لنزهایی وجود دارند که عکاسان به دلیل نیازشان می‌خرند و لنزهایی که چون لحظه‌ای نمی‌توانند از فکر کردن به آن‌ها دست بکشند، خریداری می‌کنند. ۲۰۰ میلی‌متر f/2 قطعاً در دسته دوم جای می‌گیرد.

لنز ۲۰۰ میلی‌متر f/2 سال‌هاست که جایگاهی تقریباً افسانه‌ای در دنیای عکاسی دارد. این لنز از آن دست تجهیزاتی است که عکاسان ورزشی، خبری، عکاسان پرتره و شیفتگانِ فنی که زمان زیادی را صرفِ گشت‌ و گذار در تالارهای گفتگوی قدیمی می‌کنند، با صدایی آهسته و احترام‌آمیز از آن سخن می‌گویند. تصاویری که این لنز ثبت می‌کند، گویی از واقعیت جدا هستند؛ سوژه‌ها نه فقط از پس‌زمینه جدا می‌شوند، بلکه به نظر می‌رسد کاملاً از دلِ محیط بیرون کشیده شده‌اند. چند سال پیش، در یک لحظه خودخواهانه، یکی از آن‌ها را برای خودم خریدم. این لنز هرگز به تجهیزاتِ همراهِ روزمره من تبدیل نشد، اما هر زمان که نیاز بود، یا هر وقت می‌خواستم ابهتِ لنزم یک عکاس دیگر را به چالش بکشم، از کیف بیرون می‌آمد. اولین چیزی که در مورد نیکون متوجه می‌شوید این است که وزن آن تقریباً معادل «یک تصمیم اشتباه در زندگی» است! ترکیب آن با یک بدنه دوربین مدرن، بیشتر شبیه یک سلاح سنگین نظامی است تا یک ابزار عکاسی. حمل کردن آن در زمین تمرین برای چند ساعت، عملاً به تمرینی برای سنجش اراده تبدیل می‌شود.

و اما سیگما…

لنز «Sigma 200mm F2 DG OS Sports» هنوز به همان شهرت دست نیافته است؛ نه به این دلیل که شایستگی‌اش را ندارد، بلکه به این دلیل که هنوز فرصتِ کافی برای جا افتادن در میان عکاسان، آن‌طور که نسخه نیکون داشته، پیدا نکرده است. در نگاه اول، مزایای زیادی به نفع سیگماست: بسیار سبک‌تر از بشکه فولادیِ سنگینی است که «نیکون ۲۰۰ میلی‌متر f/2 VR» نام دارد. سریع‌تر و شارپ‌تر است و از فرمول نوری بسیار مدرن‌تر و پوشش‌های چندلایه (Multicoating) بهره می‌برد.

برای چند هفته، سیگما را به دنیایی بردم که در آن «ظرافت» جایی برای بقا ندارد: «بوهورت» (Buhurt). اگر تابه‌حال بوهورت ندیده‌اید، تصور کنید مبارزات زرهی قرون‌وسطایی را که از هرگونه وقارِ کتاب‌های تاریخ یا سرگرمی‌های مدرن عاری شده است. مردان و زنانی با زره‌های فولادی که با تبر، گرز و سپر به جان هم می‌افتند. این ورزش خشن، پر سر و صدا، نفس‌گیر و از نظر بصری تماشایی است و مکانی عالی برای تست لنزی است که برای تفکیک کردنِ هرج‌ومرج طراحی شده است.

نیکون هم چندان ظریف نیست، اما سیگما در کنار آن، گویی محصول مهندسی هوافضا است. در حالی که نیکون می‌توانست به عنوان یک ابزار دفاع شخصی استفاده شود، سیگما نسبتاً سبک‌وزن بود و حمل‌ونقلش آسان‌تر بود. در پایان روز، ستون فقراتم احساس کوفتگی نمی‌کرد و بند دوربین شانه‌ام را زخم نکرده بود. پرداخت، کنترل‌ها و ارگونومی این لنز، محصولِ عصرِ دیگری از طراحی هستند.

در دیافراگم f/2، هر دو لنز کیفیتی ارائه می‌دهند که عکاسان را به واکنش‌های غیرمنطقی وامی‌دارد. پس‌زمینه‌ها در هاله‌ای از رنگ حل می‌شوند و عناصر مزاحم به‌سادگی ناپدید می‌شوند. مبارزانی که تنها چند قدم با جمعیت فاصله دارند، ناگهان در دریایی از فولاد و حرکت، ایزوله و برجسته به نظر می‌رسند.

اما سیگما فراتر از رده وزنی خود عمل می‌کند. اعتراف می‌کنم که سخت است به نفع نیکونِ محبوبم جبهه نگیرم؛ من سرمایه و زمان زیادی برای به دست آوردن آن صرف کرده‌ام و نیکون شهرتی به‌حق به عنوان یکی از بهترین لنزهای تاریخ دارد. اما لنز «Sigma 200mm f/2 DG Sports» محصولی است که بر پایه دو دهه پیشرفت‌های نوری و مهندسی بنا شده است. وقتی آن را در دست گرفتم، انتظار داشتم خوب باشد، اما انتظار نداشتم «بهتر» باشد. این حقیقت را نه در آزمایشگاه، بلکه در همان اتاق، تماشای مبارزانی که با سلاح‌های فولادی به جان هم افتاده بودند، درک کردم.

بوهورت محیطی بخشنده برای تجهیزات دوربین نیست. مبارزان در میان غباری از خاک و عرق به هم برخورد می‌کنند و کلاه‌خودها نور خورشید را به هر سویی بازتاب می‌دهند. اکشن سریع، پرهرج‌ومرج و کاملاً بی‌اعتنا به محدودیت‌های سیستم‌های فوکوس خودکار است. اگر لنزی ضعفی داشته باشد، این همان جایی است که باید نمایان شود.

Photos by C.S. Muncy

چیزی که در ابتدا مرا شگفت‌زده کرد، فقط کیفیت تصویر نبود؛ بلکه «وزن» آن بود. با وجود اینکه یک لنز مدرنِ مملو از لرزش‌گیر و فناوریِ فوکوس خودکار تازه است، سیگما به‌طور قابل‌توجهی برای زندگیِ واقعی، راحت‌تر از نیکون است. نه اینکه بگوییم سبک است؛ هیچ‌کس تابه‌حال لنز ۲۰۰ میلی‌متر f/2 را «سبک» توصیف نکرده است. اما بعد از چند ساعت مستندسازی از جلسات تمرین، سیگما احساس تجهیزاتی را می‌داد که توسط افرادی طراحی شده که می‌دانند عکاسان گاهی مجبورند وسایل خود را جایی ببرند!

البته، افسانه‌ها هم بالاخره مجبورند به سوالات ناخوشایند پاسخ دهند. سوال بزرگ ساده است: وقتی مهندسی نوری مدرن به جنگِ یک شاهکار بیست‌ساله می‌رود چه می‌شود؟ سیگما با تمام مزایایی که دو دهه توسعه لنز فراهم کرده، از راه می‌رسد. این لنز برای سیستم‌های بدون آینه مدرن (مانند سونی E و لایکا L) طراحی شده و بر پایه فرمول نوری پیچیده‌ای شامل ۱۹ عدسی در ۱۴ گروه، از جمله دو عدسی FLD و دو عدسی SLD ساخته شده که اختصاصاً برای کنترل انحراف رنگی و به حداکثر رساندن کنتراست طراحی شده‌اند. با وجود تمام این‌ها، وزن سیگما فقط ۱۸۰۰ گرم است؛ یعنی حدود ۱.۱ کیلوگرم سبک‌تر از نیکونِ افسانه‌ای. این تفاوت روی کاغذ شاید خیلی بزرگ به نظر نرسد، اما بعد از یک روزِ کامل عکاسی در زمین تمرین، غیرقابل‌چشم‌پوشی است.

مهم‌تر از آن، سیگما در جایی که باید، می‌درخشد: خودِ تصویر. در دیافراگم f/2، شارپنس فوق‌العاده است و کنتراست و رزولوشن فراتر از مرکز کادر گسترش می‌یابد. نیکون همچنان لنزی خیره‌کننده است، اما مقایسه مستقیم، سن‌وسال آن را نشان می‌دهد. سیگما وینیتینگ (سیاهی دور کادر) کمتر، عملکرد لبه‌به‌لبه برتر و کنترل بهتری بر انحراف رنگی دارد، به‌ویژه در شرایط کنتراست بالا که زره‌های صیقلی و سطوح بازتابنده می‌توانند ضعف‌های نوری را برملا کنند. جزئیات ظریف، از پرچ‌های روی زره و حلقه‌های زنجیره‌پوش گرفته تا جای زخم‌ها و پوستِ آفتاب‌خورده، با وضوح شگفت‌انگیزی ثبت می‌شوند. با این حال، بر خلاف برخی لنزهای مدرن که رزولوشن را فدای شخصیتِ تصویر می‌کنند، سیگما ویژگی‌های منحصربه‌فردی که یک ۲۰۰ میلی‌متر f/2 را خاص می‌کند، حفظ کرده است.

اگر یک چیز در این داستان کم باشد، لنزی است که هرگز ساخته نشد. هرچقدر سیگما چشمگیر باشد، نمی‌توانم آرزو نکنم کاش نیکون همان توجهی که به لنزهایی مثل ۱۳۵ میلی‌متر «Plena» یا ۴۰۰ میلی‌متر f/2.8 داشت، به ۲۰۰ میلی‌متر f/2 هم می‌کرد. یک لنز ۲۰۰ میلی‌متر f/2 با مانت Z، گزینه‌ای بدیهی برای احیا بود: طراحی نوری مدرن، وزن کمتر و فوکوس خودکار بهینه‌شده. اما واقعیت این است که بازارِ این لنز همیشه کوچک بوده است.

با توجه به بی‌میلی نیکون برای اجازه دادن به شرکت‌های ثالث برای تولید لنزهای مانت Z، تنها راه برای اتصال سیگما به دوربین Z9 من، استفاده از مبدل بود. هیچ افت کیفیتی در لرزش‌گیر یا فوکوس خودکار حس نکردم، اما این موضوعی است که باید در نظر داشت.

با این وجود، با وجود تمام مزایای سیگما، نیکون همچنان جایگاه دائمی خود را در کیف تجهیزات من دارد. دلیل آن ربطی به عملکرد نوری ندارد، بلکه به دوربین‌هایی که استفاده می‌کنم برمی‌گردد. در حالی که بخش بزرگی از کار حرفه‌ای من با دوربین‌های بدون آینه است، هنوز زمان زیادی را صرف عکاسی با فیلم و دوربین‌های DSLR نیکون می‌کنم. نیکون ۲۰۰ میلی‌متر f/2 AF-S یکی از معدود راه‌ها برای تجربه این ترکیبِ طول‌کانونی و دیافراگم در تقریباً تمام اکوسیستم نیکون است؛ از بدنه‌های دیجیتال مدرن گرفته تا دوربین‌های فیلمی چند دهه پیش. سیگما ممکن است از نظر فنی ابزار بهتری باشد، اما عکاسی همیشه تماماً درباره «عینیت» نیست. گاهی لنزِ درست، همان لنزی است که به شما اجازه می‌دهد به‌سادگی میانِ جدیدترین دوربین کیف‌تان و دوربینی که قبل از ظهور شبکه‌های اجتماعی ساخته شده، حرکت کنید.

نیکون مثل یک شاهکار کلاسیک است. سیگما مثل همان شاهکار است که بیست سال بعد طراحی شده. این تفاوت، مهم است.

منبع: https://fstoppers.com/

مترجم: ریحانه تقی یاری