کتاب «مفهوم رنگ در عالم معنا و تأثیرات آن در هنرهای تجسمی» نوشته دکتر مصطفی سپهوند، به بررسی رنگ در ابعاد گوناگون علمی، ادراکی و هنری می‌پردازد و تلاش می‌کند خواننده را با بنیان و ماهیت رنگ و چگونگی شکل‌گیری ادراک رنگی از جهان پیرامون آشنا کند؛ موضوعی که در هنرهای تجسمی، فراتر از یک عنصر بصری، به ابزاری برای بیان احساس، مفهوم و معنا تبدیل می‌شود.

دکتر مصطفی سپهوند

 

رنگ از نخستین عناصر بصری است که انسان در مواجهه با جهان پیرامون خود تجربه می‌کند. از طبیعت و اشیای اطراف گرفته تا معماری، نقاشی، عکاسی و دیگر شاخه‌های هنرهای تجسمی، رنگ حضوری همیشگی دارد و می‌تواند بر نحوه دیدن، احساس کردن و تفسیر جهان تأثیر بگذارد.

کتاب «مفهوم رنگ در عالم معنا و تأثیرات آن در هنرهای تجسمی» با پرداختن به مفهوم گسترده رنگ، تلاش دارد ابعاد مختلف آن را از منظر ماهیت، ادراک و کاربرد هنری بررسی کند. نویسنده در آغاز، به بنیان و ماهیت وجودی رنگ می‌پردازد و آن را در ارتباط با نور، ماده و ادراک بصری انسان مورد توجه قرار می‌دهد.

از منظر علمی، رنگ نتیجه تعامل نور با ماده و سپس دریافت آن توسط دستگاه بینایی انسان است. نور سفید شامل طیفی از طول موج‌های نور مرئی است و هنگامی که نور با یک ماده برخورد می‌کند، بخشی از طول موج‌ها جذب و بخشی بازتاب یا منتقل می‌شوند. آنچه چشم انسان دریافت و مغز تفسیر می‌کند، تجربه‌ای است که ما آن را «رنگ» می‌نامیم.

اما رنگ در حوزه هنر، تنها یک پدیده فیزیکی و نوری نیست. رنگ در هنر دارای معنا، احساس و قدرت بیانی است. هنرمند می‌تواند با انتخاب رنگ، فضای اثر را تغییر دهد، بر احساس مخاطب تأثیر بگذارد و مفاهیم گوناگونی را به تصویر منتقل کند.

به همین دلیل، ارائه یک تعریف واحد و محدود از رنگ نمی‌تواند تمام ابعاد آن را توضیح دهد. رنگ با زندگی روزمره انسان درآمیخته است و از طبیعت و محیط زندگی گرفته تا لباس، معماری، تبلیغات و آثار هنری، در شکل‌دهی به تجربه بصری ما نقش دارد. همان‌گونه که یوهانس ایتن (Johannes Itten) بر اهمیت بنیادین رنگ در زندگی و هنر تأکید کرده است، رنگ را می‌توان یکی از مهم‌ترین عناصر تجربه بصری انسان دانست.

یکی از موضوعات مهم کتاب، جایگاه رنگ در هنرهای تجسمی است. رنگ در نقاشی، عکاسی، گرافیک، طراحی، تصویرسازی و دیگر هنرهای بصری، صرفاً برای زیباتر کردن اثر به کار نمی‌رود؛ بلکه بخشی از ساختار و زبان اثر است. هنرمند از رنگ برای ایجاد تضاد، هماهنگی، ریتم، عمق، تأکید و انتقال احساس استفاده می‌کند.

در عکاسی نیز رنگ نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری معنا دارد. تغییر دمای رنگ، شدت نور، اشباع، کنتراست و ترکیب رنگی می‌تواند برداشت مخاطب از یک تصویر را دگرگون کند. یک صحنه واحد، با تغییر رنگ‌ها می‌تواند احساسی متفاوت ایجاد کند و حتی معنای تازه‌ای به خود بگیرد.

از این منظر، شناخت رنگ برای هنرمند تنها شناخت یک عنصر بصری نیست؛ بلکه شناخت یکی از ابزارهای اصلی ارتباط با مخاطب است. رنگ می‌تواند پیش از آنکه مخاطب به جزئیات یک اثر توجه کند، بر احساس و برداشت اولیه او اثر بگذارد.

کتاب با طرح موضوع رنگ در عالم معنا، زمینه‌ای برای توجه به همین لایه‌های پنهان و آشکار رنگ فراهم می‌کند؛ لایه‌هایی که از فیزیک نور و فرآیند دیدن آغاز می‌شوند و در قلمرو ادراک، احساس، فرهنگ و هنر ادامه پیدا می‌کنند.

در نهایت، «مفهوم رنگ در عالم معنا و تأثیرات آن در هنرهای تجسمی» را می‌توان تلاشی برای نزدیک شدن به یکی از بنیادی‌ترین عناصر زبان بصری دانست؛ عنصری که هم در جهان طبیعی ریشه دارد و هم در جهان هنر به ابزاری برای آفرینش معنا تبدیل شده است.

رنگ، در نگاه هنرمند، تنها آن چیزی نیست که دیده می‌شود؛ بلکه بخشی از چیزی است که احساس، ادراک و معنا می‌شود.

در بخش هایی از کتاب میخوانیم:

مفاهیم و ویژگی‌های رنگ

هنرمندان مفاهیم و ویژگی‌های رنگ را معمولاً به سه طریق زیر در آثار خود به کار گرفته‌اند.

الف) رنگ به عنوان عنصری تجسمی برای توصیف موضوع اثر و خصوصیات آن، مثل ترسیم یک منظره پاییزی یا زمستانی که برای هر کدام از اجرای آن منظره (درخت ها، ساختمان ها ، زمین،   آسمان و ..) از طیف رنگ های خاصی استفاده می‌شود. به این ترتیب پاییزی یا زمستانی بودن فضای آن منظره و همه ویژگی هایش با رنگ هایی که در آن استفاده شده توصیف می‌گردد.

ب) رنگ به عنوان عنصری نمادین و استعاری که معانی عمیق و درونی اثر و اجزای آن را به نمایش      می‌گذارد. برای مثال در بسیاری از آثاری که هنرمندان بر اساس محتوای موضوعات اعتقادی، مذهبی، رمزی و افسانه‌ای ساخته‌اند، کاربرد رنگ عموماً جنبه‌ای نمادین و استعاری دارد.    

ج) استفاده از رنگ برای به نمایش گذاشتن ارزش‌های درونی و زیبایی ها و تأثیرات خود رنگ، بدون در نظر داشتن ارزش‌های استعاری و توصیفی آن: ‌مانند رنگ‌های که در هنرهای سنتی مثل فرش، گلیم، پارچه، طراحی و دوخت لباس، معمای و شهرسازی به کار گرفته می‌شوند.

یک یا دو یا هر سه این جنبه های سه گانه در کاربرد رنگ ممکن است در یک اثر هنری مورد تأکید و استفاده قرار گیرد. اگر چه رنگ همواره به عنوان ماده و عنصر اصلی کار هنرمندان نقاش مورد تأکید قرار می گیرد لیکن نقش آن در هنرهای دیگر نیز اهمیت ویژه ای برخوردار است. نقش رنگ در آثار گرافیکی، در بسته بندی کالاها، در ترسیم و اجرای یک اعلان در آثار حجمی، فضاهای عمومی،  شهری ومعماری، مجسمه‌سازی، طراحی پارچه و لباس، مبلمان و تزئینات داخلی، عکاسی، سینما و صنعت دارای اهمیتی بسیارچشمگیر است.

مفهوم رنگ چیست؟

رنگ را می‌توان به دو معنای عمده بررسی کرد:

الف) رنگ به عنوان ماده ای که با آن چیزی را رنگ‌آمیزی می‌کنند.

در این معنی رنگ معمولاً از مخلوط رنگدانه‌های بسیار ریز و موادی که اصطلاحاً به آن‌ها بست ( انواع زرین، صمغ، آب و روغن که مخلوط آن‌ها با رنگدانه‌ها، رنگ را برای استفاده آماده می‌کنند) می‌گویند ساخته می‌شود. مثل رنگ روغنی، رنگ گواش، اکریلیک و…

رنگ‌های جوهری بخش دیگری از مواد رنگین هستند که در مایعات حل می‌شوند. این جوهرها معمولاً منشأ آلی دارند و از انواع گیاهان و حیوانات به دست می‌آیند مانند رنگ پوست پیاز – رنگ چای و رنگ قهوه . رنگ جوهری نیز به طور مصنوعی ساخته می شوند.

ب) رنگ به عنوان پدیده ای که در چگونگی دیدن و درک آن سه عامل زیر دخالت دارند:

۱– نور به عنوان منبع فرآیند رنگ که بدون آن رنگ اشیا دیده نمی‌شود.

۲ –ساختار مولکولی اشیا که باعث می‌شود همه یا بخشی از نور تابیده شده به آن‌ها منعکس شود و در نتیجه به رنگ همان بخش از طیف نور که از اشیا به چشم منعکس می‌شود، دیده شوند.

۳–  چشم انسان که نور بازتاب یافته از سطح اشیا را در یک فرآیند پیچیده به وسیله سلول های نوری شبکیه تشخیص می‌دهد. توضیح آنکه در شبکیه دو دسته سلول نوری وجود دارد. یک دسته سلول‌های استوانه‌ای که تیرگی و روشنی را تشخیص می‌دهند و دسته دیگر سلول‌های مخروطی که رنگ‌ها را تشخیص می‌دهند.

شاخصه‌های اصلی رنگ:

چشم انسان رنگ ها را بر اساس سه خصوصیت از هم متمایز می‌کند:

الف) به واسطه رنگین بودن خود رنگ‌ها که اصطلاحاً به آن ته رنگ یا فام می‌گویند مثل تمایز رنگ

زرد، قرمز و سبز از یکدیگر به دلیل رنگ‌هایشان.

ب) به واسطه میزان تیرگی و روشنی رنگ‌ها مثل تمایز نارنجی از بنفش و زرد

ج) به واسطه میزان خلوص رنگ‌ها، مثل تمایز رنگ آبی در حالت خالص خود با آبی‌هایی که از ترکیب رنگ آبی و رنگ های دیگر ساخته شده‌اند.

خصوصیات و دسته بندی وکاربرد رنگ‌ها درهنرهای تجسمی

هنرمندان، رنگ‌شناسان و پژوهش‌گران عموماً رنگ‌ها را به شیوه‌های مختلفی دسته بندی کرده‌اند. در این جا بر اساس چرخه دوازده رنگ پیشنهادی ایتن که از همه دسته بندی‌ها مشهورتر و دارای اعتبار بیشتری است، توضیحاتی پیرامون روابط متقابل رنگ ها داده می‌شود.

رنگ های اصلی:                                                                                                                                                                                                                      منظور از رنگ های اصلی یا درجه اول رنگ هایی است که معمولاً از ترکیب هیچ کدام از رنگهای

دیگر حاصل نمی شوند، بلکه سایر رنگ‌ها از ترکیب آن‌ها با یکدیگر به وجود می‌آیند.

رنگ های اصلی زرد، قرمز و آبی در صورتی که در خالص ترین حالت خود باشند و هیچ گرایشی به رنگ‌های دیگر در آن‌ها دیده نشود، وقتی با یکدیگر مخلوط شوند، خاکستری بسیار تیره‌ای را به وجود می‌آورند.

اصول و مبانی رنگ شناسی                                                                                                                                                                                                 دنیای پیرامون ما از دو عنصر فرم (شکل) و رنگ تشکیل شده است . تاثیر رنگ در زندگی انسان به قدری است که حتی تصور زندگی بدون رنگ امکان ندارد.

رنگ پدیده و موهبت شگفت انگیز و شکوهمند هستی است و به زندگی انسان احساس و اشتیاق می بخشد . رنگ به فرم، کمال می بخشد و به آن جان می دهد و از مهمترین ابعاد هنر است، انتخاب بجا و درست رنگ در کار باعث افزایش تاثیرگذاری طرح شما می شود .

فیزیکدانی بنام یونگ – رنگ های موجود در نور را ترکیب کرد و به نور سفید رسید. یونگ، پی برد با ترکیب سه رنگ : آبی–رمز – سبز نیز می توان به رنگ سفید رسید. از سوی دیگر با ترکیب این سه رنگ به  صورت دو به دو، سه رنگ دیگر نیز به دست می آید که عبارتند از : قرمز (ماژنتا) آبی    (سایان) و زرد. یونگ، مشخص کرد که رنگ های اصلی یا رنگ های اولیه طیف، و نیز رنگ های درجه دوم یا ثانویه چه رنگ هایی هستند. هر جا نور وجود دارد رنگ نیز هم هست و با وجود نور است که رنگ نمود پیدا می کند و می تواند حضور داشته باشد .از این رو باید گفت که : رنگ همان نور و نور نیز همان رنگ است . تمامی اشیا این خاصیت را دارند که وقتی در برابر نور قرار می گیرند بخشی یا تمامی آن را منعکس می کند . این پدیدار سبب پیدایش رنگ اجسام می شود . رنگ ها دارای طول موجهای مختلف بلند و کوتاه هستند . چشم انسان می تواند طول موجهای نوری بین ۴۰۰ تا ۷۰۰ میلی میکرون را دریافت کند .از این رو رنگ هایی که انسان می بیند در محدوده ی طول موجها قرار دارد. رنگ قرمز دارای بلندترین طول موج یعنی حدود ۷۰۰ متر و بنفش دارای کوتاه ترین طول موج با      حدود ۴۰۰ متر است .

زیبایی شناسی و ارزیابی رنگ ها :

امپرسیون یا احساس عینی و بصر منظور از امپرسیون رنگ، احساس رنگ

اکسپرسیون یا هیجان و تاثیر بیانی مقصود از اکسپرسیون رنگ، حالت رنگ است .

کنستراکسیون یا (سمبولیک) منظورساختمان وساختار رنگ است

رنگ در عکاسی                                                                                    

رنگ یکی از مؤلفه‌های مهم در عکاسی است و عکاس‌ها برای حفظ جنبه‌های زیبایی‌شناسی و تعادل و توازن ترکیب‌بندی، است.

در عکاسی علاوه بر ترکیب‌بندی و نورپردازی، باید به رنگ دقت کنیم. بدون شک نظریه‌ی رنگ نقش  زیادی در عکاسی دارد؛ اما بسیاری از افراد چیزی درباره‌ی دانش پایه‌ یا نحوه‌ی کاربرد رنگ در      عکاسی نمی‌دانند. صرف‌نظر از اینکه عکاس حرفه‌ای باشید یا به‌تازگی عکاسی را آغاز کرده باشید، برای رسیدن به نتایج بهتر و متفاوت باید با نظریه‌ی رنگ و نحوه‌ی استفاده‌ی صحیح از رنگ‌ها آشنا شوید.

در کنار نور، رنگ یکی از مهم‌ترین عناصر عکاسی است. رنگ بر کل ترکیب‌بندی، جذابیت بصری و در نهایت احساس مخاطب تأثیر می‌گذارد. برای مهارت در این زمینه، باید نکاتی مثل ترتیب رنگ‌ها، انواع طرح‌های رنگی، متغیرهای رنگی، روانشناسی رنگ، ترکیب‌ با رنگ، نور و آب‌و‌هوا، ابزارها و ویرایش نهایی را بیاموزیم. رنگ، بحثی گسترده و چالش‌برانگیز است و نکات زیادی درباره‌ی آن وجود دارد؛ اما در این مقاله بیشتر بر خلاصه‌ای از تعاریف و جنبه‌های کاربردی رنگ در عکاسی تمرکز می‌کنیم.

مکانیک و تاریخچه‌ی رنگ

وجود رنگ به نور وابسته است. طیف مرئی نور بخشی از طیف گسترده‌تری به نام طیف الکترومغناطیس است. یک خودروی قرمز به این دلیل قرمز دیده می‌شود که سطح آن کل طیف نور مرئی به جز طیف قرمز را جذب می‌کند. این طیف از سطح منعکس می‌شود و به چشم‌های بیننده برخورد می‌کند. در واقعیت این فرایند کمی پیچیده‌تر است؛ زیرا اشیاء بیشتر ترکیبی از رنگ‌ها هستند تا یک رنگ خالص.

مبنای علمی رنگ بحث گسترده‌ای است و کتاب‌های متعددی درباره‌ی آن نوشته شده‌اند؛ اما به‌عنوان یک عکاس لازم نیست زیاد وارد جزئیات علمی شوید. اطلاعات کنونی خود درباره‌ی رنگ را مدیون اسحاق نیوتن هستیم. آزمایش‌های او درباره‌ی شکست نور مرئی با منشور منجر به ابداع اولین چرخه‌ی رنگ شد. از این زمان بود که تعداد زیادی از چرخه‌های رنگ منتشر شدند و نظریه‌پردازی آلمانی به نام یوهانس ایتن چرخه‌ی رنگی را که امروزه می‌شناسیم توسعه داد. این چرخه‌ی رنگی براساس رنگ‌های اصلی زرد، آبی و قرمز ایجاد شد که از رنگ‌های اصلی در نقاشی هستند. چرخه‌ی رنگ ایتن نظر یوهانس ولفگانگ گوته را جلب کرد و او فرضیه‌ی ارزش احساسی رنگ‌ها را مطرح کرد. براساس این نظریه، رنگ آبی به آرامش و رنگ قرمز به گرما نسبت داده شد.

شناخت رنگ‌ها گامی ساده و ضروری برای ترکیب بندی بهتر در عکاسی است. عکاسی مطالعه نور است و نور رنگی است! بنابر این بهتر است که دمای رنگ‌ها، چرخه رنگ و کاربردهای آن در عکس ‌هایتان را بهتر بشناسید.
چیزی که دانستن آن برای عکاسی ضروری است این است که بداند نظریه رنگ‌ها در نور با رنگ‌های نقاشی متفاوت است. رنگ ‌های مرسوم اصلی که نقاشان و پرینترها از آن استفاده می‌کنند رنگ‌های قرمز، آبی و زرد می‌باشند. در حالی که در نور رنگ‌های اصلی قرمز، آبی و سبز می‌باشد. در نور با ترکیب مساوی این رنگ‌ها نور سفید بدست می‌آید، با ترکیب آبی و سبز رنگ فیروزه‌ای داریم و ترکیب قرمز و سبز، زرد می‌شود. بنابر این در عکاسی بنفش، فیروزه‌ای و زرد رنگ‌های طفیلی      هستند. د راین کتاب نحوه تشکیل رنگ‌ها و خواص آنها به تفصیل بحث شده و به چرخه رنگی مرسوم در عکاسی اشاره شده است.