به گزارش اتاق روشن پرس، نمایشگاه نقاشی «من» با مجموعه‌ای از آثار فرزانه صالحی، دانش‌آموخته کارشناسی ارشد نقاشی، در گالری خانه دوست برپا شده است. این مجموعه که حاصل چند سال تجربه، زیست شخصی و جست‌وجوی هنرمند برای شناخت و بازنمایی هویت خویش است، نخستین نمایشگاه انفرادی او در تهران محسوب می‌شود و آثاری را در بر می‌گیرد که طی پنج سال (۱۴۰۰ تا ۱۴۰۵) خلق شده‌اند

به گزارش اتاق روشن پرس، نمایشگاه نقاشی «من» با مجموعه‌ای از آثار فرزانه صالحی، دانش‌آموخته کارشناسی ارشد نقاشی، در گالری خانه دوست برپا شده است. صالحی که حدود هشت سال است به‌صورت حرفه‌ای در حوزه نقاشی فعالیت می‌کند و پیش از این در چندین نمایشگاه گروهی در تهران و کرمان حضور داشته، سال گذشته نخستین نمایشگاه انفرادی خود را با همین عنوان در کرمان برگزار کرد و اکنون این مجموعه را در تهران به نمایش گذاشته است.

«من»؛ نقطه‌ای برای آغاز

برای صالحی، «من» صرفاً یک عنوان نیست؛ نقطه‌ای است برای آغاز. او می‌گوید انتخاب این عنوان تلاشی برای معرفی جدی و مستقل هویت نقاشانه‌اش بوده است؛ هویتی که در پسِ آثار و جزئیات آنها شکل گرفته و اکنون قرار است در مواجهه با مخاطب دیده شود. از این منظر، «من» را می‌توان نوعی اعلام حضور هنرمند دانست؛ آغاز مسیری که ممکن است در نمایشگاه‌های بعدی به سوی ابعاد دیگری از این هویت ادامه پیدا کند.

بدن، خاطره، تجربه و ذهن؛ عناصر درهم‌تنیده هویت

این «من» اما تنها به یک هویت فردی محدود نمی‌شود. بدن، خاطره، تجربه، احساس و ذهن، عناصر درهم‌تنیده‌ای هستند که به گفته صالحی، شخصیت او را شکل داده‌اند و ردپای همه آنها در آثار این مجموعه دیده می‌شود. او معتقد است هنر، در عین آنکه از تجربه‌ای شخصی آغاز می‌شود، می‌تواند در مواجهه با مخاطب به تجربه‌ای گسترده‌تر تبدیل شود؛ چرا که هر مخاطب اثر را از دریچه زندگی و جهان ذهنی خود می‌بیند.

پنج سال تجربه؛ از ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۵

فرآیند شکل‌گیری مجموعه «من» نیز مسیری چندساله داشته است. صالحی می‌گوید آغاز خلق این آثار به حدود سال ۱۴۰۰ بازمی‌گردد و تکمیل آنها تا سال ۱۴۰۵ ادامه داشته است؛ پنج سالی که در جریان آن، تجربه‌های تازه‌ای به زندگی و نگاه او افزوده شده است. به همین دلیل، این مجموعه را نمی‌توان حاصل یک دوره کوتاه و یکدست از زندگی هنرمند دانست؛ بلکه هر اثر بخشی از مسیر زیسته او را در خود جای داده است.

رهایی در خلق؛ شکل‌گیری معنا در مراحل پایانی

صالحی در هنگام خلق آثار، تلاش نمی‌کند از ابتدا به یک مفهوم مشخص وفادار بماند. او می‌گوید ترجیح می‌دهد هنگام نقاشی «رها» باشد و اجازه دهد اثر در جریان شکل‌گیری خود مسیرش را پیدا کند. به همین دلیل، در بسیاری از آثار، فرم و رنگ ابتدا شکل می‌گیرند و معنا در مراحل پایانی آشکار می‌شود. معمولاً زمانی که حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد اثر شکل گرفته، هنرمند به هماهنگی نهایی فرم‌ها، رنگ‌ها و کلاژها، اضافه کردن متن و ایجاد ارجاعاتی به آنچه در ذهن دارد، می‌پردازد.

ترکیب آبستره و اکسپرسیونیسم؛ زبان بصری آثار

این رویکرد باعث شده است که بخش مهمی از زبان بصری آثار صالحی بر پایه خط، رنگ و نقش شکل بگیرد. او آثار خود را ترکیبی از آبستره و اکسپرسیونیسم می‌داند؛ آبستره از منظر ساده‌سازی و شکستن فرم‌ها و اکسپرسیونیسم از جهت استفاده از خط و رنگ‌های شارپ و درخشان. خط در این میان جایگاه ویژه‌ای دارد. صالحی می‌گوید از نخستین سال‌های نقاشی، خط همواره یکی از عناصر پررنگ در آثارش بوده است. خط برای او ابزاری برای بیان هیجان و احساس است و در کنار رنگ‌های خالص و درخشان، امکان انتقال مستقیم‌تر حال‌وهوای درونی هنرمند را فراهم می‌کند.

رنگ‌های روشن، پشت‌پرده رنج

با وجود حضور رنگ‌های روشن و شارپ، «من» مجموعه‌ای صرفاً شاد و سرخوش نیست. پشت این رنگ‌ها، تجربه‌ای از رنج و فشار زیستن نیز جریان دارد. صالحی نقاشی را برای خود نوعی زبان می‌داند؛ زبانی برای بیان آنچه گاه امکان گفتنش با کلمات وجود ندارد. او می‌گوید بسیاری از آثار این مجموعه نوعی «برون‌ریزی عاطفی» بوده‌اند و در جریان خلق برخی از آنها، احساسات شدیدی مانند بغض و گریه را تجربه کرده است.

ناخودآگاه در خدمت هنر

فرم‌های شلوغ، چهره‌های کج و موج‌دار و فیگورهای درهم‌تنیده در برخی آثار را می‌توان بخشی از ناخودآگاه هنرمند دانست. صالحی معتقد است هنر لزوماً از یک منطق آگاهانه و قابل توضیح شکل نمی‌گیرد و بخش مهمی از آن از ناخودآگاه انسان سرچشمه می‌گیرد. او در بازنگری به مجموعه، به این نتیجه رسیده است که برخی فرم‌های متراکم و شلوغ شاید به شکلی ناخودآگاه تلاش کرده‌اند خلأهایی را که در زندگی تجربه کرده، پر کنند.

هویت ایرانی؛ لایه‌ای آشکار در آثار

در کنار هویت فردی، هویت ایرانی نیز یکی از لایه‌های قابل توجه آثار صالحی است. دست‌نوشته‌های فارسی، استفاده از بخش‌هایی از اشعار شاعرانی مانند حافظ و سعدی و حضور نشانه‌هایی که ریشه در فرهنگ و زیست ایرانی دارند، این لایه را شکل می‌دهند. صالحی بر این باور است که هویت ایرانی، بخشی جدایی‌ناپذیر از وجود هنرمند است و خواه آگاهانه و خواه ناخودآگاه، در آثار او حضور پیدا می‌کند. با این حال، او ترجیح می‌دهد این هویت نه پنهان، بلکه آگاهانه و آشکار در آثارش دیده شود.

هنر؛ فراتر از مرزهای جغرافیا و فرهنگ

او معتقد است نمایش آثار در خارج از ایران می‌تواند مواجهه متفاوتی ایجاد کند؛ زیرا ممکن است مخاطبی که با زبان، ادبیات و تجربه زیسته ایرانی آشنایی کمتری دارد، نتواند با برخی از لایه‌های فرهنگی اثر همانند یک مخاطب ایرانی ارتباط برقرار کند. با این حال، از نگاه او، همین تفاوت نیز بخشی از ظرفیت هنر است؛ هنری که می‌تواند از مرز زبان، جغرافیا و فرهنگ عبور کند.

برداشت متفاوت مخاطب؛ نشانه موفقیت اثر

صالحی در پاسخ به اینکه آیا برداشت متفاوت مخاطب از اثر را نشانه موفقیت آن می‌داند یا خیر، بر استقلال نگاه مخاطب تأکید می‌کند. به باور او، هنر زمانی می‌تواند از مرزهای شخصی هنرمند فراتر رود که مخاطب بتواند با آن ارتباطی مستقل برقرار کند. بنابراین اگر مخاطب برداشتی متفاوت از تجربه شخصی هنرمند داشته باشد، این تفاوت نه یک نقص، بلکه بخشی از ماهیت هنر است. از این منظر، «من» در عین شخصی بودن، در پی ایجاد امکان گفت‌وگو با مخاطب است؛ «منی» که از تجربه زیسته یک هنرمند آغاز می‌شود، اما در برابر هر مخاطب می‌تواند معنایی تازه پیدا کند.

«من»؛ آغاز مسیر نه پایان

فرزانه صالحی در نهایت، نمایشگاه «من» را یک آغاز می‌داند؛ نخستین گام جدی برای معرفی هویت، شخصیت، روح و عاطفه خود در مقام یک نقاش. مجموعه‌ای که طی پنج سال شکل گرفته و در آن خاطره، تجربه، تنهایی، رنج، هویت ایرانی و میل به رهایی در کنار هم قرار گرفته‌اند. «من» شاید بیش از آنکه پاسخی قطعی درباره هویت هنرمند باشد، پرسشی است که صالحی از خود آغاز کرده و اکنون آن را پیش روی مخاطب گذاشته است؛ پرسشی که پاسخ آن، در فاصله میان آنچه هنرمند زیسته و آنچه مخاطب از اثر دریافت می‌کند، شکل می‌گیرد.

 

  • نویسنده : نازنین حیدر زاده