بتینا گروسمن، هنرمند منزوی ساکن هتل افسانه‌ای چلسی در نیویورک، دهه‌ها هر سطح از آپارتمانش را با آثار هنری پوشاند؛ انباشته‌هایی از مجسمه‌ها، عکس‌ها و طرح‌ها که اکنون بخشی از آن‌ها برای نخستین‌بار در نمایشگاهی در گلاسگو به نمایش درآمده است.

وقتی هنرمند «ایتو بارادا» از درِ اتاق ۵۰۳ در طبقه پنجم هتل چلسی نیویورک عبور کرد، از آنچه دید شگفت‌زده شد. هر سانتی‌متر از دیوارها با آثار متنی زیراکس‌شده، بازتولیدهای گرافیکی از مجسمه‌های هندسی، صدها عکس از رهگذران خیابان پایین و مجموعه‌هایی از برگ‌ها که به شکل شبکه‌ای چیده شده بودند پوشیده شده بود. توده‌هایی از جعبه‌ها و صندوق‌های مقوایی، پر از آثار هنری بیشتر، چاپ‌ها، کتاب‌ها و ماکت‌ها، در فضا راهروهایی باریک و ناپایدار ساخته بودند که بارادا برای عبور از میانشان ناچار بود بدنش را کج کند. همه سطوح قابل‌مشاهده با فرم‌های مجسمه‌وار از جنس برنج، مرمر و چوب پوشیده شده بود. در میان این انبوهه از ۴۰ سال کار پرشور، روی تختی کوچک، خود بتینا نشسته بود؛ هنرمندی که در این بنای مشهور نیویورک تنها با نام «بتینا» شناخته می‌شد.

بارادا در کتاب «بتینا» که در سال ۲۰۲۲ با همکاری طراح «گرگور هوبر» و توسط انتشارات Aperture منتشر شد، می‌نویسد: «آدم وقتی بتینا را می‌بیند، حس می‌کند انگار مدت‌ها پیش فاجعه‌ای رخ داده است.» بارادا یکی از معدود افرادی بود که از زمان اسکان بتینا در هتل چلسی در سال ۱۹۷۲ اجازه ورود به اتاق ۵۰۳ را پیدا کرده بود. با وجود فضای بوهمیایی هتل و همسایگانی چون پتی اسمیت، باب دیلن و بسیاری از اطرافیان اندی وارهول، بتینا ترجیح داد خود را در اتاقش منزوی کند و زندگی‌اش را وقف آثاری مفهومی کند که گویی بی‌وقفه از درون او می‌جوشیدند؛ نیروی خلاقه‌ای که خود آن را به انرژی الهی تشبیه می‌کرد.

«کارِ پرشور» … بتینا در کنار شماری از آثارش در راهرویی از هتل چلسی، سال ۲۰۱۱.
عکس: امانوئل دونان / AFP / Getty Images

با گذشت زمان و افزایش تعداد آثار، فاصله بتینا با خانواده و دوستانش بیشتر شد و نسبت به توجه بیرونی نیز بدبین‌تر شد. سال‌ها وقتی برای خرید از هتل بیرون می‌رفت، جدیدترین آثار و پوشه‌های کارش را در یک چرخ خرید با خود می‌برد، زیرا از سرقت می‌ترسید. او حتی در راهروی آپارتمانش روی یک صندلی تاشوی باغی می‌خوابید، زیرا تولید بی‌وقفه آثارش سرانجام تمام اتاق‌ها را اشغال کرده بود. وقتی بارادا در سال ۲۰۱۵ با او آشنا شد و به دیدنش رفت، احساس کرد بتینا در جهانی موازی زندگی می‌کند؛ جهانی که کاملاً خود ساخته بود.

اکنون مجسمه‌ها، عکس‌ها و فیلم‌هایی از این هنرمند در نمایشگاهی با عنوان «بتینا: ساختارهای متناهی» در گالری Cento و در چارچوب جشنواره بین‌المللی هنر معاصر گلاسگو به نمایش درآمده‌اند. در کنار مجسمه‌های مرمر که به‌صورت صنعتی برش خورده‌اند، یک انیمیشن ۸ میلی‌متری تازه دیجیتالی‌شده نیز برای نخستین‌بار نمایش داده می‌شود. این اثر با عنوان «نفوذ چهار ثابت برابر توسط هشت عنصر جابه‌جایی تدریجی» (۱۹۷۵–۱۹۷۶) با کمک فیزیکدان «رابرت دبلیو. واینبرگ» ساخته شد و روی یک اسیلوسکوپ پرتو کاتدی کنترل‌شده با رایانه برنامه‌ریزی شده بود.

از دیگر آثار نمایشگاه مجموعه عکس‌هایی از دهه ۱۹۷۰ است که بتینا آن‌ها را در حمام آپارتمانش ظهور و چاپ می‌کرد. مجموعه «نیویورک پدیدارشناختی» بازتاب‌های دگرگون‌شده آسمان‌خراش‌های شیشه‌ای و فولادی وال‌استریت را نشان می‌دهد؛ معماری‌ای که نماد سرمایه‌داری مالی شده بود. همچنین مجموعه‌ای از خودنگاره‌ها با عنوان «ملاقات‌های روانی» ارتباطی میان آن اعوجاج‌های موج‌دار و فرم بدن زنانه برقرار می‌کند.

«بازتاب‌های دگرگون‌شده» … «نیویورک پدیدارشناختی».
عکس: بتینا / عکس: استیون فاوگت

خالق این آثار، «بتینا گروسمن»، در سال ۱۹۲۷ در بروکلین و در خانواده‌ای یهودی ارتدوکس به دنیا آمد و در کودکی با نام «بتی» شناخته می‌شد. او در دبیرستان هنر تجاری خواند و به‌زودی به‌عنوان طراح و استایلیست پارچه امرار معاش کرد. در اواخر دهه ۱۹۵۰، در ۳۰سالگی، به پاریس سفر کرد و قصد داشت یک سال در اروپا بماند؛ اما در نهایت هشت سال در سراسر قاره به سفر و کار پرداخت. در این مدت علاوه بر ادامه کار در حوزه منسوجات، مهارت‌های تازه‌ای در شیشه‌گری، مجسمه‌سازی، نقره‌کاری و عکاسی آموخت. او معدن‌های مرمر کارارا را کاوش کرد، در استکهلم ظروف نقره طراحی کرد و در شهر شارتر فرانسه نزد استادکاران، ساخت شیشه‌های رنگی را فرا گرفت. در همین دوران نام «بتی» را کنار گذاشت و خود را «بتینا» نامید.

او در سال ۱۹۶۶ به نیویورک بازگشت و در بروکلین هایتس یک استودیو کار و زندگی گرفت. هنوز بیشتر به‌عنوان طراح تجاری شناخته می‌شد، اما به‌تدریج میان کارهایش و جریان‌های نقاشی نظام‌مند و انتزاع هندسی که در صحنه هنر معاصر نیویورک رواج یافته بود، شباهت‌هایی یافت. او اعتمادبه‌نفس تازه‌ای در بازی با فرم و پرسپکتیو پیدا کرد و چارچوبی مفهومی پیرامون سطح، فضا، الگو و رابطه آن‌ها با فرد شکل داد.

اما این دوره امید چندان دوام نیاورد. تنها چند ماه پس از بازگشتش به نیویورک، آتش‌سوزی شدیدی ساختمان استودیوی او را که مشرف به بندر نیویورک بود نابود کرد. در این آتش‌سوزی همه چیز را از دست داد: تمام آثارش تا آن زمان، همه دارایی‌هایش و حتی گربه‌اش. همچنین تمام کارهایی که در سال‌های اروپا خلق کرده بود و هرگونه سندی از آن دوره شکل‌گیری ایده‌هایش از بین رفت.

بتینا که همه چیزش را از دست داده بود، کار در طراحی تجاری را کنار گذاشت و تصمیم گرفت زندگی‌اش را کاملاً وقف هنر کند. او برای مدتی به اروپا بازگشت و با دریافت بورسیه‌ای برای مطالعه فنون مجسمه‌سازی با مرمر در ایتالیا، تلاش کرد آثار از دست‌رفته‌اش را بازسازی کند. هم‌زمان مجموعه‌ای تازه از مجسمه‌های مرمر به شکل تخم‌مرغ ساخت که نمادی از تولد دوباره و زایش بودند. او که پیش‌تر بیشتر با پارچه و کاغذ کار می‌کرد، اکنون به سراغ موادی سخت‌تر و ماندگارتر رفت.

«بازتاب‌های دگرگون‌شده» … «نیویورک پدیدارشناختی».
عکس: بتینا / عکس: استیون فاوگت

بتینا نوشته بود: «بعد از آتش‌سوزی، وقتی مجبور شدم همه چیز را از نو شروع کنم، از نظر روانی احساس کردم دو بُعد کافی نیست.» آثار او به‌تدریج نظری‌تر و نموداری‌تر شدند و به قلمرویی نزدیک به امر رازآلود رسیدند. او باور داشت شبکه‌ای نامرئی از روابط را می‌بیند که دیگران قادر به دیدنش نیستند؛ چیزی که آن را «بُعد چهارم» می‌نامید، با الهام از اندیشه‌های فیلسوف روسی پیوتر اوسپنسکی.

بتینا با وسواس کار می‌کرد تا آنچه را فراتر از ادراک انسانی می‌دانست به شکل هنری درآورد. او زندگی اجتماعی‌اش را کنار گذاشت و به هتل چلسی نقل مکان کرد و با اشاره به فیلسوف ایمانوئل کانت، تابلویی روی در اتاقش نصب کرد با این عنوان: «مؤسسه پژوهش‌های نومنولوژیک».

«بازتاب‌های دگرگون‌شده» … «نیویورک پدیدارشناختی».
عکس: بتینا / عکس: استیون فاوگت

 

وقتی بتینا در سال ۲۰۲۱ و در سن ۹۴سالگی درگذشت، تازه نشانه‌هایی از توجه و قدردانی نسبت به کارهایش پدیدار شده بود. در میان نسل جوان هنرمندان نیویورک، خبر درباره این هنرمند رازآلود و حجم شگفت‌انگیز آثارش که در اتاق هتل چلسی انباشته شده بود دهان‌به‌دهان می‌چرخید. فیلم‌سازی به نام «کورین فن در بورخ» مستندی با عنوان «دختری با بادکنک‌های سیاه» درباره او ساخت و همین باعث شد بارادا با آثارش آشنا شود و از متصدیان موزه‌ها بخواهد به کارهای او توجه کنند.

دو ماه پیش از مرگش، بتینا شاهد بود که گزیده‌ای از آثارش در MoMA PS1، یکی از شاخه‌های موزه هنر مدرن نیویورک، به نمایش درآمد. با این حال داستان زندگی و آثار او هنوز به‌طور کامل شناخته نشده است. اکنون بارادا که مسئولیت میراث هنری او را بر عهده دارد، همراه با گروهی از دستیاران همچنان در حال باز کردن جعبه‌ها، مستندسازی و فهرست‌برداری از آرشیو بی‌سابقه اوست. اتاق ۵۰۳ هنوز همه رازهای خود را فاش نکرده است.

نمایشگاه «بتینا: ساختارهای متناهی» تا ۲۱ تیر ۱۴۰۵ در گالری Cento در گلاسگو ادامه دارد.

منبع:https://www.theguardian.com/

مترجم: ریحانه تقی یاری