هایی که بتوانند نسبت عکاسی با دیگر شاخه‌های هنر مدرن و معاصر را آشکار کنند و زمینه مطالعه آثار هنری متکی بر تصویر عکاسانه را گسترش دهند.

در همین راستا، تهیه فهرست جامع و استاندارد از آثار گنجینه، ثبت مشخصات فنی و تاریخی، بررسی سابقه مالکیت و مسیر ورود آثار به موزه، مستندسازی وضعیت نگهداری، تهیه نسخه‌های دیجیتال باکیفیت و تدوین اطلاعات توصیفی دوزبانه، از جمله اقداماتی است که می‌تواند زیرساخت پژوهشی این مجموعه را تقویت کند.

انتشار کاتالوگ‌های علمی، حمایت از نگارش مقالات تخصصی، ایجاد پایگاه داده آنلاین و قابل جست‌وجو و فراهم‌کردن امکان مراجعه حضوری پژوهشگران نیز از دیگر پیشنهادهای مطرح‌شده برای توسعه دسترسی به گنجینه عکاسی موزه هنرهای معاصر تهران است.

بر این اساس، نمایشگاه «این صورت باقی» را می‌توان فراتر از یک رویداد نمایشگاهی و مناسبتی ارزیابی کرد؛ رویدادی که با گردآوری بخشی از میراث تصویری جهان و ایران، ضرورت بازخوانی تاریخ اجتماعی عکس، شناخت سرگذشت مجموعه‌های تاریخی و بازاندیشی در شیوه‌های حفاظت، پژوهش و دسترسی عمومی به حافظه تصویری را برجسته کرده است.

 

  • نویسنده : آرمان روشن