۱۷ اکتبر، روز جهانی ریشه‌کنی فقر، یادآور پیوند میان کرامت انسانی، حقوق شهروندی، فرصت‌های برابر و مسئولیت دولت‌ها در برابر جامعه است.

فقر؛ وقتی امکان انتخاب از انسان گرفته می‌شود

فقر را نمی‌توان صرفاً با مقدار درآمد یا موجودی حساب بانکی افراد سنجید. ممکن است فردی شاغل باشد، اما درآمدش برای تأمین مسکن، خوراک، درمان و آموزش خانواده کافی نباشد؛ یا خانواده‌ای با درآمدی اندک، به دلیل نداشتن بیمه و پس‌انداز، با یک بیماری یا از دست دادن شغل به‌سرعت در معرض محرومیت‌های گسترده‌تر قرار گیرد. از این منظر، فقر نه‌فقط فقدان منابع مالی، بلکه محدودشدن امکان انتخاب، برنامه‌ریزی برای آینده و مشارکت مؤثر در زندگی اجتماعی است.

از دیدگاه جامعه‌شناسی، فقر پدیده‌ای چندبعدی است که در ارتباط با ساختارهای اقتصادی، روابط قدرت، کیفیت نهادهای اجتماعی و میزان دسترسی افراد به فرصت‌ها شکل می‌گیرد. شرایط خانوادگی، محل تولد، کیفیت آموزش، تبعیض، نوع اشتغال و دسترسی به شبکه‌های حمایتی می‌توانند بر مسیر زندگی افراد تأثیر بگذارند. هنگامی که این عوامل در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، فقر ممکن است از یک وضعیت موقت به چرخه‌ای پایدار تبدیل شود؛ چرخه‌ای که خروج از آن برای افراد و خانواده‌ها، حتی با وجود تلاش مستمر، دشوار است.

بنابراین، نسبت‌دادن فقر به کم‌کاری یا ناتوانی فردی، تصویری ناقص از واقعیت ارائه می‌دهد. مسئولیت‌پذیری فردی اهمیت دارد، اما تلاش شخصی در شرایطی که فرصت‌های آموزشی، شغلی و اقتصادی نابرابرند، لزوماً به نتایج برابر منتهی نمی‌شود. عدالت اجتماعی زمانی معنا پیدا می‌کند که افراد، فارغ از موقعیت اقتصادی و پیشینه خانوادگی خود، از امکان واقعی برای رشد و بهبود شرایط زندگی برخوردار باشند.

فقر و اقتصاد؛ مسئله‌ای فراتر از رشد و تولید

از منظر علم اقتصاد، افزایش تولید ناخالص داخلی یا رشد شاخص‌های کلان، به‌تنهایی تضمین‌کننده کاهش فقر نیست. اهمیت دارد که منافع رشد اقتصادی چگونه توزیع می‌شوند، چه سهمی از جمعیت به اشتغال پایدار دسترسی دارد، قدرت خرید خانوارها چه تغییری می‌کند و هزینه‌های ضروری زندگی چه نسبتی با درآمد واقعی مردم دارد. اقتصادی که در آن فرصت‌های درآمدزایی محدود، اشتغال بی‌ثبات و دسترسی به منابع مولد نابرابر باشد، ممکن است هم‌زمان با رشد برخی شاخص‌ها، بخش‌هایی از جامعه را در معرض فقر یا سقوط به زیر خط فقر قرار دهد.

تورم مستمر، کاهش قدرت خرید، ناامنی شغلی و افزایش هزینه مسکن و درمان می‌توانند دستاوردهای اقتصادی خانواده‌ها را فرسوده کنند. در چنین شرایطی، خانوارهای کم‌درآمد معمولاً انعطاف کمتری برای مواجهه با شوک‌های اقتصادی دارند؛ زیرا بخش بزرگی از درآمدشان صرف نیازهای ضروری می‌شود و امکان پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری در آموزش و سلامت برایشان محدود است. پیامد این وضعیت فقط کاهش رفاه امروز نیست، بلکه تضعیف فرصت‌های نسل بعد نیز خواهد بود.

از این رو، سیاست‌های مؤثر برای کاهش فقر باید از سطح کمک‌های مقطعی فراتر بروند و به ایجاد اشتغال شایسته، حمایت از دستمزد و قدرت خرید، گسترش پوشش بیمه‌ای، تأمین اجتماعی کارآمد، آموزش باکیفیت و دسترسی مقرون‌به‌صرفه به خدمات درمانی و مسکن توجه کنند. حمایت مستقیم از خانوارهای آسیب‌پذیر ضروری است، اما اگر با سیاست‌هایی برای کاهش عوامل بازتولیدکننده فقر همراه نباشد، ممکن است تنها بخشی از پیامدهای آن را برای مدتی کوتاه کاهش دهد.

ریشه‌کنی فقر؛ تعهدی حقوقی و اجتماعی

از منظر حقوقی، فقر با امکان برخورداری از حقوق بنیادین انسان ارتباطی مستقیم دارد. حق برخورداری از سطح مناسب زندگی، خوراک، پوشاک، مسکن، سلامت و تأمین اجتماعی در اسناد بین‌المللی حقوق بشر مورد توجه قرار گرفته است. اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز در ماده ۲۵، بر حق هر فرد برای برخورداری از سطح مناسب زندگی برای سلامت و رفاه خود و خانواده‌اش تأکید می‌کند.

در این چارچوب، مبارزه با فقر را نباید صرفاً اقدامی خیرخواهانه یا امتیازی وابسته به شرایط اقتصادی دانست. سیاست‌گذاری عمومی باید به‌گونه‌ای طراحی شود که افراد بتوانند حقوق خود را به‌طور مؤثر مطالبه کنند و در برابر تبعیض، محرومیت و排شدن از خدمات اساسی، از حمایت قانونی برخوردار باشند. البته چگونگی اجرای این تعهدات، به قوانین داخلی، منابع موجود و سازوکارهای پاسخ‌گویی هر کشور نیز وابسته است.

نکته مهم دیگر، حفظ کرامت انسانی در فرایند حمایت از افراد نیازمند است. دریافت کمک نباید با تحقیر، انگ اجتماعی یا محروم‌شدن از حق تصمیم‌گیری همراه باشد. سیاست‌های حمایتی هنگامی اثربخش‌تر خواهند بود که افراد درگیر فقر، نه صرفاً دریافت‌کنندگان کمک، بلکه صاحبان حق و مشارکت‌کنندگان در تصمیم‌هایی شناخته شوند که بر زندگی آنان اثر می‌گذارد.

مسکن؛ نقطه تلاقی فقر، امنیت و کرامت

در سال ۲۰۲۶، تمرکز روز جهانی ریشه‌کنی فقر بر موضوع «خانه‌های امن برای همه» قرار دارد؛ موضوعی که در چارچوب شعار سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۸، یعنی «متحد برای صلح و حقوق بشر»، مطرح شده است. این رویکرد بر اهمیت مسکن مناسب، امن و مقرون‌به‌صرفه در مقابله با فقر تأکید می‌کند.

مسکن صرفاً سقفی برای زندگی نیست؛ یکی از پایه‌های ثبات خانوادگی، سلامت جسمی و روانی، استمرار تحصیل کودکان و دسترسی به فرصت‌های شغلی است. هزینه سنگین مسکن می‌تواند بخش عمده‌ای از درآمد خانوار را جذب کند و منابع لازم برای تغذیه، آموزش، درمان و پس‌انداز را کاهش دهد. در مقابل، ناامنی سکونت یا بی‌خانمانی ممکن است خانواده‌ها را در معرض محرومیت‌های زنجیره‌ای قرار دهد؛ وضعیتی که خروج از فقر را دشوارتر می‌کند.

به همین دلیل، سیاست‌های مقابله با فقر باید مسکن را در پیوند با اشتغال، خدمات عمومی، حمل‌ونقل، سلامت و آموزش بررسی کنند. تأمین مسکن مناسب، گسترش حمایت‌های اجتماعی و مشارکت‌دادن افرادی که مستقیماً با فقر و ناامنی سکونت مواجه‌اند، می‌تواند به شکستن چرخه‌ای کمک کند که در آن محرومیت اقتصادی، ناامنی زندگی و نابرابری اجتماعی یکدیگر را تقویت می‌کنند.

از همدلی تا مسئولیت‌پذیری جمعی

ریشه‌کنی فقر مسئولیتی چندجانبه است. دولت‌ها وظیفه دارند سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی را به‌گونه‌ای تنظیم کنند که از گسترش محرومیت جلوگیری شود و دسترسی عادلانه‌تری به فرصت‌ها فراهم آید. نهادهای مدنی، سازمان‌های اجتماعی، دانشگاه‌ها و رسانه‌ها نیز می‌توانند با افزایش آگاهی عمومی، بررسی علل ساختاری فقر و بازتاب تجربه زیسته افراد، به شکل‌گیری راه‌حل‌های مؤثر کمک کنند.

رسانه‌ها در این میان مسئولیتی فراتر از انتشار آمار یا روایت‌های احساسی دارند. پرداختن دقیق به فقر، مستلزم توجه به زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی آن، پرهیز از بازنمایی تحقیرآمیز افراد و ایجاد فضایی برای شنیده‌شدن صدای کسانی است که تجربه مستقیم محرومیت را دارند. چنین رویکردی کمک می‌کند فقر از موضوعی حاشیه‌ای به مسئله‌ای عمومی و مرتبط با کیفیت حکمرانی، عدالت و آینده جامعه تبدیل شود.

روز جهانی ریشه‌کنی فقر، در نهایت، ما را با پرسشی اساسی روبه‌رو می‌کند: آیا جامعه‌ای که در آن گروهی از مردم از تأمین نیازهای اولیه زندگی محروم‌اند، می‌تواند از توسعه‌ای پایدار و عادلانه سخن بگوید؟ پاسخ به این پرسش، در میزان توجه به انسان‌هایی نهفته است که در آمارهای اقتصادی گاه به اعداد تبدیل می‌شوند، اما هر یک زندگی، آرزوها و حق برخورداری از آینده‌ای شایسته دارند.

ریشه‌کنی فقر به معنای نادیده‌گرفتن تفاوت‌های فردی یا تضمین نتایج یکسان برای همه نیست؛ به معنای ساختن جامعه‌ای است که در آن فقر، افراد را از حقوق بنیادین، فرصت پیشرفت و امکان زندگی با کرامت محروم نکند. تحقق چنین هدفی به سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد، توزیع منصفانه فرصت‌ها، حمایت اجتماعی پایدار و مشارکت واقعی شهروندان نیاز دارد. معیار موفقیت نیز تنها شمار افراد خارج‌شده از خط فقر نیست، بلکه توانایی آنان برای حفظ زندگی شایسته و مصون‌ماندن از بازگشت به چرخه محرومیت است.

۲۵ مهر، روز جهانی ریشه‌کنی فقر، یادآور این حقیقت است که مبارزه با فقر، تنها کمک به نیازمندان نیست؛ تلاشی برای پاسداری از کرامت انسان و ساختن جامعه‌ای عادلانه‌تر است.

 

 

ریحانه تقی یاری