کتاب «Baldwin Street: Photographs 1966–1994» به مناسبت نمایشگاه تازه امِت گوین در گالری «پِیس» منتشر شده است. عنوان کتاب از خیابانی در دنویلِ ویرجینیا گرفته شده؛ جایی که چهار نسل از خانواده همسر او، ادیت، در آن زندگی کردهاند. کتاب با مقدمهای از خود گوین آغاز میشود:
«با ازدواجم با ادیت موریس در سال ۱۹۶۴ وارد خانوادهای شدم که بهتازگی و بهطور چشمگیری با خانواده خودم تفاوت داشت. سادگی و سخاوت آنها را تحسین میکردم و عکسهایی را که میگرفتم نوعی توافق میدانستم. میخواستم به بدن و شخصیت کسی توجه کنم که از سر عشق پذیرفته بود خود را آشکار کند. این توجه برای من وظیفهای طبیعی بود که میتوانست آن عشق را ارج نهد.»
مری الیور در مقاله «Upstream» نوشته است: «توجه، آغاز دلبستگی است.» اگرچه مخاطب توجه الیور طبیعت بود و موضوع توجه گوین خانواده، اما آثار و گفتههای آنها بهنوعی با هم پیوند دارند. هر دو سرشار از نگاهی شاعرانهاند. «Baldwin Street» تجسم بصری همین دلبستگی است: دلبستگی به سوژه—بهویژه ادیت و خانواده گسترده او—، دلبستگی به رخداد عکاسی بهعنوان عملی همدلانه و مشارکتی، و دلبستگی به دیدن با فروتنی، اصالت و مراقبت.

نانسی، رِوا، ادیت، روث، مِی، هلن و دوِین، دنویل، ویرجینیا، ۱۹۶۷ © امِت گوین، با سپاس از گالری پِیس
ریشههای تربیت معنوی گوین در عکسهایش آشکار است. او در سال ۱۹۴۱، تنها یک مایل دورتر از خانه خانواده ادیت، به دنیا آمد. پدرش کشیشی مقتدر در کلیسای متدیست بود و مادرش پیانیستی از خانوادهای کوئیکر. در گفتوگویی میان امِت و ادیت درباره والدین او، ادیت میگوید: «او انسانی بسیار ملایمتر و بسیار معنویتر بود.»

نانسی، ادیت و دوِین، دنویل، ویرجینیا، ۱۹۶۶ © امِت گوین، با سپاس از گالری پِیس
گوین به روحیه مادرش و اصول کوئیکری برابریخواهی، صلحطلبی و فروتنی که او به آنها پایبند بود، گرایش داشت. در همان گفتوگو، گوین در پاسخ به ادیت میگوید تازه در حدود هفتادسالگی فهمیده است که «ناخودآگاه خودم را بر اساس مادرم الگو گرفته بودم، نه پدرم. فکر میکنم همیشه به زنان بیشتر از مردان اعتماد داشتم.»

روث در آشپزخانه مادرش، دنویل، ویرجینیا، ۱۹۶۸ © امِت گوین، با سپاس از گالری پِیس
دو نفر از همان زنان روی جلد کتاب دیده میشوند. عکس «رِوا و ادیت، دنویل، ۱۹۸۴» مادر و دختری را نشان میدهد که لباسهایی شبیه آنچه در عکسهای گوین از سال ۱۹۶۴ داشتند بر تن دارند: رِوا با پیراهن چهارخانه نخی که خود از پارچهای دوخته که در کارخانه تهیه میکرد، و ادیت با پیراهن تابستانی و شلوارک. در برخی جنبهها، طی بیست سال در خیابان بالدوین چیز زیادی تغییر نکرده است. پیوند خانوادگی همچنان استوار است و دلبستگی گوین همچنان پابرجا. رِوا و ادیت روی یک صندلی نشستهاند؛ ادیت بازویش را دور پشت مادر انداخته و به او تکیه داده است. سرهایشان به هم رسیده و فضای خالی دایرهمانندی ایجاد کرده که بازتابی از شکلهای دایرهای روی ساعدهای رِوا و حلقهای است که انگشت و شست او میسازند—شاید حرکتی ناخودآگاه که نشانهای از کامل بودن است. ساعت ادیت یادآور گذر زمان است؛ زمانی که تصاویر گوین از آن عبور خواهند کرد.

رِوا و ادیت، دنویل، ویرجینیا، ۱۹۸۴ © امِت گوین، با سپاس از گالری پِیس
این عکس در کتاب نیز چاپ شده و روبهروی آن جملهای آمده که روح نگاه عکاسانه گوین را بیان میکند: «در ستایش چیزهای کوچک که میبینیم.» این جمله شاید اشارهای باشد به یکی از تأثیرگذاران او، واکر اِوانز، و کتاب مشهور «در ستایش مردان نامدار» که اوانز به همراه جیمز اِیجی نوشت؛ اثری درباره زندگی خانوادههای کشاورز اجارهنشین در آلاباما در دوران رکود بزرگ.
در عکسهای گوین میتوان تأثیر عکاسانی چون اوژن آژه، رابرت فرانک، آنری کارتیه-برسون و هری کالاهان را نیز دید؛ کالاهان همان استادی بود که گوین بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۷ در دوره تحصیلات تکمیلی در مدرسه طراحی رود آیلند نزد او درس خواند. پیش از آن، گوین در مؤسسه حرفهای ریچموند هنرهای زیبا خوانده بود. این آموزش و همچنین استعداد طبیعی او در طراحی، در ظرافت ساختاری عکسهایش بهخوبی دیده میشود.

خربزه گرترود، دنویل، ویرجینیا، ۱۹۸۲ © امِت گوین، با سپاس از گالری پِیس
برای نمونه در عکس «خربزه گرتروود، دنویل، ۱۹۸۲»، خربزهای بزرگ روی تختههای ایوان قرار دارد و قرار است با چاقویی که در دست دیده میشود بریده شود و با نمک خورده شود. پای برهنهای در پسزمینه کنار دستی که چاقو را گرفته قرار گرفته و یکی از چندین شکل هندسی تصویر مربعی را میسازد. استفاده گوین از عناصر هنر—خط، فرم و فضا—و اصول سازماندهنده آنها مانند تعادل، ریتم و تنوع، به تصویر انرژی میبخشد؛ همانگونه که در عکس «بازیهای کودکان، دنویل، ۱۹۷۹» دیده میشود. در این تصویر، ادیت و شش کودک در میان طبیعت سرگرم بازیاند؛ برخی در دنیای خودشان—یکی در میانه چرخوفلک وارونه، دیگری در تعقیب توپ—اما همه در جهان مشترک دنویل حضور دارند. در عکس «Crack the Whip، دنویل، ۱۹۶۶»، ادیت و چهار کودک روی چمن بازی میکنند؛ آنها با خطها، نور و خنده به هم پیوند خوردهاند. روبهروی این تصویر گوین نوشته است: «در روزهایی که اتفاقات زیادی میافتاد، ممکن بود در یک سیلاب بزرگ از اشتیاق برای دیدن، هفت یا هشت حلقه فیلم عکاسی کنم.»

«بازی شلاق»، دنویل، ویرجینیا، ۱۹۶۶ © امِت گوین، با سپاس از گالری پِیس
بیشترِ هفتاد عکسی که در «Baldwin Street» آمدهاند در دنویل گرفته شدهاند، اما استثنایی نیز وجود دارد: «چیدن انجیرها، کشیش گوین، اوشن ویو، ویرجینیا، ۱۹۷۶»؛ پرترهای از پدر عکاس. او در مرکز قاب ایستاده، گویی تازه موعظهای را تمام کرده یا در میانه آن است و سرش را به سوی آسمان متمایل کرده است. ادیت در گفتوگو با امِت میگوید: «ببین چقدر ظریف آن سطل را در دست گرفته.» واقعاً به نظر میرسد سطل ممکن است از میان انگشتان نحیفش بیفتد. همسر کشیش گوین تازه درگذشته بود و گوین در پاسخ میگوید: «این اتفاق کاملاً او را انسانیتر کرد.»

چیدن انجیر، کشیش گوین، اوشن ویو، ویرجینیا، ۱۹۷۶ © امِت گوین، با سپاس از گالری پِیس
در پاییز ۱۹۶۵، در نخستین ترم گوین در مدرسه طراحی رود آیلند، تنها یک ماه پس از آنکه او و ادیت به پراویدنس نقل مکان کردند، او اخطاریه اعزام به ارتش دریافت کرد. گوین به ویرجینیا بازگشت و درخواست معافیت بهعنوان معترض وجدانی داد. ادیت در پراویدنس ماند. او در دنویل نزد مادر ادیت اقامت داشت و در همان روزها—در پسزمینه جنگ ویتنام—عکسهایی را گرفت که آغازگر پروژه «Baldwin Street» شدند. اگرچه این تصاویر با نیت سیاسی ثبت نشدهاند، اما امروز یادآور اهمیت شهادت دادن بر زندگی، ارج نهادن به آن و مهمتر از همه، دوست داشتناند.
یادداشت سردبیر: نمایشگاه «Baldwin Street: Photographs 1966–1994» در گالری پِیس نیویورک تا ۲۵ آوریل ادامه دارد.
اطلاعات کتاب:
Baldwin Street: Photographs 1966–1994
عکاس: امِت گوین
ناشر: Princeton University Press
شابک: 9780691293035
منبع: https://www.lensculture.com/
مترجم: ریحانه تقی یاری
- نویسنده : تحریریه اتاق روشن پرس























Saturday, 24 October , 2026