تاریخ عکاسی در ایران، همانقدر که متأثر از تکنولوژی بوده، وامدار رابطهای انسانی است که نسل به نسل تداوم یافته: پیوند میان استاد و شاگرد.
در دهههای نخست رواج عکاسی، وقتی هنوز دانشگاهی برای تدریس این هنر وجود نداشت، یادگیری از مسیرِ همراهی عملی با عکاسان باتجربه میگذشت. شاگرد سالها در کنار استاد در تاریکخانه میایستاد، نگاتیو میشست، نور میسنجید و در سکوتِ بویِ ظهور و ثبوت، فوتوفن این هنر را با مشاهده و تکرار میآموخت.
این شیوهی سنتی، گرچه فاقد قالب نظری و سرفصل آموزشی بود، اما یک سرمایهی بیبدیل داشت: انتقالِ نگاه وآداب. شاگرد در کنار فن عکاسی، اخلاق حرفهای، دقت، صبوری و احترام به سوژه را نیز از استاد میآموخت. عکاسی در آن فضا، بیش از هر چیز، «سلوک» بود نه صرفاً مهارت.
با آغاز تدریس رسمی عکاسی در دانشگاهها و مؤسسات هنری، ساختار آموزش تغییر کرد. درسهایی چون تاریخ عکاسی، زیباییشناسی تصویر و نقد عکس، آموزش را از تاریکخانه به کلاس درس آوردند. اما در عمق این نظام آکادمیک، همچنان ردِ همان رابطهی استاد و شاگردی باقی ماند. استادان پیشگامی که از دل همان سنت قدیمی برخاسته بودند، کوشیدند میان تجربهی شخصی و آموزش نظری پلی بزنند.
امروز با وجود نرمافزارها، دوربینهای هوشمند و بسترهای آموزشی آنلاین، باز هم بیشترین تأثیر در مسیر رشد یک عکاس، حضور انسانی استاد است؛ کسی که نهفقط تنظیمات نور و قاببندی، بلکه شیوهی «دیدن» را میآموزد. این همان میراث ماندگارِ نظام استاد ـ شاگردی قدیم است که اکنون در قالبی مدرنتر ادامه یافته: گفتوگو، نقد، کارگاه و تجربههای مشترک.
عکاسی، هنری است که به مشاهده، لمس و معاشرت زنده نیاز دارد. شاید ابزارها دیجیتال شده باشند، اما روح یادگیری در این هنر هنوز همان است که بود؛ شاگردی در کنار استادی که «دیدن» را میفهمد و آن را سخاوتمندانه منتقل میکند.

- نویسنده : ریحانه تقی یاری










امیر حسنی پارسا
تاریخ : ۱۳ - اردیبهشت - ۱۴۰۵
بسیار عالی
اتاق روشن پرس
تاریخ : ۱۳ - اردیبهشت - ۱۴۰۵
نظر لطف شماست