هنر، گاهی نه در اوجِ احساسات، بلکه در توازنِ دقیقِ میانِ «منطق» و «شور» معنا مییابد. کاوه فرزانه، فرزندِ فرهیختهی مهاباد، تجسمِ همین توازن بود. او که با مدرکِ مهندسیِ راه و ساختمان واردِ عرصهی عکاسی شد، آموخت که چگونه جهان را نه فقط با چشم، بلکه با «اندیشه» ثبت کند.
کاوه فرزانه تنها یک عکاس نبود؛ او یک «نظریهپردازِ عملی» بود. از همکاری با انجمنهای تخصصی همچون «انجمن عکاسان نگاه» و «خانه عکاسان ایران» تا حضورِ پربار در دانشگاهها و مجامعِ علمی، او همواره در پیِ یافتنِ گمشدهای در روایتهای تصویری بود. او با قلمِ پژوهشگرش و دوربینِ دقیقش، از بافتِ تاریخیِ تهران تا مستندهایِ حیاتوحش (انجمن یوزپلنگ ایرانی)، قصهی سرزمینمان را روایت کرد.
او در شورای تخصصی عکس وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، دغدغهی حفظِ اصالت را داشت و در آموزشگاههایی چون «مجتمع فنی تهران»، نسلی را با «اصالتِ نگاه» آشنا کرد. کاوه فرزانه، معلمی بود که دانشاش را در کتابها و نشریاتی همچون «سرزمین من»، «نور رؤیایی» و «سفر» تکثیر کرد.
اگرچه ۲۳ تیرماه ۱۴۰۰، کرونا، صدایِ دوربینِ کاوه را خاموش کرد، اما «قابهای» او همچنان زنده و پویا سخن میگویند. او به ما آموخت که برایِ عکاس بودن، باید «جهاندیده» و «پژوهشگر» بود. یادش در هر بار فشردنِ شاتر، در هر کلاسِ درسِ عکاسی و در هر سندی که از فرهنگِ این مرز و بوم ثبت میشود، جاویدان خواهد ماند.
- نویسنده : تحریریه اتاق روشن پرس







Saturday, 24 October , 2026