از بارانی با بوی نفت تا شکلگیری یک مجموعه عکس
اتاق روشن: نقطه آغاز مواجهه شما با سوژهای که در این نمایشگاه ارائه کردید، چه بود؟ آیا با موقعیتی پیشبینینشده روبهرو شدید یا از ابتدا با قصد ثبت موضوعی مشخص عکاسی کردید؟
محمد خادمیان، عکاس: من در روزی که انبار نفت را هدف قرار دادند، عکاسی میکردم و از فضاهای مختلف و مکانهای گوناگون عکس گرفتم. فکر میکنم روز بعد از آن اتفاق، بارانی بارید که بوی نفت میداد؛ به همین دلیل نام مجموعه را «باران نفتی» گذاشتم. از باران و همچنین از مکانهایی که موشک به آنها اصابت کرده بود، عکاسی کردم. پس از آن، تصاویر را با یکدیگر ترکیب کردم و برای مجموعه، استیتمنت یا بیانیهای نوشتم. در واقع، پس از وقوع این اتفاق بود که درباره آن فکر کردم و طراحی مجموعه را پیش بردم.
عکاسی بهمثابه مسئولیت حرفهای
اتاق روشن: هنگام ثبت این تصاویر، چه چیزی بیش از همه توجه شما را جلب کرد؟ آیا به دنبال ثبت یک واقعیت بیرونی بودید یا میخواستید تجربه و برداشت شخصی خود را از واقعیت به تصویر بکشید؟
محمد خادمیان: من فکر میکنم هر فردی، در هر حرفهای که فعالیت میکند، وظیفهای بر عهده دارد. حرفه من و افرادی مانند من عکاسی است و من احساس کردم وظیفه دارم اثری از این واقعه بهجا بگذارم. به همین دلیل، ثبت این اتفاق را مسئولیت خودم دانستم و تلاش کردم با عکاسی، تصویری از آنچه رخ داده بود، باقی بگذارم.
مواجهه عکاس با رنج و موقعیتهای دشوار
اتاق روشن: در عکاسی از موقعیتهای دشوار و مکانهای آسیبدیده، عکاس ناگزیر است با احساسات و واکنشهای شخصی خود مواجه شود. شما چگونه میان تأثر شخصی و ضرورت مشاهده دقیق و مسئولانه فاصله برقرار میکنید؟
محمد خادمیان: فیلمی به نام «شش دقیقه» وجود دارد که در آن، ماجرای یک خبرنگار جنگ روایت میشود. خبرنگاری که در جریان جنگ عکاسی کرده و عکسش برنده جایزه شده است. زمانی که برای دریافت جایزه دعوت میشود، در حال آمادهشدن برای حضور در مراسم است که خاطرات آنچه در جنگ دیده، دوباره به ذهنش بازمیگردد.
در یکی از موقعیتهای جنگی، دختری حضور دارد و خبرنگار میخواهد از او عکس بگیرد، اما در همان لحظه با این تردید مواجه میشود که آیا باید عکاسی کند یا بهجای آن، برای نجات دختر اقدام کند. در نهایت، عکس میگیرد.
به نظرم، تصمیمگیری در چنین موقعیتهایی به شرایطی بستگی دارد که فرد در همان لحظه با آن روبهرو میشود. نمیتوان پیش از قرارگرفتن در آن موقعیت، بهطور قطعی تصمیم گرفت که چه واکنشی نشان خواهیم داد. این وضعیت تا حدی شبیه لحظهای است که انسان دچار ترس میشود و نخستین واکنشی که به ذهنش میرسد، ممکن است همان واکنشی باشد که از خود نشان میدهد. برای من نیز این فضاها و مواجهه با چنین موقعیتهایی اهمیت دارند.
آرزویی برای جهانی بدون جنگ
اتاق روشن: آیا معنایی که امروز در عکسهای خود میبینید، با برداشتی که در لحظه عکاسی داشتید متفاوت است؟ گذشت زمان چه تغییری در رابطه شما با این تصاویر ایجاد کرده است؟
محمد خادمیان: آرزوی من این بوده که ایکاش این اتفاقها رخ نمیدادند تا مجبور نباشم در چنین موقعیتی قرار بگیرم و از یک زشتی، مجموعهای بسازم که در نمایشگاه به نمایش گذاشته شود. امیدوارم هیچوقت جنگی رخ ندهد، چون جنگ یکی از زشتترین پدیدههایی است که در جهان وجود دارد.
در گذشته، انسانها با شمشیر میجنگیدند، اما امروز با وجود پیشرفتهای علمی و تحصیلی، همچنان شاهد خشونت هستیم. به نظرم، تفاوتی نمیکند که فردی عضوی از یک خانواده باشد یا حاکم یک سرزمین؛ مشکلات را باید با گفتوگو، استدلال و منطق حل کرد، نه با جنگ و کشتار.
با وجود تمام پیشرفتهایی که بشر در دانش و فناوری داشته، نمیدانم چرا این خشونت همچنان ادامه دارد و حتی در شکلهایی گستردهتر و هولناکتر بروز میکند. در گذشته ممکن بود یک نفر، فرد دیگری را با شمشیر بکشد، اما امروز یک موشک میتواند جان شمار زیادی از انسانها را بگیرد و پیکرهایی برجای بگذارد که حتی یافتن و شناسایی آنها دشوار است.
من تصاویر مدرسهای را که هدف حمله قرار گرفته بود، دیدهام. با این حال، معتقدم عکس بهتنهایی نمیتواند تمام ابعاد این وحشیگری را نشان دهد. عکس تصویری دوبعدی است و بسیاری از زشتیها و ابعاد واقعی فاجعه را نمیتوان در قاب آن بازنمایی کرد. آنچه در واقعیت رخ میدهد، گاه چنان هولناک است که تصویر، حتی با وجود تمام قدرتش، نمیتواند تمام آن را به مخاطب منتقل کند.
این گفتوگو در حاشیه نمایشگاه عکس ” تهران تن ایران” انجام شده است.

عکس: امیر حسنی پارسا
- نویسنده : فاطمه جعفری ادیب







Saturday, 24 October , 2026