به گزارش اتاق روشن پرس، بووه براوئر (Bouwe Brouwer)، عکاس خیابانی و هنرمند هلندی، در مجموعه تازه خود با عنوان «گریز بزرگ» (The Great Escape)، رویکردی متفاوت به عکاسی خیابانی (Street Photography) ارائه کرده و با الهام از ساختار شاعرانه هایکو (Haiku)، مجموعهای از تصاویر ثبتشده در زمانها و مکانهای مختلف را به گفتوگویی بصری […]
به گزارش اتاق روشن پرس، بووه براوئر (Bouwe Brouwer)، عکاس خیابانی و هنرمند هلندی، در مجموعه تازه خود با عنوان «گریز بزرگ» (The Great Escape)، رویکردی متفاوت به عکاسی خیابانی (Street Photography) ارائه کرده و با الهام از ساختار شاعرانه هایکو (Haiku)، مجموعهای از تصاویر ثبتشده در زمانها و مکانهای مختلف را به گفتوگویی بصری درباره مفهوم گریز، آزادی و فاصله گرفتن از واقعیت روزمره تبدیل کرده است؛ آثاری که در آنها لحظههای ظاهراً معمولی زندگی شهری، از طریق نگاه دقیق عکاس و ترکیببندیهای غیرمنتظره، معنایی تازه پیدا میکنند و مرز میان عکاسی مستند، روایت شخصی و شعر تصویری را کمرنگ میسازند.
این مجموعه که با متنی از ماگالی دوزان (Magali Duzant) معرفی شده، بر ارتباط میان دو شیوه متفاوت بیان هنری، یعنی شعر کوتاه ژاپنی و عکاسی خیابانی، تمرکز دارد و نشان میدهد چگونه مشاهده دقیق جهان پیرامون، توجه به اتفاقات پیشبینیناپذیر و توانایی تشخیص لحظه مناسب میتواند در هر دو رسانه به خلق آثاری تأثیرگذار منجر شود.
براوئر در این پروژه بهجای آنکه مانند بسیاری از مجموعههای عکاسی مستند، موضوعی مشخص را انتخاب کند و سپس برای ثبت تصاویر تازه به خیابان برود، مسیر معکوسی را در پیش گرفته است؛ او به آرشیو عکسهای سالهای گذشته خود بازگشته و با جستوجو در میان تصاویری که در موقعیتها و مکانهای گوناگون ثبت کرده، تلاش کرده است ارتباطی تازه میان عکسهایی بیابد که در زمان ثبت، لزوماً برای قرار گرفتن در یک مجموعه مشترک ساخته نشده بودند.

عکاسی خیابانی و شعر هایکو؛ دو زبان برای ثبت لحظههای گذرا
پنج، هفت، پنج؛ این الگوی مشهور هجایی در شکل کلاسیک هایکوی ژاپنی است، شعری کوتاه که معمولاً در سه بخش شکل میگیرد و با زبانی فشرده، تصویری از طبیعت، تغییر فصل یا لحظهای خاص از تجربه انسان را ثبت میکند.
در هایکو، شاعر تلاش میکند با کمترین واژهها، بیشترین ظرفیت معنایی را ایجاد کند و بهجای توضیح طولانی درباره یک اتفاق، تصویری زبانی بسازد که مخاطب بتواند آن را احساس و تجربه کند.
این ویژگی، از دیدگاه بووه براوئر، ارتباط نزدیکی با ماهیت عکاسی خیابانی دارد؛ زیرا عکاس نیز هنگام حرکت در خیابان، با مجموعهای پایانناپذیر از اتفاقات و موقعیتها روبهرو میشود و باید از میان آنها لحظهای را انتخاب کند که بتواند معنایی فراتر از ظاهر معمول خود منتقل کند.
همانگونه که شاعر هایکو با انتخاب چند واژه، لحظهای زودگذر را در زبان ماندگار میکند، عکاس خیابانی نیز با فشردن شاتر دوربین، موقعیتی را ثبت میکند که شاید تنها چند ثانیه بعد برای همیشه از میان برود.
از این منظر، عکاسی خیابانی و هایکو هر دو بر حضور ذهن، مشاهده دقیق و توجه به اکنون استوار هستند و به هنرمند امکان میدهند در دل زندگی روزمره، زیباییها، تناقضها و لحظاتی را کشف کند که در نگاه شتابزده معمولاً نادیده گرفته میشوند.

جستوجوی لحظههای غیرمنتظره در خیابان
بووه براوئر در طول فعالیت عکاسی خود موضوعات متنوعی را مقابل دوربین قرار داده و از جشنهای محلی روستایی تا مسابقات اتومبیلرانی در پیستهای خاکی و همچنین محیط زندگی روزمره خود عکاسی کرده است، اما آنچه در تمام این موقعیتها برای او اهمیت دارد، یافتن جزئیات نامعمول و لحظاتی است که توجهش را برمیانگیزند.
گاهی یک حرکت عجیب بدن، گوشهای پنهان در فضای شهری یا اتفاقی که مخاطب را وادار میکند برای بار دوم به تصویر نگاه کند، میتواند نقطه آغاز ثبت یک عکس باشد.
نگاه براوئر در چنین موقعیتهایی همواره در جستوجوی چیزی است که ظرفیت تبدیل شدن به یک تصویر معنادار را داشته باشد؛ لحظهای که ممکن است در ابتدا پیشپاافتاده به نظر برسد، اما با انتخاب زاویه مناسب و قرار گرفتن عناصر مختلف در یک ترکیببندی مشخص، به تصویری شاعرانه یا حتی سوررئال تبدیل شود.
این شیوه مشاهده، یکی از ویژگیهای مهم عکاسی خیابانی خلاقانه است که در آن ارزش تصویر صرفاً به اهمیت خبری رویداد وابسته نیست، بلکه به توانایی عکاس در کشف روابط غیرمنتظره میان انسانها، اشیا، نشانهها و محیط اطراف بستگی دارد.

«گریز بزرگ»؛ بازخوانی آرشیو عکسها برای کشف معنایی تازه
در مجموعه «گریز بزرگ»، براوئر برخلاف رویکرد معمول خود، از یک رویداد یا موقعیت جغرافیایی مشخص آغاز نکرده، بلکه با مراجعه به آرشیو شخصی عکسهایش، کوشیده است تصاویری را انتخاب کند که از نظر مفهومی حول واژه «گریز» یا «فرار» (Escape) با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند.
واژه گریز میتواند معانی متفاوتی را در ذهن مخاطب ایجاد کند؛ از فرار یک زندانی و فاصله گرفتن از محدودیتهای فیزیکی گرفته تا گریز از مسئولیت، رهایی از فشارهای اجتماعی یا حتی تلاش برای فاصله گرفتن از واقعیتهای تکراری زندگی.
این مفهوم همچنین میتواند یادآور فیلمی از استیو مککوئین (Steve McQueen)، بازیگر مشهور سینمای آمریکا، یا شعری از چارلز بوکوفسکی (Charles Bukowski)، نویسنده و شاعر آمریکایی، باشد؛ ارجاعاتی فرهنگی که نشان میدهند مفهوم فرار و رهایی چگونه در ادبیات، سینما و هنرهای تجسمی حضور پیدا کرده است.
برای براوئر، انتخاب این مفهوم بهعنوان محور مجموعه عکاسی، تجربهای رهاییبخش بوده است؛ زیرا به او امکان داده بدون محدود شدن به زمان، مکان یا موضوعی از پیش تعیینشده، میان تصاویر مختلف آرشیو خود ارتباط برقرار کند و روایت تازهای از عکسهای گذشته بسازد.

معنای گریز در عکسهای بووه براوئر
واژه انگلیسی Escape از ریشهای در لاتین عامیانه با صورت «Excappare» گرفته شده که به معنای بیرون لغزیدن از شنل یا رها شدن از پوششی محدودکننده است؛ معنایی که از نظر مفهومی با فضای تصاویر مجموعه «گریز بزرگ» ارتباط جالبی پیدا میکند.
در بسیاری از عکسهای براوئر، مفهوم فرار یا گریز به شکلی مستقیم و آشکار نمایش داده نمیشود، بلکه در روابط بصری میان عناصر تصویر و موقعیتهای غیرمنتظره حضور پیدا میکند.
برای مثال، پارگی یک پوستر میتواند تصویری از جهانی دیگر را در پشت سطح ظاهری شهر آشکار کند، قرار گرفتن یک تیرک در مقابل خودروی ون ممکن است باعث شود بخشی از خودرو در نگاه مخاطب ناپدید شود و پرندهای در حال پرواز میتواند به نشانهای از آزادی و رهایی تبدیل شود.
در تصویری دیگر، حضور یک مرد تاجر در میان شلوغی زندگی روزمره ممکن است نوعی گمگشتگی یا فاصله ذهنی از محیط اطراف را تداعی کند؛ وضعیتی که در آن، مفهوم گریز بیش از آنکه به حرکت فیزیکی مربوط باشد، به تجربهای روانی و احساسی تبدیل میشود.
این نشانهها در کنار یکدیگر، مجموعهای از روایتهای کوچک و چندلایه میسازند که مخاطب را به جستوجوی معنای فرار در موقعیتهایی دعوت میکنند که در نگاه نخست ارتباط آشکاری با یکدیگر ندارند.
عکاسی خیابانی میان واقعیت، آشفتگی و سوررئالیسم
یکی از ویژگیهای بصری مجموعه «گریز بزرگ»، حضور نوعی خشونت پنهان، آشفتگی شهری و موقعیتهای غیرمنتظره در برخی تصاویر است؛ عناصری که باعث میشوند عکسها فراتر از ثبت ساده خیابان عمل کنند و گاهی به فضایی نزدیک به عکاسی سوررئال (Surreal Photography) وارد شوند.
در بعضی از تصاویر، احساس ناامنی یا احتمال وقوع اتفاقی ناخوشایند بهآرامی شکل میگیرد، در حالی که در عکسهای دیگر، ترکیب نامعمول اشیا و عناصر محیطی فضایی طنزآمیز یا رؤیاگونه ایجاد میکند.
این تضاد میان واقعیت مستند و برداشت ذهنی مخاطب، یکی از ویژگیهای مهم مجموعه به شمار میرود و نشان میدهد چگونه عکاسی خیابانی میتواند بدون دستکاری صحنه یا ساختن موقعیتهای نمایشی، تصاویری خلق کند که از نظر مفهومی چندلایه و قابل تفسیر باشند.
در سراسر این مجموعه، گریز نهفقط بهعنوان عملی فیزیکی، بلکه بهعنوان نیازی عاطفی و روانی مطرح میشود؛ نیازی که ممکن است در قالب حرکت، سکوت، غیبت، پنهان شدن یا حتی نگاه یک انسان در میان شلوغی شهر آشکار شود.
از نوشتن هایکو تا کشف عکاسی خیابانی
بووه براوئر که پیشینه تحصیلی و حرفهای در تصویرسازی (Illustration) دارد و از سالهای جوانی به کتاب و ادبیات علاقهمند بوده است، در سال ۲۰۰۸ میلادی، برابر با سالهای ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ خورشیدی، نوشتن شعر هایکو را آغاز کرد؛ تجربهای که بعدها نقش مهمی در شکلگیری نگاه او به عکاسی خیابانی ایفا کرد.
او درباره ارتباط میان این دو فعالیت هنری توضیح میدهد که هایکو نیز مانند عکاسی خیابانی بر مشاهده محیط اطراف و تلاش برای بیان آنچه دیده میشود استوار است و به همین دلیل، حرکت از نوشتن شعر کوتاه به ثبت تصاویر خیابانی برای او مسیری طبیعی بوده است.
براوئر معتقد است اگرچه با گذشت زمان عکاسی جایگاه اصلی را در فعالیت هنری او پیدا کرده، هر دو شیوه بیان از یک سرچشمه مشترک تغذیه میکنند؛ سرچشمهای که در آن، مشاهده دقیق جهان، توجه به جزئیات و توانایی واکنش خلاقانه به اتفاقات روزمره اهمیت اساسی دارند.
او در توصیف نخستین مواجهه خود با هایکو گفته است که کشف این قالب شعری برایش مانند یافتن زبانی بوده که با شیوه نگاه او به جهان هماهنگی داشته است؛ زبانی که به او امکان میداد آنچه را میبیند، با ساختاری کوتاه، دقیق و در عین حال سرشار از شگفتی بیان کند.
چرا هایکو به نگاه عکاسانه براوئر نزدیک است؟
به اعتقاد براوئر، هایکو ویژگیهایی دارد که آن را به تجربه عکاسی خیابانی نزدیک میکند؛ از جمله ضرورت مشاهده عینی جهان، استفاده از واژههای محدود، پرهیز از توضیحات غیرضروری و توجه به لحظاتی که احساس شگفتی یا طنز را در مخاطب ایجاد میکنند.
او میگوید شاعر هایکو باید بتواند با بیانی فشرده و دقیق، تجربهای را منتقل کند که در عین سادگی، ظرفیت ایجاد برداشتهای گوناگون داشته باشد؛ ویژگیای که در عکاسی نیز از طریق انتخاب قاب، لحظه و رابطه میان عناصر بصری قابل دستیابی است.
در واقع، همانگونه که یک شعر هایکو با حذف واژههای اضافی به معنا و تأثیرگذاری بیشتری میرسد، عکاس خیابانی نیز با انتخاب دقیق آنچه در کادر باقی میماند، تلاش میکند تصویری منسجم و معنادار بسازد.
این شباهت نشان میدهد که مینیمالیسم (Minimalism) در هنر صرفاً به معنای کاهش تعداد عناصر نیست، بلکه میتواند روشی برای افزایش تمرکز مخاطب بر روابط، جزئیات و تجربههای ظریفی باشد که در یک اثر هنری حضور دارند.
جهان بهمثابه زمین بازی؛ فلسفه عکاسی خیابانی براوئر
براوئر یکی از جذابترین جنبههای عکاسی خیابانی را امکان مواجهه با جهان بهعنوان فضایی سرشار از احتمال و کشف میداند؛ فضایی که در آن، خروج از خانه و قدم زدن در خیابان میتواند به تجربهای خلاقانه تبدیل شود.
او توضیح میدهد که همواره از این تصور لذت برده که با قدم گذاشتن در بیرون از خانه، جهان را مانند زمین بازی بزرگی ببیند که در هر گوشه آن امکان وقوع اتفاقی غیرمنتظره وجود دارد.
چنین نگاهی باعث میشود عکاسی خیابانی از فعالیتی صرفاً فنی یا مستند فراتر رود و به نوعی تمرین ذهنی برای مشاهده و حضور در جهان تبدیل شود؛ تمرینی که در آن عکاس باید آماده باشد تا روابط تازه، موقعیتهای عجیب یا لحظههای کوتاه را در جریان زندگی معمولی شناسایی کند.
براوئر معتقد است همان احساسی که هنگام کشف هایکو تجربه کرده بود، بار دیگر در مواجهه با عکاسی خیابانی برای او تکرار شد؛ احساسی که در آن، هنرمند درمییابد رسانهای پیدا کرده که با شیوه شخصی او برای دیدن و پاسخ دادن به جهان هماهنگ است.
او هایکو را نوعی عکس فوری در زبان توصیف میکند و معتقد است همانگونه که شعر کوتاه میتواند لحظهای از تجربه انسان را در چند واژه حفظ کند، عکاسی خیابانی نیز میتواند واکنشی مستقیم، شخصی و خلاقانه به جهان پیرامون باشد.
آرشیو عکسها؛ جایی برای کشف روایتهای تازه
مجموعه «گریز بزرگ» بخشی از یک پروژه شخصی گستردهتر و در حال تحول است که براوئر همچنان آن را بازنگری و تکمیل میکند.
یکی از جنبههای مهم این پروژه، تغییر معنای تصاویر در گذر زمان است؛ بهگونهای که عکاس میتواند پس از چند ماه یا چند سال، با بازگشت به مجموعه عکسهای خود، روابط و برداشتهایی را کشف کند که هنگام ثبت اولیه تصاویر به آنها توجه نداشته است.
براوئر توضیح میدهد که معنای مجموعه برای او ثابت باقی نمیماند و هر بار که تصاویر را دوباره مرور میکند یا درباره آنها با فرد دیگری گفتوگو میکند، لایه تازهای از معنا و ارتباط میان عکسها آشکار میشود.
این ویژگی نشان میدهد آرشیو شخصی عکاس تنها محلی برای نگهداری تصاویر قدیمی نیست، بلکه میتواند به منبعی پویا برای شکلگیری پروژههای جدید و بازخوانی تجربههای گذشته تبدیل شود.
در چنین رویکردی، عکاس هنگام انتخاب و کنار هم قرار دادن تصاویر، نقشی شبیه تدوینگر یا نویسنده پیدا میکند و از طریق توالی عکسها، ارتباطات بصری و انتخاب موضوع مشترک، روایتی تازه میسازد.
رابطه عکاسی و شعر؛ یافتن حلقه گمشده میان تصاویر
براوئر تجربه ساخت مجموعه «گریز بزرگ» را از جهاتی شبیه فرایند نوشتن هایکو میداند و توضیح میدهد که هنگام سرودن این نوع شعر، پیدا کردن دو بخش نخست معمولاً کار دشواری نیست، اما یافتن بخش سوم که معنا و ساختار شعر را کامل میکند، گاهی به زمان و تأمل طولانی نیاز دارد.
او به یاد میآورد که در بعضی مواقع، دو سطر نخست یک هایکو را برای یک هفته در ذهن خود نگه میداشت تا سرانجام اتفاقی در زندگی روزمره رخ دهد و ارتباط گمشده میان بخشهای شعر را آشکار کند.
از نگاه او، جذابیت چنین فرایندی در آن است که هنرمند بهجای تلاش برای تحمیل معنایی از پیش تعیینشده، اجازه میدهد ایدهها بهآرامی شکل بگیرند و در زمان مناسب به یکدیگر متصل شوند.
همین شیوه در بازخوانی آرشیو عکاسی او نیز حضور دارد؛ جایی که تصاویر ثبتشده در سالها و موقعیتهای مختلف، پس از گذشت زمان، میتوانند در کنار یکدیگر قرار گیرند و روایتی مشترک ایجاد کنند.
در پروژه «گریز بزرگ»، مفهوم فرار همان حلقه ارتباطی است که به عکسهای پراکنده آرشیو براوئر معنایی تازه میدهد و آنها را از مجموعهای از تصاویر مستقل به روایتی شخصی درباره آزادی، محدودیت و تجربه زندگی تبدیل میکند.
اهمیت روایت تصویری در عکاسی خیابانی معاصر
مجموعه «گریز بزرگ» نمونهای از ظرفیتهای عکاسی خیابانی معاصر برای عبور از ثبت تکعکسهای جذاب و حرکت به سوی روایتهای مفهومی و مجموعهمحور است.
در این نوع رویکرد، ارزش عکسها تنها به ترکیببندی یا لحظه ثبت آنها محدود نمیشود، بلکه ارتباط میان تصاویر و نحوه قرار گرفتن آنها در کنار یکدیگر نیز در شکلگیری معنا نقش اساسی دارد.
یک تصویر ممکن است بهتنهایی تنها صحنهای عجیب از زندگی شهری را نشان دهد، اما هنگامی که در کنار عکس دیگری با موضوع یا نشانهای مشترک قرار میگیرد، میتواند معنایی تازه پیدا کند و مخاطب را به تفسیر متفاوتی از هر دو تصویر هدایت کند.
این ویژگی بهویژه در پروژههای عکاسی مفهومی (Conceptual Photography) و مجموعههای شخصی اهمیت دارد، زیرا عکاس میتواند با استفاده از آرشیو گذشته، روایتهایی خلق کند که هنگام ثبت تصاویر هنوز شکل نگرفته بودند.
تجربه براوئر نشان میدهد فرایند انتخاب، تدوین و بازخوانی عکسها میتواند بهاندازه لحظه عکاسی خلاقانه باشد و یک پروژه هنری لزوماً با فشردن شاتر پایان نمییابد.
«گریز بزرگ»؛ جستوجوی آزادی در لحظههای معمولی زندگی
در نهایت، مجموعه «گریز بزرگ» را میتوان تلاشی برای کشف معنای رهایی در دل زندگی روزمره دانست؛ رهاییای که همیشه با حرکت بزرگ، تصمیمی ناگهانی یا فرار واقعی همراه نیست، بلکه گاهی در شکاف یک پوستر، حرکت یک پرنده، ناپدید شدن بخشی از یک خودرو یا نگاه گمشده انسانی در میان شلوغی شهر آشکار میشود.
براوئر با استفاده از زبان بصری عکاسی خیابانی و الهام گرفتن از ساختار شاعرانه هایکو، نشان میدهد چگونه لحظات کوتاه و ظاهراً بیاهمیت میتوانند به تصاویری تبدیل شوند که مخاطب را به تأمل درباره جهان پیرامون وادار میکنند.
آنچه این مجموعه را از یک گردآوری ساده عکسهای خیابانی متمایز میکند، توجه به ارتباط میان تصاویر، پذیرش تغییر معنا در طول زمان و تلاش برای یافتن روایتی شخصی در میان لحظههای پراکنده گذشته است.
«گریز بزرگ» یادآور این نکته است که عکاسی خیابانی، مانند شعر هایکو، هنر دیدن چیزی است که دیگران ممکن است از کنار آن عبور کنند؛ هنری که در آن یک لحظه گذرا میتواند به تصویری ماندگار و یک اتفاق ساده به پرسشی عمیق درباره زندگی تبدیل شود.
عکسها: بووه براوئر (Bouwe Brouwer)
مترجم: حنانه قنبری







Sunday, 25 October , 2026