آیین بزرگداشت کاوه فرزانه، هنرمند فقید و عکاس پیشکسوت، با حضور جمعی از اهالی فرهنگ، هنر و دوستداران این عکاس برجسته برگزار شد. در حاشیه این مراسم، گفت‌وگویی اختصاصی با استاد افشین بختیار، عکاس پیشکسوت و پژوهشگر تاریخ عکاسی ایران، انجام شد که در ادامه از نظر مخاطبان گرامی می‌گذرد

 

گفت‌وگوی اختصاصی با استاد افشین بختیار

سوال اول: استاد، شما که چند دهه از تاریخ عکاسی ایران را از نزدیک دیدید، آقای فرزانه در چه جایگاهی قرار دارند و چه چیزی ایشان را از هم‌نسلانشان متمایز کرده است؟

استاد افشین بختیار در پاسخ به این سوال با ابراز تأسف عمیق از فقدان این هنرمند گفت: «من سال‌هاست که روی تاریخ عکاسی ایران کار می‌کنم، اما در رابطه با آقای فرزانه، جایگاهی که من می‌دانم ایشان باید داشته باشند، متأسفانه برایشان فراهم نشد. ایشان آنقدر وسیع و عمیق درباره عکاسی محیطی و مردم‌شناسی اطلاعات داشتند که حد و حسابی نمی‌توان برایش قائل شد.»

وی افزود: «سال‌یان سال در کنار ایشان عکس می‌گرفتم. قبل از اینکه ما به جایی برویم تا عکاسی کنیم، ایشان پرونده‌ای کامل برای آن مکان درست می‌کرد. یعنی قبل از اینکه آنجا را ببیند، آنقدر درباره‌اش تحقیق می‌کرد که وقتی می‌رفتیم، من که بارها آنجا رفته بودم، از اطلاعات شگفت‌زده می‌شدم. یک آدم خیلی خاصی بود. اصلاً برای ایشان نباید حد و حدودی قائل شد، چون آنقدر والا و بالا بود که مثلش فکر نمی‌کنم دیگر بیاید.»

بختیار با بغضی در صدا ادامه داد: «برای من خیلی دردناک است که در این مراسم بیایم و از کسی صحبت کنم که در کنارش خیلی آموختم. ایشون فقط عکس نمی‌گرفت، ثبت نمی‌کرد، خلق می‌کرد. دید وسیع و معلوماتی که داشت، واقعاً شگفت‌انگیز بود. گاهی می‌گفتم تو که تا الان اینجا نیامده‌ای، چطور اینقدر اطلاعات داری؟ واقعاً فراتر از حرف‌ها بود.»

او با اشاره به نادیده گرفته شدن این هنرمند گفت: «دردناک‌ترین بخش این است که چرا قدرش را ندانستند. چرا قدرش را ندانستند؟»

خاطره‌ای از سفر به ماهان کرمان

بختیار در ادامه خاطره‌ای از سفر مشترکشان به ماهان کرمان تعریف کرد: «ما رفته بودیم ماهان کرمان. ایشون مولانا شناس بود؛ یک چیز عجیب و قریب. مراسمی بود و وقتی رفتیم، شب جلسه‌ای با بزرگان هنر تشکیل شد. ایشان عاشق مولانا و ادبیات بودند. در آن جلسه، کسی که اوج مولانا‌شناسی و اوج عرفان بود، در برابر کاوه کم آورد. به من گفتند: “افشین، تو را به قرآن بیار ایشان را اینجا تدریس کنند.” ببینید این خیلی مسئله مهمی است.»

ویژگی‌های منحصربه‌فرد کاوه فرزانه

بختیار درباره ویژگی‌های شخصیتی کاوه فرزانه گفت: «ایشان فقط عکس نمی‌گرفت. مهندسی خاص بودند و چیزهایی را خلق می‌کردند و می‌ساختند. شرکتشان چیزهایی را ساخته و تست می‌کردند که آیا درست است یا نه. حالا حساب کنید درباره عکاسیشان چقدر می‌دانستند. باورتون نمی‌شود، مثلش نبوده، نیست و نخواهد آمد.»

وی با اشاره به ارادت قلبی خود به این هنرمند افزود: «یک لطف عجیبی هم به من داشت. خودش، خانواده‌اش، من عاشقش بودم. واقعاً عاشقش بودم. وقتی شنیدم که اینطور شد، چند روز لب به غذا نزدم، حس و حالم عوض شده بود. برای جامعه عکاسی، ایشان بالاترین بودند. زیاد هم ادعا نداشتند. کتاب‌هایشان را بخوانید، کتاب‌هایی که باورتون نمی‌شود.»

سوال دوم: اگر بخواهیم از میراث استاد فرزانه صحبت کنیم، به نظر شما مهم‌ترین چیزی که از ایشان برای نسل امروز عکاسان باقی مانده، چیست؟

استاد بختیار در پاسخ به این سوال گفت: «به نظر من، مهم‌ترین خصوصیتی که کاوه از خودش به جا گذاشت، معرفت بود. انسان‌دوست بودن، بی‌ادعا بودنش. امروز می‌بینیم کسی هنوز دوربین نخریده، می‌گوید من عکاسم. اما ایشان ریشه‌یابی کرده بود عکاسی را. من الآن ۶۰ سال است عکاسی می‌کنم، به گرده‌شان نمی‌رسیدم. دلیل نمی‌شود که کسی هنوز دوربین به دست نگرفته، اول برود ادعایش را یاد بگیرد. بیان چیست؟ آن چیزی که کاوه درونش بود، بیان را حلاجی کرده بود. حداقل اگر کسی یک میلیاردم ایشان بود، یک درصدش را از ایشان یاد بگیرد و آویزه گوش کند.»

سوال سوم: عکاسان امروز با ورود عکاسی موبایلی، شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی با تغییرات جدیدی روبه‌رو هستند. فکر می‌کنید نسل جدید چه چیزی را باید از تجربه و نگاه عکاسانی مثل کاوه فرزانه بیاموزند؟

استاد بختیار در پاسخ به این سوال با اشاره به ضرورت بازگشت به ارزش‌های اصیل عکاسی گفت: «متأسفانه امروز عکاسی به سمتی رفته که سرعت و سطحی‌نگری جای عمق و تأمل را گرفته است. کاوه فرزانه به ما آموخت که عکاسی فقط ثبت یک لحظه نیست؛ عکاسی، درک عمیق از سوژه، زمان و مکان است. نسلی که امروز با موبایل و هوش مصنوعی عکاسی می‌کند، باید از کاوه بیاموزد که پیش از فشار دادن شاتر، به سوژه فکر کند، با آن زندگی کند و آن را درک کند. عکاسی بدون معرفت و انسان‌دوستی، فقط یک تصویر بی‌روح است.»

بند دوربین؛ نماد خودبزرگ‌بینی در عکاسی امروز

بختیار در ادامه با نقدی تند بر رویکرد برخی عکاسان امروزی گفت: «ببینید، این بند دوربین وزنی ندارد. یعنی خود بندش، خود دوربین که به آن آویزان می‌شود، هیچی نیست. این بند دوربین بسیاری را قهرمان می‌کند؛ یعنی می‌گوید من، من، من. یعنی “من”، یعنی “شما راجع به من”. می‌دانید که این “من” خیلی بد است؟ باید از کاوه یاد بگیرند که اصلاً چطور انسان باشند. فقط عکاس بودن که ملاک نیست.»

وی افزود: «الان ببینید، بعضی‌ها امروز به اینجا می‌آیند به خاطر بند دوربین، به خاطر آقای کاوه فرزانه. اما کاوه که نیامده به خاطر دوربینش! نیامده به خاطر خصوصیت اخلاقی‌اش. مردم دارند می‌آیند به خاطر شخصیتش. من از دیروز تا حالا همه‌اش ترس و لرز داشتم که چگونه پسرش و خانمش را ببینم. خب، همیشه با هم بودیم. این‌ها هم به من لطف داشتند. اصلاً چطور من این‌ها را الان نگاه کنم بدون کاوه؟ چطور در کنارش نیستند؟»

درس‌های کاوه برای نسل امروز

بختیار با تأکید بر ضرورت مطالعه درباره شخصیت کاوه فرزانه گفت: «بیایند یاد بگیرند که کاوه کی بود. بروند مطالعه کنند. فقط عکس گرفتن یا فلان دوربین داشتن که عکاس آدم نمی‌شود. آن معرفت، آن شخصیت، آن تجربه، آن خصوصیت اخلاقی است که یک نفر را تبدیل به عکاس می‌کند که مردم از من افشین بختیار درباره‌اش می‌پرسند. خیلی کسان دیگر هم هستند، اما شما شده درباره کسی که خصوصیتش یک چیز خیلی معمولی بوده، بیایید بپرسید؟ کاوه دیگر نمی‌آید. مثلش کاوه دیگر نمی‌آید.»

ارادت و تأثیرپذیری از کاوه

بختیار با اشاره به تأثیر عمیق کاوه بر زندگی هنری خود گفت: «من از او خیلی یاد گرفتم. درسته من از او بیشتر عکس گرفتم، بیشتر از من کتاب درآمده، اما او یک چیز دیگر بود. برای عکاسی، یک چیزهایی را من در سفرها از او یاد گرفتم که هیچ‌کس به من یاد نداد. اختلاف سنی هم داشتیم با هم، اما اصلاً کاوه را نمی‌شود با دو کلمه، سه کلمه، یک ساعت، دو ساعت، یک روز، یک هفته، یک سال بخواهیم حلاجی کنیم. با خصوصیت اخلاقی‌اش می‌بایستید تا می‌فهمیدید که من چرا دارم جز می‌زنم که نیستش. دیگر نمی‌توانم بیشتر از این چیزی بگویم. مرسی، ممنون.»

اشک‌ها و حسرت‌های یک هم‌نشین

بختیار در پایان با چشمانی اشک‌بار گفت: «واقعاً حیف بود. حیف که دستش دادیم و دردناک‌ترینش این است که وقتی می‌روند، تازه می‌فهمیم. الان یکی از دوستان جدیدمان که در مجله عکس بودند، چند روز هست فوت کرده. می‌بینم اکثر بچه‌ها به من زنگ می‌زنند و می‌گویم بی‌معرفت‌ها، تا زمانی که یکی می‌میرد، یاد ماها می‌افتید. اما استاد کاوه فرزانه، استاد همه بود. یک استاد عجیب و قریب.»

بزرگداشت کاوه فرزانه؛ یادآور مسئولیت هنرمندان در قبال میراث فرهنگی

مراسم بزرگداشت کاوه فرزانه، نه تنها فرصتی برای تجلیل از یک عمر تلاش این هنرمند بود، بلکه یادآور مسئولیت خطیر هنرمندان در قبال حفظ و انتقال میراث فرهنگی به نسل‌های آینده است. کاوه فرزانه با سال‌ها فعالیت در حوزه عکاسی مستند و هنری، نام خود را در تاریخ عکاسی ایران ماندگار کرد و همواره دغدغه آموزش و پرورش نسل‌های جدید را داشت. این مراسم، نشان داد که جامعه هنری ایران، قدرشناس هنرمندان خود است و برای حفظ یاد و خاطره آنها، از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کند.

  • نویسنده : سارا ساویز