محمدرضا طهماسب‌پور در گفت‌وگوی اختصاصی با اتاق روشن پرس، با تأکید بر نقش دانشمندان و مخترعان متعدد در پیدایش عکاسی، تاریخ این رسانه را حاصل زنجیره‌ای از کشفیات علمی، تحولات فنی و نیازهای اجتماعی دانست و خواستار بازخوانی سهم چهره‌های کمتر شناخته‌شده، توسعه گنجینه عکاسی موزه هنرهای معاصر تهران و مستندسازی میراث تصویری شد.

به گزارش اتاق روشن پرس، نمایشگاه «این صورت باقی» در موزه هنرهای معاصر تهران، به مناسبت دویستمین سالگرد ثبت نخستین عکس، فرصتی برای بازخوانی تاریخ عکاسی و بررسی تحولات علمی، هنری و فرهنگی این رسانه فراهم کرده است؛ نمایشگاهی که با گردآوری آثار پیشگامان عکاسی جهان، آلبوم‌های تاریخی و نمونه‌هایی از شیوه‌های اولیه ثبت تصویر، تلاش دارد مخاطبان را با مسیری آشنا کند که از تجربه‌های نخستین در شیمی نور و فناوری‌های ثبت تصویر آغاز شده و به جایگاه پیچیده عکاسی در جهان معاصر رسیده است.

محمدرضا طهماسب‌پور در گفت‌وگوی اختصاصی با آرمان روشن، خبرنگار اتاق روشن پرس، با اشاره به اهمیت چنین نمایشگاه‌هایی، به‌ویژه برای نسل‌هایی که تجربه عکاسی آن‌ها عمدتاً با دوربین‌های دیجیتال و تلفن‌های هوشمند شکل گرفته است، تأکید کرد که شناخت گذشته این رسانه، تنها مرور رویدادهای تاریخی نیست، بلکه می‌تواند درک دقیق‌تری از ماهیت عکاسی، تحولات ابزارهای ثبت تصویر و مسیر احتمالی آینده آن به دست دهد.

به اعتقاد طهماسب‌پور، مواجهه با آثار تاریخی و فرایندهای اولیه عکاسی، امکان مقایسه میان گذشته و امروز را فراهم می‌کند و نشان می‌دهد چگونه تغییر در مواد حساس به نور، ابزارهای مکانیکی، شیوه‌های چاپ و فناوری‌های دیجیتال، علاوه بر دگرگون‌کردن ظاهر عکس‌ها، بر ماهیت تولید و تجربه تصویر نیز تأثیر گذاشته است.

تاریخ عکاسی را نمی‌توان به نی‌ئپس و داگر محدود کرد

یکی از محورهای اصلی این گفت‌وگو، ضرورت بازنگری در روایت‌های رایج تاریخ عکاسی و توجه به نقش افرادی است که مشارکت آن‌ها در پیدایش و تکامل این رسانه، زیر سایه نام‌های مشهور کمتر دیده شده است.

طهماسب‌پور با اشاره به جایگاه ژوزف نیسه‌فور نی‌ئپس (Joseph Nicéphore Niépce) و لوئی داگر (Louis Daguerre) در تاریخ رسمی عکاسی توضیح داد که اگرچه این چهره‌ها در توسعه فرایندهای اولیه ثبت تصویر نقشی تعیین‌کننده داشته‌اند، اما تمرکز بیش‌ازحد بر نام مخترعان شناخته‌شده، گاهی موجب نادیده‌گرفتن مجموعه گسترده‌تری از تلاش‌های علمی و فنی شده است که پیش از آنان یا هم‌زمان با فعالیتشان جریان داشته است.

او تأکید کرد که عکاسی از پیوند چندین حوزه علمی، از جمله شیمی، فیزیک، نورشناسی و مکانیک پدید آمده و شکل‌گیری آن نتیجه یک کشف ناگهانی یا فعالیت مستقل یک مخترع نبوده است، بلکه باید آن را حاصل روندی تدریجی از آزمون‌ها، تجربه‌ها، نیازهای اجتماعی و دستاوردهای دانشمندان و صنعتگران مختلف دانست.

طهماسب‌پور در تشریح این دیدگاه گفت: «ابداع عکاسی محصول کار یک یا دو نفر نیست و زنجیره‌ای طولانی از رخدادها، نیازها و کشفیات در زمینه‌های گوناگون سبب پیدایی و تکمیل آن شده است.»

به گفته او، در طراحی بخش تاریخی نمایشگاه «این صورت باقی» تلاش شده است تا حد امکان سهم چهره‌هایی که در توسعه سازوکارهای عکاسی نقش داشته‌اند نیز مورد توجه قرار گیرد و این نگاه، هم در جدول زمانی ابتدای نمایشگاه و هم در توضیحات مربوط به فرایندهای تاریخی ثبت تصویر بازتاب یافته است.

این پژوهشگر معتقد است تاریخ‌نگاری دقیق عکاسی نیازمند عبور از روایت‌های محدود به چند نام مشهور و بررسی سهم مجموعه‌ای از افراد، فناوری‌ها و شرایط تاریخی است؛ رویکردی که می‌تواند تصویری جامع‌تر از چگونگی پیدایش و گسترش این رسانه ارائه کند.

گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران و حلقه‌های مفقوده تاریخ عکاسی

طهماسب‌پور در بخش دیگری از گفت‌وگو، با اشاره به نمایش آثار پیشگامانی همچون ویلیام هنری فاکس تالبوت (William Henry Fox Talbot) و جولیا مارگارت کامرون (Julia Margaret Cameron)، قرارگرفتن آثار این عکاسان در کنار یکدیگر را از منظر تاریخی قابل دفاع دانست؛ زیرا هرکدام در دوره فعالیت خود، نقشی مهم در معرفی شیوه‌های تازه عکاسی یا گسترش ظرفیت‌های بیانی آن داشته‌اند.

بااین‌حال، او یکی از چالش‌های اصلی در ارائه روایتی جامع از تاریخ عکاسی جهان را محدودیت آثار موجود در گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران عنوان کرد و توضیح داد که این مجموعه، باوجود برخورداری از آثار ارزشمند و تاریخی، تمام دوره‌ها، جریان‌ها و تحولات عکاسی را به شکلی پیوسته پوشش نمی‌دهد.

به گفته طهماسب‌پور، بخشی از آثار عکاسان بین‌المللی موجود در گنجینه موزه پیش از انقلاب اسلامی خریداری شده‌اند و اگرچه این مجموعه در بسیاری از بخش‌ها از نظم و پیوستگی تاریخی برخوردار است، کمبود نمونه‌هایی از برخی دوره‌ها، به‌ویژه سال‌های میانی قرن بیستم، امکان ارائه یک روایت تاریخی بدون گسست را محدود می‌کند.

او تأکید کرد که از هیچ گنجینه موزه‌ای نمی‌توان انتظار داشت تمام آثار لازم برای نمایش تاریخ کامل یک رسانه هنری را در اختیار داشته باشد، اما معتقد است اگر روند خرید و تکمیل مجموعه عکاسی در دهه‌های پس از انقلاب به‌صورت مستمر دنبال می‌شد، امروز امکان معرفی جریان‌ها، رویکردها و عکاسان معاصر بیشتری در چنین نمایشگاه‌هایی وجود داشت.

از این منظر، مسئله گنجینه عکاسی صرفاً به حفاظت و نگهداری آثار موجود محدود نمی‌شود، بلکه با سیاست‌های گردآوری، برنامه‌ریزی بلندمدت، پژوهش تاریخی و آینده جایگاه عکاسی در ساختار موزه نیز ارتباط مستقیم دارد.

آلبوم‌های تاریخی؛ اسنادی از دیپلماسی تصویری ایران و جهان

بخش دیگری از گفت‌وگوی اختصاصی اتاق روشن پرس با محمدرضا طهماسب‌پور به آلبوم‌های تاریخی موجود در نمایشگاه «این صورت باقی» و اهمیت آن‌ها در شناخت مناسبات فرهنگی و سیاسی قرن نوزدهم اختصاص داشت.

او با اشاره به آلبوم‌های مربوط به محصلان اعزامی ایران به اروپا، که در گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران نگهداری می‌شوند، توضیح داد که بررسی این مجموعه‌ها، اطلاعات قابل‌توجهی درباره تاریخ حضور ایرانیان در جهان غرب و شیوه بازنمایی چهره‌های مرتبط با ساختار سیاسی و اجتماعی ایران در اختیار پژوهشگران قرار داده است.

طهماسب‌پور این آلبوم‌ها را از کهن‌ترین نمونه‌های عکاسی مرتبط با نخبگان سیاسی ایران در ارتباط با غرب معرفی کرد و با اشاره به وضعیت عکاسی در ایران آن دوران، از لوییجی پشه (Luigi Pesce)، عکاس ایتالیایی فعال در ایران دوره قاجار، به‌عنوان یکی از چهره‌های مهم این مقطع تاریخی نام برد.

به اعتقاد او، اهمیت این آثار تنها در قدمت عکس‌ها یا هویت افراد حاضر در تصاویر خلاصه نمی‌شود، بلکه بررسی چگونگی تولید، گردآوری، ارسال و نگهداری آلبوم‌ها می‌تواند ابعاد دیگری از مناسبات سیاسی و فرهنگی میان کشورها را آشکار کند.

طهماسب‌پور توضیح داد که برخی از آلبوم‌های تاریخی به‌عنوان هدیه به دربار پادشاهی ایران فرستاده شده‌اند و همین کارکرد، امکان مطالعه آن‌ها را در چارچوب مفاهیمی همچون «دیپلماسی فرهنگی» و «دیپلماسی دیداری» فراهم می‌کند.

او با اشاره به گسترش عکاسی در قرن نوزدهم یادآور شد که ثبت و مبادله تصاویر پادشاهان، رجال سیاسی و شخصیت‌های برجسته، به‌تدریج به یکی از شیوه‌های معرفی چهره‌های قدرت و برقراری ارتباط نمادین میان حکومت‌ها تبدیل شد؛ فرایندی که در آن، عکس علاوه بر ارزش مستند، حامل پیام‌های سیاسی، فرهنگی و تشریفاتی نیز بود.

در همین زمینه، آلبوم تاریخی حاوی تصاویر سلاطین و دولتمردان عثمانی نیز از جمله مجموعه‌هایی است که به گفته طهماسب‌پور، می‌توان آن را از منظر مناسبات دیپلماتیک و گردش تصاویر در میان ساختارهای قدرت بررسی کرد.

او معتقد است چنین آثاری امکان مطالعه دوباره رابطه میان تصویر و قدرت سیاسی را فراهم می‌کنند و نشان می‌دهند که عکاسی از نخستین دهه‌های پیدایش خود، فراتر از ثبت چهره افراد، در فرایند بازنمایی اقتدار، هویت سیاسی و ارتباطات بین‌المللی نقش داشته است.

«این صورت باقی»؛ پیوند عکاسی با حافظه، زمان و ماندگاری انسان

طهماسب‌پور در پاسخ به پرسشی درباره مهم‌ترین مفهوم یا پرسشی که نمایشگاه باید در ذهن مخاطب باقی بگذارد، به عنوان «این صورت باقی» اشاره کرد و آن را عبارتی کوتاه اما برخوردار از لایه‌های معنایی متعدد دانست.

به اعتقاد او، این عنوان از یک‌سو به ماهیت عکس و توانایی آن در ثبت و حفظ لحظه‌ها اشاره دارد و از سوی دیگر، مفاهیمی همچون انسان، گذر عمر، حافظه، پایداری و نسبت تصویر با زمان را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد.

از این منظر، عکاسی صرفاً ابزاری برای بازنمایی جهان بیرونی نیست، بلکه رسانه‌ای است که رابطه انسان با گذشته و تجربه ماندگاری را به موضوعی برای تأمل تبدیل می‌کند؛ زیرا لحظه‌ای که در واقعیت سپری شده، می‌تواند در قالب یک تصویر همچنان در حافظه فردی و جمعی حضور داشته باشد.

طهماسب‌پور توضیح داد که در طراحی نمایشگاه تلاش شده است این مفاهیم، تنها در متن‌های توضیحی مطرح نشوند، بلکه از طریق ترتیب آثار، شیوه چیدمان گالری‌ها و بخش‌های تعاملی، در تجربه بازدیدکنندگان نیز حضور پیدا کنند.

او معتقد است مواجهه با آثار تاریخی عکاسی، زمانی به تجربه‌ای عمیق‌تر تبدیل می‌شود که مخاطب علاوه بر شناخت مشخصات فنی و تاریخی عکس، درباره سرگذشت افراد، زمان ثبت تصویر و معنای ماندگاری لحظه‌ها نیز پرسش کند.

نمایشگاه عکاسی باید مخاطب را به مشارکت و پرسشگری دعوت کند

محمدرضا طهماسب‌پور در ارزیابی دستاوردهای نمایشگاه «این صورت باقی»، سه محور اصلی را مورد توجه قرار داد: ارائه روایتی متفاوت از تاریخ عکاسی، ایجاد ارتباط فعال میان مخاطب و آثار و توسعه برنامه‌های آموزشی و پژوهشی مکمل نمایشگاه.

او توضیح داد که نمایش آثار عکاسی در کنار نمونه‌هایی از هنرهای تصویری و تجسمی، می‌تواند به شناخت بهتر تأثیرات متقابل عکاسی و دیگر شاخه‌های هنر کمک کند و نشان دهد این رسانه چگونه در طول تاریخ، هم از تحولات هنر تأثیر پذیرفته و هم بر شکل‌گیری شیوه‌های تازه بیان تصویری اثر گذاشته است.

از سوی دیگر، استفاده از چیدمان‌های تعاملی و طراحی موقعیت‌هایی که بازدیدکننده را به مشاهده دقیق‌تر، مقایسه آثار و طرح پرسش دعوت می‌کنند، از جمله اقداماتی بوده که به اعتقاد طهماسب‌پور، در گسترش تجربه مخاطب نقش داشته است.

او همچنین بر اهمیت برنامه‌های جانبی نمایشگاه، از جمله برگزاری نشست‌های تخصصی، کارگاه‌های آموزشی، نمایش فیلم و تورهای ویژه بازدیدکنندگان حرفه‌ای‌تر تأکید کرد و گفت این فعالیت‌ها، به‌ویژه برای دانشجویان هنر و عکاسی، پژوهشگران و فعالان فرهنگی، می‌توانند به تکمیل مباحث مطرح‌شده در فضای نمایشگاهی کمک کنند.

به باور طهماسب‌پور، نمایشگاه موفق تنها مکانی برای ارائه آثار نیست، بلکه باید بتواند زمینه گفت‌وگو، آموزش، پژوهش و شکل‌گیری پرسش‌های تازه درباره رسانه و تاریخ آن را فراهم کند.

آینده عکاسی؛ فناوری تغییر می‌کند، اما دیدن همچنان بنیاد عکاسی است

طهماسب‌پور در ادامه، با اشاره به تحولات گسترده فناوری ثبت تصویر، تأکید کرد که مطالعه تاریخ عکاسی می‌تواند به شناخت بهتر جایگاه کنونی این رسانه و اندیشیدن درباره آینده آن کمک کند.

او معتقد است تغییر ابزارها، مواد و فرایندهای تولید عکس، هرچند تأثیری عمیق بر شکل ظاهری و ویژگی‌های فنی تصاویر گذاشته، اما لزوماً موجب از میان رفتن تمام بنیان‌های عکاسی نشده است.

به گفته او، برخی ویژگی‌های اساسی این رسانه همچنان با فرایند «دیدن، نگاه کردن و ثبت کردن» ارتباط دارند؛ فرایندی که از نخستین تجربه‌های عکاسی تا فناوری‌های دیجیتال امروز، در شکل‌های متفاوت ادامه یافته است.

از این دیدگاه، شناخت تاریخ عکاسی به مخاطبان کمک می‌کند میان تغییرات فناوری و مفاهیم بنیادین تصویر تمایز قائل شوند و درک کنند که چگونه ابزارهای تازه می‌توانند شیوه‌های ثبت و تولید عکس را متحول کنند، بی‌آنکه تمام پرسش‌های تاریخی و زیبایی‌شناختی این رسانه از میان بروند.

دیجیتال‌سازی گنجینه کافی نیست؛ تاریخ نمایشگاه‌ها نیز باید حفظ شود

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که طهماسب‌پور در بخش پایانی گفت‌وگو بر آن تأکید کرد، ضرورت مستندسازی علمی نمایشگاه‌ها و فراهم‌کردن دسترسی پژوهشی به آثار و اطلاعات گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران بود.

او دیجیتال‌سازی آثار تاریخی را گامی ضروری در حفاظت و معرفی میراث هنری دانست و با اشاره به اقداماتی که در زمینه ثبت دیجیتال آثار دیگر حوزه‌ها، از جمله نقاشی، انجام شده است، بر اهمیت تداوم این مسیر برای مجموعه عکاسی نیز تأکید کرد.

بااین‌حال، طهماسب‌پور معتقد است انتشار نسخه دیجیتال عکس‌ها به‌تنهایی نمی‌تواند پاسخگوی تمام نیازهای پژوهشی باشد، زیرا هر نمایشگاه علاوه بر آثار موجود، دارای ساختار روایی، شیوه چیدمان، محتوای آموزشی و مجموعه‌ای از رویدادهای علمی و فرهنگی است که باید برای مطالعه نسل‌های آینده حفظ شوند.

او با اشاره به افزایش هزینه‌های چاپ و انتشار کتاب، پیشنهاد کرد برای نمایشگاه‌های موزه، مجموعه‌ای جامع از اسناد دیداری و شنیداری تهیه شود؛ مجموعه‌ای که تصاویر چیدمان گالری‌ها، محتوای نشست‌های تخصصی، فیلم‌ها، کارگاه‌های آموزشی و سایر رویدادهای مرتبط را دربرگیرد.

به اعتقاد این پژوهشگر، چنین مستنداتی می‌توانند به‌صورت دیجیتال منتشر شوند یا در قالب آرشیوی سازمان‌یافته در اختیار پژوهشگران قرار گیرند تا افرادی که در سال‌های آینده قصد بررسی یک نمایشگاه، شیوه روایت آثار یا فعالیت‌های آموزشی آن را دارند، بتوانند به منابع معتبر مراجعه کنند.

او تأکید کرد که حفظ تاریخ یک نمایشگاه، تنها به معنای ثبت فهرست آثار به نمایش درآمده نیست، بلکه مستلزم مستندسازی تجربه‌ای است که از تعامل میان آثار، فضای نمایشگاه، محتوای پژوهشی و مخاطبان شکل گرفته است.

ضرورت پیوند پایدار میان گنجینه، پژوهش و مخاطب

گفت‌وگوی اختصاصی اتاق روشن پرس با محمدرضا طهماسب‌پور نشان می‌دهد که اهمیت نمایشگاه «این صورت باقی» را نباید صرفاً در نمایش آثار ارزشمند تاریخ عکاسی جست‌وجو کرد، بلکه این رویداد فرصتی برای بازاندیشی درباره شیوه تاریخ‌نگاری عکاسی، سهم چهره‌های کمتر شناخته‌شده، جایگاه تصویر در مناسبات سیاسی و فرهنگی و مسئولیت موزه‌ها در حفاظت و انتقال دانش تاریخی است.

از منظر طهماسب‌پور، شناخت دقیق‌تر گذشته عکاسی، توجه به خلأهای گنجینه، استمرار سیاست‌های گردآوری آثار و ایجاد آرشیوهای پژوهشی قابل دسترس، می‌تواند به توسعه مطالعات تاریخ تصویر و تقویت جایگاه این رسانه در فضای فرهنگی و هنری ایران کمک کند.

نمایشگاه «این صورت باقی» در این چارچوب، علاوه بر بازخوانی نزدیک به دو قرن تاریخ عکاسی، پرسشی مهم را پیش روی نهادهای فرهنگی قرار می‌دهد: چگونه می‌توان میراث تصویری گذشته را به منبعی زنده، پژوهش‌پذیر و قابل استفاده برای نسل‌های آینده تبدیل کرد؟

 

  • نویسنده : آرمان روشن