فلیکس نادار
قسمت اول
دکتر مهدی نوری مقدم
در ادامهی سلسلهمقالات پیشین با موضوع تحلیل زندگی شخصی و کارنامهی حرفهای عکاسان جریانساز تاریخ، در این شماره و شمارهی آینده به سراغ یکی از جسورترین چهرههای قرن نوزدهم میرویم: فلیکس نادار.
هنرمندی پرآوازه و نواندیش که روح صنعتگری و تجسس علمیاش چنان با ذوق شاعرانه و هنرشناسانهاش در هم تنیده بود که تمایز میان «نادار مخترع» (پایهگذار عکاسی هوایی و نورپردازی مصنوعی) و «نادار پرترهنگار» (کاشف زوایای پنهان روان انسان) امری بس دشوار مینماید. نادار نهتنها یک عکاس صاحبسبک و مخترعی خستگیناپذیر، بلکه نمادی تمامعیار از انسان مدرن بود؛ هنرمندی که با نگاه نوآورانهاش، جهان تصویر را برای همیشگی دگرگون ساخت.
• فلیکس نادار: پیشگام پرترهنگاری روانی و عکاسی هوایی
عکاسی پرتره از آن دست گونههای عکاسی است که در عین شهرت و محبوبیت فراگیر، تا حدی مهجور و ناشناخته باقی مانده است. امروزه بسیارند کسانی که خود را پرترهنگار مینامند، اما بهرهای از جوهره و روح هنر عکاسی پرتره نبردهاند. در بررسی زندگی و آثار عکاسان پرترهنگار بزرگی همچون، «یوسف کارش»، میبینیم که فارغ از دانش تکنیکی، نقطهی دید (Point of View) و نگاه روانشناختی او تا چه اندازه در موفقیت و آفرینش هنریاش نقش داشته است.
اما با وجود تمام نوآوریها و نگاه جذاب کارش، او نخستین کسی نبود که به پرترهنگاری نگرشی روانشناختی و هنرمندانه بخشید. اغلب تاریخنگاران هنر، عکاس متقدم و پیشگام این شیوه را «فلیکس نادار» (Gaspard-Félix Tournachon) میدانند؛ هنرمندی که برخی دیگر از مورخان، اهمیت و شهرت او را بیشتر در پایهگذاری «عکاسی مستند» و ثبت تاریخ عصر خویش قلمداد میکنند. در این مقاله به بررسی زندگی، سبکشناسی و دستاوردهای این چهرهی جریانساز میپردازیم.

سلف پرترهی فلیکس نادار
• از طبابت و کاریکاتور تا استودیوی عکاسی
نادار در سال ۱۸۲۰ در فرانسه به دنیا آمد. پدرش صاحب یک بنگاه انتشاراتی بزرگ در پاریس بود که در سال ۱۸۳۸ ورشکست شد. وی در دوران جوانی به تحصیل در رشتهی پزشکی در شهر لیون پرداخت، اما پس از ورشکستگی پدر، برای تامین معاش، تحصیل طب را رها کرد و به فضای مطبوعات روی آورد.
او ابتدا مقالات اجتماعی خود را در مطبوعات پاریس با نام مستعار «نادار» به چاپ رساند. از سال ۱۸۴۲ که پاریس را بهعنوان محل دائمی زندگی خود انتخاب کرد، به ترسیم و چاپ کاریکاتور در نشریات فرانسوی پرداخت؛ شغلی که در تقویت نگاه او به خصوصیات چهره و شخصیت افراد نقشی تعیینکننده داشت.
در سال ۱۸۵۳، با وجود ادامهی فعالیت در زمینهی کاریکاتور، استودیوی عکاسی خود را در پاریس تأسیس کرد. تمرکز اصلی نادار در این آتلیه بر «عکاسی پرتره» بود و از همین زمان بهعنوان یکی از برجستهترین عکاسان حرفهای پاریس شناخته شد.
• آتلیهی نادار؛ پاتوق روشنفکران و میعادگاه امپرسیونیستها
موفقیتهای سریع نادار او را به یکی از شخصیتهای سرشناس فرهنگی فرانسه تبدیل کرد. وی آتلیهی خود را در ساختمانی بنا کرد که رفتاری شبیه به فرهنگسراهای امروزی داشت و نام «NADAR» را با حروف بزرگ سرخرنگ به طول ۱۵ متر بر نمای آن درج کرد. این ساختمان بهتدریج به یکی از مراکز شناختهشدهی هنری پاریس و محلی برای گردهمایی روشنفکران، هنرمندان و صاحبنظران سیاسی-اجتماعی تبدیل شد.
در سال ۱۸۷۴، زمانی که نقاشان پیشرو جنبش «امپرسیونیسم» برای ارائهی آثار نوآورانهی خود با مخالفت سالنهای رسمی مواجه شده بودند و به دنبال تالاری برای برگزاری نخستین نمایشگاه مستقل خود میگشتند، نادار سخاوتمندانه گالری خود را در اختیار آنان قرار داد. این رویداد تاریخی، علاوه بر ثبت نام نادار در تاریخ نقاشی مدرن، او را بیش از پیش در مرکز توجه جریانهای روشنفکری قرن نوزدهم قرار داد.
• پانتئون نادار و تحول در عکاسی پرتره
در سال ۱۸۵۴، نادار پروژهی «پانتئون نادار» (Panthéon Nadar) را آغاز کرد؛ مجموعهای عظیم از کاریکاتورهای لیتوگرافی شده از برجستگان و چهرههای سرشناس پاریس.
برای ساخت و تهیهی این مجموعه، نادار ابتدا از سوژههای خود عکس پرتره میگرفت تا بر اساس آنها کاریکاتورها را طراحی کند. از جملهی نخستین پرترههایی که او در این مسیر ثبت کرد، عکسهایی از «گوستاو دوره» (Paul Gustave Doré )(تصویرساز برجسته) و «شارل بودلر» (Charles Pierre Baudelaire)(شاعر نامدار فرانسوی) بود.

پرترهی شارل بودلر اثر فلیکس نادار
این پرترهها برخلاف عکاسی رایج آن روزگار که عکاسان فیگورها و ژستهای تصنعی و خشک را به سوژهها تحمیل میکردند، کاملاً طبیعی، راحت و نمایانگر شخصیت درونی افراد بودند. نادار زمینههای شلوغ و دکورهای آتلیهای را حذف کرد و با تمرکز بر نورپردازی ساده، حالت چهره و نگاه سوژه، پرترهنگاری روانی را پایهگذاری کرد.
از دیگر چهرههای نامداری که در برابر دوربین نادار قرار گرفتند میتوان به نویسندگانی چون «تئوفیل گوتیه» (Théophile Gautier) و نقاشانی چون «اوژن دولاکروا» (Eugène Delacroix) اشاره کرد؛ تصاویری که تا ابد در حافظهی تصویری جهان ثبت شدهاند.
• بلندپروازی در آسمان: عکاسی هوایی و بالنسواری
نادار تنها به محیط آتلیه محدود نماند؛ او ذهن کنجکاو و روحیهی کاوشگرانهای داشت. در سال ۱۸۵۵، او ایدهی ثبت نقشه و عکاسی از زمین از فراز آسمان را به ثبت رساند. در دورانی که هنوز صنعت هوانوردی و هواپیما وجود نداشت، او با بالن به آسمان رفت و اولین عکسهای هوایی تاریخ را از شهر پاریس ثبت کرد.
این دستاورد هوایی نادار الهامبخش هنرمندانی چون «انوره دومیه» (Daumier) شد تا کاریکاتور معروف خود را با عنوان «نادار عکاسی را به والاترین سطح هنر میبرد» خلق کند. نادار شیفتگی خود به هوانوردی را تا پایان عمر حفظ کرد، هرچند در یکی از پروازهای خود با بالن بزرگش به نام «غول» (Le Géant) همراه با همسرش دچار حادثه و مصدومیت شدید شد.

«کاریکاتور عکاسی هوایی نادار اثر دومیه»
• بازخوانی یک افسانهی تاریخی: آیا ناصرالدینشاه شاگرد نادار بود؟
یکی از روایتهای رایجی که گاه در محافل هنری و میان علاقمندان تاریخ عکاسی نقل میشود، ماجرای شاگردی ناصرالدینشاه قاجار نزد فلیکس نادار و گذراندن یک دورهی آموزش یکماههی عکاسی پرتره در پاریس است. با این حال، بررسی مستندات دقیق تاریخی نشان میدهد که این روایت، افسانهای بیش نیست و با واقعیتهای زیستشناختی و تاریخی هر دو شخصیت همخوانی ندارد.
عدم صحت این ادعا را میتوان در سه دلیل عمده جستوجو کرد:
• محدودیت زمانی سفرهای فرنگ: شاه قاجار در هیچیک از سه سفر اروپایی خود (در سالهای ۱۸۷۳، ۱۸۷۸ و ۱۸۸۹ میلادی)، امکان اقامتی طولانیمدت در پاریس را نداشت. تشریفات متراکم، دیدارهای سیاسی و برنامههای فشرده سفر، توقف او در فرانسه را صرفاً به چند روز محدود میکرد.
• پیشینهی عکاسی شاه در دربار: ناصرالدینشاه سالها پیش از نخستین سفرش به فرنگ، هنر عکاسی را در دههی ۱۲۳۰ خورشیدی در دربار ایران و زیر نظر عکاسان اروپایی همچون «ژول ریشار» فراگرفته بود. او با تاسیس «عکاسخانهی مبارکه همایونی» در کاخ گلستان، خود عکاسی پرکار و صاحبتجربه به شمار میآمد و نیازی به گذراندن دوره آموزشی در پاریس نداشت.
• حقیقت مواجهه در آتلیهی پاریس: تنها رویارویی ثبتشده این دو چهره، در جریان سفر سوم شاه در سال ۱۸۸۹ میلادی رخ داد؛ جایی که ناصرالدینشاه صرفاً به عنوان سوژه برای ثبت یک پرترهی رسمی به آتلیهی مجلل نادار رفت.
ارتباط پادشاه قاجار و عکاس نامدار فرانسوی، تنها به یک نشست عکاسی چندساعته محدود میشد؛ دیداری کوتاه که عکس پرترهی حاصل از آن، امروزه به عنوان سندی ارزشمند در آلبومخانه کاخ گلستان و آرشیو کتابخانه ملی فرانسه (BnF) نگهداری میشود.

پایان قسمت اول
- نویسنده : مهدی نوری مقدم







Saturday, 24 October , 2026