سومین سالانه عکس کیارستمی با کیوریتوری فائزه هاجری و بیانیه نادر رهسپار، در گالری خانه دوست، این بار فراتر از مرزهای یک گردهمایی دانشجویی، به پلتفرمی بین المللی بدل شده است؛ جایی که کیوریتور و هنرمندان، از پیشکسوتان تا نسل جدید، در گفت وگویی بصری با میراث عباس کیارستمی، نه در پی تقلید از سبک، که در جستوجوی اصالت نگاه او هستند. از تنهایی انسان در کنار کانتینر تا خانه های معلق روی آب، از آرامش گمشده در عصر تکنولوژی تا جریان همیشگی زندگی در میان بازی کودکان؛ این گزارش، روایتگر هفت نگاه متفاوت به میراث است .

 

کیوریتور سالانه: از یک کلاس دانشجویی تا گستره جهانی

عکاس: امیر حسنی پارسا

 

فائزه هاجری ، کیوریتور سومین سالانه عکس کیارستمی، با پانزده سال سابقه تدریس در رشته های گرافیک و عکاسی و ده سال تجربه عکاسی حرفه ای، روایت پیدایش این رویداد را چنین بیان کرد: همه چیز از یک کلاس عکاسی آغاز شد؛ جایی که مجموعه آثار دانشجویانم چنان به زبان تصویری کیارستمی نزدیک بود که تصمیم گرفتیم یک نمایشگاه دانشجویی برگزار کنیم. استقبال گسترده، این ایده را از یک نمایشگاه کوچک به یک سالانه تبدیل کرد .

عکاس: امیر حسنی پارسا

 

او وجه تمایز اصلی امسال را عبور از مرزهای جغرافیایی دانست و افزود: امسال علاوه بر عکاسان از سراسر ایران، شاهد حضور هنرمندان ایرانی مقیم خارج از کشور نیز هستیم. این گستردگی نشان میدهد سالانه کیارستمی به تدریج اعتبار خود را بازیافته و به پلتفرمی تبدیل شده که توانسته میان عکاسان داخل و خارج از کشور پیوند برقرار کند .

 

هاجری در تشریح معیارهای انتخاب آثار گفت: در فرآیند انتخاب، اولویت اصلی ما فراتر از زیبایی شناسی محض است؛ بر اصالت نگاه، کیفیت فنی و به ویژه توانایی اثر در برقراری ارتباط با مخاطب تمرکز میکنیم. هدف ما این است که آثار صرفاً نمایش داده نشوند، بلکه فضایی برای تقابل نسلها باشند؛ جایی که مخاطب هم ریشه های عکاسی را لمس کند و هم مسیرهای نوپای نسل جدید را مشاهده نماید.

 

او درباره پیوند با میراث کیارستمی تأکید کرد: پیوند ما با کیارستمی، پیوند با شیوه دیدن اوست. او به ما آموخت که عکاسی، فراتر از ثبت یک تصویر، نوعی دیدن است. ما در این سالانه تلاش کردیم آثاری را گرد هم آوریم که هر کدام بازتاب دهنده نگاه شخصی و منحصربه فرد عکاس باشد؛ هدف ما تقلید از سبک او نیست، بلکه بازتولید آن نگاه عمیق است .

 

هاجری درباره چیدمان آثار نیز گفت: تلاش ما بر ایجاد یک گفتگوی بصری استوار بود. آثار به گونه ای در کنار هم قرار گرفته اند که بر اساس نزدیکی در مفهوم، فضا، ریتم و حتی رنگ، با یکدیگر همسو میشوند. نمیخواهیم عکسها تنها در کنار هم باشند، بلکه میخواهیم با هم گفتگو کنند.» او بزرگترین چالش این دوره را مدیریت تعادل میان رویکردهای کلاسیک و مدرن دانست و افزود: تلاش کردیم میان دو رویکرد متفاوت، تعادلی ایجاد کنیم تا آثار کلاسیک و مدرن نه در تضاد، بلکه در گفتگو با یکدیگر قرار گیرند

 

محسن افلاکی: تنهایی انسان در قاب سیاه وسفید

عکاس: فاطمه جعفری ادیب

محسن افلاکی، عضو انجمن عکاسان ایران که فعالیت خود را از سال ۱۳۹۷ در کانونهای «شفق» و «نگاه» آغاز کرده، درباره انتخاب اثر خود برای این سالانه گفت: «انتخاب این اثر، فراتر از یک انتخاب ساده و بیش از آن، یک همسویی ذهنی بود. زمانی که به آثار و دیدگاه های استاد کیارستمی می نگرم، همواره آن جمله مشهور ایشان در ذهنم جاری میشود: «همانطور که درخت در تنهایی خود، درخت است؛ انسان نیز در تنهایی خویش، انسان است.» در این عکس، انسانی را میبینم که در کنار یک کانتینر، در تنهایی مطلق زندگی میکند. نگاه افقی این فرد، گویی در جستجوی آمال، آرزوها یا شاید آنچه از دست داده است. این مفهوم تنهایی انسانی، دقیقاً با روح این سالانه و نگاه کیارستمی همخوانی داشت

افلاکی با اشاره به رویکرد خود در ارائه آثار، تأکید کرد: من معتقدم عکس باید به تنهایی سخن بگوید. اگر برای هر اثر توضیحی بیان کنم، در واقع دارم نگاه مخاطب را به سمت برداشت خود هدایت میکنم و از آزادی تفسیر او میکاهم. ترجیح من این است که اجازه دهم مخاطب با نگاه خود، با تجربه و پیش زمینه های خودش، با تصویر گفتگو کند. عکس من باید از زبان خود مخاطب معنا بگیرد، نه از زبان من .

 

او درباره انتخاب سیاه وسفید به جای رنگ نیز گفت: برای من، رنگ ها معمولاً جنبه اغواگری دارند؛ زیبا و جذاب هستند، اما گاهی میتوانند ماهیت فلسفی یک اثر را بپوشانند. در عکس سیاه وسفید، ناگزیر هستید که مستقیماً با هسته اصلی و فلسفه تصویر مواجه شوید. در این اثر، با استفاده از قوانین یک سوم و بهره گیری از فضای منفی، سعی کردم مینیمال بودن صحنه را تقویت کنم؛ فضای سفید و خالی باعث میشود سوژه های اصلی در کادر بیشتر به چشم آیند و تمرکز بر تنهایی آنها تثبیت شود.

 

عسل خلینا: تجسم تنهایی و معلق بودن روی آب

عکاس: فاطمه جعفری ادیب

عسل خلینا، عکاس مستند و مفهومی با شش سال سابقه حرفه ای، درباره اثر خود با نام «روی آب» گفت: نام اثر از یک روایت بسیار ظریف گرفته شده است؛ خانه ای کوچک که در میان پهنای بیکران یک دریاچه ساخته شده است. این تصویر، تجسم مفهوم تنهایی و معلق بودن است. لحظه ای که انسان در میان ابهت طبیعت، میانه خالی و بزرگ دریاچه قرار میگیرد، نوعی سردرگمی و در عین حال یک تصمیم قاطعانه را تجربه میکند؛ اینکه چگونه در این فضای معلق، ایستادگی کنیم. من در زندگی و عکاسی با چنین شرایطی مواجه بوده ام و این اثر، در عین مینیمال بودن، دقیقاً همان حس میان «بودن» و «بودن در میان هیچ» را منتقل میکند.

عکاس: فاطمه جعفری ادیب

او در پاسخ به این سوال که چرا سوژه اصلی را در مرکز کادر قرار داده، توضیح داد: هدف من این بود که تمرکز مخاطب بلافاصله به آن خانه کوچک معلق جلب شود. استفاده از فضای سفید دریا و آسمان، به منظور برجسته کردن حالت خالی بودن و معلق بودن بود. قرار دادن نقطه فوکوس در مرکز کادر، به من کمک کرد تا آن سکون و تنهایی مطلق را با استفاده از فضای مینیمال، به بهترین شکل به تصویر بکشم.

 

خلینا درباره نقش ابزار در عکاسی گفت: «نگاه من به این موضوع بسیار متفاوت است. بله، کیفیت فنی برای ارائه در نمایشگاه ها الزامی است، اما نقش دوربین و لنز در معناسازی بسیار کمرنگ است. آنچه اهمیت دارد، موضوع و حسی است که قصد داریم به مخاطب منتقل کنیم. در نهایت، این عکاس است که به تصویر معنا میبخشد، نه ابزاری که در دست اوست.» او در پایان، با اشاره به فقدان کیارستمی، از هنرمندان جدید خواست که از این سبک اصیل حمایت کنند و مسیر استاد را برای نسل های آینده تداوم بخشند.

 

سارا نوروزی: جریان همیشگی زندگی در قاب یک تک درخت

عکاس: فاطمه جعفری ادیب

سارا نوروزی، دانشجوی گرافیک که عکاسی را «کشف ابعاد و جزئیاتی که از دید عامه پنهان میماند» توصیف میکند، درباره حضور خود در این سالانه گفت: حضور من در اینجا، حاصل یک کشش قلبی و پیگیری مشتاقانه بود. وقتی از این سالانه با نام استاد کیارستمی مطلع شدم، به دلیل ارادت ویژه ای که همیشه به ایشان داشتم، بلافاصله برای پیگیری و شرکت در این رویداد اقدام کردم .

او درباره اثر خود که به گفته استادش شباهت عجیبی به قاب های سینمایی سه گانه کیارستمی دارد، گفت: در این عکس، سعی کردم یک لحظه گذرا از عکاسی که به نظ به عکاسی خیابانی شباهت دارد را ثبت کنم؛ جایی که خطوط محیطی، چشم مخاطب را به سمت یک تک درخت هدایت میکنند و در عین حال، جریان بازی کودکان در کادر، بخشی از پویایی تصویر است. ترکیب سکون درخت و حرکت کودکان، همان المان های اصلی است که در این اثر جستجو کردم.

 

نوروزی پیام اثر خود را «جریان همیشگی زندگی» دانست و افزود: زندگی مدام در حال حرکت است و شاید در دوران کودکی، این جریان را با شدت بیشتری حس میکنیم. این عکس میخواهد بگوید که حتی در میانه سکون، آن کودک درون و جریان حیات همواره جاری است.

 

او درباره چالش های فنی ثبت این اثر گفت: چالش اصلی، مدیریت زمان و نور بود. از یک سو میخواستم کودکان در حال بازی خود باشند و از کادر خارج نشوند و از سوی دیگر، باید سرعت شاتر را به درستی تنظیم میکردم تا از تاری یا کشیدگی در تصویر جلوگیری کنم. هدف این بود که تکنیک، در خدمت ثبت آن لحظه هماهنگ و اصیل باشد. او تأکید کرد که برایش موضوع و احساس اولیه اولویت مطلق دارد و تکنیک را در سایه روایت پنهان میکند تا هیچ چیز مانع درک مستقیم موضوع توسط مخاطب نشود. نوروزی در پایان آرزوی خود را چنین بیان کرد: تنها آرزوی من این است که در مسیر زندگی و هنر، به روزگاری برسم که آثارم بتوانند، حتی در حد ذره ای، با نگاه و اصالت آثار استاد کیارستمی همخوانی داشته باشند.

 

حسین جمالی: قصه پرواز و رنگ در میانه جنگ و زندگی

عکاس: امیر حسنی پارسا

 

حسین جمالی که عکاسی او متأثر از فضای جنگ است، درباره اثر خود با نام «قصه پرواز» گفت: پس از حوادث تلخ جنگ، حال و هوای بسیار عجیبی داشتم. انگار در میانه یک سکون، حس میکردم که برخی دیگر در میان ما نیستند؛ اما چرخ زندگی همچنان میچرخد؛ برخی با شادی و برخی با اندوه. دقیقاً در همان لحظه تقابل میان این دو حس بود که قصه عکس اول در کادر من اتفاق افتاد.

او درباره پیوند نگاه خود با کیارستمی گفت: الگوی من در روایت گری، سالهاست که کیارستمی بوده است. بارها و بارها آثار ایشان را مطالعه میکنم و در هر بار تماشای دوباره، لایه جدیدی می بینم. نکته اصلی اینجاست که در آثار ایشان، تکنیک به گونه ای در خدمت نگاه است که اصلاً به رخ کشیده نمیشود، بلکه در پس تصویر پنهان می ماند. کیارستمی توانست رنج بزرگ را در یک کادر ساده و حتی در یک رنگ به تصویر بکشد؛ چیزی که همه ما آن را می بینیم و با آن ارتباط برقرار میکنیم.

جمالی درباره لحظه ثبت عکس گفت: حدود بیست دقیقه در آن نقطه ایستاده بودم. در ابتدا، چیزی که مرا جذب کرد، صداها بود؛ تضاد میان صدای جیغ و شادی کودکان و آن فضای سنگین روحی که داشتم. میخواستم کادر را طوری تنظیم کنم که آسمان بیشترین حضور را داشته باشد و آن تضاد میان زمین و آسمان، به درستی معنا پیدا کند.» او درباره اثر دیگر خود با نام «هبوط» که از شعرهای سهراب سپهری وام گرفته شده، گفت: هبوط در اینجا به معنای سقوط نیست، بلکه معنای فرود آمدن یا نوعی ریختن و ارائه شدن دارد. این عکس را در اولین روز سال نو، در میانه خریدهای عید گرفتم؛ ناگهان با رنگین کمان خیره کننده ای روبرو شدم که انگار پیش از این هرگز در تهران ندیده بودم.» پیام نهایی جمالی به مخاطب این بود: «حتی در تاریک ترین روزها، حتی در میانه داستان های جنگ و خاموشی، زندگی همچنان جاری است. زیبایی میتواند با شکلی ساده و حتی کودکانه، ذهن شما را بدزدد و از رنج ها فاصله دهد و نباید از آن غافل بود .

 

احد یثربی: بازسازی آرامش گمشده در عصر تکنولوژی

عکاس: امیر حسنی پارسا

 

احد یثربی، دارای مدرک کارشناسی عکاسی از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد از دانشگاه سوره که این نمایشگاه، سی وهفتمین نمایشگاه گروهی اوست، درباره معیار انتخاب آثار خود گفت: من از دوران تحصیل در دانشگاه سوره، همواره تحت تأثیر آثار کیارستمی بوده ام. در نگاه به آثار ایشان، همیشه آن ساده گرایی و مینیمالیسم عمیق را مشاهده میکنم؛ یک بعد بسیار ساده اما پر از معنا که در تمام عناصر تصویر جاری است

یثربی هدف خود را از خلق آثار، انتقال حس آرامش دانست و گفت: در دنیای امروز که با سرعت چشمگیر فناوری و تکنولوژی، نظم روانی زندگی های ما را به هم ریخته است، من میخواهم آن آرامشی را که در تصویر زندگی سنتی و بی تکلف وجود داشت، بازسازی کنم میخواهم مخاطب با تماشای این آثار، از دغدغه های تکنولوژیک فاصله بگیرد و به نوعی سکون و آرامش بازگردد .

 

او سخت ترین بخش فرآیند خلاقیت را تلاش برای استخراج و انتقال حس درونی دانست و افزود: میان آنچه من در کادر می بینم و آنچه مخاطب از آن دریافت میکند، فاصله ای وجود دارد که باید با دقت آن را پر کرد. برای مثال، در اثر «اسب»، من به دنبال معنایی فراتر از یک تصویر هستم؛ هدف من این است که این سوژه را از کلیشه ها فراتر ببرم و معنای متفاوتی را در آن جاری کنم. یثربی در حال حاضر روی پروژ های کار میکند که با الهام از فضای سینمایی آثار کیارستمی در حال شکل گیری است. او به سایر عکاسان توصیه کرد: از عکس گرفتن نترسید. من برای رسیدن به پنج اثر برترم، هزاران عکس اشتباه و ناموفق گرفته ام؛ اما به این هزار اشتباه، به چشم یک دانشگاه نگاه میکنم؛ چرا که هر اشتباه، مرا ساخت و به من آموخت. عکاسی، فرآیندی است که در آن هر خطا، گامی به سوی درک درست است .

 

پریا معطی: از نگاه مستقل تا همسویی با روح کیارستمی

عکاس: امیر حسنی پارسا

 

پریا معطی که هفته گذشته در نمایشگاه «نگاه» با اثر «ما زنان عاشق بودیم » حضور داشت و این بار با چهار اثر متفاوت در سالانه کیارستمی شرکت کرده، درباره تفاوت این دو رویداد گفت: تفاوت در کیفیت آثار و سطح گزینش بسیار محسوس است. در این سالانه، آثار با دقت و حساسیت بسیار بالایی بر اساس موضوع انتخاب شده اند و این حجم از آثار هنری و متناسب با موضوع، تجربه تماشای این نمایشگاه را بسیار غنی کرده است .

 

او درباره انتخاب خود برای حضور در این سالانه گفت: من همواره شیفته سبک سینمایی عباس کیارستمی بوده ام؛ از نوع نگاه گرفته تا شیوه فیلمبرداری ایشان، همواره برای من الهام بخش بوده است. اگرچه من با نگاه مستقل و شخصی خود عکاسی میکنم و هرگز هدفم تقلید مستقیم از سبک کسی نبوده، اما ناخودآگاه، کادرهای من با آن روح کیارستمی همسو شده است. این آثار در واقع تجلی همان پیوند میان نگاه من و الگوی سینماییم هستند .

 

معطی درباره اثر «فتح بهشت» که توجه بسیاری را به خود جلب کرده، گفت: این اثر حاصل یک لحظه ناب و ناگهانی است. من در یک خودرو در حال حرکت بودم که ناگهان این صحنه را مشاهده کردم؛ ترکیب جاده، ابرها و آن ناهمواریهای خاص کوه و درخت، چنان مرا مجذوب کرد که بلافاصله از گوشی خود استفاده کردم تا این کادر را ثبت کنم. این اثر، قدرتی دارد که دقیقاً در همان لحظه شکار، در کادر نشست. او درباره نزدیکترین اثر به دل خود گفت: «هر کدام از این آثار، داستان مستقل خود را دارند و من به همه آنها علاقه دارم، اما اگر بخواهم به یکی اشاره کنم، اثر «سکوت ، پیاده روی، لوت» و همچنین همین اثر «فتح بهشت»، جایگاه ویژه ای در قلب من دارند. معطی در معرفی آثار خود به مخاطب گفت: من آنها را نه به عنوان یک مجموعه واحد، بلکه به عنوان روایت های مجزایی معرفی میکنم که هر کدام، داستان و معنای خاص خود را در دل تصویر نهفته دارند.

 

بیانیه نادر رهسپار؛ ادای احترام به استاد

عکاس: فاطمه جعفری ادیب

 

در حاشیه این رویداد، نادر رهسپار با انتشار بیانیه ای، مراتب ارادت خود را به کیارستمی چنین ابراز کرده است:

مراتب ارادتم را ابراز میکنم به درخت / برگی می افشاند، شاید به نشانه پاسخ .

 

عباس کیارستمی، هنرمندی آزاداندیش که مرزها را با افکارش درمی نوردید. مردی که در گذر از باغستان ها، عبور از جاده ها، گذشتن از میان برگ ها و شاخه های درهم تنیده و هم گام شدن با رودخانه ها، برای اهالی فردا به هنرنمایی می پرداخت.

بر پایه دیدگاهی که به زمین و زمان داشت، به مدد ذره هایی از هنر و عشق در وجود خودمان حس میکنیم، به آفرینش پرداختیم. هر آنچه در این گرامیداشت پیش چشم خود می بینید، ادای احترام است به این اسوه سرافراز. سلام است، ابراز ارادت است، لبخندی است هنگام دیدار چهره ای آشنا در میان جمع.

روز و روزگارت آباد استاد نازنین .

سومین سالانه عکس کیارستمی، با گردهم آوری  نگاه های  متفاوت از نسل  های گوناگون، بار دیگر ثابت کرد که میراث این هنرمند بزرگ، فراتر از یک سبک، یک شیوه دیدن است؛ شیوه  ای که در آن سادگی، عمیق ترین معناها را در خود جای میدهد و هر قاب، روایتی است از تنهایی، آرامش، زندگی و امید.

  • نویسنده : فاطمه جعفری ادیب