وقتی می‌گوییم یک مادر «کار نمی‌کند»، دقیقاً از چه کاری حرف می‌زنیم؟ پروژه عکاسی «مادر من کار نمی‌کند» اثر اولگا اشتاین‌پریس، با استفاده از عکاسی صحنه‌پردازی‌شده، طنز، سوررئالیسم و تصاویر اغراق‌شده از زندگی روزمره، به مفهوم کار نامرئی زنان، مادری، هویت فردی و مسئولیت‌های خانگی می‌پردازد؛ کارهایی که انجام می‌شوند، اما اغلب در تعریف رسمی «شغل» به حساب نمی‌آیند.

«مادر من کار نمی‌کند»؛ وقتی خانه به صحنه‌ای برای کار نامرئی تبدیل می‌شود

اولگا اشتاین‌پریس Olga Steinepreis  پروژه تازه خود را با جمله‌ای ساده معرفی می‌کند: «من رسماً یک زن خانه‌دار هستم.»

اما همین جمله برای او بار معنایی سنگینی دارد. او می‌گوید بیان کردن این موضوع با صدای بلند همچنان برایش با نوعی خجالت همراه است؛ زیرا واژه «خانه‌دار» در ذهن بسیاری از افراد با تصور بیکاری یا بی‌تحرکی همراه شده است؛ در حالی که خانه همیشه سرشار از کارهایی است که باید انجام شوند تا زندگی خانوادگی ادامه پیدا کند.

در مجموعه My Mother Doesn’t Work یا «مادر من کار نمی‌کند»، خانه به صحنه‌ای برای نمایش همین چرخه بی‌پایان تبدیل می‌شود؛ جوراب‌های کثیف، ظرف‌های نشسته، انبوه اسباب‌بازی‌های پلاستیکی و اشیایی که مدام در فضای خانه تکثیر می‌شوند.

در مرکز این آشفتگی، بدن خود هنرمند قرار دارد؛ بدنی که در موقعیت‌های مختلف مشغول انجام دادن همین کارهای روزمره است.

اما اشتاین‌پریس صرفاً قصد ندارد تصاویری مستند از خانه و وظایف روزمره ارائه کند. او با عکاسی مفهومی و صحنه‌پردازی‌شده، این فعالیت‌های عادی را به تصاویری سوررئال، گاه طنزآمیز و گاه آزاردهنده تبدیل می‌کند تا چیزی را به تصویر بکشد که معمولاً دیده نمی‌شود: کار نامرئی.

عکاسی؛ ابزاری برای دیدن آنچه دیده نمی‌شود

عکاسی از سال‌های کودکی در زندگی اشتاین‌پریس حضور داشته است. پدر او یک عکاس آماتور بود و عکس‌های خود را ظاهر و چاپ می‌کرد.

اشتاین‌پریس از تماشای ظاهرشدن تدریجی تصویر روی کاغذ عکاسی در تاریکخانه به‌عنوان تجربه‌ای تقریباً جادویی یاد می‌کند. سال‌ها بعد، همین ویژگی جادویی عکاسی، یعنی توانایی مرئی‌کردن چیزی که پیش از آن دیده نمی‌شد، به یکی از عناصر اصلی آثار او تبدیل شد.

با تولد نخستین فرزندش، عکاسی برای او تنها وسیله‌ای برای ثبت رشد کودک نبود؛ بلکه به ابزاری برای مشاهده زندگی خودش از فاصله‌ای بیرونی تبدیل شد.

او از طریق دوربین تلاش کرد احساسات پیچیده‌ای را که در تجربه مادری با آنها مواجه شده بود، به تصویر تبدیل کند؛ احساساتی که بسیاری از آنها در زبان روزمره به‌سادگی قابل بیان نیستند.

میان عشق و خستگی؛ تناقض‌های تجربه مادری

اشتاین‌پریس معتقد است تجربه مادری سرشار از تناقض است:

عشق و خستگی، شادی و تنهایی، رضایت و احساس از دست دادن تدریجی خویشتن.

همین تناقض‌ها زمینه شکل‌گیری زبان بصری او را فراهم کرده‌اند؛ زبانی که بر سوررئالیسم، ابزورد، اغراق و صحنه‌پردازی تکیه دارد.

در تصاویر او، بدن هنرمند گاهی به یک شخصیت تبدیل می‌شود و گاهی بخشی از محیط اطراف خود را تشکیل می‌دهد. این بدن ثابت نیست؛ تغییر شکل می‌دهد، تکثیر می‌شود و در میان اشیای خانه گم می‌شود.

در مجموعه «مادر من کار نمی‌کند»، اما این اشیا هستند که بیش از پیش تکثیر می‌شوند؛ لباس‌ها، ظرف‌ها، اسباب‌بازی‌ها و دیگر نشانه‌های کار خانگی آن‌قدر افزایش می‌یابند که بدن زن را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.

یک جمله ساده که به یک پروژه عکاسی تبدیل شد

ایده اصلی این مجموعه از یک گفت‌وگوی ساده شکل گرفت.

پسر اشتاین‌پریس در پاسخ به پرسشی درباره شغل مادرش گفته بود:

«مامانم کار نمی‌کند. البته غذا درست می‌کند و خانه را تمیز نگه می‌دارد، اما شغل واقعی ندارد.»

همین جمله ظاهراً ساده و بی‌غرض، بارها در ذهن عکاس تکرار شد؛ به‌خصوص زمانی که او مشغول انجام کارهای روزمره خانه بود.

در واقع، همین تضاد میان «کار نکردن» و انجام مداوم مجموعه‌ای از وظایف، هسته مفهومی پروژه را شکل داد.

اشتاین‌پریس در ادامه، هنگام مرتب‌کردن لباس‌ها پیش از قرار دادن آنها در ماشین لباسشویی، ناگهان تصمیم گرفت دوربین و نورپردازی را آماده کند و از این وضعیت عکس بگیرد.

آن تصویر در نهایت وارد مجموعه نهایی نشد، اما نقطه آغاز پروژه بود و به هنرمند زبان بصری مورد نظرش را نشان داد.

خانه؛ یک صحنه تئاتر برای نمایش زندگی واقعی

یکی از ویژگی‌های مهم این پروژه، میزان صحنه‌پردازی و طراحی تصویر است.

برای اشتاین‌پریس، تولید یک عکس تنها به فشردن دکمه شاتر محدود نمی‌شود. پیش از شروع عکاسی، او باید بخشی از وظایف خانه را از قبل انجام دهد؛ غذا آماده کند و تا حد ممکن مسئولیت‌های روزمره را کاهش دهد تا بتواند زمانی را برای ساخت تصویر اختصاص دهد.

سپس فرآیند عکاسی آغاز می‌شود:

جابجایی مبلمان، تغییر جای اشیا، طراحی صحنه، چیدمان دقیق عناصر و تنظیم نور.

او این فرآیند را شبیه ساختن یک صحنه تئاتر کوچک توصیف می‌کند.

به این ترتیب، یک اتفاق جالب رخ می‌دهد: کار هنری و کار خانگی در یک نقطه به هم می‌رسند.

همان زنی که در زندگی روزمره مسئول حفظ نظم خانه است، در فرآیند تولید اثر هنری نیز دوباره مشغول جابه‌جایی، مرتب‌کردن، آماده‌سازی و سازمان‌دهی محیط می‌شود.

تصویر مادر ایده‌آل در برابر واقعیت روزمره

تصاویر اشتاین‌پریس در عین طنزآمیز بودن، وجهی تلخ نیز دارند.

آنها با تصویری که معمولاً در شبکه‌های اجتماعی از مادری ارائه می‌شود تفاوت دارند؛ تصویری از خانه‌های مرتب، کودکان شاد، مادران پرانرژی و لحظه‌های زیبا و بی‌نقص.

هنرمند نمی‌گوید این لحظه‌های زیبا وجود ندارند. مسئله از جایی آغاز می‌شود که همین تصویر به تنها روایت پذیرفته‌شده از مادری تبدیل شود.

در پشت این تصویر ایده‌آل، تجربه‌هایی وجود دارد که کمتر درباره آنها صحبت می‌شود:

خستگی، عصبانیت، فشار روانی، کار مداوم، مسئولیت‌های تکراری و نیازهایی که به تدریج در میان خواسته‌های سایر اعضای خانواده ناپدید می‌شوند.

وقتی زن از داستان زندگی خودش محو می‌شود

یکی از مهم‌ترین مفاهیم مطرح‌شده در این پروژه، از دست رفتن تدریجی هویت فردی است.

زمان زن، انرژی او و حتی توجه او به‌تدریج حول نیازهای دیگران سازمان‌دهی می‌شود.

حتی تصمیم‌های کوچک روزانه نیز ممکن است بر اساس نیاز خانواده گرفته شوند:

چه غذایی درست شود؟
چه زمانی استراحت کند؟
چه زمانی برای خودش وقت داشته باشد؟
چگونه برنامه روزانه را تنظیم کند؟

در چنین شرایطی، زن ممکن است آرام‌آرام از داستان زندگی خودش کنار برود.

عکاسی اشتاین‌پریس در تلاش است همین محوشدن را به تصویر تبدیل کند؛ نه با یک گزارش مستند مستقیم، بلکه با استفاده از استعاره تصویری، سوررئالیسم و اغراق بصری.

نه رنج مطلق، نه شادی مطلق

اشتاین‌پریس تأکید می‌کند که علاقه‌ای ندارد مادری را صرفاً به‌عنوان تجربه‌ای از رنج و فداکاری نشان دهد؛ همان‌طور که نمی‌خواهد آن را به تجربه‌ای از شادی بی‌پایان تقلیل دهد.

این نگاه، یکی از نقاط قوت پروژه است.

«مادر من کار نمی‌کند» درباره پیچیدگی تجربه مادری است؛ درباره زندگی‌ای که می‌تواند هم‌زمان زیبا، خسته‌کننده، دوست‌داشتنی، طاقت‌فرسا، رضایت‌بخش و گاهی گم‌کننده باشد.

در این میان، عکاسی مفهومی امکان می‌دهد تناقض‌ها بدون آنکه مجبور به انتخاب یکی از آنها باشیم، هم‌زمان در یک قاب حضور داشته باشند.

عکاسی به‌مثابه بازگشت به خویشتن

برای اشتاین‌پریس، دوربین ابتدا وسیله‌ای برای ثبت زمان و مشاهده رشد فرزندش بود؛ اما به‌تدریج به وسیله‌ای برای پیدا کردن دوباره خودش تبدیل شد.

از این منظر، پروژه «مادر من کار نمی‌کند» تنها درباره مادری یا کار خانگی نیست؛ بلکه درباره هویت، بدن، زمان، نقش اجتماعی زن و رابطه میان زندگی شخصی و فعالیت هنری نیز هست.

دوربین در این پروژه فقط ثبت‌کننده واقعیت نیست؛ بلکه واقعیت را دوباره می‌سازد تا بخش‌هایی از آن را که معمولاً پنهان می‌مانند، آشکار کند.

در نهایت، این مجموعه پرسشی ساده اما مهم مطرح می‌کند:

اگر کاری هر روز انجام شود، اما هیچ دستمزدی نداشته باشد و اغلب دیده نشود، آیا می‌توان گفت «کار» نیست؟

اشتاین‌پریس پاسخ این پرسش را نه در قالب یک بیانیه، بلکه در قاب‌هایی پر از اشیا، بدن، نور، آشفتگی و سکوت ارائه می‌کند.

منبع:https://www.lensculture.com/

مترجم: نازنین مالکی