علی نجات‌بخش، عکاس و کیوریتور، در گفت‌وگو با اتاق روشن پرس از تجربه گردآوری و انتخاب عکس‌های نمایشگاهی با موضوع جنگ دوازده‌روزه سخن گفته است؛ نمایشگاهی که با محوریت تهران و آسیب‌های واردشده به فضای شهری شکل گرفته و تلاش دارد فراتر از ثبت صرف رویدادها، روایتی تصویری از ویرانی، زندگی و تجربه انسانی ارائه دهد. او با تأکید بر اهمیت نگاه عکاسانه، انسجام مفهومی آثار و مواجهه مستقیم مخاطب با عکس‌ها، معتقد است وظیفه کیوریتور تنها انتخاب تصاویر نیست، بلکه ایجاد ارتباطی معنادار میان آن‌هاست؛ ارتباطی که بتواند مخاطب را به تأمل درباره یک برهه تاریخی دعوت کند، بدون آنکه برداشت مشخصی به او تحمیل شود.

ایده شکل‌گیری نمایشگاه از کجا آغاز شد و چه دغدغه‌ای را دنبال می‌کرد؟

اتاق روشن پرس: ایده اولیه شکل‌گیری این نمایشگاه از کجا آغاز شد و چه مسئله‌ای شما را به گردآوری این مجموعه از عکس‌ها رساند؟ آیا با یک دغدغه اجتماعی مشخص روبه‌رو بودید یا هدف، ایجاد روایتی تصویری از تجربه‌های مشترک انسانی بود؟

علی نجات‌بخش، کیوریتور: پیش از این در حوزه عکاسی جنگ فعالیت کرده بودم و نمایشگاه انفرادی‌ای درباره جنگ دوازده‌روزه برگزار کرده بودم. در حال حاضر نیز پیگیر برگزاری نمایشگاهی در اصفهان درباره جنگ چهل‌روزه هستم که قرار است به میراث تاریخی و گنجینه‌های این شهر، به‌ویژه بناها و موزه‌های آسیب‌دیده مانند کاخ‌موزه چهل‌ستون، بپردازد.

از آنجا که در این حوزه فعالیت داشتم و در چندین جشنواره ملی و بین‌المللی نیز به‌عنوان نفر برتر انتخاب شده بودم، دوستان با فعالیت‌هایم آشنایی داشتند. در همین زمینه، مدیر موزه، آقای دکتر، پیشنهاد برگزاری مجموعه‌ای از نمایشگاه‌ها را مطرح کردند که یکی از آن‌ها به جنگ دوازده‌روزه و جنگ چهل‌روزه اختصاص داشت. از من پرسیدند آیا امکان کیوریتوری این نمایشگاه را دارم و می‌توانم مسئولیت انتخاب و سامان‌دهی آثار را برعهده بگیرم.

از آنجا که این موضوع یکی از دغدغه‌های من بود و سابقه فعالیت به‌عنوان عکاس مستند و عکاس مطبوعاتی را داشتم، علاقه‌مند بودم نمایشگاهی متفاوت برگزار کنم. پیش از این، نمایشگاه‌های متعددی را دیده بودم که در آن‌ها وجه خبری عکس‌ها بسیار برجسته بود، اما به جنبه‌های زیبایی‌شناختی، زبان شخصی عکاس، خلاقیت و انسجام قاب‌بندی‌ها کمتر توجه شده بود.

من به‌عنوان عکاسی که تحصیلات تخصصی این رشته را دارم، نگاه متفاوتی به تصاویر دارم. به همین دلیل، می‌خواستم فرصتی داشته باشم تا با استفاده از تجربه و ارتباطم با عکاسان، نمایشگاهی شکل بدهم که علاوه بر اهمیت خبری و مستند عکس‌ها، به کیفیت عکاسانه آن‌ها نیز توجه کند.

در این نمایشگاه آثاری از عکاسان برجسته حوزه مستند و مطبوعاتی، از جمله فاطمه بهبودی، حسن قائدی و فرهاد بابایی، حضور دارد. تلاش کردم با انتخاب و کنار هم قرار دادن آثار، به روایتی متفاوت و منسجم برسم. نمی‌توانم با قطعیت بگویم تا چه اندازه به این هدف نزدیک شده‌ام، اما بازخوردهایی که از دوستان و مخاطبان نمایشگاه دریافت کردم، مثبت بود و نشان می‌داد که این رویکرد مورد توجه قرار گرفته است.

معیار انتخاب عکس‌ها؛ اهمیت لحظه و تأثیرگذاری تصویر

اتاق روشن پرس: در انتخاب عکس‌ها چه معیارهایی را در اولویت قرار دادید؟ آیا بیش از آنکه به کیفیت فنی و زیبایی‌شناختی تصاویر توجه داشته باشید، به قدرت روایتگری، ارزش مستند و تأثیر عاطفی آن‌ها اهمیت می‌دادید؟

علی نجات‌بخش: قطعاً همه این عوامل را در نظر داشتیم، اما میان آن‌ها اولویت‌بندی وجود داشت. ممکن بود عکسی از نظر کیفیت فنی در سطح ایدئال نباشد، اما حسی که منتقل می‌کرد، لحظه‌ای که ثبت کرده بود و تأثیرگذاری آن، برای ما اهمیت بیشتری داشته باشد. در چنین مواردی، ارزش مستند و تأثیر عاطفی تصویر می‌توانست بر کیفیت فنی آن اولویت پیدا کند.

در انتخاب آثار تلاش کردیم تهران محوریت اصلی نمایشگاه باشد و تصاویر به بدنه شهر، فضای شهری و نشانه‌های شاخص آن بپردازند. می‌خواستیم مخاطب بتواند از خلال عکس‌ها، تصویری از تهران و آنچه در جریان جنگ بر این شهر گذشته است، به دست آورد.

البته در برخی بخش‌ها از این محوریت فاصله گرفتیم تا موضوعات دیگری را نیز پوشش دهیم؛ برای مثال، به فعالیت نیروهای جمعیت هلال‌احمر و زحمات آن‌ها توجه کردیم. همچنین تلاش کردیم آسیب‌های واردشده به فضای شهری، بناهای شاخصی مانند برج میلاد و وضعیت کلی شهر در تصاویر بازتاب پیدا کند. هدف این بود که مجموعه بتواند تصویری نسبتاً جامع از ابعاد مختلف این تجربه ارائه دهد.

پیانوی میان آوار؛ نمادی از ویرانی و خشونت جنگ

اتاق روشن پرس: عکس روی پوستر نمایشگاه، پیانویی را در میان آوار و در فضای ساختمانی آسیب‌دیده نشان می‌دهد؛ تصویری که تقابل میان هنر، زندگی و ویرانی را به ذهن می‌آورد. این تصویر چه جایگاهی در روایت کلی نمایشگاه دارد و تا چه اندازه می‌توان آن را چکیده‌ای از نگاه شما به مجموعه دانست؟

علی نجات‌بخش: این عکس یکی از تصاویری بود که شخصاً علاقه زیادی به آن داشتم، زیرا بسیاری از ویژگی‌هایی را که برای نمایشگاه در نظر گرفته بودم، در خود جمع کرده است. در این تصویر، فضای یک ساختمان ویران‌شده در تهران دیده می‌شود و در میان آن، عروسک و پیانو قرار دارند؛ عناصری که هرکدام با زندگی روزمره، هنر و تجربه‌های انسانی ارتباط دارند.

همان‌طور که اشاره کردید، پیانو با موسیقی و هنر پیوند دارد و عروسک نیز می‌تواند یادآور دنیای بازی و کودکی باشد؛ دنیایی که اساساً ارتباطی با مناسبات جنگ ندارد. بااین‌حال، هر دو در فضایی قرار گرفته‌اند که ویرانی و خشونت جنگ بر آن سایه انداخته است.

برای من، اهمیت عکس در همین تقابل است. جنگ به عناصر مختلف زندگی تعارف نمی‌کند؛ می‌تواند ساختمان‌ها را ویران کند، به اشیای روزمره آسیب برساند و حتی نشانه‌های هنر، آرامش و کودکی را در دل ویرانی قرار دهد.

به همین دلیل، این عکس را برای پوستر نمایشگاه انتخاب کردیم. احساس می‌کردم تصویر می‌تواند بدون نیاز به توضیحات طولانی، بخشی از نگاه ما به جنگ و پیامدهای آن را منتقل کند.

وظیفه کیوریتور؛ ایجاد انسجام میان نگاه‌های متفاوت

اتاق روشن پرس: در جایگاه کیوریتور، چگونه میان استقلال نگاه و زبان شخصی هر عکاس و انسجام مفهومی نمایشگاه تعادل برقرار کردید؟ آیا آثار در کنار یکدیگر معنایی متفاوت از معنای مستقل هر عکس پیدا می‌کنند؟

علی نجات‌بخش: بله، دقیقاً. به نظر من، یکی از وظایف اصلی کیوریتور این است که بر اساس خط فکری و ذهنیتی مشخص، عکس‌ها را انتخاب کند و آن‌ها را به مجموعه‌ای منسجم برساند. همان‌طور که در انتخاب تک‌عکس، هر تصویر را بر اساس ویژگی‌هایش برمی‌گزینیم، در شکل‌دادن به یک مجموعه نیز باید به ارتباط میان تصاویر توجه کنیم.

کیوریتور عکس‌هایی را انتخاب می‌کند که بتوانند در کنار یکدیگر، خط فکری موردنظر را منتقل کنند. بنابراین، کار فقط انتخاب تصاویر خوب نیست، بلکه باید دید هر تصویر در کنار تصاویر دیگر چه معنایی پیدا می‌کند و چگونه به شکل‌گیری روایت کلی کمک می‌کند.

در این نمایشگاه، از ابتدا تا انتها به نحوه چیدمان آثار فکر کرده بودیم. برای مثال، روایت با تصویری از برج آزادی آغاز می‌شود و با تصاویری از برج میلاد به پایان می‌رسد. این انتخاب‌ها اتفاقی نبودند و در چارچوب روایت و خط زمانی موردنظر ما شکل گرفتند.

تلاش کردیم تصاویر به‌گونه‌ای در کنار یکدیگر قرار بگیرند که مخاطب بتواند ارتباط میان آن‌ها را دنبال کند و با حرکت در فضای نمایشگاه، با روایتی پیوسته روبه‌رو شود. در عین حال، استقلال نگاه و زبان شخصی هر عکاس نیز باید حفظ می‌شد. انسجام نمایشگاه به معنای یکسان‌کردن نگاه عکاسان نیست، بلکه به معنای یافتن پیوندهایی است که آثار متفاوت را در یک مجموعه معنادار کنار هم قرار می‌دهد.

مخاطب با چه پرسشی از نمایشگاه خارج می‌شود؟

اتاق روشن پرس: مخاطب پس از بازدید از این نمایشگاه بهتر است با چه پرسش یا تأملی از فضای نمایشگاه خارج شود؟ آیا هدف اصلی، ثبت و حفظ حافظه تاریخی است یا تغییر شیوه نگاه مخاطب به واقعیت پیرامونش؟

علی نجات‌بخش: نمی‌توان یک هدف یا برداشت مشخص را تعیین کرد و گفت همه مخاطبان باید با همان نگاه از نمایشگاه خارج شوند. ما در بیانیه نمایشگاه تلاش کردیم درباره موضوع و فضای کلی آن توضیح بدهیم، اما هر مخاطب بر اساس پیشینه ذهنی، احساسات و افکار خودش با تصاویر ارتباط برقرار می‌کند و برداشت متفاوتی خواهد داشت.

تلاش ما این بود که چیزی را به مخاطب تحمیل نکنیم. به اعتقاد من، عکس باید بتواند کار خودش را انجام دهد و تأثیرش را بر اساس ویژگی‌های خود و نوع مواجهه مخاطب بگذارد. به همین دلیل، ترجیح دادیم تصاویر را بدون تحمیل یک تفسیر مشخص، در فضایی مناسب به نمایش بگذاریم.

من با این رویکرد که مخاطب را مجبور کنیم حتماً به نتیجه یا برداشت خاصی برسد، موافق نیستم. هر فرد می‌تواند از تجربه شخصی خود برای فهم تصاویر استفاده کند و با نگاه خودش از نمایشگاه خارج شود. به نظرم، این آزادی در مواجهه با اثر هنری اهمیت زیادی دارد.

چرا نمایشگاه فیزیکی هنوز اهمیت دارد؟

اتاق روشن پرس: در دوره‌ای که تصاویر با سرعت فراوان در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند و به‌سرعت نیز فراموش می‌شوند، برگزاری نمایشگاه فیزیکی عکاسی چه اهمیتی دارد؟ آیا مواجهه مستقیم و طولانی‌تر با عکس می‌تواند تجربه‌ای متفاوت از دیدن تصاویر در فضای مجازی ایجاد کند؟

علی نجات‌بخش: قطعاً. یکی از ویژگی‌های مهم نمایشگاه فیزیکی این است که مخاطب در فضایی اختصاصی برای دیدن عکس قرار می‌گیرد. این تجربه را می‌توان به حضور در سینما تشبیه کرد؛ زمانی که برای تماشای یک فیلم به سالن می‌روید و توجهتان را به آنچه در برابر شما قرار دارد، معطوف می‌کنید.

در فضای مجازی، به‌ویژه اینستاگرام، تصاویر را معمولاً با سرعت زیادی مرور می‌کنیم. ممکن است در میان انبوه محتوا، تصویری از جنگ نیز ببینیم، اما چند لحظه بعد با تصاویر و موضوعات دیگری مواجه شویم و عکس قبلی به‌سرعت از ذهنمان کنار برود.

در نمایشگاه، شرایط متفاوت است. وقتی وارد فضا می‌شوید و بیانیه نمایشگاه را می‌خوانید، می‌دانید که برای دیدن مجموعه‌ای درباره جنگ آمده‌اید. اندازه بزرگ تصاویر، قاب‌بندی، نورپردازی و نحوه قرارگیری عکس‌ها در کنار یکدیگر، فرصت متفاوتی برای مواجهه با اثر فراهم می‌کند.

در چنین فضایی، مخاطب می‌تواند زمان بیشتری را به هر تصویر اختصاص دهد و جزئیاتی را ببیند که شاید در مرور سریع تصاویر در شبکه‌های اجتماعی از آن‌ها عبور کند. به نظرم، این تجربه را نمی‌توان به‌سادگی با دیدن همان تصاویر در فضای مجازی یکسان دانست.

آیا نمایشگاه به یک روایت جمعی از جنگ رسیده است؟

اتاق روشن پرس: با توجه به حضور چندین عکاس در این مجموعه، آیا می‌توان از شکل‌گیری یک نگاه مشترک یا نوعی روایت جمعی سخن گفت یا تفاوت دیدگاه‌های عکاسان برای شما اهمیت بیشتری داشته است؟

علی نجات‌بخش: عکاسان حاضر در این نمایشگاه دیدگاه‌های متفاوتی داشتند، اما در میان آثار آن‌ها وجوه مشترکی نیز وجود داشت. تلاش کردم تصاویری را انتخاب کنم که ضمن حفظ تفاوت‌هایشان، بتوانند در کنار یکدیگر یک کار گروهی منسجم را شکل دهند.

در واقع، هر عکاس از زاویه نگاه خودش به موضوع پرداخته است، اما انتخاب و چیدمان آثار به‌گونه‌ای انجام شد که این نگاه‌های متفاوت در کنار هم به یک روایت مشترک برسند. آنچه در نهایت روی دیوارهای نمایشگاه دیده می‌شود، حاصل همین انتخاب‌ها و ارتباط میان تصاویر است.

به اعتقاد من، روایت جمعی الزاماً به معنای یکسان‌بودن دیدگاه‌ها نیست. گاهی همین تفاوت‌ها هستند که به یک مجموعه عمق می‌بخشند و امکان مواجهه با ابعاد مختلف یک رویداد را فراهم می‌کنند.

عکاسی مستند؛ از ثبت رویداد تا بازخوانی تاریخ

اتاق روشن پرس: به نظر شما، عکاسی مستند در ایران امروز تا چه اندازه توانسته است از ثبت صرف رویدادها فراتر برود و به تحلیل اجتماعی، بازخوانی حافظه جمعی و طرح پرسش‌های بنیادین درباره انسان و جامعه برسد؟

علی نجات‌بخش: فکر می‌کنم در اینجا باید میان دو موضوع تفاوت قائل شویم: نخست، ثبت رویداد و تهیه عکس و دوم، تحلیل و بازخوانی تصاویر پس از ثبت آن‌ها.

اگر منظورتان عکاسی از جنگ است، باید توجه داشت که عکاسان با محدودیت‌هایی روبه‌رو بودند و ثبت بسیاری از این تصاویر به‌سادگی امکان‌پذیر نبود. عکس‌هایی که در این نمایشگاه می‌بینیم، با دشواری ثبت شده‌اند و عکاسان برای تهیه آن‌ها تلاش زیادی کرده‌اند.

اما اگر درباره مرحله بعد از ثبت عکس‌ها صحبت می‌کنیم؛ یعنی جایی که تصاویر در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، با هم مقایسه می‌شوند و لایه‌های پنهان آن‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرد، این کار لزوماً فقط بر عهده عکاس نیست. پژوهشگران، محققان و منتقدان نیز می‌توانند با مطالعه و تحلیل این تصاویر، به فهم ابعاد مختلف یک رویداد کمک کنند.

عکاس مواد اولیه این فرایند را فراهم می‌کند، اما مجموعه‌ای از تصاویر که در یک برهه زمانی مشخص ثبت شده‌اند، می‌توانند در آینده زمینه‌ای برای بازخوانی تاریخ و تحلیل اتفاقات باشند. بنابراین، نباید انتظار داشته باشیم که تمام ظرفیت‌های تاریخی و اجتماعی عکس صرفاً از طریق ثبت اولیه آن آشکار شود. بخشی از این ظرفیت در جریان پژوهش، نقد و بررسی تصاویر نمایان می‌شود.

جایگاه این نمایشگاه در جریان عکاسی مستند ایران چیست؟

اتاق روشن پرس: اگر بخواهید این نمایشگاه را در امتداد جریان عکاسی مستند ایران قرار دهید، آن را واجد چه ویژگی متمایزی می‌دانید و چه مسیری را برای ادامه این پروژه‌های گروهی متصور هستید؟

علی نجات‌بخش: من این نمایشگاه را در امتداد جریان ثبت تصویری رویدادهای مهم تاریخ معاصر ایران می‌دانم. از آغاز شکل‌گیری عکاسی در ایران، اتفاقات مهم تاریخی به تصویر کشیده شده‌اند. برای مثال، عکاسان بسیاری از انقلاب عکاسی کرده‌اند و کتاب‌های متعددی نیز درباره آن دوره منتشر شده است. جنگ هشت‌ساله نیز یکی از موضوعات مهمی بوده که عکاسان به ثبت و مستندسازی آن پرداخته‌اند.

اکنون نیز جنگ دوازده‌روزه و جنگ چهل‌روزه به بخشی از تجربه تاریخی ما تبدیل شده‌اند و عکاسان تلاش کرده‌اند این مقاطع را ثبت کنند. فارغ از اینکه درباره یک رویداد چه قضاوتی داشته باشیم، ثبت تصویری یک نقطه حساس در تاریخ اهمیت دارد؛ زیرا این تصاویر می‌توانند برای نسل‌های آینده به‌عنوان بخشی از اسناد تاریخی باقی بمانند.

به نظرم، یکی از ویژگی‌های متمایز عکس‌های این دوره، شرایطی است که عکاسان برای ثبت تصاویر با آن مواجه بوده‌اند. در تجربه‌های پیشین عکاسی جنگ، گاهی عکاسان در پشت جبهه حضور داشتند و از نیروها و شرایط آن‌ها عکاسی می‌کردند. اما در این جنگ، با شرایط متفاوتی روبه‌رو بودیم؛ حملات پهپادی و موشکی، خطرهایی ایجاد می‌کرد که امنیت عکاسان را نیز به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌داد.

در چنین شرایطی، عکاس برای ثبت یک لحظه ممکن بود مستقیماً در معرض خطر قرار بگیرد. به همین دلیل، فکر می‌کنم عکاسانی که در این وضعیت دشوار برای ثبت تاریخ کشور تلاش کردند، ریسک قابل‌توجهی را پذیرفتند. این تلاش برای من بسیار ارزشمند است؛ زیرا آن‌ها با ثبت این تصاویر، امکان مستندشدن این برهه تاریخی را فراهم کرده‌اند.

امیدوارم این تجربه به برگزاری نمایشگاه‌های گروهی بیشتری منجر شود و زمینه‌ای فراهم کند تا تصاویر ثبت‌شده در مقاطع حساس تاریخی، علاوه بر انتشار اولیه، در قالب مجموعه‌های منسجم گردآوری و برای مخاطبان امروز و نسل‌های آینده حفظ شوند.

ثبت تاریخ به عکاسانی متخصص نیاز دارد

اتاق روشن پرس: آیا نکته دیگری هست که مایل باشید در پایان این گفت‌وگو مطرح کنید؟

علی نجات‌بخش: امیدوارم شرایط به‌گونه‌ای پیش برود که بتوانیم تاریخ خود را بهتر و دقیق‌تر از طریق عکاسان ثبت کنیم. البته افراد و مجموعه‌های مختلف، از جمله واحدهای روابط عمومی سازمان‌ها و ادارات، برای ثبت رویدادها تلاش می‌کنند و زحمات آن‌ها نیز قابل احترام است. بااین‌حال، ثبت یک رویداد با دوربین به‌تنهایی به معنای برخورداری از نگاه و مهارت تخصصی عکاسی نیست.

امیدوارم فرصت و شرایطی فراهم شود تا عکاسان متخصص بتوانند با امکانات و امنیت بیشتر، رویدادهای مهم را ثبت کنند و حاصل کارشان به‌درستی حفظ و منتشر شود. این تصاویر بخشی از حافظه تاریخی ما هستند و اهمیت آن‌ها ممکن است سال‌ها بعد، برای نسل‌هایی که خود شاهد آن رویدادها نبوده‌اند، بیش از امروز آشکار شود.

 

این گفتگو در حاشیه نمایشگاه عکس “تهران تن ایران” انجام شده است.

 

عکس: امیر حسنی پارسا

  • نویسنده : فاطمه جعفری ادیب