در این بخش ساختار پرتره‌های روان‌شناختی و تصویرسازی‌های ادبی این عکاس پیشگام بررسی می‌شود؛ آثاری که با پیوند عکاسی و نقاشی، نقش مهمی در تثبیت جایگاه عکاسی به‌عنوان هنری مستقل و خودبیانگر ایفا کردند.

 

جولیا مارگارت کامرون

قسمت دوم: ساختارشناسی پرتره‌ها و تصویرسازی‌های ادبی؛ میراث پایدار کامرون در تاریخ عکاسی

دکتر مهدی نوری مقدم

 

  • تحلیل ساختاری دوگانه‌ی آثار کامرون

با بررسی جامع کارنامه‌ی هنری جولیا مارگارت کامرون، می‌توان آثار وی را به دو دسته‌ی بنیادین تقسیم‌بندی نمود:

۱. پرتره‌نگاری از شخصیت‌های نامدار و نخبگان عصر ویکتوریا.

۲. تصویرسازی‌های عکاسانه و صحنه‌پردازی‌شده بر اساس متون ادبی و اساطیر تاریخی.

هر یک از این دو دسته، دارای ویژگی‌های زیبایی‌شناختی، روش‌شناسی تولید و کارکردهای معنایی مستقلی هستند که در ادامه به تشریح تخصصی آن‌ها پرداخته می‌شود.

 

  1. پرتره‌نگاری روانی؛ گذر از ظاهر به سوی روح سوژه

حضور مستمر کامرون در محفل لیتل هالند هاوس و ارتباط با بزرگان تفکر و هنر، امکان دسترسی به چهره‌های برجسته‌ای همچون چارلز داروین، آلفرد لرد تنیسون، رابرت براونینگ، جان اورت میلی، دانته گابریل روزتی، ادوارد برن-جونز، الن تری و جورج فردریک واتس را برای او فراهم ساخت.

برخلاف پرتره‌های تجاری آن دوران که سوژه را در میان دکورهای شلوغ، صندلی‌های مجلل و ستون‌های گچی قرار می‌دادند، کامرون عناصر زاید محیطی را به‌طور کامل حذف کرد. مشخصه‌های اصلی پرتره‌های کامرون عبارتند از:

  • کادربندی‌های بسیار بسته: کامرون دوربین را به صورت سوژه نزدیک می‌کرد و نماهای نزدیک (Close-up) اثر‌گذاری می‌آفرید.
  • استفاده از وضوح نرم (Soft Focus): وضوح شدید خطوط چهره در پرتره‌های کامرون جای خود را به درخشندگی نرم و شاعرانه می‌داد.

 

  • نورپردازی تک‌منبعی و شدید: نور غالب از یک سمت بر چهره می‌تابید و کنتراست شدیدی میان سایه و روشن ایجاد می‌کرد که یادآور نقاشی‌های کارواجو و رامبراند بود.

کامرون که با بیشتر این شخصیت‌ها رابطه‌ی دوستی عمیق داشت، می‌کوشید ابعاد روانی، عظمت فکری و متانت درونی آنان را در عکس‌هایش بازتاب دهد. پرتره‌ی او از چارلز داروین یا آلفرد لرد تنیسون، تصویرگر منزلت علمی و جایگاه والای ادبی آنان است و از حد یک ثبت ساده‌ی بیوگرافیک فراتر می‌رود.

 

  • تصویرسازی‌های صحنه‌پردازی‌شده؛ پیوند عکاسی و نقاشی پیشارافائلی

بخش دیگری از کارنامه‌ی کامرون به عکس‌های صحنه‌پردازی‌شده (Staged Photography) با الهام از رویدادهای تاریخی، متون مقدس و آثار ادبی اختصاص دارد. این آثار کیفیتی کاملاً نزدیک به نقاشی‌های رنگ‌وروغن مکتب پیشارافائلی داشتند.

بزرگ‌ترین پروژه‌ی کامرون در این حوزه، تصویرسازی برای «چکامه‌های شاه» (Idylls of the King) اثر آلفرد لرد تنیسون بود. تنیسون از کامرون خواست تا برای این مجموعه شعر که درباره افسانه‌های شاه آرتور بود، عکس‌هایی به عنوان تصویرسازی تهیه کند. کامرون با استفاده از جامه‌های تاریخی، پارچه‌‌آرایی‌های پیچیده و قرار دادن دوستان، خادمان و فرزندانش در نقش شخصیت‌های اساطیری، مجموعه‌ای شگفت‌انگیز از عکس‌های صحنه‌پردازی‌شده بیافرید.

در این آثار، او عناصر زیر را به کار می‌بست:

  • طراحی صحنه‌ی متکی بر نمادپردازی مذهبی و اساطیری.
  • بهره‌گیری از مدل‌های غیرحرفه‌ای برای القای حس معصومیت یا حماسه.
  • چیدمان نور به گونه‌ای که بافت پارچه‌ها و حالت چهره‌ها، نقاشی‌های عصر رنسانس را تداعی کند.

اگرچه این آثار صحنه‌پردازی‌شده در زمان خود و حتی امروزه گاه از سوی برخی منتقدان به عنوان کارهایی تصنعی نقد می‌شوند، اما کامرون آن‌ها را هم‌سنگ و هم‌ارزش با نقاشی‌های برجسته‌ی عصر خود می‌دانست و بر استقلال عکاسی به عنوان یک هنر والا تأکید می‌ورزید.

  • سال‌های پایانی در سیلان؛ افول آتلیه و فرجام یک دوران

در سال ۱۸۷۵، چارلز کامرون به دلیل کهولت سن و به منظور رسیدگی به مزارع چای و قهوه خانواده، تصمیم گرفت به همراه جولیا به سیلان (سری‌لانکای کنونی) بازگردد. این کوچ اجباری، پایان دوران طلایی عکاسی کامرون بود. کامرون در سیلان نیز عکاسی را رها نکرد، اما با چالش‌های ساختاری فراوانی روبه‌رو شد که از آن جمله باید به:

  • دشواری‌های تکنیکی: شرایط اقلیمی استوایی، نبود آب خالص برای شست‌وشوی عکس‌ها و عدم دسترسی به مواد شیمیایی باکیفیت، فرآیند ظهور را مختل ساخت.
  • انزوای اجتماعی: او از محفل هنری لیتل هالند هاوس و نخبگان لندن دور افتاده بود و سوژه‌های برجسته‌ی پیشین را در اختیار نداشت.
  • فقدان بازار هنر: در سیلان بازاری برای عرضه، فروش و ثبت کپی‌رایت عکس‌ها وجود نداشت.

عکس‌های این دوره بیشتر شامل تصاویر صحنه‌پردازی‌شده از بومیان و کارگران مزرعه بود که اگرچه شباهت ساختاری با کارهای انگلستان او داشت، اما به دلیل شرایط محیطی و فقدان امکانات نگهداری، تقریباً هیچ‌یک از آن‌ها باقی نماندند. جولیا مارگارت کامرون سرانجام در ۲۶ ژانویه ۱۸۷۹ در سیلان درگذشت.

 

  • جایگاه کامرون در تاریخ عکاسی و تاثیر بر جریان‌های آتی

میراث هنری جولیا مارگارت کامرون را می‌توان نقطه‌عطفی در انتقال عکاسی از یک «صنعت ثبت‌کننده» به یک «هنر خودبیان‌گر» دانست. تأثیرات او بر جریان‌های بعدی عکاسی را می‌توان در محورهای زیر خلاصه نمود:

۱. پیشگامی در پیکتوریالیسم (تصویرگرایی): جنبش پیکتوریالیسم که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم توسط عکاسانی چون آلفرد استیگلیتز شکل گرفت، ساختار زیبایی‌شناختی خود را بر پایه‌ی تکنیک‌های وضوح نرم و کیفیت‌های نقاشانه‌ی کامرون بنا نهاد.

۲. تثبیت پرتره‌ی روان‌شناختی: کامرون نشان داد که پرتره‌ی عکاسانه نباید مجسمه‌ای خشک از ظاهر فرد باشد، بلکه باید احساس، تفکر و منزلت روحی سوژه را بازتاب دهد.

۳. الگوبرداری معاصر از کلوزآپ: کادربندی‌های بسته و جسورانه‌ی او همچنان به‌عنوان مرجعی کلاسیک در آموزش عکاسی پرتره در سراسر جهان تدریس می‌شود.

 

کامرون اثبات کرد که هنر عکاسی بیش از آنکه وابسته به ابزار و تکنیک‌های استاندارد شده باشد، برآمده از ذهنیت، بینش و نگاه زیباشناختی عکاس است.

 

 

  • نویسنده : مهدی نوری مقدم