پژوهشگران هشدار می‌دهند موج رو‌به‌رشد ویدیوهای ساخته‌شده با هوش مصنوعی از حیوانات، نه‌فقط باعث گمراهی کاربران شبکه‌های اجتماعی شده، بلکه می‌تواند به علم حیات وحش، اعتماد عمومی به مستندهای طبیعی و حتی نگرش مردم به حفاظت از گونه‌ها آسیب بزند.

پژوهشگران و کارشناسان حوزه حیات وحش نسبت به گسترش سریع ویدیوهای حیوانات که با هوش مصنوعی ساخته می‌شوند، هشدار داده‌اند؛ ویدیوهایی که این روزها با سرعت بسیار بالا در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند و به‌تدریج در حال تغییر دادن برداشت عمومی از رفتار واقعی حیوانات هستند. نگرانی اصلی فقط جعلی بودن این ویدیوها نیست، بلکه این است که بسیاری از این تصاویر ساختگی، رفتارهایی کاملا غیرواقعی، اغراق‌آمیز یا حتی ناممکن را به‌عنوان واقعیت مستند به مخاطب نشان می‌دهند.

بر اساس گزارشی که Euronews به آن پرداخته، دانشمندانی که این روند را بررسی کرده‌اند، می‌گویند ویدیوهای مصنوعی از حیوانات که کارهایی انجام می‌دهند که هرگز در طبیعت رخ نمی‌دهد، میلیون‌ها بازدید می‌گیرند و بسیاری از کاربران آن‌ها را با محتوای واقعی مستند اشتباه می‌گیرند. به گفته این پژوهشگران، مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که این ویدیوهای جعلی بسیار سریع‌تر از اصلاحیه‌ها و توضیحات علمی در فضای مجازی پخش می‌شوند. به زبان ساده، یک ویدیوی جعلی، احساسی و پرزرق‌وبرق می‌تواند در چند ساعت به میلیون‌ها کاربر برسد، اما تا زمانی که کسی درباره جعلی بودن آن هشدار بدهد، اثر ذهنی آن بر مخاطب شکل گرفته است.

ویدیوهای هوش مصنوعی چگونه به علم حیات وحش ضربه می‌زنند؟

تفاوت اصلی این موج تازه از محتوای جعلی با نمونه‌های قدیمی‌تر، در مقیاس تولید و سادگی ساخت آن است. در گذشته برای دست‌کاری یک ویدیوی حیوانات، معمولا به تصاویر واقعی نیاز بود؛ اما اکنون ابزارهای تبدیل متن به ویدیو می‌توانند تنها با چند دستور ساده، تصویر یک پلنگ برفی، اختاپوس، فیل نوزاد یا هر حیوان دیگری را تولید کنند؛ آن هم با نورپردازی، حرکت و جزئیاتی که برای کاربر عادی بسیار باورپذیر به نظر می‌رسد.

پژوهشگران می‌گویند کیفیت این خروجی‌ها حالا به سطحی رسیده که بسیاری از کاربران هنگام اسکرول کردن در شبکه‌های اجتماعی، عملا شانس کمی برای تشخیص جعلی بودن آن‌ها دارند. همین مسئله، پایه اعتماد عمومی به ویدیوهای واقعی حیات وحش را تضعیف می‌کند؛ اعتمادی که سال‌ها ستون اصلی مستندهای طبیعی، عکاسی حیات وحش و آموزش عمومی درباره دنیای حیوانات بوده است.

بحران اعتماد در عکاسی و مستند حیات وحش

عکاسی حیات وحش و فیلم‌برداری مستند همیشه بر یک وعده مهم استوار بوده‌اند: اینکه عکاس یا فیلم‌بردار واقعا در آن مکان حضور داشته، حیوان واقعی بوده و آن لحظه حقیقتا رخ داده است. همین اصالت، مهم‌ترین ارزش این ژانر به‌شمار می‌رود. اما ویدیوهای ساخته‌شده با هوش مصنوعی دقیقا همین نقطه را هدف قرار می‌دهند.

وقتی مخاطب دیگر نتواند با اطمینان تشخیص دهد که یک ویدیوی خیره‌کننده از حیوانات واقعی است یا با هوش مصنوعی ساخته شده، این تردید فقط به محتوای جعلی محدود نمی‌ماند. در چنین فضایی، شک و بی‌اعتمادی به آثار واقعی هم سرایت می‌کند. نتیجه این می‌شود که یک عکاس حیات وحش که شاید هفته‌ها یا حتی ماه‌ها برای ثبت یک تصویر واقعی در کمین نشسته، باید در یک فید یکسان با ویدیویی رقابت کند که در چند ثانیه و فقط با نوشتن یک دستور متنی تولید شده است.

این شرایط می‌تواند به کاهش ارزش کار حرفه‌ای عکاسان، مستندسازان و پژوهشگران منجر شود. مخاطب در نهایت هر دو محتوا را کنار هم و در یک بستر مشابه می‌بیند؛ با همان پخش خودکار، همان الگوریتم و همان شانس وایرال شدن. در چنین فضایی، محتوای واقعی و محتوای مصنوعی از نظر ظاهری ممکن است تفاوت کمی داشته باشند، اما زحمت، اعتبار و حقیقت پشت آن‌ها یکسان نیست.

رفتارهای جعلی حیوانات و اثر خطرناک آن بر افکار عمومی

نگرانی عمیق‌تر پژوهشگران فقط زیبایی‌شناسی یا کیفیت تصویر نیست، بلکه به رفتارشناسی حیوانات مربوط می‌شود. ویدیوهای جعلی می‌توانند تعاملاتی میان گونه‌ها بسازند که هرگز در طبیعت رخ نمی‌دهند، میزان تهاجم حیوانات را بیش از حد نشان دهند یا سناریوهای بامزه و احساسی خلق کنند که با زندگی واقعی حیوانات فاصله زیادی دارد.

این تصویر تحریف‌شده می‌تواند به‌مرور نگرش مردم نسبت به گونه‌های جانوری را تغییر دهد. برای مثال، اگر ویدیوهای جعلی مدام حیوانی را بسیار خطرناک‌تر یا برعکس بسیار بی‌آزارتر از واقعیت نشان دهند، این برداشت غلط ممکن است روی نگاه عمومی به حفاظت از آن گونه اثر بگذارد. حتی رفتار انسان‌ها در مواجهه با حیوانات واقعی هم می‌تواند تحت تاثیر همین تصاویر اشتباه قرار گیرد.

به‌علاوه، بسیاری از مردم برای آشنایی با طبیعت و حیات وحش، بیش از کتاب‌ها و منابع علمی، به شبکه‌های اجتماعی، ویدیوهای کوتاه و صفحات پربازدید رجوع می‌کنند. در نتیجه، اگر یک ویدیوی جعلی به‌طور گسترده بازنشر، ذخیره، بازنویسی و استناد شود، ممکن است مدت‌ها در حافظه جمعی بماند؛ حتی زمانی که دیگر کسی منبع اولیه آن را به یاد نمی‌آورد.

چرا تشخیص ویدیوهای جعلی سخت‌تر شده است؟

ابزارهای جدید تولید ویدیو با هوش مصنوعی، روزبه‌روز پیشرفته‌تر می‌شوند و همین پیشرفت باعث شده تشخیص ویدیوهای غیرواقعی دشوارتر از قبل شود. این فناوری‌ها اکنون می‌توانند حرکات بدن، بافت پوست، نور محیط و حتی الگوهای رفتاری ظاهرا طبیعی را شبیه‌سازی کنند. برای یک کاربر معمولی که در حال تماشای ویدیو در اینستاگرام، تیک‌تاک، یوتیوب یا سایر شبکه‌های اجتماعی است، تفاوت میان یک پلنگ واقعی و یک پلنگ تولیدشده با هوش مصنوعی همیشه روشن نیست.

کارشناسان تاکید می‌کنند که ابزارهای شناسایی محتوای جعلی معمولا از تولیدکننده‌ها عقب‌تر هستند. یعنی تا زمانی که سامانه‌های تشخیص بتوانند یک نوع محتوای جعلی را شناسایی کنند، مدل‌های جدیدتر هوش مصنوعی از راه می‌رسند و خروجی‌هایی پیچیده‌تر و طبیعی‌تر ارائه می‌دهند. به همین دلیل، فعلا نمی‌توان به یک راه‌حل فنی کامل و قطعی امیدوار بود.

راه‌حل چیست؟ شفافیت، برچسب‌گذاری و اعتبار منبع

با توجه به نبود یک راهکار فنی بی‌نقص، پژوهشگران می‌گویند اکنون بیشترین اهمیت را برچسب‌گذاری شفاف محتوا، نمایش اطلاعات منبع، و افزایش نقش رسانه‌های معتبر و عکاسان شناخته‌شده دارد. اگر پلتفرم‌ها بتوانند اطلاعات مربوط به منشا محتوا را بهتر نمایش دهند و اگر تولیدکنندگان محتوا درباره واقعی یا مصنوعی بودن آثار خود شفاف باشند، بخشی از این بحران اعتماد قابل مدیریت خواهد بود.

همچنین رسانه‌های معتبر، مستندسازان حرفه‌ای و عکاسان شناخته‌شده می‌توانند نقش مهمی در حفظ استانداردهای اعتماد ایفا کنند. در شرایطی که محتوای واقعی و تولیدشده با هوش مصنوعی در ظاهر شباهت زیادی پیدا کرده‌اند، اعتبار نام تولیدکننده و سابقه حرفه‌ای او بیش از گذشته اهمیت خواهد داشت.

با این حال، صنعت فناوری و رسانه هنوز در ابتدای مسیر مقابله با این چالش قرار دارد. شرکت‌های فناوری، پلتفرم‌های اجتماعی و حتی برخی سازندگان دوربین در حال کار روی استانداردهایی برای ثبت اصالت محتوا و اطلاعات منبع هستند، اما این استانداردها هنوز فراگیر و یکدست نشده‌اند.

آینده‌ای که در آن هیچ‌چیز قابل اعتماد نیست

بدترین سناریویی که پژوهشگران ترسیم می‌کنند، فضایی است که در آن یک پلنگ واقعی و یک پلنگ ساخته‌شده با هوش مصنوعی کاملا مشابه به نظر برسند و مخاطب در نهایت به هیچ‌کدام اعتماد نکند. این وضعیت فقط به زیان تولیدکنندگان محتوای واقعی نیست، بلکه می‌تواند آموزش عمومی، علم حیات وحش، مستندسازی طبیعت و حتی تلاش‌های جهانی برای حفاظت از گونه‌های در معرض خطر را هم تضعیف کند.

در نهایت، مسئله فقط این نیست که یک ویدیو جعلی بتواند کاربران را سرگرم کند یا بازدید بالا بگیرد. مسئله این است که وقتی مرز میان واقعیت و جعل در محتوای حیات وحش کمرنگ می‌شود، درک ما از طبیعت هم به همان اندازه آسیب می‌بیند. به همین دلیل، هشدار پژوهشگران درباره ویدیوهای حیوانات ساخته‌شده با هوش مصنوعی را باید جدی گرفت؛ زیرا این موج تازه، فقط یک ترند اینترنتی نیست، بلکه می‌تواند بر نحوه شناخت انسان از جهان طبیعی اثر مستقیم بگذارد.

منبع: https://fstoppers.com/

مترجم: ریحانه تقی یاری