به گزارش اتاق روشن پرس، نمایشگاه «این صورت باقی» در موزه هنرهای معاصر تهران، با ارائه مجموعهای از آثار تاریخی، آلبومهای ارزشمند قرن نوزدهم و نمونههایی از هنر مدرن و معاصر، روایتی متفاوت از نزدیک به دو قرن تحول عکاسی ارائه کرده است؛ روایتی که به جای محدودکردن تاریخ این رسانه به اختراعات فنی، سبکهای هنری و توالی زمانی، بر پیوند میان تصویر، فرهنگ، فناوری و تحولات اجتماعی تأکید دارد و میکوشد مخاطب را از تماشای صرف عکسها به خوانش انتقادی و کشف مناسبات میان آثار دعوت کند.
زانیار بلوری، کیوریتور نمایشگاه «این صورت باقی»، در گفتوگوی اختصاصی با آرمان روشن، خبرنگار اتاق روشن پرس، با تشریح مبانی نظری و شیوه طراحی این رویداد، عکاسی را رسانهای با هویتی چندلایه توصیف کرد که ماهیت آن را نمیتوان صرفاً در چارچوب هنر، فناوری یا فرهنگ تعریف کرد.
بلوری درباره ایده محوری نمایشگاه گفت: «ایده اصلی پیونددهنده کلی، قبول ماهیت چندوجهی خود عکاسی بود؛ رسانهای که نه بهتنهایی ذیل هنر تعریف میشود، نه ذیل فن و نه ذیل فرهنگ، و ویژگی ذاتی آن در همین تکثر و در تواناییاش برای بر دوش کشیدن همزمان این سه وجه نهفته است.»

روایتی که از دل گنجینه موزه شکل گرفت
بلوری با اشاره به روند شکلگیری نمایشگاه توضیح داد که طراحی «این صورت باقی» بر پایه روایت تاریخی ازپیشتعیینشده آغاز نشده، بلکه نخستین مرحله، بررسی ظرفیتها، ویژگیها و محدودیتهای گنجینه عکاسی موزه هنرهای معاصر تهران بوده است؛ رویکردی که در آن، ساختار نهایی نمایشگاه و ایدههای محوری آن از دل آثار و اسناد موجود استخراج شدهاند.
به گفته او، عکاسی در تاریخ نزدیک به دویستساله خود هرگز رسانهای مستقل از سایر جریانهای هنری و فرهنگی نبوده و همواره در رابطهای متقابل با نقاشی، مجسمهسازی، هنر مفهومی و دیگر شیوههای بازنمایی تصویری تحول یافته است.
این کیوریتور معتقد است که شناخت تاریخ عکاسی بدون بررسی چنین مناسباتی، به روایتی ناقص از تحولات آن منجر میشود؛ زیرا این رسانه از نخستین سالهای ظهور خود، هم در مقام ابزاری برای ثبت واقعیت و مستندسازی تحولات اجتماعی حضور داشته و هم بهتدریج به بستری برای تجربههای هنری و طرح پرسشهایی درباره بازنمایی، حافظه و ماندگاری تصویر تبدیل شده است.
بر همین اساس، آثار نمایشگاه نه بهعنوان حلقههای یک زنجیره تاریخی پیوسته، بلکه همچون ایستگاههایی در مسیر تحول عکاسی سازماندهی شدهاند و بخشبندی گالریها، گاهشمار تاریخی، آثار تعاملی و نحوه مواجهه تصاویر با یکدیگر، اجزای اصلی این روایت چندلایه را شکل میدهند.
عبور از تاریخ خطی؛ مخاطب در جایگاه خواننده فعال تصویر
بلوری درباره ساختار نمایشگاه توضیح داد که طراحی گالریها بر ترکیبی از روایت تاریخی و رویکرد موضوعمحور استوار است؛ بهگونهای که بخش نخست با معرفی نمونههایی از آثار پیشگامان عکاسی، از جمله ویلیام هنری فاکس تالبوت (William Henry Fox Talbot) و رابرت آدامسن (Robert Adamson)، آغاز میشود و سپس با پرداختن به نشریه تأثیرگذار «کمرا ورک» (Camera Work)، روند تثبیت جایگاه هنری عکاسی و آلبومهای تاریخی قرن نوزدهم را دنبال میکند.
او معتقد است این بخشبندی ابتدایی، بهویژه برای مخاطبانی که آشنایی تخصصی با تاریخ عکاسی ندارند، امکان شناخت تحولات اصلی این رسانه و درک زمینه تاریخی آثار را فراهم میکند.
بااینحال، از گالری چهارم به بعد، ساختار زمانی نمایشگاه آگاهانه تغییر میکند و آثار متعلق به قرن نوزدهم در کنار نمونههایی از عکاسی قرن بیستم، نقاشی و مجسمه قرار میگیرند تا روابط مفهومی و بصری میان رسانهها و دورههای تاریخی مختلف آشکار شود.
بلوری با اشاره به اینکه محدودیتهای گنجینه موزه امکان ارائه روایتی کامل و پیوسته از تاریخ عکاسی تا دوران معاصر را فراهم نمیکند، این گسست تاریخی را فرصتی برای شکلگیری خوانشی متفاوت از آثار دانست؛ خوانشی که به جای دنبالکردن صرف توالی رخدادها، مخاطب را به کشف شباهتها، تفاوتها و ارتباطات میان تصاویر دعوت میکند.
به اعتقاد او، در چنین ساختاری بازدیدکننده دیگر صرفاً دریافتکننده اطلاعات تاریخی نیست، بلکه با مقایسه آثار و جستوجوی پیوندهای مفهومی میان آنها، نقشی فعال در شکلگیری تجربه نمایشگاه پیدا میکند.
این رویکرد همچنین بازتابی از ماهیت خود عکاسی است؛ رسانهای که همواره میان ثبت واقعیت و تولید معنا، سند تاریخی و بیان هنری و بازنمایی جهان بیرونی و تفسیر ذهنی آن در حرکت بوده است.
تجربه تاریخ عکاسی با کمرا آبسکورا و تاریکخانه
یکی از چالشهای اصلی نمایشگاههای تاریخی، انتقال اطلاعات تخصصی بدون ایجاد خستگی ذهنی برای مخاطبان است؛ مسئلهای که به گفته بلوری، در طراحی «این صورت باقی» با استفاده از راهبرد لایهبندی اطلاعات مورد توجه قرار گرفته است.
او توضیح داد که هر گالری حول یک پرسش یا ایده اصلی سازمان یافته و متنهای معرفی بخشها، موسوم به استیتمنت (Statement)، تصویری کلی از موضوع و زمینه تاریخی آثار ارائه میکنند؛ درحالیکه توضیحات تفصیلی هر اثر یا کپشنها (Captions)، امکان مطالعه عمیقتر را برای بازدیدکنندگان علاقهمند فراهم میآورند.
به گفته بلوری، هدف این بوده است که حتی مخاطبانی که فرصت یا تمایل به مطالعه تمام توضیحات ندارند، بتوانند از طریق معماری نمایشگاه، ترتیب قرارگیری آثار و متنهای کوتاه معرفی، با مفهوم اصلی هر بخش ارتباط برقرار کنند.
در همین چارچوب، ابزارهای تعاملی و آموزشی نیز در بخشهایی از نمایشگاه پیشبینی شدهاند تا تاریخ فناوری عکاسی از یک موضوع صرفاً نظری به تجربهای ملموس تبدیل شود.
کمرا آبسکورا (Camera Obscura)، تصاویر سایهنما، دستگاه آگراندیسور (Enlarger) و فضای تاریکخانه از جمله ابزارها و تجربههایی هستند که امکان آشنایی مخاطبان با اصول شکلگیری تصویر، شیوههای نوردهی و فرایندهای چاپ عکس را فراهم میکنند.
بلوری تأکید دارد که چنین تجربههایی میتوانند به درک عمیقتر تاریخ عکاسی کمک کنند، زیرا مخاطب علاوه بر مشاهده نتیجه نهایی، با بخشی از فرایند فنی و مادی تولید تصویر نیز مواجه میشود.
گفتوگوی آتژه و ماتا کلارک؛ پیوند دو دوره تاریخی
یکی دیگر از ویژگیهای ساختاری نمایشگاه، قرارگیری آثاری از دورههای تاریخی متفاوت در کنار یکدیگر است؛ شیوهای که بلوری از آن بهعنوان بستری برای ایجاد گفتوگو میان تصاویر یاد میکند.
او برای توضیح این رویکرد، به بخش «ضربآهنگ شهر» اشاره کرد که در آن، آثار اوژن آتژه (Eugène Atget)، عکاس شناختهشده فرانسوی، در آغاز بخش و آثار گوردون ماتا کلارک (Gordon Matta-Clark)، هنرمند آمریکایی، در انتهای آن قرار گرفتهاند.
این چیدمان به مخاطب امکان میدهد بازنمایی شهر، معماری و فضای شهری را در دو دوره تاریخی و از طریق دو زبان بصری متفاوت بررسی کند و دریابد که چگونه پرسشهای مشترک درباره شهر و تجربه زیستن در آن، در قالبهای هنری گوناگون بازتاب یافتهاند.
بلوری همچنین به مواجهه عکسهای منظره تیموتی اوسالیوان (Timothy O’Sullivan) و ویلیام هنری جکسون (William Henry Jackson) با نمونههایی از عکاسی معاصر منظره اشاره کرد و این همنشینی را فرصتی برای بررسی تغییر نگاه عکاسان به طبیعت، سرزمین و مفهوم چشمانداز دانست.
از نگاه او، اهمیت چنین چیدمانهایی در آن است که مخاطب بتواند پیوندهای تاریخی و مفهومی را از خلال مشاهده مستقیم آثار کشف کند، نه اینکه تنها به توضیحات مکتوب نمایشگاه وابسته باشد.
شش آلبوم تاریخی؛ آثاری که هم تصویرند و هم شیء
نمایش شش آلبوم ارزشمند متعلق به قرن نوزدهم، یکی از بخشهای شاخص «این صورت باقی» است؛ مجموعههایی که بلوری آنها را فراتر از گردآیهای از عکسهای تاریخی میداند و بر اهمیت همزمان ویژگیهای تصویری و مادی آنها تأکید میکند.
به گفته این کیوریتور، هر تصویر درون یک آلبوم میتواند بهصورت مستقل بررسی و تفسیر شود، اما شناخت کامل مجموعه مستلزم توجه به خود آلبوم بهعنوان یک شیء تاریخی نیز هست؛ زیرا نوع صحافی، ترتیب صفحات، ابعاد عکسها، یادداشتهای دستنویس و حتی کارکرد دیپلماتیک، شخصی یا یادگاری آن، اطلاعاتی را منتقل میکند که در یک تصویر منفرد قابل مشاهده نیست.
بلوری توضیح داد که به دلیل حساسیت آثار تاریخی و الزامات حفاظت موزهای، امکان ورقزدن مستقیم آلبومها برای بازدیدکنندگان وجود ندارد و به همین دلیل، مجموعهها در ویترینهای مخصوص نگهداری و نمایش داده شدهاند.
بااینحال، برای کاهش محدودیت دسترسی، امکان مشاهده و ورقزدن دیجیتال آلبومها از طریق کدهای QR فراهم شده و تعدادی از تصاویر درون مجموعهها نیز پس از اسکن و چاپ، در بخشهای مختلف نمایشگاه مورد استفاده قرار گرفتهاند.
برخی از این تصاویر، بهویژه در بخش عکاسی پرتره، در کنار دیگر آثار قرار گرفتهاند تا امکان مقایسه و بررسی شیوههای متفاوت بازنمایی چهره و هویت در تاریخ عکاسی فراهم شود.
گنجینه عکاسی نباید در حاشیه هنر معاصر باقی بماند
بلوری در بخش دیگری از این گفتوگو، نمایشگاه «این صورت باقی» را فرصتی برای بازنگری در جایگاه گنجینه عکاسی موزه هنرهای معاصر تهران ارزیابی کرد و گفت که مجموعه آثار عکاسی این نهاد میتواند به جای حضور محدود و مستقل، به بخشی فعال از روایت هنر مدرن و معاصر تبدیل شود.
او با اشاره به نمایش همزمان عکسها در کنار نقاشیها، مجسمهها و دیگر رسانههای هنری توضیح داد که چنین مواجههای امکان بررسی تأثیرات متقابل هنرها را فراهم میکند و نشان میدهد عکاسی چگونه بر جریانهایی مانند هنر مفهومی اثر گذاشته و در مقابل، از تحولات دیگر شاخههای هنر تأثیر پذیرفته است.
به اعتقاد این کیوریتور، عکاسی نباید رسانهای جداافتاده از تاریخ هنر معاصر تلقی شود، زیرا پرسشهای بنیادی آن درباره بازنمایی، حضور، حافظه و ماندگاری تصویر، از قرن نوزدهم تاکنون در شکلهای گوناگون ادامه یافتهاند.
بلوری همچنین با اشاره به گسترش تصاویر دیجیتال و ظهور هوش مصنوعی، معتقد است بسیاری از پرسشهایی که در نخستین دورههای عکاسی درباره واقعیت، بازنمایی و ماهیت تصویر مطرح بودند، امروز در بستر فناوریهای جدید با صورتبندی متفاوتی بازگشتهاند.
از این منظر، بازخوانی تاریخ عکاسی صرفاً مطالعه گذشته نیست، بلکه راهی برای شناخت بهتر وضعیت تصویر در جهان معاصر و فهم تحولات فرهنگ بصری در عصر دیجیتال به شمار میرود.
از تماشای آثار مشهور تا پرسشگری درباره ماهیت تصویر
بلوری شهرت عکاسان، قدمت آثار و ارزش تاریخی و مادی مجموعهها را از عوامل اولیه جذب مخاطبان به نمایشگاه میداند، اما تأکید میکند که هدف نهایی «این صورت باقی» فراتر از نمایش آثار ارزشمند یا معرفی نامهای شناختهشده تاریخ عکاسی بوده است.
او توضیح داد که طراحی گالریها، چیدمان گفتوگویی تصاویر، ابزارهای تعاملی و متنهای پرسشمحور با این هدف شکل گرفتهاند که مخاطب پس از مواجهه اولیه با آثار، درباره زمینه تولید، شیوه بازنمایی، ارتباط تصاویر با یکدیگر و جایگاه آنها در تاریخ فرهنگی و هنری پرسش کند.
به باور این کیوریتور، موفقیت یک نمایشگاه تاریخی را نمیتوان صرفاً با تعداد آثار شاخص یا اعتبار نام هنرمندان سنجید، بلکه کیفیت مواجهه مخاطب با تصویر و میزان مشارکت او در خوانش و تفسیر آثار نیز در ارزیابی تجربه نمایشگاهی اهمیت دارد.
استقبال ۹۰ هزار بازدیدکننده از «این صورت باقی»
زانیار بلوری در ادامه گفتوگو، با اشاره به استقبال مخاطبان و تمدید نمایشگاه «این صورت باقی»، اعلام کرد که این رویداد تا زمان انجام مصاحبه میزبان حدود ۹۰ هزار بازدیدکننده بوده است؛ آماری که به اعتقاد او، نشاندهنده ظرفیت بالای نمایشگاههای تخصصی عکاسی برای جذب مخاطبان عمومی است.
او برای مقایسه میزان استقبال، به نمایشگاه «پیکاسو در تهران» اشاره کرد که به گفته وی حدود ۱۲۰ هزار بازدیدکننده داشته است.
بلوری معتقد است حضور گسترده مخاطبان در نمایشگاه تاریخ عکاسی نشان میدهد علاقه به میراث تصویری و شناخت تحولات رسانه عکس، محدود به جامعه حرفهای عکاسان و پژوهشگران نیست و میتواند بخش گستردهتری از جامعه را نیز دربرگیرد.
به اعتقاد او، چنین استقبالی را باید فرصتی برای توسعه برنامههای مستمر نمایشگاهی، افزایش دسترسی عمومی به گنجینه موزه و سرمایهگذاری در پژوهشهای تخصصی تاریخ عکاسی دانست.
این کیوریتور همچنین تأکید کرد که حتی از یک مجموعه محدود نیز میتوان روایتهای متعدد و متنوعی استخراج کرد، مشروط بر آنکه پژوهش درباره آثار، اسناد و آلبومهای تاریخی به فعالیتی مستمر تبدیل شود و برنامهریزی نمایشگاهها تنها به مناسبتهای مقطعی محدود نماند.
تثبیت جایگاه عکاسی در موزه نیازمند برنامهریزی بلندمدت است
بلوری در پایان گفتوگوی اختصاصی با اتاق روشن پرس، با تأکید بر ضرورت بهروزرسانی گنجینه عکاسی، استمرار پژوهشهای تاریخی و طراحی برنامههای نمایشگاهی بلندمدت، اظهار کرد که تجربه «این صورت باقی» میتواند زمینهای برای بازنگری در سیاستهای نهادی موزه هنرهای معاصر تهران در قبال مجموعه عکاسی خود فراهم کند.
او معتقد است که تبدیل این تجربه به یک رویکرد پایدار، مستلزم توجه جدیتر به پژوهش، حفاظت، معرفی عمومی و ایجاد ارتباط میان آثار عکاسی و دیگر بخشهای گنجینه هنر مدرن و معاصر است.
از نگاه بلوری، یک نمایشگاه بهتنهایی نمیتواند جایگاه نهادی عکاسی را تثبیت کند، اما قادر است نقطه آغاز گفتوگویی گستردهتر درباره ظرفیتهای گنجینه، ضرورت توسعه پژوهشهای تخصصی و حضور مؤثرتر این رسانه در روایت هنر معاصر ایران باشد.
نمایشگاه «این صورت باقی» از این منظر، افزون بر معرفی بخشی از میراث عکاسی جهان، تجربهای در بازتعریف شیوه روایت تاریخ تصویر و مواجهه مخاطبان با آثار به شمار میرود؛ تجربهای که میتواند زمینهساز برنامههای پژوهشی و نمایشگاهی تازه در موزه هنرهای معاصر تهران باشد.
- نویسنده : آرمان روشن







Sunday, 25 October , 2026