این پژوهش با بررسی آثار «احمد السفارینی»، عکاس برجسته، به تحلیل ابعاد فلسفی فرسایش در سنگ‌نبشته‌های کویری پترا می‌پردازد. این مطالعه نشان می‌دهد که چگونه عکاسی از مرز مستندنگاری فراتر رفته و به ابزاری برای تأمل در مفاهیم زمان، نیستی و بی‌تفاوتی طبیعت در برابر هستی انسان تبدیل می‌شود.

نویسنده: حنان منیر الشیخ (Hanan Muneer Al Sheikh)  – شماره مقاله: ۲۴۹۲۴۲۱ – تاریخ پذیرش: ۱۹ فروردین ۱۴۰۴ – تاریخ انتشار آنلاین: ۲۸ فروردین ۱۴۰۴

 

چکیده پژوهش

این تحقیق به کاوش در ابعاد فلسفی پدیده «هوازدگی و فرسایش» (Weathering) در عکاسی احمد السفارینی از سازه‌های ماسه‌سنگی شهر پترا در اردن می‌پردازد. با تلفیق دیدگاه‌های پدیدارشناسی، اگزیستانسیالیسم و زیبایی‌شناسی محیطی، این مطالعه بررسی می‌کند که چگونه تصاویر با جزئیات بالا، هم به عنوان بیانی هنری و هم به مثابه مراقبه‌ای فلسفی درباره زمان، مرگ‌ومیر و بی‌تفاوتی طبیعت عمل می‌کنند. یافته‌ها نشان‌دهنده تنش میان ادراک انسانی (از منظر پدیدارشناسی) و بی‌طرفی فرآیندهای طبیعی (درونمایه کلیدی اگزیستانسیالیسم) است. این پژوهش نقش عکاسی را فراتر از مستندسازی برده و آن را به عنوان پلی میان تجربه بشری و تکامل بی‌پایان طبیعت معرفی می‌کند.

**تصویر ۱.** یک سازند ماسه‌سنگی در پترا که به‌طور طبیعی دچار فرسایش (هوازدگی) شده و به ویژگی‌های انسان‌نما شباهت دارد. این تصویر، پدیده «پاریدولیا» را به نمایش می‌گذارد؛ پدیده‌ای که در آن صفات انسانی در فرم‌های غیرانسانی ادراک می‌شوند و بر تعامل میان فرآیندهای طبیعی و ادراک انسانی تأکید دارد. عکاس: احمد السفارینی، ۲۰۲۴.

 

مقدمه: وقتی زمان بر سنگ می‌نویسد

در جهانی که چشم‌اندازها ابدی به نظر می‌رسند، نیروهای طبیعت به آرامی یادآوری می‌کنند که هیچ‌چیز از گذر زمان مصون نیست. فرسایش، به عنوان نیرویی کند اما پویا، مدام سطح زمین را می‌تراشد. این فرآیند نه تنها چشم‌اندازهای فیزیکی را دگرگون می‌کند، بلکه درک انسان از زمان، زیبایی و هستی را نیز به چالش می‌کشد.

در شهر باستانی پترا، فرسایشِ سنگ‌های سرخ از یک پدیده زمین‌شناختی فراتر رفته و به استعاره‌ای برای گذرا بودن زندگی تبدیل شده است. عکس‌های السفارینی (تصاویر ۱ تا ۶) دیالوگ میان طبیعت و ادراک را به تصویر می‌کشند؛ جایی که نور و سایه روی بافت‌های فرسوده، باعث بروز پدیده «پاریدولیا» (معناپنداری بصری) می‌شوند—حالتی که ذهن انسان در فرم‌های تصادفی طبیعت، چهره‌ها یا اشکال آشنا را جستجو می‌کند.

**تصویر ۲.** یک سازند ماسه‌سنگی در پترا که به‌شدت یادآور چهره‌ی انسان است و پدیده «پاریدولیا» را به نمایش می‌گذارد. این سطح فرسایش‌یافته، تعامل پیچیده‌ی میان فرسایش طبیعی و ادراک انسانی را برجسته می‌سازد و نشان می‌دهد که چگونه هنرِ ناخواسته‌ی طبیعت می‌تواند به ایجاد تفاسیر معنادار منجر شود. عکاس: احمد السفارینی، ۲۰۲۴.

پترا: نماد شکوه باستانی و هنر زمین

پترا یا «شهر گل‌سرخ»، که بیش از ۲۰۰۰ سال پیش توسط نبطی‌ها در دل صخره‌ها تراشیده شد، گواهی بر نبوغ بشری است. امروزه، فرسایشِ این ماسه‌سنگ‌ها هم نشان‌دهنده فرآیندهای زمین‌شناختی است و هم شکنندگی بناهای فرهنگی را یادآوری می‌کند. عکاسی در اینجا وظیفه سنگینی بر عهده دارد: ثبت لحظاتی که در مقیاس هزاره‌ها در حال تغییرند. این پژوهش با تکیه بر آراء «هانری برگسون» در مورد تداوم زمان و «مارتین هایدگر» در مورد هستی، به تحلیل این پارادوکس می‌پردازد.

**تصویر ۳.** نمایی نزدیک از سطح ماسه‌سنگی فرسایش‌یافته در پترا، که بافت‌های پیچیده و لایه‌بندی‌های شکل‌گرفته توسط نیروهای طبیعی در گذر زمان را به نمایش می‌گذارد. این تصویر بر پیچیدگی بصری و ملموس دگرگونی‌های زمین‌شناختی تأکید دارد و بیننده را به تأمل در فرآیندهای کند و هدفمندِ هوازدگی فرامی‌خواند. عکاس: احمد السفارینی، ۲۰۲۴.

 

یافته‌ها و بحث: هنرِ ناخواسته طبیعت

۱. زمان به مثابه هنرمند: زمان در طبیعت برخلاف زمان خطیِ انسانی، دوری و بی‌تفاوت است. عکس‌های السفارینی زمان را نه به عنوان یک پس‌زمینه منفعل، بلکه به عنوان یک فرآیند خلاق نشان می‌دهند.

۲. اگزیستانسیالیسم در سنگ: صخره‌ها به تعبیر سارتر، نسبت به حضور انسان بی‌تفاوتند. السفارینی می‌گوید: «در دانستن اینکه این سنگ‌ها به ما اهمیتی نمی‌دهند، نوعی آرامش نهفته است.»

۳. پاریدولیا و ادراک: ذهن انسان تمایل دارد در الگوهای فرسایش، چهره‌های انسانی پیدا کند. این درگیری ذهنی نشان می‌دهد که ما چگونه به جهانی که ذاتا فاقد معنای انسانی است، معنا می‌بخشیم.

**تصویر ۴.** نمای نزدیک و با جزئیات از یک سطح ماسه‌سنگی فرسایش‌یافته در پترا که به ویژگی‌های چهره‌ای انتزاعی شباهت دارد. این شکل‌بندی طبیعی، پدیده «پاریدولیا» را برجسته می‌سازد؛ جایی که الگوهای موجود در سنگ، ویژگی‌های انسان‌گونه را تداعی می‌کنند و بر تعامل میان هنرِ ناخواسته‌ی طبیعت و ادراک انسانی تأکید می‌ورزند. عکاس: احمد السفارینی، ۲۰۲۴.

 

**تصویر ۵.** تصویری تک‌رنگ (مونوکروم) از یک سازند ماسه‌سنگی فرسایش‌یافته در پترا، که در آن فرسایش طبیعی، اشکال انتزاعیِ تداعی‌کننده‌ی ویژگی‌های چهره را تراشیده است. تضاد میان نور و سایه، عمق ملموس سطح سنگ را برجسته می‌سازد و بیننده را به تأمل در باب رابطه‌ی میان فرآیندهای طبیعی و تفسیر انسانی دعوت می‌کند. عکاس: احمد السفارینی، ۲۰۲۴.

 

**تصویر ۶.** نمای نزدیک از سطح ماسه‌سنگی فرسایش‌یافته در پترا که الگوهای پیچیده‌ی شکل‌گرفته توسط فرآیندهای طبیعی در گذر زمان را برجسته می‌کند. بافت‌های ارگانیک و تغییرات تُنالیته در این تصویر، حس زیبایی انتزاعی را تداعی کرده و ویژگی‌های زمین‌شناختی را با هنر درمی‌آمیزند. این تصویر بر هنرِ ناخواسته‌ی طبیعت تأکید دارد؛ جایی که زمان و فرسایش برای خلق اشکالی که پذیرای تفسیرهای گوناگون هستند، دست‌به‌دست هم می‌دهند. عکاس: احمد السفارینی، ۲۰۲۴.

نتیجه‌گیری

فرسایش که اغلب فرآیندی ویرانگر تلقی می‌شود، در این پژوهش به عنوان یک نیروی قدرتمندِ آفرینش‌گر معرفی شده است. عکاسی السفارینی از پترا، واسطه‌ای است که اجازه می‌دهد بیننده با بی‌تفاوتی طبیعت روبرو شده و در عین حال زیبایی را در بطنِ زوال و تغییر بیابد.

برای دسترسی به اصل مقاله بر روی لینک زیر کلیک کنید:

https://www.tandfonline.com/doi/full/10.1080/23311983.2025.2492421#d1e128

 

 

مترجم: ریحانه تقی یاری