درباره هنرمند
علی ترقیجاه: متولد سال ۱۳۵۵ هستم و کارشناسی ارشد پژوهش هنر را از دانشگاه علوم و تحقیقات دریافت کردهام. فعالیت حرفهایام را با برگزاری نخستین نمایشگاهم به همت زندهیاد معصومه سیحون آغاز کردم و از آن زمان تاکنون به فعالیت هنری ادامه دادهام. در کارنامهام حدود ۲۰۰ نمایشگاه گروهی و نزدیک به ۲۹ تا ۳۰ نمایشگاه انفرادی در ایران و خارج از کشور ثبت شده است که برای ارائه آمار دقیقتر باید به بروشورها و اسناد نمایشگاهها مراجعه کرد.

۱. چه چیزی الهامبخش شکلگیری مجموعه نقاشیهای «ناتانائیل» شد و چرا این نام را برای نمایشگاه انتخاب کردید؟
علی ترقیجاه: کتاب «مائدههای زمینی» اثر آندره ژید، یکی از مهمترین منابع الهام من برای خلق این مجموعه بود. سالها پیش این کتاب را به زبان آلمانی خوانده بودم و بعدها نسخههای انگلیسی و فارسی آن را نیز مرور کردم. بازخوانی کتاب، در کنار مطالعات دیگری که در این زمینه داشتم، تأثیر زیادی بر شکلگیری مجموعه «ناتانائیل» گذاشت.
ناتانائیل در این کتاب مخاطبی فرضی است که آندره ژید او را خطاب قرار میدهد و آموزههایی را پیش رویش میگذارد. در کتاب با دو شخصیت اصلی، منالک و ناتانائیل، روبهرو هستیم؛ منالک در جایگاه آموزگار قرار دارد و تجربههایی را که پشت سر گذاشته است با ناتانائیل در میان میگذارد، اما در نهایت این ناتانائیل است که باید مسیر خود را طی کند، تجربه بیندوزد و به درک شخصی خود از حقیقت برسد.
به اعتقاد من، انسان نمیتواند صرفاً با تکیه بر تجربه دیگران به شناختی عمیق و مستقل دست پیدا کند؛ او باید خودش حرکت کند، بیازماید، اشتباه کند و از خلال تجربههایش به درکی از واقعیت برسد. این نگاه، نقطه آغاز شکلگیری مجموعه من بود. در نقاشیها تلاش کردهام حرکت یک جستوجوگر را به تصویر بکشم؛ کسی که در پی کشف حقیقت و یافتن معنایی است که ذهنش را درگیر کرده است.
از این منظر، میتوان ارتباطهایی میان این مجموعه و مباحث فلسفی، از جمله مسئله پدیدار و ذات، برقرار کرد. برای مثال، در اندیشه هگل و نیز در مباحثی که با دیدگاه کانت درباره شناخت و حدود آن ارتباط پیدا میکند، پرسش از نسبت میان آنچه ظاهر میشود و آنچه میخواهیم از حقیقت آن بشناسیم، اهمیت دارد. وقتی با پدیدهها مواجه میشویم، چه موجود زندهای باشد، چه گیاه یا هر چیز دیگری، شناخت ما از ظاهر آنها میتواند بخشی از مسیر فهم عمیقترشان باشد.
کتاب «مائدههای زمینی» به من کمک کرد تا به موضوعاتی مانند واقعیت، آزادی و هدفی که انسان در جستوجوی آن است، بیشتر فکر کنم. بااینحال، نمیخواهم همهچیز را درباره آثارم توضیح بدهم؛ ترجیح میدهم مخاطب هنگام مواجهه با نقاشیها، خودش به کشف و دریافت برسد و برداشت شخصیاش را شکل دهد.
![]()

۲. آیا میتوان مفهوم یا پیام مشخصی را در آثار شما یافت؟
علی ترقیجاه: مجموعههای من معمولاً بر اساس مطالعات و دغدغههای فکری مشخصی شکل میگیرند. برای مثال، نمایشگاه پیشینم با عنوان «تأویل» بر مبنای سلسلهمراتب وجودی در اندیشه ابنعربی شکل گرفته بود. در آن مجموعه، موضوع آینههای وجود و مراتب هستی مورد توجه قرار داشت. سطوح و بازتابهایی که در آینهها، بهویژه در فضاهای معماری، دیده میشوند و تکثر، تغییر، نور و حرکت را به وجود میآورند، برای من بسیار الهامبخش بودند.
نمایشگاه دیگری نیز با عنوان «بهشت» داشتم که موضوع و مسیر متفاوتی را دنبال میکرد. بااینحال، ممکن است میان مجموعههای مختلف من، در سطحی عمیقتر، پیوندهایی فکری و معنایی وجود داشته باشد؛ حتی اگر در ظاهر، موضوعات آنها کاملاً متفاوت به نظر برسند.
البته ترجیح میدهم کشف این ارتباطها را به مخاطب واگذار کنم. از نظر من، وظیفه هنرمند این نیست که برای تمام پرسشها پاسخ آماده داشته باشد؛ هنرمند باید پرسش مطرح کند و مخاطب را به فکر وادارد. این موضوع تنها به نقاشی محدود نمیشود و در سینما و دیگر هنرها نیز صدق میکند.
در جامعه ما، گاهی روایت و ادبیات نقش پررنگی در مواجهه با آثار هنری پیدا میکند و مخاطب میخواهد برای هر اثر، داستان یا توضیح مشخصی بیابد. درحالیکه من بهعنوان نقاش، علاقهای ندارم برداشت خودم را به مخاطب تحمیل کنم یا به او بگویم که دقیقاً باید چگونه به یک تابلو نگاه کند. ترجیح میدهم هر فرد آزاد باشد تا بر اساس تجربه، ذهنیت و دریافت خودش با اثر مواجه شود و درباره آن فکر کند.
به نظرم، مهم این است که مخاطب بتواند پرسشهای خودش را پیدا کند و در مسیر رسیدن به پاسخ، تجربه مستقلی داشته باشد. بنابراین، آثار من ممکن است زمینهای برای تأمل درباره حقیقت، شناخت و معنای هنر فراهم کنند، اما قرار نیست یک پیام قطعی و از پیش تعیینشده را به مخاطب منتقل کنند.
![]()

۳. نمایشگاه «ناتانائیل» چه جایگاهی در مسیر حرفهای شما دارد و چه تأثیری بر ادامه فعالیت هنریتان خواهد گذاشت؟
علی ترقیجاه: فکر میکنم تعیین جایگاه یک اثر یا نمایشگاه در مسیر حرفهای هنرمند، بیشتر بر عهده مخاطبان، منتقدان و کسانی است که آثار را بررسی و تحلیل میکنند. آنها هستند که میتوانند درباره اهمیت یک مجموعه و تأثیر آن در روند فعالیت هنری هنرمند اظهارنظر کنند. من شخصاً کمتر به این فکر میکنم که یک نمایشگاه قرار است چه جایگاهی برایم ایجاد کند؛ بیشتر به دنبال طرح پرسشهایی هستم که ذهنم را درگیر میکنند.
هر زمان با موضوعی مواجه میشوم که برایم جذابیت دارد یا جرقهای فکری در ذهنم ایجاد میکند، به سمت آن میروم، مطالعه میکنم و دربارهاش تحقیق و بررسی انجام میدهم. اگر این مطالعات به نتایجی برسند که امکان خلق اثر هنری را فراهم کنند، تلاش میکنم آنها را در قالب یک مجموعه شکل بدهم و به نمایش بگذارم. به همین دلیل، از پیش برای خودم تعیین نمیکنم که مسیر حرفهایام حتماً باید به سمت مشخصی حرکت کند؛ این مسیر بهتدریج و در جریان مطالعات و تجربههای هنری شکل میگیرد.
ممکن است نمایشگاه قبلی من، «تأویل»، در ظاهر ارتباط مستقیمی با «ناتانائیل» نداشته باشد؛ یکی با اندیشه ابنعربی و دیگری با کتاب «مائدههای زمینی» آندره ژید ارتباط دارد. اما اگر به لایههای عمیقتر این دو مجموعه توجه کنیم، میتوان میان آنها شباهتها و پیوندهایی یافت. یکی از این پیوندهای احتمالی، جستوجوی حقیقت و تلاش برای رسیدن به شناخت است؛ پرسشی که در آثار مختلف من به شکلهای متفاوتی مطرح میشود.
بااینحال، ترجیح میدهم مخاطب خودش این ارتباطها را کشف کند و درباره آنها به نتیجه برسد.
۴. دوست دارید بینندگان آثار شما هنگام بازدید از نمایشگاه با چه پرسش یا احساسی روبهرو شوند؟
علی ترقیجاه: دوست دارم مخاطب هنگام مواجهه با آثارم با پرسشهای تازهای روبهرو شود و برای یافتن پاسخ آنها کنجکاوی کند. هدفم این نیست که پاسخها را از پیش در اختیار او بگذارم، بلکه میخواهم زمینهای فراهم شود تا خودش به جستوجو بپردازد و مسیر شناخت را ادامه دهد.
همانطور که اشاره کردم، مجموعه «ناتانائیل» حاصل مطالعات و تأثیراتی است که از بازخوانی کتاب «مائدههای زمینی» و اندیشههای مرتبط با آن گرفتهام. این مطالعات بهتدریج در ذهنم شکل گرفتند و در نهایت به خلق مجموعهای انجامیدند که اکنون در قالب نمایشگاه پیش روی مخاطب قرار دارد.
برای من مهم است که بیننده با هوشیاری و دقت بیشتری به آثار نگاه کند، پرسشهای بیشتری در ذهنش شکل بگیرد و به پاسخهای اولیه اکتفا نکند. دوست دارم آثار بتوانند انگیزهای برای مطالعه، دیدن و شناخت بیشتر باشند؛ بهگونهای که مخاطب پس از بازدید از نمایشگاه، همچنان به فکر کردن و جستوجو ادامه دهد.
اگر یک اثر بتواند چنین کنجکاویای ایجاد کند و مخاطب را به سمت مطالعه و تجربههای تازه سوق دهد، به نظرم توانسته است بخشی از هدف خود را محقق کند. بنابراین، آنچه برایم اهمیت دارد، نه انتقال یک نتیجه قطعی، بلکه ایجاد زمینهای برای شکلگیری پرسشهای تازه و ادامه مسیر شناخت است.
۵. آیا برای نمایشگاه بعدی خود ایده یا هدف مشخصی در نظر گرفتهاید؟
علی ترقیجاه: در حال حاضر، واقعاً نمیدانم نمایشگاه بعدیام چه موضوعی خواهد داشت و ایده مشخصی برای آن ندارم. معمولاً بهطور مستمر مطالعه میکنم و به موضوعات مختلف، بهویژه در حوزه فلسفه هنر، علاقهمندم. هر موضوعی که ذهنم را درگیر کند، برایم به نقطه شروعی برای جستوجو و بررسی تبدیل میشود.
گاهی یک ایده یا موضوع در جریان مطالعه، بهتدریج در ذهنم شکل میگیرد و مدتی بعد احساس میکنم میتوانم آن را دنبال کنم و به یک مجموعه هنری تبدیلش کنم. بنابراین، ترجیح میدهم از پیش درباره نمایشگاه بعدی تصمیم قطعی نگیرم و اجازه بدهم این روند بهصورت طبیعی پیش برود. اگر در آینده ایدهای شکل بگیرد و به مرحله خلق مجموعه برسد، آن زمان میتوانم درباره آن صحبت کنم.
در پایان، لطفاً توضیح کوتاهی درباره مفهوم «ناتانائیل» و ارتباط آن با کتاب «مائدههای زمینی» ارائه دهید.
علی ترقیجاه: در پایان، بد نیست به تأثیر اسکار وایلد بر آندره ژید اشاره کنم. آشنایی این دو نویسنده و تأثیری که وایلد بر ژید گذاشت، در بررسی زمینههای فکری شکلگیری «مائدههای زمینی» اهمیت دارد. وایلد با طنز انتقادی خود، بهویژه در مواجهه با ارزشهای بورژوایی و محدودیتهای اجتماعی، شناخته میشد و آزادی فردی و رهایی از چارچوبهای دستوپاگیر برایش اهمیت زیادی داشت. به نظر میرسد بخشی از این دغدغهها، مستقیم یا غیرمستقیم، در اندیشه ژید نیز بازتاب یافته است.
شخصیت منالک در «مائدههای زمینی» از برخی جهات یادآور چنین رویکردی است. او در جایگاه آموزگار قرار میگیرد و ناتانائیل را به تجربه کردن، زندگی کردن و عبور از محدودیتهای ذهنی دعوت میکند؛ اما نکته مهم این است که ناتانائیل نباید حتی در آموزههای منالک نیز متوقف بماند. او باید از آموزگار خود هم عبور کند و به تجربه و شناخت مستقل خویش برسد.
به بیان دیگر، آموزگار قرار نیست نسخهای نهایی از حقیقت را در اختیار مخاطب بگذارد؛ او باید راه را برای تجربه کردن و اندیشیدن باز کند. ناتانائیل باید خودش زندگی کند، بیازماید و به نگاه شخصی خود دست پیدا کند. برای من، این موضوع یکی از نکات مهم کتاب است و با رویکردی که در مجموعه نقاشیهایم دنبال کردهام، ارتباط دارد.
من نیز دوست دارم مخاطب هنگام بازدید از نمایشگاه، صرفاً به توضیحاتی که درباره آثار ارائه میشود اکتفا نکند، بلکه پرسشهای بیشتری برایش شکل بگیرد و به جستوجو و مطالعه ادامه دهد. هدف من از برپایی نمایشگاه، طرح پرسشهایی است که بتوانند ذهن مخاطب را درگیر کنند و او را به کشف و شناخت بیشتر سوق دهند.
از شما بابت این گفتوگو سپاسگزارم و امیدوارم فرصتهای بیشتری برای گفتوگو درباره هنر و فعالیتهای آینده فراهم شود.
- نویسنده : معصومه اسکندری نژاد







Saturday, 24 October , 2026