دیجیتالی شدن عکاسی، زمانی با برچیدن آگراندیسورها و حذف مراحل ظهور و چاپ دستی از دانشگاه‌ها، نسل جوان عکاسان را از لمس فرایند واقعی تصویر محروم کرد. امروز، موج آموزش مجازی دروسی مانند عکاسی ـ که جوهره‌اش در تجربه عملی، آزمایش و حضور در فضای کارگاهی است ـ ضربه دیگری بر پیکره آموزش این هنر وارد کرده است؛ ضربه‌ای که می‌تواند شکاف میان «دانش نظری» و «مهارت عملی» را عمیق‌تر از همیشه کند.

آموزش عکاسی همواره بیش از آنکه انتقال دانش نظری باشد، فرایندی مبتنی بر تجربه، مشاهده و تمرین عملی بوده است. عکاسی هنری است که مهارت‌های آن در تعامل مستقیم با ابزار، نور، فضا و بازخوردهای استاد شکل می‌گیرد. بنابراین، هر تغییری که این بستر عملی را تضعیف کند، مستقیماً بر کیفیت آموزش و پرورش نسل‌های آینده‌ی عکاسان اثر می‌گذارد.

یکی از نخستین گسست‌های مهم در آموزش عکاسی زمانی رخ داد که با گسترش عکاسی دیجیتال، بسیاری از امکانات مرتبط با عکاسی آنالوگ از محیط‌های دانشگاهی حذف شد. آگراندیسورها، تاریکخانه‌ها و تجهیزات چاپ دستی که زمانی بخش جدایی‌ناپذیر کارگاه‌های عکاسی بودند، به‌تدریج از دانشگاه‌ها برچیده شدند. این تغییر اگرچه همگام با تحولات فناوری به نظر می‌رسید، اما در عمل بخشی از تجربه‌ی بنیادین عکاسی را از دسترس دانشجویان خارج کرد. لمس فرایند ظهور نگاتیو، مشاهده‌ی تدریجی تصویر بر کاغذ در تاریکخانه و درک دقیق رابطه‌ی نور، زمان و ماده، تجربه‌هایی بودند که نه‌تنها مهارت فنی بلکه نگاه عکاسانه را شکل می‌دادند.

در غیاب این تجربه‌های ملموس، آموزش عکاسی به‌تدریج به سمت فرایندهایی سریع‌تر و انتزاعی‌تر حرکت کرد. دانشجویان بیش از پیش با صفحه‌نمایش‌ها، نرم‌افزارها و فایل‌های دیجیتال سر و کار پیدا کردند؛ در حالی که بخش مهمی از درک عمیق عکاسی در مواجهه‌ی مستقیم با فرایند تولید تصویر شکل می‌گیرد.

در سال‌های اخیر، مجازی شدن آموزش‌ها چالش تازه‌ای را پیش روی این رشته قرار داده است. اگرچه آموزش آنلاین در بسیاری از حوزه‌های نظری می‌تواند کارآمد باشد، اما برای دروسی مانند عکاسی که ماهیتی کارگاهی و مهارتی دارند با محدودیت‌های جدی روبه‌روست. در کلاس مجازی، استاد امکان مشاهده‌ی دقیق نحوه‌ی کار دانشجو با دوربین، تنظیم نور، ترکیب‌بندی در فضا یا حتی شیوه‌ی مواجهه‌ی او با سوژه را به‌سادگی از دست می‌دهد. بازخوردهای لحظه‌ای که در کارگاه‌های حضوری می‌تواند مسیر یادگیری را اصلاح کند، در محیط مجازی به‌مراتب کمرنگ‌تر می‌شود.

از سوی دیگر، فضای کارگاهی عکاسی همواره بستری برای گفت‌وگو، مشاهده‌ی تجربه‌های دیگران و یادگیری جمعی بوده است. دانشجویان در کنار یکدیگر کار می‌کردند، اشتباه می‌کردند، نتیجه‌ها را مقایسه می‌کردند و از این تعامل‌ها می‌آموختند. حذف این فضا، آموزش را به تجربه‌ای فردی و گاه منفصل تبدیل می‌کند؛ تجربه‌ای که بخش مهمی از فرایند شکل‌گیری نگاه خلاق را تضعیف می‌کند.

به این ترتیب، اگر حذف تاریکخانه‌ها نخستین ضربه به آموزش عمیق عکاسی بود، مجازی شدن آموزش‌ها می‌تواند دومین گسست جدی در این مسیر به شمار آید. تداوم این روند ممکن است نسلی از عکاسان را پرورش دهد که دانش نظری و دسترسی گسترده به فناوری دارند، اما فرصت کافی برای تجربه‌ی عملی و درک عمیق فرایند خلق تصویر را نیافته‌اند.

بازاندیشی در شیوه‌های آموزش عکاسی، به‌ویژه در دروس عملی، ضرورتی است که بیش از پیش احساس می‌شود. فناوری می‌تواند ابزار مفیدی برای تکمیل آموزش باشد، اما جایگزین کامل تجربه‌ی حضوری و کارگاهی نخواهد شد. عکاسی هنری است که همچنان به نور واقعی، فضا، خطا و تجربه‌ی مستقیم نیاز دارد؛ عناصری که در هیچ صفحه‌نمایشی به‌طور کامل بازتولید نمی‌شوند.

 

  • نویسنده : ریحانه تقی یاری