روز بزرگداشت حکیم عمر خیام، فرصتی برای تأمل دوباره در میراث یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فرهنگ و دانش ایران است؛ اندیشمندی که نامش در ریاضیات، نجوم، فلسفه و شعر، با ماندگاری و شکوه همراه شده است.

بیست‌وهشتم اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم عمر خیام، فرصتی است برای بازخوانی چهره‌ای چندوجهی از تاریخ فرهنگ ایران؛ اندیشمندی که در مرز میان ریاضیات، فلسفه و شعر ایستاد و با نگاهی پرسشگر، جهان را در قاب عقل و تأمل روایت کرد.

عمر خیام نیشابوری (۴۲۷–۵۱۷ هـ.ق) از معدود چهره‌هایی است که نام او هم‌زمان در تاریخ علم و ادبیات می‌درخشد. در عرصه ریاضیات، رساله او در جبر و طبقه‌بندی معادلات درجه سوم از آثار ماندگار سده‌های میانی به شمار می‌رود و اصلاح گاه‌شماری جلالی نیز گواهی بر دقت علمی و نبوغ محاسباتی اوست؛ تقویمی که هنوز از دقیق‌ترین نظام‌های سنجش زمان محسوب می‌شود.

اما آنچه خیام را به چهره‌ای جهانی بدل کرده، رباعیات اوست؛ سروده‌هایی کوتاه، موجز و عمیق که پرسش از هستی، مرگ، گذر زمان و سرنوشت انسان را در بیانی شاعرانه و گاه تلخ‌وشیرین طرح می‌کند. خیام در رباعیات خود نه واعظ است و نه خطیب؛ او پرسشگری است که با زبانی ساده اما اندیشه‌ای پیچیده، مخاطب را به تأمل در چرایی وجود و مفهوم زندگی فرا می‌خواند، پرسش‌هایی که شاید برای هر انسانی در مواجهه با عظمت و رازآلودگی جهان پیش بیاید. او با تکیه بر عقل و منطق، به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش‌های بنیادین بود و در این راه، شعر را به مثابه ابزاری برای واکاوی درونی و بیرونی به کار گرفت.

شاید راز ماندگاری خیام در همین پیوند میان عقل و احساس، دانش و شهود، و تأمل و بیان شاعرانه نهفته باشد. او از معدود چهره‌هایی است که توانسته است هم در عرصه علم و هم در قلمرو ادبیات، حضوری درخشان و ماندگار داشته باشد.

روز خیام، یادآور ارزش اندیشه، تأمل و گفت‌وگو با جهان و خویشتن است؛ روز پاسداشت نام بزرگی که هنوز نیز صدای پرسشگر او از دل تاریخ به گوش می‌رسد.

نام خیام امروز بیش از هر زمان دیگری زنده است؛ نه تنها به پاس دستاوردهای علمی‌اش، بلکه به دلیل توانایی او در سرودن از زبان دل و اندیشه انسان، سخنانی که گویی در هر عصری برای تازگی خود تکرار می‌شوند.

نویسنده: ریحانه تقی یاری