ابوریحان بیرونی را میتوان یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ علم در ایران دانست؛ دانشمندی که جهان پیرامون خود را نه صرفاً از خلال روایتهای پیشین، بلکه با پرسش، مشاهده و آزمون مینگریست. اهمیت او تنها در گستردگی دانشهایی که آموخت و درباره آنها نوشت نیست؛ بلکه در نوع نگاه او به جهان است؛ نگاهی که میان دانستن و دیدن، میان مشاهده و شناخت و میان تجربه و اندیشه پیوند برقرار میکرد.
ابوریحان محمد بن احمد بیرونی در سال ۳۶۲ هجری قمری در خوارزم زاده شد و بخش مهمی از جوانی خود را در همین منطقه به آموختن علوم گوناگون گذراند. دانش او حوزههایی چون ریاضیات، نجوم، پزشکی، جغرافیا و علوم مرتبط با فرهنگ و تاریخ را دربرمیگرفت.
یکی از ویژگیهای مهم شخصیت علمی بیرونی، روحیه پژوهشگرانه و مشاهدهگر او بود. او به اندازهگیری، محاسبه و مقایسه اهمیت میداد و در آثار خود تلاش میکرد پدیدهها را با دقت بررسی کند. همین رویکرد سبب شد آثار او از محدوده یک دانش تخصصی فراتر رود و به نمونهای از یک نگاه جامع به جهان تبدیل شود.
در حوزه جغرافیا، توجه او به موقعیت مکانها و اندازهگیریهای دقیق اهمیت ویژهای داشت. در نجوم نیز محاسبات و بررسیهای او بخشی از میراث علمی مهم جهان اسلام در قرون میانه را شکل داد. در کنار اینها، مطالعات او درباره هند و فرهنگ و ادیان آن سرزمین نیز نشاندهنده رویکردی پژوهشی و تطبیقی بود.
از مشاهده علمی تا نگاه تصویری
برای جامعه هنر و بهویژه عکاسان، نام بیرونی میتواند معنایی فراتر از یک چهره تاریخی علم داشته باشد.
عکاسی نیز از مشاهده آغاز میشود.
عکاس پیش از آنکه دکمه شاتر را بفشارد، باید ببیند؛ اما دیدن در عکاسی صرفاً نگاه کردن نیست. دیدن، انتخاب کردن، مقایسه کردن، کشف کردن و ثبت کردن است. عکاس جهان را همانگونه که هست دریافت نمیکند؛ بلکه از میان بیشمار امکان دیدن، یک لحظه، یک زاویه، یک فاصله، یک نور و یک رابطه را انتخاب میکند.
از این منظر، میتوان میان روش علمی بیرونی و تجربه عکاسانه، یک نقطه مشترک پیدا کرد: اهمیت مشاهده دقیق.
بیرونی میکوشید جهان را با ابزار دانش، محاسبه و مشاهده بهتر بشناسد و عکاس تلاش میکند جهان را از طریق قاب، نور، زمان و تصویر دوباره پیش روی ما قرار دهد.
در هر دو، «دیدن» نقطه آغاز است؛ اما دیدنی که به پرسش منتهی میشود.
دانشمندی فراتر از مرزهای تخصص
اهمیت ابوریحان بیرونی در روزگار ما شاید بیش از هر چیز در همین نگاه چندوجهی او باشد. او در یک حوزه متوقف نشد و میان دانشهای مختلف حرکت کرد. در دانشنامههای پژوهشی نیز از او بهعنوان یکی از بزرگترین چهرههای علمی دوره سامانیان متأخر و غزنویان یاد شده و حوزه فعالیتش از ریاضیات و نجوم تا جغرافیا، تاریخ ادیان و هندشناسی گسترده بوده است.
امروز که مرز میان رشتههای علمی و هنری بیش از گذشته در حال تغییر است، میراث فکری بیرونی میتواند یادآور اهمیت نگاه میانرشتهای باشد؛ نگاهی که اجازه نمیدهد دانش در مرزهای بسته تخصصی محصور شود.
عکاسی معاصر نیز دقیقاً در چنین فضایی حرکت میکند؛ جایی که تصویر با فلسفه، جامعهشناسی، تاریخ، علم، فناوری، معماری و هنرهای دیگر وارد گفتوگو میشود.
میراث بیرونی؛ دعوتی به دقیقتر دیدن
روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی فقط بزرگداشت یک دانشمند تاریخی نیست؛ فرصتی است برای بازگشت به یک شیوه اندیشیدن.
او به ما یادآوری میکند که شناخت جهان بدون پرسش، مشاهده، سنجش و تردید در پاسخهای آماده ممکن نیست.
و شاید برای ما که در عصر انفجار تصویر زندگی میکنیم، این پیام اهمیت بیشتری داشته باشد: در جهانی که هر لحظه هزاران تصویر تولید میشود، مسئله فقط «دیدن» نیست؛ مسئله این است که چگونه ببینیم.
ابوریحان بیرونی میراثدار پرسشی است که هنوز زنده است:
جهان را چگونه میتوان دقیقتر دید و درستتر شناخت؟
برای عکاس نیز این پرسش همچنان پابرجاست؛ دوربین میتواند تصویر بسازد، اما این نگاه است که به تصویر معنا میدهد.
روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی، یادآور ارزش دانستن، پرسیدن و دقیق دیدن است؛ سه مفهومی که هم در علم و هم در هنر، نقطه آغاز آفرینش و شناختاند.
ریحانه تقی یاری








Saturday, 24 October , 2026