مریم میرزاخانی تنها یک ریاضی‌دان نبود؛ او معماری بود که بر سطوح پیچیده و منحنی‌های نامرئی نظم می‌بخشید.

عکاسی در بنیادین‌ترین حالت خود، چیزی جز «ترسیم با نور» نیست و ترسیم، فرزندِ خلفِ هندسه است. امروز که جهان به احترام نام «مریم میرزاخانی» ایستاده است، فرصت مغتنمی است تا از زاویه‌ای متفاوت به پیوند عمیق میان ریاضیات عالی و زیبایی‌شناسی بصری بنگریم.

میرزاخانی در دنیای «دینامیک سطوح ریمانی» درصدد کشف الگوهایی بود که در نگاه اول ناممکن به نظر می‌رسیدند. او با تخیلی جسورانه، فضاهایی را تصور می‌کرد که چشم عادی از درکشان عاجز بود. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که «عکاسی انتزاعی» و «عکاسی معماری» با علم ریاضی پیوند می‌خورند. یک عکاس هنرمند، زمانی که دوربینش را رو به فرم‌های منحنی یا تکرارهای بی‌پایانِ هندسی می‌گیرد، در واقع در حال کشف همان فرمول‌هایی است که مریم بر تخته‌سیاه می‌نوشت.

 

در «اتاق روشن» عکاسی، ما همواره به دنبال نسبت‌های طلایی، تقارن‌های پنهان و تعادل در کادر هستیم. میرزاخانی به ما آموخت که برای فهمیدن یک ساختار پیچیده، باید از چارچوب‌های سنتی فراتر رفت. او ثابت کرد که ریاضیات، خشک و بی‌روح نیست، بلکه سرشار از شاعرانگی و فرم است.

 

درس بزرگ مریم برای جامعه‌ی بصری و خبری ما، «صبوری در کشف» و «دقت در نگاه» بود. عکاسی تحلیلی نیز به همین تأمل نیاز دارد؛ اینکه یاد بگیریم لایه‌های زیرین یک رخداد یا یک سوژه را ببینیم، نه‌فقط سطح بیرونی آن را. امروز «اتاق روشن پرس» یاد مریم میرزاخانی را به‌عنوان الهام‌بخشِ نظم و خلاقیت گرامی می‌دارد؛ چرا که معتقدیم هر عکس خوب، معادله‌ا‌ی حل‌شده از نور، زمان و هندسه است.

 

نویسنده: ریحانه تقی یاری