یک عکاس برای عکاسی از یک خواننده برای یک مجله استخدام میشود. ماهها بعد، او شروع به فروش نسخههای چاپشده (Fine Art Prints) از همان جلسه عکاسی در وبسایت شخصیاش میکند. خواننده مدعی است هرگز چنین اجازهای نداده است. اکنون یک دادگاه قرار است به پرسشی پاسخ دهد که عکاسان معمولاً آن را با یک برگه کاغذ (قرارداد) حلوفصل میکنند: پس از پایان عکاسی، مالکیت عکسهای ژورنالیستی (Editorial) متعلق به کیست؟
ریشه درگیری؛ هنر یا نقض حقوق چهره؟
ماجرا به شماره جولای ۲۰۲۵ مجله Vogue Portugal برمیگردد که جیمی نلسون، عکاس ساکن لسآنجلس، از ایمی تیلور، خواننده گروه پانک استرالیایی Amyl and the Sniffers عکاسی کرد. پس از آن، نلسون شروع به فروش چاپهای هنری از آن جلسه عکاسی در سایت خود کرد؛ آثاری که قیمت آنها بین ۱۵۰۰ تا ۳۶۰۰ دلار متغیر بود.
اعتراض تیلور نیازی به دانش حقوقی پیچیده ندارد: «هیچکس از من اجازه نگرفت.» او توافق کرده بود که برای یک مجله عکاسی شود، نه اینکه تصاویرش به عنوان یک اثر هنری برای فروش عرضه شود. وقتی عکسهای شخصی از شما برای فروش گذاشته میشود، بهراحتی این ذهنیت ایجاد میشود که شما حامی آن فروش هستید، آن را تأیید کردهاید یا حتی درصدی از سود آن را دریافت میکنید. تیلور تأکید دارد هیچکدام از این موارد صحت ندارد و اصلاً نمیخواسته این تصاویر به فروش برسند.
استدلال عکاس؛ مالکیت معنوی و حق کپیرایت
موضع جیمی نلسون ساده و شفاف است: «من عکس را گرفتهام.» در قوانین ایالات متحده، فردی که دکمه شاتر را فشار میدهد، مالک حق کپیرایت است و فروش چاپهایی از عکسهای خود، عادیترین بخش این شغل محسوب میشود. نلسون خود وکالت پروندهاش را بر عهده گرفته و آن را آزمونی برای این میداند که آیا یک عکاس مستقل میتواند از کار خود دفاع کند یا زیر هزینههای سنگین حقوقی دفن خواهد شد.
وضعیت پرونده؛ وقتی رضایتنامه مدل (Model Release) وجود ندارد
تاکنون، بخش مربوط به «تأییدیه و حمایت» (Endorsement) که تیلور بر آن تاکید داشت، ضعیفترین بخش ادعای او بوده است. قاضی پرونده، عکسهای نلسون را «بدون شک از نظر هنری ارزشمند» توصیف کرد و معتقد بود که این چاپها به اندازهای نیستند که طرفداران باور کنند تیلور شخصاً این فروش را تأیید کرده است. با این حال، نبرد بزرگتر بر سر «کنترل بر حق استفاده از تصویر» (Right of Publicity) همچنان ادامه دارد. نلسون نیز متقابلاً به دلیل نقض کپیرایت شکایت کرده است. وقتی دادگاه طرفین را به میانجیگری ارجاع داد، هر دو طرف از پیشنهادات ارائهشده روی میز عقبنشینی کردند.
درسهایی برای آینده عکاسی
این پرونده از آن جهت حائز اهمیت است که دو حق قانونی کاملاً معتبر را در مقابل یکدیگر قرار داده است: حق کپیرایت عکاس بر تصویری که خلق کرده، و حق سوژه برای کنترل نحوه فروش چهرهاش. تقریباً در تمام موارد، وجود یک «رضایتنامه مدل» (Model Release) پیش از باز کردن کیف دوربین، تکلیف این دو حق را مشخص میکند و پرونده هرگز به دادگاه نمیرسد.
پیچیدگی ماجرا اینجاست که در این پرونده سکوت مطلق وجود نداشته است؛ تیم حقوقی تیلور ادعا میکند او پیش از عکاسی به وضوح گفته که نمیخواهد تصاویرش به عنوان چاپ فروخته شوند. در مقابل، نلسون معتقد است کپیرایت متعلق به اوست و هرگز حق فروش آثارش را واگذار نکرده است. در نبود قرارداد، این جدال بهجای روی کاغذ، در دادگاه علنی در جریان است. اگر شما از چهرهها برای مجلات عکاسی میکنید، هر حکمی که دادگاه صادر کند، قطعاً در قرارداد بعدی شما درج خواهد شد.
مترجم: ریحانه تقی یاری







zari
تاریخ : 8 - سپتامبر - 2026
یعنی اگر قرارداد داشته باشند و داخلش بنویسند که رضایت ندارد که سوژه جایی دیگر به چاپ برسد همه چیز آسان است اما اگر قراردادی این وسط نباشد حق با سوژه است؟ و دادگاه به سوژه حق میدهد؟