به گزارش اتاق روشن پرس، هفتاد و ششمین نشست کانون عکاسی شفق با موضوع نقد و بررسی مجموعه «وسوسه» زنده‌یاد صادق تیرافکن، هنرمند تأثیرگذار عکاسی معاصر ایران، پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ با همکاری بنیاد تیرافکن و با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران و هنرمندان در گالری بنیاد تیرافکن برگزار شد.

هفتاد و ششمین نشست کانون عکاسی شفق به بررسی و خوانش مجموعه «وسوسه» از آثار زنده‌یاد صادق تیرافکن اختصاص داشت؛ مجموعه‌ای که با بهره‌گیری از صحنه‌آرایی، نمادپردازی، عناصر نمایشی و ارجاعات فرهنگی، امکان خوانش‌های متعدد و میان‌رشته‌ای را برای مخاطب فراهم می‌کند.

این نشست با حضور علی آذرنیا کماری، محمود مروتی و عباس حمید سمیعی برگزار شد و در جریان آن، ابعاد مختلف مجموعه «وسوسه» از منظر تاریخ عکاسی، عکاسی صحنه‌آرایی‌شده، نشانه‌شناسی، ترکیب‌بندی، فرهنگ ایرانی و تجربه زیسته هنرمند مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

در آغاز برنامه، قاسم تیرافکن، برادر زنده‌یاد صادق تیرافکن، با ارائه تصاویری از دوره‌های مختلف زندگی و فعالیت هنری این هنرمند، بخش‌هایی از مسیر هنری او را برای حاضران روایت کرد. این تصاویر، از سال‌های کودکی و نوجوانی صادق تیرافکن تا تجربه‌های او در تئاتر، عکاسی و فعالیت‌های هنری پیش از دوران دانشجویی را دربر می‌گرفت.

او همچنین به برخی از نخستین تجربه‌های نمایشی و عکاسی صادق تیرافکن اشاره کرد و نمونه‌هایی از فعالیت‌های او در دهه ۱۳۶۰، از جمله تجربه‌های تئاتری و فیلم‌های کوتاه را به نمایش گذاشت. به گفته او، علاقه تیرافکن به هنرهای نمایشی از سال‌های نوجوانی شکل گرفته بود و همین تجربه بعدها در رویکرد او به صحنه‌آرایی و ساخت تصویر نیز تأثیر گذاشت.

قاسم تیرافکن در ادامه، با اشاره به مسیر حرفه‌ای برادرش، از نخستین نمایشگاه‌ها و تجربه‌های هنری او یاد کرد و نمونه‌هایی از آثار و فعالیت‌های وی در دهه‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ را برای حاضران تشریح کرد.

صادق تیرافکن؛ هنرمندی که زودتر از زمان خود به مفهوم‌گرایی رسید

در ادامه نشست، علی آذرنیا کماری با اشاره به جایگاه صادق تیرافکن در عکاسی معاصر ایران، او را هنرمندی دانست که در دوره‌ای که مفاهیمی مانند هنر مفهومی و عکاسی صحنه‌آرایی‌شده هنوز به شکل امروز شناخته نشده بودند، به این حوزه‌ها توجه داشت.

او با اشاره به سابقه آشنایی خود با تیرافکن گفت که این هنرمند از سال‌های جوانی مسیر متفاوتی را در عکاسی دنبال کرد و توانست به شیوه‌ای شخصی در استفاده از تصویر، صحنه و مفهوم دست پیدا کند.

آذرنیا کماری همچنین با یادکرد از استادان و هنرمندان تأثیرگذار نسل‌های پیشین عکاسی ایران، بر اهمیت ثبت و حفظ حافظه تصویری تأکید کرد و گفت آثار عکاسان تنها مجموعه‌ای از تصاویر نیستند، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی و تاریخی جامعه را تشکیل می‌دهند.

او در بخشی از سخنان خود، با اشاره به جایگاه عکاسی مستند و مردم‌نگارانه، از ضرورت حفظ ابزار و امکان عکاسی برای نسل‌های مختلف سخن گفت و بر اهمیت ثبت لحظه‌ها، مردم و تحولات اجتماعی تأکید کرد.

«وسوسه» در بستر عکاسی پست‌مدرن

محمود مروتی بخش دیگری از این نشست را به بررسی جایگاه مجموعه «وسوسه» در تاریخ عکاسی اختصاص داد.

او با تشریح روند تحول عکاسی از ثبت واقعیت تا شکل‌های مفهومی و صحنه‌آرایی‌شده، مجموعه «وسوسه» را در امتداد جریان‌هایی دانست که در عکاسی معاصر، مرز میان واقعیت، نمایش، نماد و مفهوم را به چالش می‌کشند.

مروتی با اشاره به مفهوم Stage Photography یا عکاسی صحنه‌آرایی‌شده توضیح داد که این گونه عکاسی اگرچه در دوره معاصر اهمیت بیشتری پیدا کرده، اما سابقه آن به سال‌های نخست تاریخ عکاسی بازمی‌گردد.

او در ادامه، به جریان‌های مختلف تاریخ عکاسی از پیکتوریالیسم و عکاسی خیابانی تا نیو ویژن، فتوکلاژ، فتو‌مونتاژ، پاپ‌آرت و جریان‌های متأخرتر اشاره کرد و گفت عکاسی صحنه‌آرایی‌شده، فتو‌مونتاژ، فتوکلاژ، ویدئوآرت و اینستالیشن را می‌توان در گستره تحولات هنر مدرن و پست‌مدرن بررسی کرد.

به اعتقاد او، جایگاه «وسوسه» را باید در چنین بستری مورد توجه قرار داد؛ زیرا تصاویر این مجموعه صرفاً ثبت یک واقعیت بیرونی نیستند، بلکه واقعیتی ساخته‌شده را در برابر مخاطب قرار می‌دهند.

از «وسوسه» تا «انار»؛ خوانش نشانه‌شناختی مجموعه

یکی از محورهای اصلی سخنان مروتی، بررسی عنوان مجموعه و استفاده از انار به عنوان یکی از عناصر کلیدی تصاویر بود.

او با اشاره به واژه «وسوسه» و معادل انگلیسی آن، Temptation، عنوان مجموعه را با مفاهیمی چون وسوسه، هبوط و روایت‌های اسطوره‌ای و دینی مرتبط دانست.

مروتی تأکید کرد که در این مجموعه، انتخاب انار به جای سیب می‌تواند یکی از نشانه‌های مهم برای ورود به لایه‌های فرهنگی اثر باشد. به گفته او، انار در فرهنگ‌های مختلف معانی گوناگونی دارد و در فرهنگ ایرانی نیز با مفاهیمی مانند باروری، زندگی، مرگ، تولد دوباره، فراوانی، برکت و فداکاری پیوند خورده است.

او با بهره‌گیری از مفاهیم نشانه‌شناسی فردینان دو سوسور و چارلز سندرز پیرس، بر ضرورت توجه به دلالت‌های صریح، ضمنی و نمادین در مواجهه با این تصاویر تأکید کرد و گفت مخاطب برای فهم لایه‌های پنهان چنین آثاری باید علاوه بر شناخت زبان تصویر، با تاریخ، فرهنگ، اسطوره‌ها و آیین‌های جامعه نیز آشنا باشد.

مروتی همچنین به امکان خوانش انار به عنوان نمادی مرتبط با فرهنگ ایرانی و حتی ارجاعات تاریخی و آیینی آن اشاره کرد و افزود که همین چندمعنایی بودن عناصر است که امکان تفسیرهای متفاوت را برای مخاطبان ایجاد می‌کند.

«وسوسه» و ارجاع به «رنگ انار» پاراجانوف

در ادامه، مروتی به بخشی از استیتمنت مجموعه اشاره کرد که در آن صادق تیرافکن پروژه خود را به سرگئی پاراجانوف، فیلمساز نامدار ارمنی‌تبار، تقدیم کرده است.

او این ارجاع را در ارتباط با فیلم «رنگ انار» پاراجانوف مورد توجه قرار داد و گفت انتخاب این فیلم به عنوان یک ارجاع فرهنگی می‌تواند سرنخ دیگری برای فهم زبان تصویری مجموعه «وسوسه» باشد.

به گفته مروتی، توجه پاراجانوف به نگارگری و عناصر بصری فرهنگ ایرانی و همچنین حضور پررنگ رنگ قرمز در فیلم «رنگ انار»، می‌تواند در خوانش مجموعه تیرافکن نیز اهمیت داشته باشد.

ترکیب‌بندی، نور و عناصر دراماتیک

مروتی در بخش دیگری از سخنان خود، به ویژگی‌های بصری و تکنیکی تصاویر پرداخت و از ترکیب‌بندی، نقطه دید، تکرار، ریتم، هندسه، مثلث، لایه‌بندی و نورپردازی به عنوان برخی از عناصر مهم این مجموعه یاد کرد.

او تأکید کرد که در نقد یک اثر ابتدا باید آنچه در تصویر دیده می‌شود توصیف شود و سپس به سراغ لایه‌های معنایی رفت. از نگاه او، در برخی تصاویر «وسوسه»، تعداد شخصیت‌ها، نحوه قرارگیری دست‌ها، تعداد انارها، رنگ لباس‌ها، فضای منفی و نورپردازی، همگی می‌توانند در شکل‌گیری معنا نقش داشته باشند.

وی همچنین نورپردازی مجموعه را دارای ویژگی‌های سینمایی دانست و به کاربرد نور جهت‌دار و کنتراست میان سوژه‌ها و پس‌زمینه اشاره کرد.

عباس حمید سمیعی: نقد باید از شناخت هنرمند آغاز شود

در بخش دیگری از نشست، عباس حمید سمیعی با تأکید بر اهمیت نقد تفسیری، اظهار کرد که برای تفسیر یک اثر هنری باید تا حد امکان هنرمند، زندگی، پیشینه و تجربه زیسته او را شناخت.

او گفت نقد نباید صرفاً به توصیف ظاهری تصویر محدود شود، بلکه پژوهش درباره هنرمند و زمینه اجتماعی و فرهنگی تولید اثر می‌تواند به کشف لایه‌های پنهان آن کمک کند.

سمیعی با اشاره به پیشینه صادق تیرافکن در هنرهای نمایشی، این تجربه را در شکل‌گیری نگاه او به صحنه‌آرایی و نورپردازی مؤثر دانست و گفت هنرمندی که با تئاتر آشناست، شناخت متفاوتی از صحنه، نور، شخصیت و درام دارد.

او همچنین بر اهمیت پژوهش‌محور بودن نقد عکس تأکید کرد و گفت برای کشف رمز و راز یک اثر، منتقد باید به منابع، زندگی هنرمند، تاریخ تولید اثر و زمینه اجتماعی آن مراجعه کند.

تعداد انارها و امکان خوانش‌های متعدد

سمیعی در بررسی یکی از تصاویر مجموعه، به تعداد انارهای موجود در صحنه اشاره کرد و آن را نمونه‌ای از جزئیاتی دانست که می‌تواند پرسش‌های تازه‌ای برای مخاطب ایجاد کند.

او تأکید کرد که یکی از ویژگی‌های هنر مفهومی موفق، ایجاد پرسش در ذهن مخاطب است و مجموعه «وسوسه» نیز از این منظر می‌تواند خوانش‌های متفاوتی را برانگیزد.

در ادامه، برداشت‌هایی همچون ارتباط میان انار و خون، خشونت، فداکاری، تولد دوباره، باروری، چرخه حیات و حتی خوانش‌های اجتماعی و سیاسی مطرح شد.

سمیعی همچنین به حضور کودک در برخی تصاویر اشاره کرد و آن را از منظر مفاهیمی مانند آینده، تکرار، چرخه آفرینش و انتقال تجربه از نسلی به نسل دیگر قابل بررسی دانست.

ضرورت توجه به فرهنگ و تجربه زیسته مخاطب

یکی از نکات مورد تأکید سخنرانان این نشست، نقش پیشینه فرهنگی مخاطب در تفسیر آثار صحنه‌آرایی‌شده و مفهومی بود.

بر اساس مباحث مطرح‌شده، یک نماد ممکن است در فرهنگ‌های مختلف معانی متفاوتی داشته باشد و از همین رو، برداشت مخاطب از یک تصویر نیز می‌تواند تحت تأثیر دانش، تجربه، اسطوره‌ها، آیین‌ها و زمینه فرهنگی او قرار گیرد.

در این میان، انار به عنوان یکی از عناصر اصلی مجموعه «وسوسه»، امکان ورود به طیف گسترده‌ای از مفاهیم فرهنگی و تاریخی را فراهم می‌کند؛ از باروری و برکت تا مرگ، تولد دوباره، صلح، فداکاری و حتی مفاهیم مرتبط با خشونت و بقای انسان.

تأکید بر مخاطب و پرهیز از یک خوانش قطعی

عباس حمید سمیعی در پایان سخنان خود بر اهمیت مخاطب‌محوری در هنر تأکید کرد و گفت اگر هنرمند امکان برداشت آزاد را برای مخاطب فراهم کرده باشد، نمی‌توان یک تفسیر را به عنوان تنها خوانش صحیح اثر معرفی کرد.

بر همین اساس، «وسوسه» را می‌توان مجموعه‌ای دانست که مخاطب را به مشارکت در فرآیند معنا‌سازی دعوت می‌کند؛ مخاطبی که با توجه به دانش و تجربه خود، ممکن است از یک تصویر به مفاهیمی متفاوت برسد.

در پایان این نشست، بر اهمیت تداوم گفت‌وگوهای تخصصی درباره آثار عکاسان تأثیرگذار معاصر و ضرورت بازخوانی میراث تصویری ایران تأکید شد.

نشست هفتاد و ششم کانون عکاسی شفق با همکاری بنیاد تیرافکن، علاوه بر بررسی مجموعه «وسوسه»، فرصتی برای بازخوانی بخشی از مسیر هنری صادق تیرافکن و گفت‌وگو درباره جایگاه او در تحولات عکاسی معاصر ایران بود؛ هنرمندی که آثارش همچنان ظرفیت خوانش‌های تازه، پژوهش‌های بینارشته‌ای و گفت‌وگوهای انتقادی را در میان عکاسان، پژوهشگران و علاقه‌مندان هنر فراهم می‌کند.

  • نویسنده : معصومه اسکندری نژاد