دکتر مصطفی سپهوند
عکاسی از زمان پیدایش خود در قرن نوزدهم، تنها یک فناوری برای ثبت تصویر نبوده است. این رسانه بهتدریج شیوه دیدن، ثبت کردن و حتی درک انسان از واقعیت را دگرگون کرده و در تعامل با نقاشی، مجسمهسازی، طراحی، سینما و دیگر هنرهای تجسمی، جایگاه ویژهای در تاریخ هنر به دست آورده است.
کتاب «بررسی سبکها و جنبشهای تأثیرگذار در عکاسی» با همین نگاه، مسیر تحول عکاسی را از جریانهای اولیه تا تحولات عکاسی مدرن و معاصر دنبال میکند و میکوشد نسبت میان عکاسی، هنر، بازنمایی و واقعیت را مورد واکاوی قرار دهد.
دکتر مصطفی سپهوند در توضیح رویکرد کتاب، عکاسی را «واقعیترین رسانه تصویرسازی» میداند؛ رسانهای که نحوه نگاه ما به جهان و خودمان را دستخوش تحول کرده و درک بنیادین ما از واقعیت را تغییر داده است. از این منظر، عکس صرفاً بازتاب جهان بیرونی نیست، بلکه خود میتواند سازهای از واقعیت باشد.
یکی از محورهای مهم کتاب، رابطه دوگانه عکاسی با سایر هنرهای تجسمی، بهویژه نقاشی است. در قرن نوزدهم، همزمان با تلاش امپرسیونیستها برای فاصله گرفتن از تصویر عکاسانه، برخی عکاسان مانند جولیا مارگارت کامرون (Julia Margaret Cameron) و پیتر هنری امرسون (Peter Henry Emerson) تلاش کردند ویژگیهای زیباییشناختی نقاشی را وارد عکاسی کنند.
در قرن بیستم، عکاسانی همچون آلفرد استیگلیتز (Alfred Stieglitz) و پل استرند (Paul Strand) بر ویژگیهای منحصربهفرد رسانه عکاسی تأکید کردند و در شکلگیری زیباییشناسی عکاسی مدرن نقش داشتند. این روند به تدریج بحث مهمی را درباره استقلال عکاسی بهعنوان یک هنر و نسبت آن با تاریخ هنر به وجود آورد.
کتاب سپس به تحولات گسترده عکاسی در دهههای ۱۹۶۰، ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میپردازد؛ دورهای که مفهوم عکس و کارکرد آن در هنر معاصر دستخوش تغییرات اساسی شد. در این دوران، عکاسی بیش از گذشته از نقش سنتی خود بهعنوان رسانهای برای ثبت رویدادهای جهان فاصله گرفت و به ابزاری برای بیان ذهنی، نقد فرهنگی و تجربههای مفهومی تبدیل شد.
ظهور هنرمندانی مانند سیندی شرمن (Cindy Sherman) و اندی وارهول (Andy Warhol) و گسترش رویکردهای پسامدرن، توجه تازهای را به عکس بهعنوان یک رسانه فرهنگی و اجتماعی ایجاد کرد. آن از آن خودسازی، مونتاژ، گسست، شبیهسازی و صحنهپردازی از جمله روشهایی بودند که در این دوره در آثار هنرمندان عکاس و هنرمندانی که از عکاسی استفاده میکردند، گسترش یافتند.
از سوی دیگر، کتاب به مفهوم عکس بهعنوان یک شیء مادی نیز توجه دارد. در این نگاه، عکس تنها تصویری از یک موضوع نیست، بلکه خود یک اثر فیزیکی و دارای حضور مادی است. این رویکرد را میتوان در نظریههای چارلز سندرز پیرس (Charles Sanders Peirce) درباره نشانه نمایهای و همچنین نوشتههای روزالیند کراوس (Rosalind Krauss) درباره نمایه در عکاسی دنبال کرد.
یکی دیگر از موضوعات قابل توجه کتاب، گسترش مرزهای عکاسی در هنر معاصر است. عکاسی معاصر دیگر محدود به عکس مستقیم و آنالوگ نیست و طیف گستردهای از تجربههای تصویری را دربرمیگیرد؛ از عکاسی دیجیتال، تصویر دستکاریشده و عکاسی صحنهپردازیشده گرفته تا فتوگرام، استفاده از مواد غیرمتعارف، دوربینهای دستساز، اسکنر و فناوریهای گوناگون تولید تصویر.
در این مسیر، مرز میان عکاسی و دیگر هنرها نیز بیش از گذشته سیال شده است. نقاشی، مجسمهسازی و هنر مفهومی از امکانات عکاسی بهره گرفتهاند و در مقابل، عکاسی نیز از بسیاری از شیوهها و مفاهیم هنرهای تجسمی تأثیر پذیرفته است. به همین دلیل، شناخت جنبشهای هنری مدرن و معاصر برای درک تحولات عکاسی اهمیت ویژهای دارد.
کتاب با توجه به همین پیوندها، به جریانهایی مانند امپرسیونیسم، کوبیسم، ناتورالیسم، اکسپرسیونیسم و سورئالیسم و تأثیر آنها بر هنر و عکاسی میپردازد و نشان میدهد که چگونه تغییرات اجتماعی، صنعتی، علمی، فلسفی و فرهنگی از اواخر قرن نوزدهم به بعد، مسیر تحول زبان تصویر را تحت تأثیر قرار دادهاند.
از منظر نویسنده، تاریخ عکاسی را نمیتوان تنها مجموعهای از نامها، تاریخها و سبکها دانست. این تاریخ، روایت تغییر شیوهای است که انسان از طریق آن جهان را میبیند، واقعیت را بازنمایی میکند و درباره تصویر میاندیشد.
از این رو، «بررسی سبکها و جنبشهای تأثیرگذار در عکاسی» میتواند برای دانشجویان و پژوهشگران عکاسی، هنرهای تجسمی و تاریخ هنر و همچنین علاقهمندان به شناخت سیر تحول عکاسی، منبعی برای آشنایی با جریانهای اثرگذار بر شکلگیری زبان تصویری عکاسی باشد.
این کتاب در نهایت یادآوری میکند که عکاسی رسانهای ایستا و محدود به گذشته نیست؛ بلکه هنری پویا است که همواره همراه با تحولات فناوری، فرهنگ و اندیشه، تعریف خود را تغییر داده است. شناخت سبکها و جنبشهای عکاسی، در واقع شناخت بخشی از تاریخ تحول نگاه انسان به تصویر و واقعیت است.
در بخش هایی از کتاب میخوانیم:
اصولا دسته بندی مشخص برای سبک ها و آثار هنری چه در زمینه هنرهای تجسمی و چه در سایر هنرها کاری امکان پذیر نیست و اصولا صحیح نیز نمی باشد چرا که آثار هنری قبل از اینکه اثری در چارچـوب خاص باشنـد بیـشتر بیـان گر احساس و تفکر هنرمند می باشند. ژانرها و سبک های متفاوتی در عکاسی وجود دارند که که برخی از آنها را به سختی می توان در یک دسته، سبک یا ژانر مجزا قرار داد. آشنایی با این سبک ها می تواند به هنرآموز و عکاس کمک کند تا در انتخاب ژانر عکاسی متناسب با شرایط و روحیات خود تصمیم بگیرد. در این مقاله سعی شده است با پرداختن به سبک و ژانرهای مختلف هنر و عکاسی، کاربرد این سبک و ژانرها را در تبلیغات بررسی کرد. سبک و ژانر مفهوم متفاوتی دارند. بعضی از ژانر ها می توانند به سبک تبدیل شوند، مانند عکاسی سیاه و سفید. عکاس های بسیار زیادی وجود دارند که به عکس های سیاه و سفید خود شهرت دارند، اما چون عکس سیاه و سفید می تواند ظاهر و حس خاصی به عکس ها بدهد، می توان از آن به عنوان یک سبک نیز نام برد.
اغلب مردم، عکاسی را از لحظه اختراع به عنوان وسیله ای برای ثبت لحظه ها پذیرفته بودند، لیکن برخی از عکاسان آن را به مثابه یک ابزار هنری بی نظیر یافتند که می توانست به آسانی در خدمت بیان هنری هنرمند قرار بگیرد. از این رو عکاسان در نزد اینان ورای ثبت موضوع بود. عکس میبایست به عنوان یک اثر هنری زیبا، گویا و پرمفهوم باشد. البته در آغاز کار هیچ گونه قواعد خاصی برای این هنر وجود نداشت. هنوز هیچ سازمانی متشکل از هنرمندان یا دستورالعمل مدونی در باب نحوه عمل عکاسی به وجود نیامده بود. به این دلیل اغلب عکاسان ناگزیر از الهام گرفتن یا تقلید از هنرهای نقاشی و مجسمه سازی دوران خود بودند که این کار گاهی مشکل و زمانی هم پردردسر بود. سبک به حس و ظاهری خاص در عکس گفته می شود. سبک خیلی به تفکر شخصی بستگی دارد و معمولاً مانند ژانر آنقدر ثابت نیست. با وجود اینکه سبک را می توان در ژانر ها قرار داد، عکاس ها معمولاً الگو خاص خود را دارند و روش خاص خود را در نشان دادن سوژه ها دارند و ایده های خاص خود را در عکس ها پیاده می کنند و به همین دلیل سبک شخصی تر از ژانر است و به خود عکاس مربوط می شود. سبک های معروف معمولا شامل : عکاسی تصویر (امپرسیونسیم)، فوتوریسم، کوبیسم، دادائیسم، رئالیسم، سورئالیسم، مینیمال و …
مفهوم ژانر در هنر به معنی طبقه بندی آن هنر است. امروزه به برکت ایده های خلاقانه و ذهن قدرتمند ، گستردگی در هنر نیاز به طبقه بندی به ژانرهای مختلف را تشدید می کند . هنر عکاسی نیز از این قانون مستثنا نیست و مانند هنرهای دیگر با رشد متدهای جدیدش نیاز به طبقه بندی پیدا کرده است . خوشبختانه دوره حاضر دوره شکوفایی است به طوری که خلق یک اثر هنری با تلفیقی از چند ژانر اتفاق عجیبی نیست. با این تفاسیر ژانرهای عکاسی کار را برای هنرمندان آسان تر نموده اند چرا که هنرمند می تواند در ژانر متناسب با روحیه و خلق و خویش به فعالیت بپردازد. در این میان یک نکته خیلی مهم وجود دارد ؛ نباید مفهوم ژانر را با سبـک اشتبـاه بگـیرید . برای درک گستردگی این دو مفهوم ، جالب اسـت بدانید شمـا بعـنوان یـک هنـرمند مـی توانید سبک منحصر به فرد خود را بدون محدودیت در ژانرهای مختلف پیاده سازی کنید. سبک ها مفهوم شخصی تری نسبت به ژانر ها دارند و در واقع دستتان برای انتخاب سبک بازتر است. ژانر در عکاسی به معنی شاخه یا دسته است،
- نویسنده : تحریریه اتاق روشن پرس







Saturday, 24 October , 2026